دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۹ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
با کلماتی که از زبان های بیگانه وارد زبان فارسی شده اند چه کنیم؟
زمان مطالعه: 6 دقیقه
زبانِ زنده و پویا از دیگر زبان‌ها تأثیر می‌پذیرد و بر دیگر زبا‌ن‌ها تأثیر می‌گذارد. زبانی قدرتمند است که بتواند در این تعامل، هویت خود را حفظ کند و بتواند با جایگزینی صحیح واژه‌ها، آنها را به خود راه بدهد.

با کلمات وارد شده از دیگر زبان ها به فارسی چه باید کرد؟

دستور زبان فارسی هم مانند همه زبان های زنده دنیا بسیاری از واژه ها را پذیرفته است و تعداد زیادی را به همان شکلی که از زبان مبدأ وارد شده به کار می برد. به این کلمات، واژگان دخیل گفته می شود. جدول زیر تعدادی از کلماتی که از زبان های وارد زبان فارسی شده اند را نشان می دهد. شما خیلی از این واژه ها را فارسی می دانستید.

زبان ها لغات دخیل در زبان فارسی
یونانی و رومی منجنیق، فردوس، قفس، درهم، فنجان، لنگر، نرگس، کبریت، زمرد، مروارید، صوفی، سیم، کاپوت، کابد، الماس، موسیقی، ناموس، قلم، مرمر، تمر، زبرجد، اسید، اقاقیا، اقلیم
حبشی مشکات، هرج، منبر، نفاق، حواری، برهان، مصحف
آرامی و سریانی حج، کاهن، عاشورا، شیدا، شیطان، قرمز، یلدا، کلیسا، کنشت، ملکوت، ناسوت، شنبه، کاسه، جهود، حفر، طعم، عطف، قطع، کیسه، گنبد، تابوت
ترکی قربان، کماندان، خاتون، خاقان، بیک، بیگم، اتابک، سنجاق، تاش (در کلمات خیلتاش و خواجه تاش)، قرق، آذوقه، کتک، کمک، قوری، کامل، پرچم، کنکاش، قیچی، اجاق، اتاق، یونجه، یدک، چکمه، دوقلو، بشقاب، گلنگدن
مغولی ایل، ییلاق، قشلاق، سوغات، قدغن، شلاق، نوکر، پلو، کمک، چلو، قلدر، قرمه، قیمه، آقا، بانو، باجی، داداش، مشتلق، قشون، یورش، چاق، تغار، الاغ، اُردو
هندی و سانسکریت کافور، صبح، قرنفل، انبه، نیلوفر، جُنگ، آش، لوتی، یوغ، دستار، کپی، دارچین، طوبی، نارگیل، لاک، فلفل، جنگل، شغال، کرباس
روسی استکان، پالتو، نعلبکی، اسکناس، گاری، کالسکه، چرتکه، جلیقه، سالن، سماور، صندلی، میز، درشکه، بشکه، چمدان، پوتین، اُرسی
چینی کاغذ، چای، تیمچه
انگلیسی فایل، ارگان، چک، آیتم، هتل، کارواش، پارک، دوپینگ، کمپانی، کافی شاپ، ورک شاپ، فریزر، فینال، پارتی، بوکس، موبایل، تست، تلگراف، واگن، گیلاس(لیوان)، سایت، ترور
فرانسوی لامپ، ماشین، پلیس، مبل، مانتو، شاپو، ادکلن، تئاتر، سانسور، دیپلم، نمره، راندمان، آدرس، سوپ، سیفون، شیک، شارلاتان، موزیک، سالاد، بلیت، آسفالت، بالکن، کاندیدا، تابلو، تلویزیون، فلاسک، اتوموبیل، کمیته، مد، پروژه، تکنولوژی، فاز، باتری، میزانسن، آپارتمان، سیلو، سیکل، ژست، دیالوگ، کانال، کادو، آنتیک

نکته: تعداد واژگان دخیل، بسیار بیشتر از مواردی است که در جدول زیر ذکر شده است. در این جدول تنها به پرکاربردترین کلمات اشاره داشته ایم که هنوز معادلی ندارند و به همان شیوه که در زبان مبدأ تلفظ می شود در زبان فارسی نیز ادا می شوند.

با واژه های بیگانه چطور باید رفتار کرد؟

درباره زبان عربی باید توجه داشت که این زبان قرن هاست از طریق نثر کاتبان و مورخان رواج پیدا کرده و امروز در نثر برخی از نویسندگان پرتکلف هم دیده می شود. استفاده بیش از حد لغات بیگانه سبب می شود معنای جمله در میان کلمات گم شود. کاربرد بسیاری از واژگان عربی در فارسی چنان رواج پیدا کرده که گاهی اوقات دیگر نمی توانیم آنها را از پیکره زبان فارسی جدا کنیم. بعضی از این لغات دیگر نیز آن چنان در فارسی تغییر معنا داده اند که با معنایی که در عربی مورد نظر است تفاوت دارد.

با این وجود در این امر باید راه میانه را در پیش گرفت. مثلاً برای برخی از کلمات یا ترکیبات عربی که با ال نوشته می شوند؛ معادل فارسی وجود دارد که رایج شده و بهتر است از آن استفاده کنیم. مثلاً:

کلمه معادل فارسی
ابدالدهر جاویدان/ همیشه
بالاخره سرانجام
بالاخص به ویژه
تحت الحمایه در پناه
تحت الشعاع در سایه
تحت اللفظی واژه به واژه/ زبانی
جدیدالاحداث/ جدیدالتأسیس نوساز/ نوبنیاد
جدیدالورود تازه وارد
حبل الورید رگ گردن/ شاهرگ گردن
حتی الامکان تا آنجا که امکان دارد/ تا آنجا که می شود
حسب الامر به فرمان/ به دستور/ به فرموده
دارالمجانین تیمارستان
دنی الطبع فرومایه/ پست
رأس المال سرمایه
رب النوع فرشته/ ایزد/ پروردگار
سریع السیر تندرو
سریع العمل چالاک
شدیداللحن تند، زننده
صعب الوصول دشوار/ دیریاب
ضعیف الجثه کوچک اندام
ضعیف النفس بی دل/ کم دل/ سست
عظیم الجثه تنومد/ درشت اندام/ کلان/ گنده
علی البدل جانشین
علی الخصوص به ویژه
علی السویه یکسان
علی الطلوع پگاه/ بامداد/ سپیده دم
علی الفور بی درنگ/ دردم
عندالامکان اگر بشود
عنداللزوم هر گاه باید
عندالمطالبه هنگام خواستن
عندالاستطاعه به قدر توان
فارغ التحصیل دانش آموخته
فوق الذکر یاد شده
فی الفور بی درنگ
قسی القلب سنگدل/ سیاه دل
کمافی السابق مانند گذشته
لوازم التحریر نوشت افزار
متفق القول یکدل/ همراه/ یک زبان/ هم زبان
مجهول الهویه ناشناس/ گمنام/ ناشناخته
مع الوصف با آنکه/ با این همه/ با این که
ممکن الوقوع شدنی
من حیث المجموع روی هم رفته

همچنین بخوانید:
معنای تشدید و کاربرد آن در زبان فارسی و لزوم یا عدم لزوم نوشتن آن

معنای تشدید و کاربرد آن در زبان فارسی و لزوم یا عدم لزوم نوشتن آن

یکی از پرسش های رایج در نگارش فارسی، چگونگی کاربرد تشدید و جایگاه آن در زبان فارسی است. این مقاله به طور جامع به این سوال پاسخ می دهد . با ما همراه…

زبان فرانسه، انگلیسی و دیگر زبان ها

زبان فرانسه، انگلیسی و دیگر زبان ها از حدود یکصد سال پیش و به دلیل و رفت و آمد ایرانیان به اروپا و همچنین رواج ترجمه، به زبان فارسی راه پیدا کردند.

به طور کلی در استفاده از کلمات بیگانه باید توجه داشت که اصل انتقال معنا دچار خلل نشود. استفاده فراوان از واژگان انگلیسی در صحبت های روزمره با هدف فخرفروشی، امری رایج اما ناپسند است. برای بسیاری از کلمات دخیل انگلیسی واژگان معادل پیشنهاد شده که خوشبختانه رایج شده است. مثلاً استفاده از پیامک به جای message و پست الکترونیک به جای email؛ اما به طور معمول بیشتر این کلمات بدون جایگزین مانده اند و یا کلماتی که از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشنهاد شده چندان مورد استقبال قرار نگرفته است؛ مانند، برگک به جای چیپس! بنابراین بهتر است از همان کلماتی که رایج شده استفاده کنیم و کلمات دیگر را تا رواج یک جایگزین مناسب، به همان صورتی که در زبان انگلیسی به کار می رود مورد استفاده قرار بدهیم.

نکته: در نگارش یا ویرایش یک متن باید در نظر داشته باشید که همیشه راه میانه را در پیش بگیرید. باید از واژگان بیگانه، استفاده هوشمندانه کرد. زیرا هدف از نوشتن چیزی جز رساندن معنی، ساد ه نویسی، بالا بردن سرعت خواندن و ایجاد ارتباط نیست. شیوه هایی افراطی مانند سره نویسی یا گرایش صرف به واژگان بیگانه توازن و تعادل زبان را به هم می ریزد.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits