مجموعه اشعار زیبا برای پیری
در این صفحه برترین شعرهای کوتاه در مورد پیری و تنهایی را از شاعران بزرگی چون حافظ و صائب تبریزی و ... برایتان برگزیده ایم. با ما در مجله دلگرم همراه باشید .

شعر حافظ درباره پیری
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
حافظ

شعر با واژه پیری از اوحدی مراغهای
ای سرو که اسباب جوانی همهداری
با ما به جفـــــا پنجه مینــداز که پیریم
اوحدی مراغهای

شعر با واژه پیری از صائب تبریزی
آدمی پیرچو شدحرص جوان میگردد
خواب در وقت سحرگاه گران میگردد
صائب تبریزی

شعر صائب تبریزی در وصف پیری
این سطرهای چین که ز پیری به روی مااست
هر یک جداجدا خط معزولی قوا است
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از نظام وفا
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت
دیدی دلا که عمر، چسان بی خبر گذشت؟
نظام وفا

پیری در شعر صائب تبریزی
پیری مرا اگر چه فراموشکار کرد
از دل نبرد یاد زمان شباب را
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از کلیم کاشانی
پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
تاب تن از تحمّل رطل گران گذشت
کلیم کاشانی

شعر صائب تبریزی در مورد پیری
پیری و طفل مزاجی بهم آمیختهایم
تا شب مرگ به آخر نرسد بازی ما
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از شیخ بهایی
عهد جوانی گذشت در غم بود ونبود
نوبت پیری رسید صدغم دیگر فزود
شیخ بهایی

شعر پیری صائب تبریزی
ریشه نخل کهنسال از جوان افزونتر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
صائب تبریزی

شعر صائب تبریزی در وصف پیری
پیری اگر که گوهر دندان زمن گرفت
شادم که بینیاز مرا از خلال کرد
صائب تبریزی

شعر پیری از صائب تبریزی
از پیر گوشهگیری و سیر از جوان خوش است
از تیر راستی و کجی از کمان خوش است
صائب تبریزی

شعر درباره پیری صائب تبریزی
هر چند گرد پیری بر رخ نشست مارا
مشغول خاکبازی است دل برقرار طفلی
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از نظامی
غافلی از قدر جوانی که چیست
تا نشوی پیر ندانی که چیست
نظامی

شعر با واژه پیری از مسعود سعد سلمان
دریغا جوانی و آن روزگار
که از رنج پیری تن آگه نبود
مسعود سعد سلمان

شعر با واژه پیری از شهریار
وای چه خسته میکندتنگی این قفس مرا
پیـر شدم نکرد از این رنج و شکنجه بس مرا
شهریار

شعر با واژه پیری از حافظ
من پیـــر سال و ماه نیم، یـار بی وفا است
بـر من چـو عمر میگذرد پیر از آن شدم
حافظ

شعر با واژه پیری از مهدی سهیلی
پیـــــرانه سرم تاخت به دل، عشق جــوانی
در فصل زمستـان منـم و تـازه نهالی!
مهدی سهیلی

شعر مهدی سهیلی در وصف پیری
پیرما میگفت دریاها فزون از خاک ما است
پس مگو دیگر که نقش زندگی برآب نیست
مهدی سهیلی

شعر با واژه پیری از پژمان بختیاری
کنون پیرانه سر با یاد آن گمگشته میپویم
ندانم در جهان بیاو چه میخواهم چه میجویم؟
پژمان بختیاری

شعر با واژه پیری از عبید زاکانی
گفتیم که ما و او بهم پیــــر شویــــم
مـا پیر شدیم و او جوان است هنوز
عبید زاکانی

پیری در اشعار صائب تبریزی
پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شـــود طرف شام بیشتر
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از حمیدی شیرازی
بیم آن است که تا چشم زنم پیر شوم
خستگی آید و پیری و نشیند بـر من
حمیدی شیرازی

شعر پژمان بختیاری درباره پیری
روح پیران داشتم درجسم زیبای جوانی
این زمان روح جوان از عشق و جسمی پیر دارم
پژمان بختیاری

شعر شهریار در مورد پیری
تابه روی چشم سنگین، عینک پیری نهادم
مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی
شهریار

شعر پیری از شهریار
الفت پیری و نسیان جوانی بین که دیگر
خود نمیدانم که پیری دوست دارم یا جوانی
شهریار

شعر شهریار در وصف پیری
سالها با بار پیری خم شدم در جستجویش
تا به چاه گورهم رفتم نشد پیدا جوانی
شهریار

شعر با واژه پیری از نظامی
جوانی گفت پیری را چه تدبیر
که یار از من گریزد چون شوم پیر
جوابش داد پیر نغز گفتار
که در پیری تو خود بگریزی از یار
نظامی

شعر پیری از شهریار
چشم بگشودم و دیدم زپس صبح شباب
روزپیری به لباس شب تار آمده بود
شهریار

شعر شهریار در مورد پیری
پیری هر چند مالدار و غنی است
هرگزش لطف زندگانی نیست
شهریار

شعر شهریار برای پیری
به پیری آنچه مرا مانده لذّت یاد است
دلم به دولت یاداست اگر دمی شاداست
شهریار

شعر با واژه پیری از خرقانی ـ سروری
گفتی مرا که پیر شوی ای پدر بیا
نفرین که در لباس دعا کردهای ببین
خرقانی ـ سروری

شعر با واژه پیری از شمس ملکآرا
پیر شدم پیر و زین دیار عدم سیر
سیر شود از حیات هر که شود پیر
شمس ملکآرا

شعر با واژه پیری از نقی کمرهای
گذشت وقت جوانی و شادمانیها
رسید نوبت پیری و ناتوانیها
نقی کمرهای

شعر با واژه پیری از پروین اعتصامی
مخسب آسوده ای برنا که اندر نوبت پیری
به حسرت یاد خواهی کرد ایّام جوانی را
پروین اعتصامی

شعر با واژه پیری از منوچهری
گربه پیری دانش بدگوهران افزون شدی
رو سیه تر نیستی هر روز ابلیس لعین
منوچهری

شعر با واژه پیری از مجید شفق
دررخ پیران روشندل شبابی دیگر است
ساغر مردان حق پر از شرابی دیگر است
مجید شفق

شعر پیری از صائب تبریزی
به این خرسندم از نسیان روزافزون پیریها
که از دل میبرد یاد شباب آهسته آهسته
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از سعدی
چو بر سر نشیند ز پیری غبار
دگر چشم عیش از جوانی مدار
سعدی

شعر سعدی درباره پیری
نشاط جوانی ز پیران مجوی
که آب روان باز ناید به جوی
سعدی

شعر پیری از سعدی
پیری و جوانی پیهم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
سعدی

شعر صائب تبریزی در مورد پیری
چهره را از عشق خوبان ارغوانی کردهایم
شوخ چشمی بین که در پیری جوانی کردهایم
صائب تبریزی

شعر پیری صائب تبریزی
از مشرق بنا گوش، خندید صبح پیری
ما تیره روزگاران، در سیر ماهتابیم
صائب تبریزی

شعر صائب تبریزی در وصف پیری
گفتم از پیری شود بند علایق سستتر
قامت خم حلقهای افزود بر زنجیر من
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از ملکالشعراء بهار
سحرگه به راهی یکی پیر دیدم
سوی خاک خم گشته از ناتوانی
بگفتم : چه گم کردهای اندرین راه؟
بگفتا جوانی، جوانی، جوانی
ملکالشعراء بهار

شعر با واژه پیری از مهری هراتی
ز دامنگیری پیری اگر آگاه میگشتم
به ذست غم نمیدادم گریبان جوانی را
مهری هراتی

شعر با واژه پیری از حسین مسرور
چو گم شد از دلت عشق هوسباز
همــــانــــا شام پیری گشته آغاز
حسین مسرور

شعر با واژه پیری از راهب
به پیری خاک بازی گاه طفلان میکنم برسر
که شاید بشنوم زان خاک بوی خردسالی را
راهب

شعر برای پیری از صائب تبریزی
گرچه پیریم از جوانان جهان دلخوش تریم
خندهها بر صبح دارد موی چون کافورما
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از امیری فیروزکوهی
پیری به رخ ما خط از آن روی کشیده است
تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدیم
امیری فیروزکوهی

شعر با واژه پیری از کلیم کاشانی
تعلّقم به حیات است وقت پیری پیش
که مفت باختهام موسم جوانی را
کلیم کاشانی

شعر با واژه پیری از نظیری نیشابوری
در پیری از هزار جوان زنده دل تریم
صد نوبهار رشک برد بر خزان ما
نظیری نیشابوری

شعر پیری صائب تبریزی
مخندای نوجوان زینهار بر موی سفید من
که این برف پریشان بر سر هر بام میبارد
صائب تبریزی

شعر صائب تبریزی برای پیری
گرفتم سال را پنهان کنی، با مو چه میسازی؟
گرفتم موی را کردی سیه، با رو چه میسازی؟
صائب تبریزی

شعر با واژه پیری از فرصت شیرازی
من نه پیرسال و ماهم گرسپیدم موی بینی
حسرت زلف سیاهی درجوانی کرده پیرم
فرصت شیرازی

شعر با واژه پیری از حسین مسرور
بسا پیرا که دیدم سر خوش و شاد
جوان روی و جوان خوی و جوان یار
حسین مسرور

شعر با واژه پیری از ابوالحسن ورزی
هر چند پیر و خستهام عیش جوانی میکنم
یک بار دیگر آشتی با زندگانی میکنم
ابوالحسن ورزی

شعر با واژه پیری از حسین مسرور
نه پیری در گذشت ماه و سال است
که مرگ عشق و ترک ایدهآل است
حسین مسرور

پیری در اشعار صائب تبریزی
برچهرة من آنچه سفیدی کند نه مو است
گردی است مانده بر رخم از رهگذار عمر
صائب تبریزی

شعر پیری از صائب تبریزی
پیمانه ام ز رعشة پیری به خاک ریخت
بعد از هزار دور که نوبت به ما رسید
صائب تبریزی

شعر صائب تبریزی درباره پیری
شوخی مکن ای پیر که هر موی سپیدی
شمشیر زبانی است ز بهر ادب تو
صائب تبریزی













طرز تهیه شیرینی دارچینی مناسب چای عصرانه در تابه
ترفند تمیز کردن ظرف های سوخته با سیب زمینی؛ روشی ساده برای کم کردن لکه های سیاه قابلمه!
طرز تهیه دسر به مجلسی ترکی؛ راز قرمز و یاقوتی شدن دسر
آموزش درآوردن کلید شکسته از قفل در با سنجاق قفلی بدون کلیدساز
ترفند ماست بندی در زمستان بدون دستگاه؛ ماست خانگی سفت و خوشمزه با چند وسیله ساده!
باغچه انجیر روی بالکن! راهنمای پرورش درخت انجیر در گلدان و گرفتن میوه های شیرین در خانه
رشد فردی در روانشناسی : برای رشد شخصیت چه کنیم و از کجا شروع کنیم؟
طرز تهیه سس سیر عربی بدون تخم مرغ با بافت کرمی و کشدار
نان زنجبیلی خانگی با ماست؛ بدون ورز دادن خمیر
دیدگاه ها