دلگرم
امروز: جمعه, ۲۹ تیر ۱۴۰۳ برابر با ۱۲ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
سوزناک ترین شعرهای عاشورا را اینجا بخوانید !
0
زمان مطالعه: 7 دقیقه
شعر عاشورا / شعر درباره عاشورا / شعر عاشورای حسینی / شعر تسلیت عاشورا / شعر در مورد عاشورا / اشعار عاشورا / شعر تسلیت عاشورای حسینی / شعر برای عاشورا

شعر عاشورا

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از شعر عاشورا را تقدیم حضورتان خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

شعر عاشورای حسینی

حسین جان

نبودی ببینی که زینب چه دیده

حسین جان

چه غمها که بر قلب عترت رسیده

حسین جان

ببین مادرت آمده قد خمیده

حسین جان حسین جان حسین جان

حسین جان

غم قلب زارم شده بی کرانه

حسین جان

مرا زد عدو بی حد و بی بهانه

حسین جان

چه گویم زِ کعب نِی و تازیانه

حسین جان حسین جان...

حسین جان

بمیرم که لب تشنه جانت فدا شد

حسین جان

تنت مقصد سرخ سر نیزه ها شد

حسین جان

بمیرم نفس میکشیدی سرِ تو جدا شد

حسین جان حسین جان حسین جان

حسین جان

حلالم کن ای نور چشمان زهرا

حسین جان

روم تا به کوفه به همراه اعدا

حسین جان

تنِ بی سرت مانده بر خاک صحرا

حسین جان حسین جان حسین جان...

شعر عاشورا

شعر درباره عاشورا

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین

هر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزانِ لاله ها بود و حسین

داشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را
زآن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین

آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو
بعد از آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین

یک طرف جسم علم دار رشید کربلا
غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین

عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب
کربلا چون لاله زاران با صفا بود وحسین

تیرباران شد تن سالار مظلومان «فراز»
هرطرف از شش جهت تیرِ بلا بود و حسین

شعر عاشورا

شعر تسلیت عاشورا

امشب شهادت نامه ی عشاق، امضا می‌شود

فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود

امشب کنار یکدگر،بنشسته آل مصطفی

فردا پریشان جمع‌شان، چون قلب زهرا می‌شود

امشب بود برپا اگر، این خیمه ی ثاراللهی

فردا به دست دشمنان، برکنده از جا می‌شود

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی

فردا صدای الامان، زین دشت بر پا می‌شود

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است

فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می‌شود

امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده اند

فردا به زیر خارها، گمگشته پیدا می‌شود

امشب رقیه حلقه ء زرین اگر دارد به گوش

فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می‌شود

امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان

فردا کنار علقمه، بی دست سقّا می‌شود

امشب که قاسم، زینت گلزار آل مصطفاست

فردا ز مرکب، سرنگون، این سرو رعنا می‌شود

امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را

فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها می‌شود

امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین

فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود

امشب سر سِرّ خدا بر دامن زینب بود

فردا انیس خولی و دیر نصاری می‌شود

ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد "حسان"

فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می‌شود

شعر عاشورا

شعر تسلیت عاشورای حسینی

روز جان بازی یاران حسین است امروز
کربلا عرصه میدان حسین است امروز

آسمان محو تماشای فداکاری اوست
ما سوا واله و حیران حسین است امروز

صولت حیدری و آیت تسلیم و رضا
روشن از چهره تابان حسین است امروز

روی هفتاد و دو ملّت ز پی عرض نیاز
سوی هفتاد و دو قربان حسین است امروز

تا به عشّاق دهد درس فداکاری
یاد عشق شاگرد دبستان حسین است امروز

نه پریشان شده تنها دل ما در همه جا
صحبت از جمع پریشان حسین است امروز

نام پاک شهدای ره آزادی و حق
زنده از نام درخشان حسین است امروز

ای «رسا» دامن شه گیر که از شاه و گدا
همه را دست به دامن حسین است امروز

شعر عاشورا

شعر برای عاشورا

السلام علی،عزیز الزَّهرا

شه عاشورا،حسین یا مولا

السلام علی،امیر دل ها

شفیع عقبا،حسین یا مولا

السلام علی،مسیح حیدر

ذبیح مادر،حسین یا مولا

السلام علی،شهید بی سر

غریب مادر،حسین یا مولا

شکرخدا به زیر پرچمت

به سینه میزنم برات حسین

آرزومه که اربعین برم

پای پیاده کربلات حسین

حسین یا مولا اباعبدالله

السلام علی،عزیزِ الله

مدد ثارالله،حسین یا مولا

السلام علی،حبیب دل ها

شه بی همتا،حسین یا مولا

السلام علی،شهید قرآن

امیر و سلطان،حسین یا مولا

السلام علی،قتیل العبر

بریده حنجر،حسین یا مولا

منتظرم محرمت بیاد

تا که بمیرم آقا از غمت

دل بیقرارم واسه دیدنه

ده شب اول محرمت

حسین یا مولا اباعبدالله

السلام علی،الحسین مظلوم

من الماء محروم،آه و واویلا

السلام علی،البدن الصلیب

یا شیب الخضیب،آه و واویلا

السلام علی،الحسین غریب

یا خدالتریب،آه و واویلا

السلام علی،القتیل العریان

ذبیح العطشان،آه و واویلا

با لب تشنه سر بریدنت

جلو چشای خواهرت حسین

با عصا میزدن به پیکرت

جلو چشای مادرت حسین

حسین یا مظلوم اباعبدالله

شعر عاشورا

اشعار عاشورا

ای کشتۀ صدپاره تن وای‌حسین وای‌حسین
آیا تویی حسین من؟ وای‌حسین وای‌حسین
حسین من! حسین من!

زخــم بـــدن، پیــرهنت غبـــار صحـــرا کفـنت
بــرهنه مــانده بـدنت چرا نداری سر به تن؟
حسین من! حسین من!

نیزه شکسته سایه‌ات به سینه‌ات جای سنان
بـا تـو چـه کـرده ساربان ای مـه صدپـاره بدن؟
حسین من! حسین من!

موی سفید و تن سیـه آمده‌ام به قتلگه
ز حنجـر بریده بـا خــواهر خـود حرف بزن
حسین من! حسین من!

همسفر شهید من! امیـد من! امید من!
سخـن بگـو سخن بگو، بگو دلم را نشکن
حسین من! حسین من!

مصحـف پـاره‌پـاره‌ام! مــاه پـر از ستـاره‌ام!
سنگ شده نثار تو به جای یاس و نسترن
حسین من! حسین من!

به قلب داغدیده‌ات جسم به خون تپیده‌ات
ز حنجــر بریـده‌ات بگــو سخـن بگــو سخـن
حسین من! حسین من!

شعر عاشورا

شعر زیبا درباره عاشورا

تا خداییِ خداست، همه جا کرب و بلاست
روزها روز حسین، اشک ها اشک عزاست

انا مجنون الحسین

اشجع الناس کجاست؟ عشق و احساس کجاست؟
شاخه ی یاس کجاست؟ دست عباس کجاست؟

انا مجنون الحسین

یک طرف اشک پدر، یک طرف خون پسر
یک طرف زخم جگر، یک طرف یا ابتاست

انا مجنون الحسین

دل من سوختنی است، اشک من ریختنی است
عشق من سینه زنی است، رهبرم خون خداست

انا مجنون الحسین

دیده ام سوی حسین، کعبه ام کوی حسین
قبله ام روی حسین، کربلا قبله نماست

انا مجنون الحسین

مهر او در گل من، عشق او حاصل من
قبر او در دل من، سینه ام بزم عزاست

انا مجنون الحسین

منم و اشک دو عین، منم و وای حسین
گریه برمن شده دین، کار من سوز و دعاست

انا مجنون الحسین

خاک دلدار منم، دیده خونبار منم
تشنه ی یار منم، کوثرم جام بلاست

انا مجنون الحسین

شمرکافر زجفا، سر ارباب مرا
تشنه لب کرد جدا، تا زمین است و سماست

انا مجنون الحسین

شعر عاشورا

شعر در وصف عاشورا

روز عاشورا همه اهل حلب
باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم
ماتم آن خاندان دارد مقیم

ناله و نوحه کنند اندر بکا
شیعه عاشورا برای کربلا

بشمرند آن ظلمها و امتحان
کز یزید و شمر دید آن خاندان

نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت
پر همی‌گردد همه صحرا و دشت

یک غریبی شاعری از ره رسید
روز عاشورا و آن افغان شنید

شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد
قصد جست و جوی آن هیهای کرد

پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد
چیست این غم بر که این ماتم فتاد

این رئیس زفت باشد که بمرد
این چنین مجمع نباشد کار خرد

نام او و القاب او شرحم دهید
که غریبم من شما اهل دهید

چیست نام و پیشه و اوصاف او
تا بگویم مرثیه ز الطاف او

مرثیه سازم که مرد شاعرم
تا ازینجا برگ و لالنگی برم

آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای
تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای

روز عاشورا نمی‌دانی که هست
ماتم جانی که از قرنی بهست

پیش مؤمن کی بود این غصه خوار
قدر عشق گوش عشق گوشوار

پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح
شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح

شعر عاشورا



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits