دلگرم
امروز: جمعه, ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۱ اوت ۲۰۲۶ میلادی
متل کودکانه گنجشک آشی مشی
زمان مطالعه: 3 دقیقه
گنجشک آشی مشی (متل کازرونی) به روایت حسن حاتمی، کتاب هفته، ش ۲-۲۳ مهر ۱۳۴۰ را برایتان تهیه کرده ایم. با ما همراه باشید.

گنجشک آشی مشی (متل کازرونی)

یه گنجشک (گنجشک آشی مشی)تو صحرا داشت دونه جمع می کرد، یه خار رفت تو پاش. آ گنجیشکه فوری پر زد و رفت و رفت و رفت تا رسید به یه دکان نونوائی، خار را داد به نونوا و به اش گفت: میرم مسجد نماز کنم.

پیش خدا نیاز کنم

عقدهٔ دل رو واز کنم،

خارمو به هیچ کی ندی ها

و رفت به مسجد. وقتی که برگشت نونوا گفت: خارت افتاد تو تنور، سوخت گنجیشکه (گنجشک آشی مشی) دور و ور تنور پرید و گفت:

این ور تنورت می جکم

اون ور تنورت می جکم

تنور نونت ور می جکم

و تنور نونوا را ورداشت و پرید. رفت و رفت و رفت تا رسید به یه پیرزن که داشت گاوشو می دوشید. تنورره رو به پیرزن سپرد و گفت:

میرم مسجد نماز کنم

پیش خدا نیاز کنم

عقدهٔ دل رو واز کنم،

تنور رو به هیچ کی ندی ها

پیرزن تنور رو قایم کرد و وقتی گنجیشکه (گنجشک آشی مشی) برگشت، به اش گفت: پام خورد به تنور، تنور شکست! گنجیشکه دور و ور پیره زن پرید و گفت:

این ور گاوت می جکم

اون ور گاوت می جکم

گاو تورو ور می جکم!

گنجشک آشی مشی

و گاو پیره زن رو ورداشت و پرید، رفت و رفت و رفت تا رسید به خونه ای که توش عروسی بود. داد زد

میرم مسجد نماز کنم

پیش خدا نیاز کنم

عقدهٔ دل رو واز کنم

گابمو رو به هیچکس ندینا

اینو گفت و رفت. وقتی برگشت، گاوه رو کشته بودن خورده بودن. گنجیشکه (گنجشک آشی مشی) هم که اینو فهمید، دور و ور عروس پرید و گفت:

این ور عروست می جکم

اون ور عروست می جکم

عروستونو ور می جکم

اینو گفتو عروسو ورداشت و پرید و رفت و رفت و رفت، تا رسید به خونه حاکم به حاکم گفت:

میرم مسجد نماز کنم

پیش خدا نیاز کنم

عقدهٔ دل رو واز کنم.

خارم سوخت

تنورم شیکست

گابمو خوردن، عروسمو به هیچکس ندی ها

حاکم از عروس خوشش اومد و فرستادش به اندرون... وقتی آگنجیشکه(گنجشک آشی مشی) برگشت و از قضیه خبر دار شد،...رفت نشست لب بوم و حاکم به اش گفت:

گنجیشک اشی مشی

لب بوم ما، مشین

بارون میاد، تر میشی

برف میاد، گندله میشی

می افتی تو حوض نقاشی

همچنین بخوانید:
شعر فوق العاده احساسی آسمان قلبم برای کودکان

شعر فوق العاده احساسی آسمان قلبم برای کودکان

شعر آسمان قلبم شعر زیبایی است از محمدکاظم مزینانی که با زبان ساده ی کودکانه عشق به خانواده را به تصویر کشیده است.

گنجیشکه (گنجشک آشی مشی) که اینو شنید، خسته و عاصی رفت به ناقاره خونه، شروع کرد به ناقاره زد و خودن که،

دیمبول و دیمبول نتقاره

حاکم عرضه نداره

دیمبول و دیمبول ناقاره

حاکم عرضه نداره

خوند و خوند و خوند، تا خسته شد و پر زد و تو آسمون آبی، مثل ستاره یی گم شد.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits