برگزیده برترین اشعار مهدی سهیلی
دیرینه سالهاست که در دیدگاه من -
شبهای ماهتاب چو دریاست آسمان
وین تک ستاره های درخشان بیشمار -
سیمین حبابهاست که بر سطح آبهاست
*****
در دیدگاه من -
این ماه پرفروغ که بیتاب می رود
سیمینه زورقیست که بر آب می رود
رخشان شهابها که پراکنده می خزند -
هستند ماهیان سبکخیز گرمپوی -
کاندر پی شکار، شتابنده می خزند.
*****
در دیدگاه من -
دریاست آسمان و ندارد کرانه ای
جز بی نشانگی -
از ساحلش نبوده خرد را نشانه ای
گفتم شبی به خویش:
این آسمان پیر -
بحریست بیکرانه ولی چشم من مدام -
دنبال ناخداست
پس ناخدا کجاست؟
در گوش من چکید صدایی که نرم گفت:
دریاست آسمان و در آن ناخدا "خداست"

شعر مهدی سهیلی درباره مادر
مادر! مرا ببخش .
فرزند خشمگین و خطا کار خویش را
مادر! حلال کن که سرا پا نامت است
با چشم اشکبار، ز پیشم چو میروی
سر تا بپای من
غرق ملامت است.
***
هر لحظه در برابر من اشک ریختی
از چشم پر ملال تو خواندم شکایتی
بیچاره من، که به همه ی اشکهای تو
هرگز نداشت راه گناهم نهایتی
***
تو گوهری که در کف طفلی فتاده ای
من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام
گاهی بسنگ جهل، گهر را شکسته ام
گاهی بدست خشم بخاکش کشیده ام
***
مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطای پسر اشک ریختی
اما لبت به شکوه ی من آشنا نبود
بودم در این هراس که نفرین کنی ولی ــ
کار تو از برای پسر جز دعا نبود.
***
بعد از خدا ، خدای دل و جان من توئی
من، بنده ای که بار گنه می کشم به دوش
تو، آن فرشته ای که زمهرت سرشته اند
چشم از گناهکاری فرزند خود بپوش.
***
ای بس شبان تیره که در انتظار من ـــ
فانوس چشم خویش ــ به ره ، بر فروختی
بس شامهای تلخ که من سوختم زه تب ـــ
تو در کنار بستر من دست بر دعا ـــ
بر دیدگان مات پسر دیده دوختی
تا کاروان رنج مرا همرهی کنی ـــ
با چشم خواب سوز ـــ
چون شمع دیر پای ـــ
هر شب، گریستیئ ـــ
تا صبح ، سو ختی.
***
شبهای بس دراز نخفتی که با پسر ـــ
خوابد به ناز بر اثر لای لای تو.
رفتی به آستانه مرگ از برای من
ای تن به مرگ داده، بمیرم برای تو.
***
این قامت خمیده ی در هم شکسته ات ـــ
گویای داستان ملال گذشته هاست
رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ
ویرانه ای ز کاخ جمال گذشته هاست.
***
در چهره تو مهرو صفا موج می زند
ای شهره در وفا و صفا! می پرستمت
در هم شکسته چهره تو، معبد خداست
ای بارگاه قدس خدا! می پرستمت.
***
مادر!من از کشاکش این عمر رنج زای ـــ
بیمار خسته جان به پناه تو آمده ام
دور از تو هر چه هست، سیاهیست ، نور نیست
من در پناه روی چو ماه تو آمده ام
مادر ! مرا ببخش
فرزند خشمگین و خطا کار خویش را
مادر ،حلال کن که سرا پا ندامت است
با چشم اشکبار ز پیشم چو می روی ـــ
سر تا به پای من ـــ
غرق ملامت است

شعر عاشقانه مهدی سهیلی
آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست به مرداب نباشد
هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق
آنرا که به دل عشق بود خواب نباشد
در پیش قدت کیست که از پا ننشیند
یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد
چشمان تو در آینه ی اشک چه زیباست
نرگس شود افسرده چو در آب نباشد
گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد

شعر کوتاه مهدی سهیلی
خداجو با خداگو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
خداگو حاجی مردم فریب است
خداجو مومن حسرت نصیب است
خداجو را هوای سیم و زر نیست
بجز فکر خدا،فکر دگر نیست

شعر برای پدر : ۵۴ شعر زیبا در وصف پدر | روز پدر مبارک
شعر عاشقانه و سنگین شاملو در وصف زندگی












خرید دوچرخه ثابت ؛ راهی کاربردی برای ورزش روزانه در خانه
آشنایی با شخص حقیقی و شخص حقوقی | تعریف، انواع و مهم ترین تفاوت ها
طرز تهیه پفیلا عسلی خانگی به صورت گام به گام
آموزش ۳ ترفند فوری و آسان پوست کندن سیر بدون بو گرفتن دست
نحوه افزایش فشار آب با بطری پلاستیکی بدون پمپ آب
طرز تهیه فلن کیک شکلاتی (شوکوفلن) با دستور دقیق
آموزش دوخت کاور بالش کش دار؛ ساده و کاربردی حتی برای مبتدی ها
آموزش شیرینی بیسکویتی شکلاتی با مواد اولیه ساده و بدون فر
طرز تهیه املت میگو؛ صبحانه ای سریع و مقوی
۱ دیدگاه