دلگرم
امروز: سه شنبه, ۰۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۱۵ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
غار میرملاس لرستان کجاست ؟ بازدید از این مکان تاریخی
زمان مطالعه: 8 دقیقه
غار میر ملاس کوهدشت غار میرملاس در کوه «سرسرخن» در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری شهر کوهدشت واقع شده است.

غار میرملاس لرستان؛ بازدید از کهن ترین نگارخانه صخره ای زاگرس

در دل رشته کوه های زاگرس، جایی که صخره ها با باد و باران هزاران سال گفت وگو کرده اند، غار میرملاس لرستان همچون نگارخانه ای بدون دیوار و سقف، خاطره های انسان کهن را در خود نگاه داشته است. این غار در شهرستان کوهدشت استان لرستان قرار دارد و از مهم ترین محوطه های هنر صخره ای ایران به شمار می رود. آنچه میرملاس را از یک غار معمولی جدا می کند، مجموعه ای از نقاشی های پیش ازتاریخی است که با رنگدانه های طبیعی روی صخره ها نقش بسته اند و صحنه هایی از شکار، حیوانات و زندگی روزمره را روایت می کنند.

اهمیت میرملاس محدود به یک جاذبه گردشگری نیست. این محوطه، پرسشی بنیادین درباره چگونگی زندگی انسان در غرب ایران باستان مطرح می کند و پژوهشگران را با معمایی از جنس زمان روبه رو می سازد: این نقش ها دقیقاً چه زمانی کشیده شده اند و چه معنایی داشته اند؟

موقعیت جغرافیایی و ویژگی های طبیعی غار میرملاس

غار میرملاس در پهنه ای کوهستانی و نیمه خشک در شهرستان کوهدشت استان لرستان جای گرفته است. این منطقه بخشی از زاگرس مرکزی محسوب می شود که از دیدگاه زمین شناسی، ساختاری چین خورده و پرشیب دارد و سنگ های آهکی در آن فراوان اند. وجود همین سازندهای آهکی، زمینه ساز شکل گیری غارها و پناهگاه های صخره ای متعدد در منطقه شده است. میرملاس در دامنه ای صخره ای قرار دارد که از یک سو به دره های عمیق و از سوی دیگر به ارتفاعات مشرف است؛ موقعیتی که آن را به مکانی مناسب برای زیست موقت یا پناه گرفتن گروه های انسانی در گذشته تبدیل می کرده است.

شرایط اقلیمی کوهدشت، تابستان های گرم و زمستان های نسبتاً سرد را رقم می زند. همین نوسان دما، در کنار رطوبت فصلی، از مهم ترین عوامل فرسایش طبیعی صخره ها و تهدیدکننده نقاشی های کهن به شمار می رود. پوشش گیاهی منطقه از نوع استپی و کوهستانی است و گیاهان مقاوم به خشکی در آن رشد می کنند. از دیدگاه جانوری نیز زاگرس زیستگاه گونه هایی مانند بز کوهی، گراز و پرندگان شکاری بوده است؛ جانورانی که تصویر برخی از آن ها در نقاشی های غار دیده می شود و پیوند میان هنر صخره ای و محیط زیست طبیعی را آشکار می سازد.

تاریخچه پژوهش و کشف علمی غار میرملاس

اگرچه مردم بومی منطقه از دیرباز از وجود نقش های صخره ای در این غار آگاه بوده اند، شناخت علمی و مستندسازی میرملاس از میانه دهه ۲۰۰۰ میلادی شتاب گرفت. در سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱، هیئتی مشترک از پژوهشگران ایرانی و بلژیکی به سرپرستی Marcel Otte از دانشگاه لیژ و L. Remacle، محوطه های صخره ای لرستان را بررسی کردند. گزارش های این هیئت که در نشریات باستان شناسی اروپایی منتشر شد، میرملاس و غار هومیان را به عنوان دو محوطه شاخص هنر صخره ای منطقه معرفی کرد. این پژوهش ها نقطه عطفی در توجه بین المللی به هنر صخره ای زاگرس بود.

پس از آن، مطالعات تکمیلی در قالب پایان نامه های دانشگاهی، مقالات باستان شناسی و گزارش های میراث فرهنگی انجام شد. با این حال، هنوز بسیاری از پرسش ها درباره گاه نگاری دقیق، معنای نمادین نقوش و ارتباط آن ها با دیگر محوطه های منطقه پاسخ قطعی نگرفته اند. همین ابهام، میرملاس را به محوطه ای زنده برای پژوهش تبدیل کرده است؛ محوطه ای که هر سال ممکن است داده های تازه ای از آن به دست آید.

غار میرملاس لرستان

نقاشی های صخره ای میرملاس؛ آنچه بر سنگ نقش بسته است

هسته اصلی ارزش میرملاس، نقاشی های صخره ای آن است. این نقاشی ها با رنگدانه هایی که عمدتاً از مواد معدنی طبیعی مانند اکسیدهای آهن و منگنز به دست آمده اند، روی سطح سنگ آهکی اجرا شده اند. رنگ های اصلی شامل طیف های قرمز، قهوه ای، سیاه و در برخی بخش ها زرد اُخرایی است. همین استفاده از مواد معدنی، دوام نسبی نقش ها را در برابر عوامل جوی ممکن کرده است.

نقش مایه های اصلی

برجسته ترین نقش مایه های میرملاس را می توان در چند دسته بررسی کرد:

۱. تصویر جانوران: بز کوهی، گوزن، اسب و جانورانی که شناسایی دقیق آن ها نیازمند بررسی تطبیقی است. بز کوهی در هنر صخره ای ایران جایگاه ویژه ای دارد و در بسیاری از محوطه ها تکرار شده است. این تکرار می تواند نشانه اهمیت اقتصادی، نمادین یا آیینی این جانور باشد.

۲. صحنه های شکار: برخی نقش ها انسان هایی را در حالت تعقیب یا نشانه گیری به سمت جانوران نشان می دهند. این صحنه ها بازتابی از شیوه معیشت شکارورزی و مهارت های جمعی انسان گذشته اند.

۳. نقش های انسان نما: پیکره های انسانی با حالات بدنی متنوع، گاه در حالت ایستاده و گاه در حال دویدن یا خم شدن. برخی از این پیکره ها احتمالاً به رقص، آیین یا مراسم جمعی اشاره دارند.

۴. نمادها و نشانه های هندسی: نقطه ها، خطوط و اشکال ساده که تفسیر آن ها دشوارتر است و می تواند نشانه گذاری، شمارش یا نماد باورهای خاص باشد.

قدمت و گاه نگاری

تعیین زمان دقیق اجرای نقاشی های صخره ای با روش های گاه نگاری مطلق دشوار است، زیرا رنگدانه های معدنی معمولاً کربن کافی برای تاریخ گذاری رادیوکربنی ندارند. به همین دلیل، پژوهشگران بیشتر بر تحلیل سبکی، مقایسه با محوطه های همسایه و بستر باستان شناختی تکیه می کنند. دیدگاه غالب، میرملاس را به دوره های پیش از تاریخ و احتمالاً هزاره های پیش از میلاد نسبت می دهد؛ اما برخی پژوهشگران دامنه زمانی گسترده تری را محتمل می دانند. این اختلاف نظر، به جای تضعیف ارزش اثر، بر اهمیت آن به عنوان محوطه ای نیازمند پژوهش بیشتر می افزاید.

تکنیک اجرا

به نظر می رسد هنرمندان میرملاس از انگشت، قطعات سنگ یا ابزارهای ساده برای انتقال رنگدانه بهره می گرفتند. خطوط برخی نقش ها ضخیم و پُررنگ و برخی نازک تر اجرا شده اند؛ تفاوتی که می تواند ناشی از ابزار، مهارت هنرمند یا مراحل مختلف اجرا در زمان های متفاوت باشد. این نکته نشان می دهد که میرملاس احتمالاً در چند مرحله زمانی و توسط افراد یا گروه های مختلف نقاشی شده است.

مقایسه میرملاس با غار هومیان

در فاصله ای نه چندان دور از میرملاس، غار هومیان قرار دارد که آن نیز نقاشی های صخره ای ارزشمندی را در خود جای داده است. مقایسه این دو محوطه، تصویری روشن تر از هنر صخره ای لرستان به دست می دهد. در هر دو غار، نقش جانوران و صحنه های شکار دیده می شود، اما تفاوت هایی در سبک اجرا، تراکم نقوش و وضعیت حفاظتی وجود دارد. برخی پژوهشگران بر این باورند که این دو محوطه می توانند بخشی از یک سنت هنری منطقه ای باشند که در بازه زمانی گسترده ای تداوم یافته است.

اهمیت این مقایسه در آن است که نشان می دهد میرملاس یک پدیده منفرد نیست؛ بلکه بخشی از یک چشم انداز فرهنگی بزرگ تر در زاگرس مرکزی است. همین چشم انداز، لرستان را به یکی از مهم ترین مناطق ایران برای مطالعه هنر صخره ای تبدیل کرده است.

ارزش باستان شناسی و فرهنگی غار میرملاس

از منظر باستان شناسی، میرملاس می تواند اطلاعاتی درباره الگوهای استقرار، مسیرهای کوچ، روابط انسان و محیط و باورهای نمادین فراهم کند. هنر صخره ای، نوعی داده مادی است که در بستر طبیعی شکل گرفته و تفسیر آن نیازمند پیوند با داده های دیگر مانند ابزارهای سنگی، بقایای جانوری و الگوهای سکونتگاهی است. مطالعه یکپارچه این داده ها می تواند درک ما را از پیشینه فرهنگی منطقه عمیق تر کند.

از منظر فرهنگی و هویتی، میرملاس بخشی از حافظه جمعی مردم لرستان است. این اثر گواهی بر پیوستگی فرهنگی سرزمینی است که هزاران سال محل زیست انسان بوده است. چنین آثاری به جامعه محلی کمک می کنند تا نسبت خود را با گذشته تاریخی بازشناسند و از میراث خود پاسداری کنند. از این رو، حفاظت از میرملاس اقدامی علمی، فرهنگی و آموزشی است که نسل های آینده را نیز در بر می گیرد.

زمین شناسی غار میرملاس و پیوند آن با هنر صخره ای

ساختار زمین شناسی منطقه کوهدشت، با سازندهای آهکی و فرایندهای انحلالی، بستر شکل گیری غارها و پناهگاه های صخره ای را فراهم کرده است. سطوح هموار و پناه دار صخره ها، امکان اجرای نقاشی را برای انسان گذشته آسان تر می کرد. از سوی دیگر، همان فرایندهای فرسایشی که غار را ساخته اند، امروز تهدیدی برای بقای نقاشی ها هستند. ترک های طبیعی، ریزش قطعات سنگ و نفوذ رطوبت از جمله عواملی هستند که می توانند نقش ها را در طول زمان محو یا تخریب کنند. شناخت این فرایندها برای طراحی برنامه حفاظتی ضروری است.

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits