حکم ازدواج با زنان مطلقه چیست؟

۱۹,۶۵۱
۹
۱
پنج شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۰۴

ازدواج با زن مطلقه

ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه؛ درست یا غلط؟

با این بخش از دلگرم همراه باشید.

بانوی مطلقه ای هستم که به دلیل اعتیاد از همسرم او جدا شدم؛ مدتی است مردی مجرد، خواستگارم است، اما من برای انتخاب ایشان تردید دارم چرا که می ترسم این بار هم شکست بخورم و از همه مهمتر آن که نمی دانم چرا ایشان مرا به عنوان همسر انتخاب کرده اند؟ لطفا برای شناخت بیشتر و بهتر این خواستگار، مرا راهنمایی کنید.با این بخش از دلگرم همراه باشید تا بدانید آیا ازدواج با زن مطلقه درست است یا نه؟!

ازدواج با زن مطلقه

ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه؛ آری یا خیر؟!


درباره ازدواج پسر با خانمی که قبلاً ازدواج کرده و جدا شده و گاه دارای فرزند است و حتی بزرگ تر از وی است، توجه به چند نکته بسیار مهم است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

خانم ها در ازدواج به دنبال دستیابی به دو هدف عمده هستند:


1- اولین هدف یافتن فردی قابل اتکا است، کسی که بتوان در مواقع ضروری و بحران از او کمک گرفت. اصولاً شخصیت خانم ها بیشتر پیرو است تا پیشرو(البته تفاوت های فردی هم وجود دارد)؛ یعنی برای مثال حتی اگر خانمی درآمد بسیار زیادی داشته باشد باز هم دوست دارد از شوهرش پول توجیبی بگیرد. این پول گرفتن به دلیل نیاز مالی نیست بلکه خانم ها به این وسیله مطمئن می شوند که کسی هست که در مواقع بحران بتوان روی او حساب باز کرد. به همین دلیل مرد باید از لحاظ سنی، جایگاه اجتماعی و درآمدی بالاتر از زن باشد وگرنه منبع مطمئنی برای اتکا به شمار نمی آید.

خانم ها خیلی دوست ندارند نگران آینده وضعیت مالی و کاری باشند به همین دلیل معمولاً دوست دارند بیشتر مردها مسئولیت مالی را به عهده بگیرند. اگر مرد به لحاظ سنی کوچک تر باشد یا هنوز بیکار و بی درآمد باشد و خانم از نظر شغلی جایگاه تثبیت شده تری داشته باشد و بزرگ تر از او هم باشد، ناخودآگاه نوعی نگرانی برای آینده در خانم به وجود می آید که در ابتدا این نگرانی خود را به صورت اعتراض به بیکاری و تصمیمات شوهر بروز می دهد و در مراحل بعدی به مشاجره های لفظی و کنار کشیدن از چرخه زندگی تبدیل می شود.

2- هدف بعدی خانم ها در ازدواج ارضای نیازهای عاطفی است. در ناخودآگاه تمام خانم ها این مسئله وجود دارد که یک شریک عاطفی با ثبات پیدا کنند. خانم ها برای اطمینان به یک مرد ابتدا او را از نظر عاطفی ارزیابی می کنند، این که عاطفه لازم را از این مرد دریافت خواهند کرد یا خیر. اگر مطمئن شوند که مردی به لحاظ عاطفی قابل سرمایه گذاری است و می تواند نیازهای عاطفی آن ها را تامین کند، آن وقت با خیال راحت برای ادامه زندگی مشترک روی او سرمایه گذاری روانی و عاطفی می کنند. وقتی خانمی یک بار ازدواج می کند و جدا می شود، قاعده ذهنی او به هم می خورد.

او می فهمد که هر مردی نمی تواند از نظر عاطفی او را درک کند و بنابراین برای بار دوم به راحتی به کسی اعتماد نمی کند؛ برای مثال اگر کسی در کاری سرمایه گذاری کند و ورشکسته شود، احتمال خیلی کمی دارد که دوباره در همان کار سرمایه گذاری کند ولی اگر بخواهد دوباره همان کار را در پیش بگیرد، این بار با بدبینی زیاد و کلافه کننده ای به سراغ آن خواهد رفت. مثال خانمی هم که یک بار ازدواج ناموفق داشته همین طور است. او یک بار روی کسی سرمایه گذاری کرده و حالا ورشکسته عاطفی است و چنین فردی معمولاً در ازدواج دوم نهایت احتیاط و خساست را در خرج کردن احساس و عاطفه خواهد داشت. مسئله مهم دیگر مقایسه کردن های ناخودآگاه یا آگاهانه دو همسر با یکدیگر است. یک همسر هر چقدر هم که بد باشد، باز هم یک سری ویژگی های مثبت دارد که چنانچه این ویژگی ها در همسر دوم نباشد، اطمینان عاطفی خانم را به تعویق می اندازد.

چرا پسران مجرد با زنان مطلقه ازدواج می کنند؟

داشتن فرزند از ازدواج قبلی

مسئله مهم دیگری که در این گونه ازدواج ها وجود دارد، داشتن بچه از ازدواج اول است. چون اکثر خانم های مطلقه، درباره شرایط فرزندشان پس از طلاق احساس گناه می کنند، سعی می کنند نهایت تلاش خود را انجام دهند که به اصطلاح آب در دل بچه تکان نخورد و مادرانی بیش مراقبت کننده و بیش از حد دلسوز می شوند. چنین حسی می تواند منبع نارضایتی و اختلاف باشد چون قابل پیش بینی است که در یک زندگی مشترک لحظاتی وجود دارد که مرد از بچه خانمش ناراحت شود یا برخورد تندی با وی داشته باشد.

در چنین مواقعی احساس گناه مادر بیشتر فعال می شود و با گاردگیری سعی می کند از فرزندش دفاع کند. همچنین مردان کمی پیدا می شوند که فرزند یک مرد دیگر را بپذیرند و بتوانند به چشم فرزند خود به او نگاه کنند. این حس متفاوت بودن به خصوص وقتی مرد فرزند خود را هم داشته باشد، نوعی تبعیض رفتاری واحساسی به وجود می آورد که بر نارضایتی از زندگی می افزاید. اگر هم بچه در سنی باشد که پدر واقعی خود را از پدر ناتنی تشخیص دهد، مسئله کنار آمدن بچه با پدر دوم، خود حکایت مفصلی است که هم از حوصله این بحث خارج است و هم از حوصله بیشتر پدرها!

آنها فکر می کنند:

1- زنان مطلقه انتظار مالی پایین تری دارند و در شرایطی که مهریه، هزینه های مراسم ازدواج، هزینه های تامین مسکن و درآمد برای پسرها یک دغدغه جدی است، زنان مطلقه با انتظارات پایین تر می توانند گزینه خوبی باشند.

2- زنان مطلقه حامی ندارند. خانواده آنها به دلیل موقعیت فرزندشان تمایل دارند زندگی دوم دخترشان را حفظ کنند پس در امور زندگی دخالت نمی کنند.

3- زنی که یک بار از همسرش جدا شده، بار دیگر هم ممکن است از همسرش جدا شود. پس اگر زندگی با او به بن بست رسید، دردسرهای کمتری برای طلاق خواهند داشت.

4- زنان مطلقه مهریه و حق و حقوق مالی شان را از همسر سابق دریافت کرده و تمکن مالی بیشتری دارند و می توانند منبع حمایتی خوبی برای یک پسر مجرد باشند.

-------------------------------------------------------------------------------------------

چه تصمیمی بگیریم؟

درباره این بخش بدبینانه و آسیب زای ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه باید بگوییم که بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن سعی کند انگیزه های اصلی خواستگارش را دریابد. ازدواجی که صرفا به دلیل برخورداری از حمایت یک مرد صورت بگیرد، می تواند خطرناک باشد و چالش های زندگی قبلی را برای یک زن تکرار کند. بنابراین بهتر است کار را به کاردان بسپارید و با مشاوره‌های روانشناسی تک نفره و دو نفره تصمیم نهایی خود را بگیرید.

آسیب های ازدواج با زنان مطلقه

یکی از آسیب های این ازدواج یادآوری مکرر خاطرات ازدواج قبل است. ممکن است زن در چنین ازدواجی مورد سرزنش مرد و اطرافیان او باشد و با وجود کوچکترین اختلافی این جمله را بشنود: «حتما همسر قبلی ات هم همین رفتار را ازت دیده که طلاقت داده...»، «تو از یک زندگی شکست خورده بیرون آمده بودی و من حمایتت کردم»، «حالا می فهمم همسر اولت چه از دست تو کشیده» و...

از طرف دیگر، زن به خاطر تجربه ای که قبلا داشته، ممکن است آسیب پذیری بیشتری نشان دهد. مدام مراقب باشد که رفتارهای آزاردهنده همسر اولش را در این زندگی نبیند و به محض مشاهده یک رفتار مشترک، نسخه بپیچد و بگوید: «تو هم مثل همسر اولم هستی»، «همه مردها همین طورند»، «عاقبت این زندگی هم همان خواهد شد» و... . بخش دیگری از این ماجرا، ممکن است در مقایسه های پی در پی دو مرد زندگی او با همدیگر اتفاق بیفتد. زن مرتب نقاط ضعف همسر دوم را با نقاط قوت همسر اول مقایسه و او را سرزنش کند.زنان مطلقه زنانی هستند که در صورت داشتن یک زندگی آرام، قدر موقعیت را می دانند و برای بهتر شدن زندگی تلاش می کنند. آنها وضعیت بدتری را چشیده اند و حاضر نیستند زندگی خوب امروزی شان را به سادگی از دست بدهند

-------------------------------------------------------------------------------------------

بخش خوشبینانه این ازدواج ها

اما این ازدواج ها بخش خوشبینانه ای هم دارند.زنان مطلقه به واسطه تجربه هایی که در زندگی اول خود کسب کرده اند، توانایی مدیریت بهتری در روابط دارند. به همین دلیل نظر پسران مجرد را بیشتر جلب می کنند. این زنان مهارت های خانه داری، ارتباط با اقوام، برخورد با همسر را دارند و دیگر نیازی نیست با شروع زندگی مشترک، به آزمون و خطا بپردازند.

زنان مطلقه زنانی هستند که در صورت داشتن یک زندگی آرام، قدر موقعیت را می دانند و برای بهتر شدن زندگی تلاش می کنند. آنها وضعیت بدتری را چشیده اند و حاضر نیستند زندگی خوب امروزی شان را به سادگی از دست بدهند.در کنار همه این ها به یاد داشته باشید مطلقه بودن دلیلی برای انتخاب نشدن برای ازدواج نیست. در زمانه فعلی که آمارهای طلاق بسیار بالا رفته، زنان جوان زیادی را می بینیم که شاید در دهه دوم یا اوایل دهه سوم زندگی خود باشند و با قابلیت های برجسته و شان خانوادگی و اجتماعی بالا سابقه شکست را داشته باشند. بنابراین از نگاه سنتی و قضاوت نادرست درباره این زنان فاصله بگیرید و بر اساس واقعیات موجود انتخاب کنید.

-------------------------------------------------------------------------------------------

داشتن فرزند از ازدواج قبلی

مسئله مهم دیگری که در این گونه ازدواج ها وجود دارد، داشتن بچه از ازدواج اول است. چون اکثر خانم های مطلقه، درباره شرایط فرزندشان پس از طلاق احساس گناه می کنند، سعی می کنند نهایت تلاش خود را انجام دهند که به اصطلاح آب در دل بچه تکان نخورد و مادرانی بیش مراقبت کننده و بیش از حد دلسوز می شوند. چنین حسی می تواند منبع نارضایتی و اختلاف باشد چون قابل پیش بینی است که در یک زندگی مشترک لحظاتی وجود دارد که مرد از بچه خانمش ناراحت شود یا برخورد تندی با وی داشته باشد.

در چنین مواقعی احساس گناه مادر بیشتر فعال می شود و با گاردگیری سعی می کند از فرزندش دفاع کند. همچنین مردان کمی پیدا می شوند که فرزند یک مرد دیگر را بپذیرند و بتوانند به چشم فرزند خود به او نگاه کنند. این حس متفاوت بودن به خصوص وقتی مرد فرزند خود را هم داشته باشد، نوعی تبعیض رفتاری واحساسی به وجود می آورد که بر نارضایتی از زندگی می افزاید. اگر هم بچه در سنی باشد که پدر واقعی خود را از پدر ناتنی تشخیص دهد، مسئله کنار آمدن بچه با پدر دوم، خود حکایت مفصلی است که هم از حوصله این بحث خارج است و هم از حوصله بیشتر پدرها!

اختلاف سن

نکته مهم پایانی این که انسان ها تمایل دارند یک ضعف یا شکست را با موقعیت بهتر جبران کنند. بسیاری از خانم ها یا آقایانی که یک بار در ازدواج شکست می خورند به دنبال یافتن همسر کم سن و سال تر یا زیباتر و با شرایط بهتری هستند. این نوعی فرار از مسئله و کنار نیامدن با قضیه است. مثلاً خانمی را در نظر بگیرید که در سن 35 سالگی جدا می شود و بعد با پسری 25 ساله ازدواج می کند. این تصمیم او نوعی جبران عمر هدر رفته اش است، یعنی ناخودآگاه با خود این جمله را تکرار می کند که درست است عمرم را به پای کسی هدر داده ام ولی هنوز آنقدر جوان و جذاب هستم که یک پسر 25 ساله جذب من شود.

ولی واقعیت تلخ این است که بعد از ازدواج اولین مسئله ای که خیلی برای دیگران قابل توجه است و برای خانم جای نگرانی، همین مسئله اختلاف سنی است. آن جاست که خانم وباره اشتغال فکری جدیدی پیدا می کند و باید تمام توجهش به کم کردن و کم نشان دادن این اختلاف سنی باشد و عملاً در چرخه ای باطل وارد می شود که می بینیم هر کاری انجام می دهد غیر از زندگی کردن. اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که می گویند برخی از این خانم ها آنقدر از لحاظ شخصیتی پخته و عاقل هستند که به نظر دیگران توجه نمی کنند و زندگی خود را ادامه می دهند، باید گفت؛ باز هم یک سر قضیه ایراد دارد چون اگر پخته بودند، با پسری کم سن و سال تر از خود ازدواج نمی کردند.

دیدگاه کارشناسان

در نهایت این که، به اعتقاد بیشتر روان شناسان بهتر است افرادی که تجربه شکست در زندگی مشترک داشته اند، با کسانی ازدواج کنند که آن ها هم چنین تجربه ای را داشته اند. این نوع ازدواج، احتمال درک همدیگر را افزایش می دهد و جایی برای سرزنش و احساس حقارت باقی نمی گذارد. صحبت کردن درباره تمام زوایا و شرایط زندگی جدید، توافق درباره بچه ها و سرپرستی آن ها و مهم تر از همه رو راست بودن و آگاهانه و منطقی تصمیم گرفتن در این گونه مواقع می تواند از بسیاری از مشکلات احتمالی آینده پیشگیری کند. نکته مهم تر این که حتماً باید بین جدا شدن و ازدواج مجددتان حداقل یک سال فاصله باشد تا با ازدواج اول و عواطف منفی آن کنار بیایید.

خواهشمنديم اگر سوال يا نکته‌اي براي مطلب ازدواج با زن مطلقه

در ذهن شما باقي مانده است، آن‌را در قسمت نظرات با ما و ساير کاربران به اشتراک بگذاريد.

-------------------------------------------------------------------------------------------

مجله اینترنتی دلگرم

مرجان امینی


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(9 امتیاز , میانگین: 3.9 از 5)  

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
 
ir
حمید | ۱ سال پیش
از نظر من واقعا اشتباه است که پسرمجرد بازن مطلقه ازدواج کنه.
۰
۰
 
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter