انشا با موضوع رحلت پیامبر
انشا رحلت پیامبر اسلام
شیعیان تاریخ رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را ۲۸ صفر سال یازدهم هجری و علمای اهل سنت ماه ربیع الاول می دانند. چیزی که در منابع تاریخی ثبت شده آن است که آن حضرت مدتی بیمار شدند و پس از آن رحلت نمودند. اما در روایاتی که از ائمه (علیهم السلام) نقل شده است، بیان گردیده که آن حضرت در اثر سمی که به ایشان خورانده شد، به شهادت رسیدند.
در تاریخ رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میان شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر نیست. زیرا تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه به پیروى از اهل بیت علیهم السلام، تاریخ رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجرى قمرى دانسته اند، ولیکن علماى اهل سنت تاریخ آن را در ماه ربیع الاول ذکر کرده اند و در این که چه روزى از ربیع الاول بوده است، اختلاف دارند؛ برخى روز اول، برخى روز دوم و برخى روز دوازدهم و ... از این ماه را بیان کردند.
شیخ عباس قمی می گوید اکثر علماى اهل سنّت آن را در روز دوازدهم ماه ربیع الأوّل گفتهاند. واقدی از جمله کسانى است که رحلت آن حضرت را در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول مى داند.
دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ناشی از خوراندن سم به آن حضرت بوده است. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. از جمله امام صادق (ع) می فرمایند: چون پیامبر اسلام (ص)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند.
در جای دیگری آن حضرت فرمودند: "پیامبر اکرم (ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود". در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا (ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین سفر حج (در عرفه)، در مکه، در غدیر خم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. آن حضرت در حجة الوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: مناسک خود را از من فراگیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم. هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید. هنگام بازگشت نیز در اجتماع بزرگ حاجیان فرمود: نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم.

انشا درباره رحلت پیامبر
خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله در سال 571 م که مصادف با روز جمعه هفده ربیع الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل سالگی از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد. حدود سیزده سال در مکه به صورت پنهان و نیمه پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. سپس در نتیجه فشارهای روزافزون کفار و مشرکان به مدینه هجرت کرد. پس از ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام و تشکیل نخستین حکومت اسلامی در سن 63 سالگی در روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری به ندای حق لبیک گفت و چشم از جهان فانی فرو بست. مرقد مطهرش در مدینه منوره در کنار مسجدالنبی قرار گرفته است و همه ساله سیل عاشقان نبوت، به ویژه در ایام پیش و پس از مراسم حج، از سراسر عالم به زیارتش می شتابند.
در آخرین ساعت های زندگی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، وقتی غم و اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فرا گرفته بود و یاران باوفای آن حضرت با دیدگانی اشک بار و دل های آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن حضرت آگاه شوند، دختر گرامی رسول خدا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، در کنار بستر پدر با قلبی سوزان و دیده گریان به زمزمه کردن اشعاری که حضرت ابوطالب علیه السلام در وصف آن حضرت سروده بودند مشغول شد. چون به این بیت رسید که می گوید: «[ای صاحب] آن چهره نورانی که به احترام آن مردم از ابرها باران درخواست می کنند و شخصیتی که پناهگاه یتیمان و بیوه زنان و درماندگان است»، ناگهان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چشم خود را باز کردند و با صدای آهسته به دختر بزرگوارشان فرمودند: دخترم به جای این اشعار آن آیه را تلاوت کن که می گوید: «محمد پیامبر خداست و پیش از او نیز پیامبرانی آمدند و رفتند. آیا اگر او رحلت کند یا کشته شود به آیین و اعتقادات قبلی خود باز می گردید؟ [بدانید] هرکس دست به چنین کاری بزند به خدا زیان نمی رساند».

انشا درباره داستان رحلت پیامبر
شهرت محمد «ص» به راستگویی و درستکاری چنان زبانزد همگان شده بود که « امین » لقب گرفت و همین صداقت و درستی توجه خدیجه دختر خویلد را جلب کرد و او را با سرمایه خویش برای تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شیفته درستکاری « محمد امین» شد که خود برای ازدواج با وی گام پیش نهاد ؛ در حالیکه بنابر مشهور ؛ دستکم 15 سالی از او بزرگ تر بود.
خدیجه برای محمد «ص» همسری فداکار بود و تا زمانی که حیات داشت ؛ پیامبر همسر دیگری برنگزید. او برای پیامبر « ص » فرزندانی آورد که پسران همگی در کودکی در گذشتند و در میان دختران ؛ از همۀ نامدارتر ؛ حضرت فاطمه «ع» است. از جزئیات این دوره از زندگی پیامبر « ص» تا زمان بعثت آگاهی چندانی در دست نیست.
جز آنکه میدانیم نزد مردمان بعنوان فردی اهل تأمل و تفکر شناخته شده ؛ و از خوی و رفتارهای ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود. از آداب و رسوم زشت آنان چشمگیرتر از همۀ بت پرستی بود و پیامبر «ص» از آن روی بر میتافت. محمد «ص» اندکی پیش از بعثت ؛ دیر زمانی رابه تنهایی در غار حرا، در کوهی نزدیک مکه به سر میبرد و زمان رابه خاموشی و اندیشه میگذرانید.

انشا رحلت حضرت رسول اکرم
در آخرین روزهای پیش از رحلت پیامبراکرم ایشان به علی (ع) وصیت نمودند که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: «ای رسول خدا، میترسم طاقت این کار را نداشته باشم». پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آن گاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.
فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت، اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش میکرد. سپس به حاضران فرمود: «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید». ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید، زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست». هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آن گاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آن که از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نوادههای پیامبر (ص)، حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند.
علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم». سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
در تاریخ رحلت رسول اکرم (ص) میان شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر نیست. زیرا تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه به پیروى از اهل بیت علیهم السلام، تاریخ رحلت پیامبر اکرم (ص) را روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجرى قمرى دانسته اند، ولیکن علماى اهل سنت تاریخ آن را در ماه ربیع الاول ذکر کرده اند و در این که چه روزى از ربیع الاول بوده است، اختلاف دارند. برخى روز اول، برخى روز دوم و برخى روز دوازدهم و عده اى روز دیگرى از این ماه را بیان کردند. شیخ عباس قمی میگوید اکثر علماى اهل سنت روز رحلت پیامبر اکرم را در روز دوازدهم ماه ربیع الاول گفته اند. واقدى از جمله کسانى است که رحلت پیامبر اکرم را در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول مى داند.

انشا درباره رحلت یا شهادت پیامبر ؟
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
شهر مکه درظلمت وسکوت سنگینی فرو رفته بود و اثری از حیات وفعالیت به چشم نمیخورد، تنها ماه، مطابق معمول آرام آرام از پشت کوههای سیاه اطراف، بالا آمده و شعاع کمرنگ و لطیف خود را بر روی خانههای ساده و خالی از تجمل و هم چنین ریگزارهای دور شهر، پهن میکرد.
کم کم شب از نیمه گذشت و نسیم لذت بخش و مطبوعی سرزمین تفتیده حجاز را فرا گرفت و آن را برای مدت کوتاهی آماده استراحت ساخت، ستارگان هم در این هنگام به این بزم بی ریا رونق و صفا بخشیده و به روی ساکنان شهر مکه لبخند میزدند کرانه افق مکه در آستانه سپیده سحر بود، ولی هنوز سکوت ابهام آمیزی بر شهر حکومت میکرد و همۀ در خواب بودند.
فقط آمنه بیدار بود و دردی را که در انتظارش بود احساس میکرد… درد رفته رفته شدیدتر شد… ناگهان چند بانوی ناشناس و نورانی را در اطاق خویش دید که بوی خوشی از آنان به مشام میرسید. متحیر بود که ایشان کیانند و چگونه از در بسته داخل شدهاند؟ طولی نکشید که نوزاد عزیزش به دنیا آمد و بدین ترتیب دیدگان آمنه پس از ماهها انتظار در سحرگاه هفدهم ربیع الاول به دیدار فرزندش روشن شد.
همۀ از این ولادت خوشحال بودند، ولی در این هنگام که – محمد، صلی الله علیه وآله – شبستان تاریک و خاموش آمنه را روشن میکرد جای همسر جوانش – عبدالله – خالی بود چون او در بازگشت از سفر شام در مدینه درگذشته و در همانجا به خاک سپرده شده و آمنه را برای همیشه تنها گذاشته بود.

انشا در مورد پیامبر اکرم (ص)
رحلت پیامبر اسلام زخمی در دل مسلمانان نشاند که تسکین یافتنی نیست. مهربانی و محبت پیامبر در دل مسلمان و غیر مسلمان ریشه دوانده بود که پس از رفتن آن مرد بزرگوار تا مدتها غمی عظیم در قلبهایشان نشاند. اسلام، قرآن و اهل بیت تنها یادگارهای پیامبر نبود؛ او برای ما انسانیت و مهربانی به یادگار گذاشت.
همیشه از صفات خوب پیامبر دینمان شنیدهایم، داستانهایی که ما را شیفته این بزرگوار کرده است. کمتر پیش میآید که ما از سخنان و خطبههای ایشان شنیده باشیم؛ اما همیشه در مورد رفتارهای حضرت محمد خوانده و شنیدهایم و به همین دلیل است که محبت ایشان در قلب و روح ما ریشه دوانده است.
زندگینامه و رحلت پیامبر پر از درسهای زندگی برای انسانهایی است که قبل از ما آمدهاند و انسانهایی که پس از ما میآیند. رحلت پیامبر موجب کم شدن سایه ایشان از سر جهان و جهانیان نبود. روح بزرگ ایشان کارهای بزرگی پس از رحلت وی انجام داده است و به اعتقاد مسلمین تا همیشه همراه و یاور آنها خواهد بود. مسلمانان تا همیشه از لطف و مهربانی پیامبر اکرم بهرهمند هستند و به همین دلیل است که اسلام پابرجا خواهد ماند. البته تنها کمکهای روحانی ایشان نبود که برای ما به یادگار باقی ماند؛ ایشان قرآن و عترت را نیز برای ما به یادگار گذاشتند و در حدیثی معروف این دو را جدایی ناپذیر خواندند. پس اکنون در دوران پس از رحلت پیامبر ما میتوانیم به کمک مطالعه زندگی ایشان و با راهبری اهل بیت و قرآن مسیر درست را پیدا کنیم و راه را از بیراهه تشخیص دهیم.

انشا درباره تاریخ رحلت پیامبر
در تاریخ رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میان شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر نیست. زیرا تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه به پیروى از اهل بیت علیهم السلام، تاریخ رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجرى قمرى دانسته اند، ولیکن علماى اهل سنت تاریخ آن را در ماه ربیع الاول ذکر کرده اند و در این که چه روزى از ربیع الاول بوده است، اختلاف دارند؛ برخى روز اول، برخى روز دوم و برخى روز دوازدهم و ... از این ماه را بیان کردند .
او به آموخت که یک انسان تا چه اندازه میتواند بزرگوار باشد و به درجات بالای انسانیت برسد. او همانی بود که فقیر و غنی، سفید پوست و رنگین پوست، ارباب و بنده و همه را به یک چشم دید و آنها را زیر پرچم اسلام گرد هم آورد و این معجزه با چه عصایی جز عصای محبت و مهربانی میسر بود؟ بیجهت نیست که آیه آمد: «به رحمت الهی، در برابر مردم نرمخو و مهربان شدی که اگر سنگدل و بیرحم بودی، همگان از اطراف تو پراکنده میشدند.»
میتوان ساعتها نشست و خط به خط در مورد مهربانی رسول اکرم نوشت و باز هم به پایان این دفتر پر از داستان نرسید. رحلت پیامبر و یادبود آن شاید بهانهای باشد که به یاد آوریم ما همه انسانیم، ما همه برادریم، ما همه مهربانی و محبت را در ذات خود داریم. اما امروز...
محبت حضرت محمد به سن و سال خاصی محدود نبود؛ کودکانی که شیفته آن حضرت بودند گواهی بر این گفته هستند. مگر کم شنیدهایم از کافرانی که به محبت پیامبر ایمان داشتند؟ مگر کم بودند کسانی که تنها به مهر به اسلام پیوستند؟ قرآن تنها معجزه حضرت محمد نبود. رحلت پیامبر معجزات بسیاری را از مردم جهان دریغ کرد. اما قلم که بزرگترین معجزه الهی برای حضرت محمد بود، این لطف را به عرضه داشت که حتی پس از رحلت پیامبر از نیکیهای این بزرگوار اطلاع داشته باشیم و چه خوب است که قدر بدانیم.

انشا در مورد 28 صفر و رحلت پیامبر
پیامبر احادیث بسیاری در مورد آخرالزمان دارند. روایتهای بسیاری در مورد دوران غریب پس از رحلت پیامبر وجود دارد. زمانی که اسلام پوستهای میشود بر ظلم ظالمان، کسانی که مال مردم میخورند متدین خوانده میشوند و... .
این روزها که مدتها از رحلت پیامبر گذشته است، مسلمانان شبیه اطفال یتیم مظلوم و بی پناه شدهاند؛ مظلومیتی که مقصر اصلی خود ما هستیم و باز هم تنها خود ما هستیم که میتوانیم خود را نجات دهیم.
این روزها باید به تاریخ قبل از رحلت پیامبر نگاهی بیندازیم، درسهایی بیاموزیم و دوباره آن دوران را زنده کنیم. این کار اتحاد مسلمانان را میطلبد. باید به همگان بگوییم که پیامبر ما دینی سرشار از لطف و مهربانی برای ما آورد و بیشتر از دستورات دینی، درسهای انسانیت را برای ما آورده است. قرآنی که بیش از تشویق به انجام حقوق الهی بر حق مردم تأکید دارد و به ما میآموزد چگونه جامعه انسانی واقعی را بنا کنیم. پیامبر اسلام امروز بیش از سالهای اول اسلام بیعت کننده میطلبد. امروز به انسانهایی با مرام علی (ع) نیاز داریم که بتوانیم علم اسلام را به کمک امام زمانمان بنا کنیم. امروز پس از رحلت پیامبر ما موظفیم مسلمان باشیم، ما اسلام آورندگان باید ایمان بیاوریم.
نوشتن در مورد رحلت پیامبر شاید کار سادهای باشد؛ اما به جرأت میتوان گفت اندیشیدن در مورد آن کار سادهای نیست. محمد (ص)، دین و کتابش از سوی خدا برگزیده شدند که راهکار زندگی به ما ارائه دهند. بیدلیل نیست که پس از گذشت این مدت طولانی درسهای اسلام هنوز برای ما مهم و کاربردی است.
و در پایان خبر خوب برای ما این است که در عصر پس از رحلت پیامبر پاداش مسلمان واقعی بودن و مسلمان ماندن کم از جهاد در راه حق نیست و مومنین کم از مجاهد نیستند. بیایید مسلمان باشیم و با افتخار بگوییم ما پیروان دین محمد (ص)، آخرین فرستاده الهی، هستیم و زمین را به جای بهتری برای زندگی تبدیل میکنیم.

انشا درباره رحلت پیامبر اکرم (ص)
در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.
پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن ابیطالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده اند شما از مرگ پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد."
روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد.
سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: " کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام."
در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
"اى مردم! آتش فتنه ها شعله ور گردیده و فتنه ها همچون پارههاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید.
در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: " ای رسول خدا ، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم. " پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.
فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید." ام سلمه، همسر پیامبر گفت: " علی را بگویید بیاید.زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست.
" هنگامی که علی (ع) آمد ، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:
"علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم."
سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد

انشا با موضوع رحلت پیامبر برای مدرسه
رحلت پیامبر پر از درسهای زندگی برای انسانهایی است که قبل از ما آمدهاند و انسانهایی که پس از ما میآیند. رحلت پیامبر موجب کم شدن سایه ایشان از سر جهان و جهانیان نبود. روح بزرگ ایشان کارهای بزرگی پس از رحلت وی انجام داده است و به اعتقاد مسلمین تا همیشه همراه و یاور آنها خواهد بود. مسلمانان تا همیشه از لطف و مهربانی پیامبر اکرم بهرهمند هستند و به همین دلیل است که اسلام پابرجا خواهد ماند.
در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد.
چند روز آخر قبل از رحلت پیامبر اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: «اى مردم! آتش فتنهها شعله ور گردیده و فتنهها همچون پارههاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در میآئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما میپرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار میکنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمیشوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم (کتاب خدا و اهل بیتم). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت میرسید». آن گاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه میکردند.
درباره رحلت حضرت پیامبر بیشتر بخوانید :
رحلت حضرت رسول اکرم (ص) در سال 1400 چند شنبه و چه روزی است ؟
نقاشی رحلت پیامبر : 60 نقاشی در مورد رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و ...












نحوه کاشت هسته لیمو در گلدان و رازهای رشد سریع آن
طرز تهیه شام سریع و لاکچری با ۱۰۰ گرم گوشت چرخکرده
ادویه کباب کوبیده؛ راز خوش عطر شدن کبابی که همه عاشقش می شوند
طرز تهیه رول کدو سبز مجلسی با گوشت چرخ کرده؛ غذایی شیک و خوشمزه برای مهمانی
موز و خمیر دندان را مخلوط کنید؛ ترکیب جادویی برای خانه داری
بازیافت درب بطری پلاستیکی : نحوه ساخت جا دستمال فانتزی با درب بطری نوشابه
راهکار سریع ساخت تقسیم کننده جریان آب بدون ابزار گران قیمت
طرز تهیه پودر سیر و پیاز خانگی بدون دخالت دست و بدون کثیف کاری
دانلود آهنگ برای طبیعت گردی بی کلام و با کلام با کیفیت بالا
دیدگاه ها