دلگرم
امروز: دوشنبه, ۰۶ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
شعر در مورد برف | برگزیده شعرهای احساسی و عاشقانه در وصف روزهای برفی
زمان مطالعه: 6 دقیقه
مجموعه ای زیبا از اشعار ناب مخصوص روزهای سرد و برفی زمستونی را در این پست از دلگرم قرار داده ایم. امید است از خواندن آن لذت ببرید .

زیباترین و عاشقانه ترین شعر در مورد برف

برف
همان دوستت دارم های باران است
که روی دستان سرد ابرها
باد کرده است

آرش شریعتی

در وصف برف - شعر در مورد برف کوتاه - شعر در مورد برف از مولانا - شعر برف حافظ

غمگین ترین شعر برفی

من برف ندیده ام
خواهر و برادرم نیز برف ندیده اند
اما پدرمان آدم برفی بود
که در حسرت شال و کلاهی برایمان
قطره قطره آب شد

هوشنگ بهداروند

شعر در مورد برف از هوشنگ ابتهاج - شعر در مورد برف کودکانه - شعر در مورد برف بهاری - شعر کوتاه برف پاییزی

شعر عاشقانه در وصف برف

سپیدی برف
چشمان عاشقی ست
خیره بر رد پای معشوقه ای که
یک زمستان
در خیابانی رهایش کرد

عادله شیدا

شعر و متن عاشقانه روزهای برفی + عکس و متن روزهای برفی

شعر در مورد روزهای برفی

برف
حجابی بر قامت زمین
لباسی سپید
بر تنی چرکین

نوید کریمی

شعر در مورد برف از سهراب سپهری

شعر برای برف

وقتی برف
سنگین باشد
نقاشی چه ساده است

حمیدرضا شکارسری

زیباترین شعرها درباره برف

شعر در مورد ادم برفی

آه، آدم برفی
دلم برای تو می سوزد
که هنوز دلت برای کودکانی که دستکش ندارند
می سوزد
کاش دل آدم ها هم
مثل دل آدم برفی سفید بود

امید صباغ نو

متن کوتاه در مورد برف و یک بیت شعر در مورد زمستان از سعدی

شعر غمگین درباره روزهای برفی

پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام دستی
دانه اندوه می کارد

فروغ فرخزاد

شعر در مورد برف زمستان و آدم برفی

 

شعر درباره برف از مولانا ؛ و سهراب سپهری و صبح برفی و شعر

شعر در مورد برف و آدم برفی

تو را ساختم با اون برفا، آدم برفی
تو اون شب اومدی دنیا، آدم برفی

شبی که عمرش از هر شب درازتر بود
به اون شب ما می گیم، یلدا، آدم برفی

یه جورایی من و تو عین هم هستیم
توام تنها، منم تنها، آدم برفی

من عاشق بودم و خواستم پناهم شی
توام عاشق بودی اما، آدم برفی

همه انگار پی اونن که کم دارن
تو بودی عاشق گرما، آدم برفی

منم از عشقم و اسمش واست گفتم
نوشتم با دسام زیبا، آدم برفی

تو خندیدی و گفتی، قلبت از یخ نیست
تو عاشق بودی عین ما، آدم برفی

تو گفتی که براش می میری و مردی
آره مردی همون فردا، آدم برفی

دیگه یخ سمبل قلبای سنگی نیست
سفیدی داشتی و سرما، آدم برفی

تو آفتاب و می خواستی تا دراومد اون
واسش مردی، چه قدر زیبا، آدم برفی

نمی ساختم تو رو ای کاش واسه بازی
تو یه پروانه ای حالا، آدم برفی

چه آروم آب شدی، بی سر و صدا رفتی
بدون پچ پچ و غوغا، آدم برفی

کسی راز تو رو هرگز نمی فهمه
چه قدر عاشق، چه قدر رسوا، آدم برفی

من اما با اجازت می نویسم که
تو روحت رفته به دریا، آدم برفی

تو روحت هر سحر خورشید و می بینه
می بینیش از همون بالا، آدم برفی

ببخشید که واسه بازی تو را ساختم
قرار ما شب یلدا، آدم برفی

مریم حیدرزاده

شعر در مورد برف ، باران و زمستان + برف باریدن پاییزی و زمستانی

شعری زیبا و عاشقانه درباره روزهای برفی و ادم برفی

من یه آدم برفی بودم
که شدم عاشق خورشید
آخه اون یه دنیا گرما
به دلی یخ زده بخشید

شدم عاشق نگاهش
چه قشنگ و مهربون بود
دستاشو خواستم بگیرم
نشد اون تو آسمون بود

با نگاهی توی چشماش
گفتم حرفای دلم رو
گفتم از وقتی رسیدی
بردی سرمای دلم رو

گفت اگه با من بمونی
می میری توی جوونی
برو زُل نزن تو چشام
تو باید زنده بمونی

چرا چشم به من می دوزی
زل نزن به من می سوزی
گفت بخون، بخون عزیزم
می سوزونمت یه روزی

شعرهای عاشقانه برفی

متن و شعر درباره برف و آدم برفی

شعر غمناک در وصف برف

تو شب ساکت و برفی
ته کوچه تک و تنهاست
با تموم انتظارش
چشم به راه صبح فرداست

به سپیدی خیره مونده
با دو تا چشم زغالیش
می خواد آسمون بخنده
توی فردای خیالیش

رو تن ساکت و سردش
دونه های برف می شینه
اگر آدمک بخوابه
خواب خورشیدو می بینه

عشق خورشید توی قلبش
داره آشیون می سازه
نمی دونه پای این عشق
باید عمرش رو ببازه

 نمی دونه چتر آفتاب
هستیش رو ازش می گیره
 گم می شه تو دست خورشید
توی تنهایی می میره

 صبح فردا، ته کوچه
ساکت و سرده و خالی
اون طرف تر روی برفا
مونده چشم های زغالی

نیلوفر لاری پور

 شعر درباره برف و آدم برفی

شعری تلخ و سوزناک در مورد آدم برفی

غمگین تر از یک آدم برفی، که روی ریل ساخته باشند
در انتظار سوت قطارم، با گریه ای شبیه به لبخند

پیپ پدر بزرگ به لب هام، یک کیف پاره پاره به شانه
بینی من مداد درازی، بر پای من دو پوتین، بی بند

یک ساعت قدیمی کوکی روی سرم شبیه به یک تاج
بی آنکه هیچ گاه بپرسم: پس ساعت دقیق سفر، چند؟

ریل طویل گم شده در مه مثل پل معلق دوزخ
با غربت دو خط موازی در آرزوی نقطه پیوند

آنک قطار می رسد از راه هی سوت های ممتد اخطار
هی سوت سوت سوت، ولی من، مانند یک مترسک، پابند

من ایستاده ام که بیایی، در این غروب، روی همین ریل
تنها تر از یک آدم برفی که روی ریل ساخته باشند

محمدسعید میرزایی

separator line

شعر عاشقانه در وصف روزهای برفی

برف باریده بر این جاده و جایت خالی ست
دست در دست من اما ردپایت خالی ست

روی این جاده یخ بسته بی مقصد، آه
چه قدر جاذبه گرم صدایت خالی ست

امتدادی ست پر از برف و پر از دلتنگی
جای نجوای تو و زمزمه هایت خالی ست

آسمان صاف و زمین سرد و درختان دلگیر
جاده از بوی دل انگیز هوایت خالی ست

گرچه با فوجی از احساس قشنگم اما
سطرسطر دلم از حرف و هجایت خالی ست

ای پشیمان پریشان شده در باد هنوز
کلبه شعر و غزل نیز برایت خالی ست

محسن مظلومی

separator line

شعر برای برف و روزهای زمستانی

برف می بارید و ما آرام،

گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.

چه شکایت های غمگینی که می کردیم،

یا حکایت های شیرینی که می گفتیم.

هیچکس از ما نمی دانست

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز.

هم نمی دانست کاین راه خم اندر خم

بکجامان می کشاند باز.

 

شعر برف از شاملو

شعر احساسی و رمانتیک درباره برف

مثل بارش برف

در طول یک شب زمستانی

همه جا مثل سیل می ریزی،

غرق می کنی

حس می کنم

بو می کنم

بدون آنکه ببینمت

امیر ارسلان کاویانی

separator line

شعر درباره ی فصل زمستان | ۳۰ شعر برتر و عاشقانه در مورد زمستان

شعر کودکانه زمستان : ۲۰ شعر برتر و زیبا درباره زمستان برای کودکان

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits