دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۰۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
گزیده زیباترین اشعار مهدی سهیلی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
مهدی سهیلی شاعر و نویسنده ایرانی بود. او سال‌ها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد. او در زمینه نمایش نامه‌نویسی نیز فعالیت داشته‌است.

برگزیده برترین اشعار مهدی سهیلی

 

دیرینه سالهاست که در دیدگاه من -

شبهای ماهتاب چو دریاست آسمان

وین تک ستاره های درخشان بیشمار -

سیمین حبابهاست که بر سطح آبهاست

*****

در دیدگاه من -

این ماه پرفروغ که بیتاب می رود

سیمینه زورقیست که بر آب می رود

رخشان شهابها که پراکنده می خزند -

هستند ماهیان سبکخیز گرمپوی -

کاندر پی شکار، شتابنده می خزند.

*****

در دیدگاه من -

دریاست آسمان و ندارد کرانه ای

جز بی نشانگی -

از ساحلش نبوده خرد را نشانه ای

گفتم شبی به خویش:

این آسمان پیر -

بحریست بیکرانه ولی چشم من مدام -

دنبال ناخداست

پس ناخدا کجاست؟

در گوش من چکید صدایی که نرم گفت:

دریاست آسمان و در آن ناخدا "خداست"

separator line

شعر مهدی سهیلی درباره مادر

مادر! مرا ببخش .

فرزند خشمگین و خطا کار خویش را

مادر! حلال کن که سرا پا نامت است

با چشم اشکبار، ز پیشم چو میروی

سر تا بپای من

غرق ملامت است.

***

هر لحظه در برابر من اشک ریختی

از چشم پر ملال تو خواندم شکایتی

بیچاره من، که به همه ی اشکهای تو

هرگز نداشت راه گناهم نهایتی

***

تو گوهری که در کف طفلی فتاده ای

من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام

گاهی بسنگ جهل، گهر را شکسته ام

گاهی بدست خشم بخاکش کشیده ام

***

مادر! مرا ببخش.

صد بار از خطای پسر اشک ریختی

اما لبت به شکوه ی من آشنا نبود

بودم در این هراس که نفرین کنی ولی ــ

کار تو از برای پسر جز دعا نبود.

***

بعد از خدا ، خدای دل و جان من توئی

من، بنده ای که بار گنه می کشم به دوش

تو، آن فرشته ای که زمهرت سرشته اند

چشم از گناهکاری فرزند خود بپوش.

***

ای بس شبان تیره که در انتظار من ـــ

فانوس چشم خویش ــ به ره ، بر فروختی

بس شامهای تلخ که من سوختم زه تب ـــ
تو در کنار بستر من دست بر دعا ـــ

بر دیدگان مات پسر دیده دوختی

تا کاروان رنج مرا همرهی کنی ـــ

با چشم خواب سوز ـــ

چون شمع دیر پای ـــ

هر شب، گریستیئ ـــ

تا صبح ، سو ختی.

***

شبهای بس دراز نخفتی که با پسر ـــ

خوابد به ناز بر اثر لای لای تو.

رفتی به آستانه مرگ از برای من

ای تن به مرگ داده، بمیرم برای تو.

***

این قامت خمیده ی در هم شکسته ات ـــ

گویای داستان ملال گذشته هاست

رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ

ویرانه ای ز کاخ جمال گذشته هاست.

***

در چهره تو مهرو صفا موج می زند

ای شهره در وفا و صفا! می پرستمت

در هم شکسته چهره تو، معبد خداست

ای بارگاه قدس خدا! می پرستمت.

***

مادر!من از کشاکش این عمر رنج زای ـــ

بیمار خسته جان به پناه تو آمده ام

دور از تو هر چه هست، سیاهیست ، نور نیست

من در پناه روی چو ماه تو آمده ام

مادر ! مرا ببخش

فرزند خشمگین و خطا کار خویش را

مادر ،حلال کن که سرا پا ندامت است

با چشم اشکبار ز پیشم چو می روی ـــ

سر تا به پای من ـــ

غرق ملامت است

separator line

شعر عاشقانه مهدی سهیلی

آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست به مرداب نباشد

 

هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق
آنرا که به دل عشق بود خواب نباشد

 

در پیش قدت کیست که از پا ننشیند
یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد

 

چشمان تو در آینه ی اشک چه زیباست
نرگس شود افسرده چو در آب نباشد

 

گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد

separator line

شعر کوتاه مهدی سهیلی

خداجو با خداگو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد


خداگو حاجی مردم فریب است
خداجو مومن حسرت نصیب است


خداجو را هوای سیم و زر نیست
بجز فکر خدا،فکر دگر نیست

separator line

 

آخرین شعر سهراب سپهری

شعر برای پدر : ۵۴ شعر زیبا در وصف پدر | روز پدر مبارک

شعر عاشقانه و سنگین شاملو در وصف زندگی

شعر زیبای مادر از کارو

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

پری | ۷ ماه پیش
سلام من خیلی دنبال دکلمه های جناب مهدی سهیلی میگردم با صدای زیبای خودشون ولی پیدا نمیکنم😔
0
0


hits