دلگرم
امروز: دوشنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۹ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
اشعاری عاشقانه از رهی معیری: یاد ایامی و بهار نوبهار
زمان مطالعه: 2 دقیقه
در این مطلب، دو شعر زیبا از رهی معیری با عنوان های «یاد ایامی» و «بهار نوبهار» را مرور می کنیم که در آنها شاعر با استفاده از استعاره های طبیعی چون گل، پروانه و بهار، حال و هوای عشق و اشتیاق را به تصویر می کشد.

شعر هایی از رهی معیری

شعر یاد ایامی

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گِردِ آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شِکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهی
چون غبار از شُکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

همچنین بخوانید:
شعرهای بهاری پروین دولت آبادی: باران و شکوفایی

شعرهای بهاری پروین دولت آبادی: باران و شکوفایی

اشعار زیبای پروین دولت آبادی با توصیف باران بهاری و آمدن فصل بهار، تصویری زنده و شاعرانه از طبیعت را به تصویر می کشند.

درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم «رهی» باشد ز تنهایی خموش
نغمه ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم

رهی معیری

شعر بهار

نوبهار آمد و گل سرزده چون عارض یار
ای گل تازه، مبارک به تو این تازه بهار

با نگاری چو گل تازه روان شو به چمن
که چمن شد ز گل تازه چو رخسار نگار

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر
کز گل و لاله بُوَد چون رخ دلبر گلزار

زلف سنبل شده از باد بهاری درهم
چشم نرگس شده از خواب زمستان بیدار

چمن از لالهٔ نورُسته بُوَد چون رخ دوست
گلبن از غنچهٔ سیراب بُوَد چون لب یار

روز عید آمد و هنگام بهار است امروز
بوسه ده ای گل نورُسته، که عید است و بهار

گل و بلبل همه در بوس و کنارند ز عشق
گل من، سر مکش از عاشقی و بوس و کنار

گر دل خلق بُوَد خوش که بهار آمد و گل
نوبهار منی ای لاله رخ گل رخسار

خلق گیرند ز هم عیدی اگر موقع عید
جای عیدی، تو به من بوسه ده ای لاله عذار

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

بانوی ایرانی | ۱ سال پیش
روحش شاد یادش گرامی رهی معیری بزرگ
0
0


hits