بهترین اشعار به مناسبت روز خبرنگار
شعر روز خبرنگار بنام قلم و آنچه می نویسد از حسین بزرگی ( حامد )
در تنـگنــای سخت نـفسهـای روزگــار یــا در فـراز شـا دی و ایـام خوشـگـوار
وقت طلـوع صبـح سپیـد و نـویـد فجر یــا در کسوف پــر طـپش روزهای تــار
درکـوچ بی صدای امید و سکـوت سرد یــا مـوسـم تبـسم گــلـهـای لالــه زار
هنگام گریه های غم انگیز و اشک شوق دلـهـا کـه میشود چـو پرستوی بی قـرار
گـاه هـجوم سیـل غـم و فصلهـای زرد یـا در شـکـوه رویش و اعـجـاز نـو بهـار
در عرصه های بیم و هراس و امید و شور در لـحظه هـای پـر خطر و سخت بیشمار
همـواره پیـش مـردم و همگــام مردمی در هـر نفس امید تـو ، اقـبـال این دیـار
بـرلـوح بیـکـرانـه ی دلهــا نشـانـده ای صدهـا هـزار خـاطره از خود به یـادگـار
در انعکــاس عـزت این دشت پـرشهـیـد آیینـه ای ، بـه وسعـت ایــران پــایـدار
حـفـظ حـریـم پـاک خبر اعتقـاد توست ایران کنـد بـه همت والایت افـتـخــار
این آرزوی خالص" حامد "بـرای توست بـاشی همیشه در کنف لـطـف کردگــار
بــا خـطـی از طـلا بـنْـگــارم بـرای تـو بختت بـلنـد ، خسته نبـاشی خـبرنـگــار

به مناسبت روز خبرنگار شعر طنز / یا ایّهاالمخبر...!
الا، یا، ایُّهاالمخبر! بوگونلر اوْلما غافل، ها...!
شیرین بیر اتّفاقلار ایستهییر دوشسون، بونو بیل، ها...!
دوْلاندی هفتهلر- آیلار، گئنه «مُرداد» گلیب- چاتدی
بؤیوک باشلار ائدیر سندن بوگون بیر بوْللو تجلیل، ها...!
قاریشقا تک، سنی بیر ایل سالیب- ازمیش آیاق آلتدا
یئکهلدیر، هم شیشیردیر بیر بوگون، ایستیر ائده فیل، ها...!
«نمونه» چیخسان البتّه، دئمهک آلچی دوروب بختین
اوْلار بیر لحظهده، مین جایزه بیر یئرده تحویل، ها...!
«مدیرِ کل» بولوت تک یاغدیرار سکّه باشین اوسته
دوْلار، جیبدن داشار بیردن، گتیر بیر چوْخلو زنبیل، ها...!
جوایز لطف ائدهرلر شهردار، فرماندار، اوستاندار
تاپانمازسان وانت حمل ائتمهیه، پس ائیله تعجیل، ها...!
نمونه چیخماغا، آنجاق بئش- اوْن مین شرطلر واردیر
دئییم من، بیر- به بیر اؤیرهن، بولاردان اوْلماغا غافل، ها...!
شوْفئرلر تک، بیر آییننامه آل، اوچ گونده ازبرله
اقلاً شکلینی اؤیرهن، بو فرماندیر، اوْ هندیل، ها...!
بیر آزجا احتیاط ائتسهن، اوْلار «گردش به راست، آزاد»
ولی «گردش به چپ» ائتسهن، سجلّین اوْلدو باطل، ها...!
«روابط» وار، «عمومی» آدلانیبلار سازمانلاردا
اوْلار «تکذیب»ده اوستاددیر، ائدهرلر یاخشی تحلیل، ها...!
خصوصی بیر روابط سال اوْلارلا، قوْی ایشین آشسین
یئری دوشسه، خالانی عقد ائدیب، اوْلسونلا فامیل، ها...!
خبر تاپماقدا چوْخ اوْلما فضول، قوْی اؤزلری وئرسین
اؤزون آیدین یازارسان، تئز دوشر ایشلرده ایشکیل، ها...!
قلمده عقل یوْخدور، نوْختا وور، ایپ باغلا، زنجیرله
آماندیر، اوْلما غافل، آلدادار بیردن عزازیل، ها...!
بیرین ووردون نالا، تئزجه بیرینده وور میخا، دورما
مقاملاردان اگر بیر انتقاد یازدین، تئز اؤل، سیل، ها...!
گئدنده ارشادا، تعظیم ائله هر کیمسه راست گلدی
بوْیون توتسان، یاغار اخطارلا توبیخ، سانکی سجّیل، ها...!
خوْشاخلاق اوْلسان اوْردا، آگهی دایم اوْلار تأمین
گؤرورسن «میم- الف» لی یاغدیریر گؤیدن ابابیل، ها...!
بیرآز لطفی آزالسا ارشادین، قارداش! ایشین یاشدیر
کاغیذ سهمیّهسین، فوراً ائدهرلر اوْردا تعطیل، ها...!
گئنه چیخدین جیزیقدان، آغزین آچدین، گؤزلرین یومدون
سنه- «آرش»! – بؤیوک بیر خصمدیر آغزینداکی دیل، ها...!

شعر زیبا و مفهومی روز خبرنگار
روز خبرنگار است ای بی خبر خبردار
هان! صارمی شهید راه خبر به یاد آر
او داد جان خود را در راه دین و میهن
اکنون رسالت ما جانبازی است و ایثار
قدر قلم بدانیم فرصت نکو شماریم
در دور روزگاران باشیم نخل پربار
تشویش خاطر خلق در آرمان ما نیست
بر اتحاد مردم داریم سعی بسیار
صاحب قلم بداند قدر کلام و کلمه
ای ژورنالیست دوران شأن قلم نگهدار
آنکه خبرنگار است جز حق نمی نگارد
وقت خبر نوشتن روز جزا به یاد آر
تیتر کلام خود را بنیاد کن به (صحت)
صادق اگر نباشیم بیهوده است اخبار
دقت کنار سرعت ، سرعت کنار دقت
هردو ملازم هم در گفته و نوشتار
هنگامه ای است برپا در حوزه ی رسانه
برخیز ای برادر با خود تفنگ بردار
دستی به سینه دارد حمدی به لب پاشاپور
با یاد صارمی ها آن شاهدان پیکار
بیشتر بخوانید::
۲۸ از جدیدترین متن و پیامهای تبریک ۱۷ مرداد روز خبرنگار
تاریخ دقیق روز خبرنگار در تقویم ایران چه روزی است ؟
چرا ۱۷ مرداد روز خبرنگار نامگذاری شد؟
۷۰ دوبیتی و شعر کوتاه برای تبریک روز خبرنگار به خبرنگاران

ضمن تبریک روز خبرنگار و گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمود صارمی قطعه شعری به نام غریب شهر بی وفا را تقدیم می نماید
حماسه حضور تو به صحنه های عاشقی چو کوه جلوه می کند به پهنه های عاشقی
برای وصف حال تو قلم فقیر و ناتوان تو روح استقامتی سنگ صبور مهربان
به عرصه های پرخطر همیشه حی و حاضری شریک شادی و غمی تو کم نظیر و نادری
تو هم نفس تو همقدم تو همرهی و همدلی تو پیشگام و پیشرو در انعکاس مشکلی
درد دل خلایق از گلوی تو بیان شود آینه ای و رنج شان به چهره ات عیان شود
غمخور خستگان تویی به گاه سیل و زلزله زجان دعایشان کنی تو در نماز و نافله
قلم بدست پاک تویی رهی برای خدمتت خدمت عاشقانه هم نشانه محبتت
تو سرپل محبتی در دل دل شکستگان که بارها گذشته ای برای مردمان زجان
ز بوسنی غم زده تا عراق و افغان غریب ز قدس و لبنان که بود مهد دلیران نجیب
به هرکجای این جهان که ظلم جلوه گر شود تلاش توست تا ستم، ضعیف و بی اثر شود
تعالی رشادتت به جبهه ها عیان شده شجاعتت زبانزد تمام دشمنان شده
گهی میان سنگر و گهی به اوج قله ها گهی درون حور و شط، گهی به عمق دره ها
در همه جای جبهه ها حضورت عاشقانه بود شهادت آرزوی تو کار خبر بهانه بود
دوش به دوش عاشقان، پای به پای لاله ها از همه فرشیان جدا بسوی عرشیان رها
از آن زمان که جان من، جدا زخاکیان شدی به لطف و عزت خدا، عزیز آسمان شدی
شدی به عرصه خطر، مصور دلاوران قلم بدست و جان بکف، ظفر نگار بیدلان
چه رودها زخونتان به عرصه ها روان شده چه لاله ها که از شما فدای باغبان شده
هنوز هم صدایتان به گوش جان صدا کند دلم به یاد شورتان، هوای کربلا کند
ز یاد من نمی رود ، صلابت چو کوهتان شکوه ، سنگ ریزه ای، ز اعتلای روحتان
عکس و خبرهای ظفر، صدای ماندگارتان نابی اعتقادتان، پسا کی چشمه سارتان
صوت رسای رهبر و سوز غریب مرتضی کشته کینه صارمی، غریب شهر بی وفا
امیر عشق واعظی، غیاثوند و احمدی جوزی و خیرخواه گل، طاووس باغ سرمدی
افشار شیرین سخن و شاهچراغی دلیر محمود ایل بیگی و خدادادی کم نظیر
گودرزی و شفایی و نوری پاک و بی ریا سعیدی تلاشگر، شقایق باغ ولا
این همه لاله قطعه ای ز گلستان باغتان چراغ عشق روشن از روشنی چراغتان
خبرنگار قهرمان بیا که جاودان شویم سرود عشق خوانده و همره شاهدان شویم
کاش دل تو، دل من، همره راهشان شود نرگس مست بیند و مست نگاهشان شود

شعر محاکمه خبرنگار
این ورق است یا قلم ، اگر مسلح ام بگو ؟
ای به کجا می بری ام؟ جان دو بچه ام بگو
جان همه آب گشته از ، این همه حبس بی خودی
یا که مرا رها کنید، یا اگه مجرمم بگو
پاک کن از حافظه ات کل نوشته های من
خبرنگار بوده ام، اگر نبوده ام بگو
محکمه در جواب من، باز سکوت می کند
به داد من برس خدا، ز بی گناهی ام بگو
من که هر آنچه داشتم، بر دم در گذاشتم
چرا من فلک زده، این شده آخرم؟ بگو ...
سروده: حسین فریدونی

شعر زیبا به مناسبت روز خبرنگار از گودرز حاتمی
تاریخ تو نوشته به زر، دست زرنگار
برما کرم نمـــــــــــوده خداوند کردگار
با شعرخود چگونه کنم وصفت ای وطن
چون وصف تو نمـــوده شهیدان کوی یار
تاریخ پرفراز و نشیبت حکایتــــــی است
این داستان وجـــــــــود تورا داده اعتبار
این قصّه ها چگونه به مــــا منتقل شده
سینه به سینه لوح به لوح و نوشته وار
آیین قهـــــــــرمانی یاران تو که گفت؟
تا نسلهاست نام تو را کـــــــرده ماندگار
مرداد مه چو می گذرد نیمه را دو روز
تقویم، روز آن بنویسد خبـــــــــرنگار
آنکس که عاشقانه خبـــــرها دهد به ما
ازشوروعشق ووصف جمال مه نگا ر
گاهی زعلم ومعرفت و دین خبر دهند
گاهی زغیــــرت وشرف اهل روزگار
روز تو را چگونه کند وصف حاتمی؟
روز تو بر تو باد مبارک خبــــــــرنگار

شعر به مناسبت روز خبرنگار شاعر : سید مهدی میرمحمدی (پژواک)
آنان که رهسپار دیار هنر شدند یابنده بصیرت و صاحب نظر شدند
واقف به کار عقل شدند و به سر عشق آنان که اهل دانش و اهل هنر شدند
جز عزم و پایمردی اهل خبر نبود کز هر چه بود و هست همه با خبر شدند
کار دل است و عشق، گزیدند اگر زشوق راه خبرنگاری و تصویر گر شدند
پویا و جستجو گر و پر شور و پر نشاط دنبال هر خبر همه جا رهسپر شدند
گاهی میان کوچه و بازار در تلاش گاهی به جهد راهی کوه و کمر شدند
از ضعف و قدرت و زکمال و زکاستی گویای هر حدیث و خبر بی نظر شدند
از دردهای مردم و بی درد مردمان گفتند بس عیان و بسی پرده در شدند
ز صاحبان منصب و از خرد و از کلان با هر سئوال، منشا و باب اثر شدند
آنان که در مقابلشان زور بود و زر نی جذب زور گشته، نه مجذوب زر شدند
از ضرب و شتمشان چه بگویم، نگفتنی است گاهی که در تعامل با اهل شر شدند
در وادی خبر، ز خطر باکشان نبود با کار پر خطر، همه مرد خطر شدند
در آسمان جبهه زمانی زدند بال گاهی ز تیر حادثه بشکسته پر شدند
دادند گه خبر ز شهید و گهی اسیر خود هم گهی اسیر و شهید خبر شدند
تا دور دست، در پی کسب خبر گهی دور از وطن برای وطن در بدر شدند
بس مشت ها که وانمودند پیش خلق زآنان که مدعی حقوق بشر شدند
جمعی که بود در خط اول امیرشان * از اعتبار خامه او معتبر شدند
آنان که در هوای وطن بال و پر زدند وآنان که در زمین و هوا شعله ور شدند
جز شعله های عشق نبود ار که سوختند جز کار دل نبود که بی بال و پر شدند
"پژواک" ناله ات به خم و پیچ کوه ماند جمعی اگر چه از غم تو با خبر شدند
امیر منظور میرزا تقی خان امیر کبیر است.

دلم خوش است که نامم خبرنگار بُوَد
کسی که بر سر ِ کاری، خفن سوار بُوَد!
دلم خوش است به پُر طمطراقی ِ شغلم
که حاصلش دو سه تا لوح ِ افتخار بُوَد
میان ِ مردم و مسوول چون پُلی هستم
که پایه هاش! به دوش ِ من استوار بُوَد
بگو چه کار کنم با اجاره ی منزل
بدین حقوق که قّد ِ سه تا نهار بُوَد؟!
به دست ِ مؤجر ِ بَد، بر سر ِ اجاره بها
حقوق بنده ی بی چاره لـتّ و پار بُوَد
چه قول ها که نداده تعاونی مسکن
که خانه های قشنگی در انتظار بُوَد
ولی چه حیف که این خانه جز سرابی نیست
و این تعاونی در حال ِ احتضار بُوَد
خبرنگار، خروسی است جنگی و نا ترس
که سر بریده ی جشن و عزای یار بُوَد!
خبرنگار ِبسیجی به جز قلم ، کاغذ
همیشه صاحب یک ضبط و یک نوار بُوَد!
خبرنگار، که سی سال شغل او این است
دوان دوان پی ِ مسوول ِ تازه کار بُوَد
همیشه در پی ِ سوژه به هر کجا ویلان
و کفش ِ پاره اش البته سوگوار بُوَد!
ز دست ِ خیل ِ طلبکار با دوی صد متر
همیشه یک تنه در حالت ِ فرار بُوَد!
خبرنــگار، نــگویـد تمـلقی عــمرا
نگو که مصرع بالایی ام شعار بُوَد!
به رغم این همه اوصاف عاشق ِ کار است
اگر چه بر سر ِ راهش هزار خار بُوَد
و جالب این که به دست ِ «دبیرِ» محترمش
خبرنگار به صد کنترل دچار بُوَد
اگر چه کنترل این جا نمی شود سانسور
دبیر هم به خدا تحت ِ صد «فشار» بُوَد!
اشارتی گذرا کرده ام به این حرفه
چرا که درد ِ دل ِ بنده بی شمار بُوَد
اگر چه سخت و زیان آور است شغل ِ حقیر
دوای خستگی ام، عشق ِ این دیار بُوَد












ساخت بخاری هیزمی فولادی؛ راهنمای تصویری از آماده سازی ورق تا مونتاژ و بررسی دودکش
این آش خانگی از همان قاشق اول دلتان را می برد؛ خوش عطر و دلچسب با سبزی های معطر
پرورش سیر در لیوان آب؛ از یک حبه جوانه زده تا برگ های سبز کنار پنجره
آموزش ساخت دکوری زمستانی با فویل آلومینیومی
وازلین و میخک را ترکیب کنید؛ ترفندی ساده برای نرمی پاها
طرز تهیه دسر کدو حلوایی قالبی بدون فر و ژلاتین
کاشت کاهو در گلدان؛ ترفند آفتاب صبح و سایه عصر برای برگ های سالم و ترد
داستان احساسی زنی که ابتدا تصور می کرد گربه اش یکی از توله ها را بی رحمانه پس می زند
طرز تهیه دسر یاقوتی انار برای شب یلدا با انار و آرد
۲ دیدگاه