شعرهای زیبا در وصف ضربت خوردن و شهادت حضرت علی در شبهای قدر ماه رمضان
شعر ضربت و شهادت حضرت علی(ع)
امام، رو به پریدن... عمامه روی زمین!
قیامتی شد ـ بعد از اقامه ـ روی زمین
خطوط آخر نهجالبلاغه ریخت به خاک
چکید هر طرفی صد چکامه روی زمین...
خودت بگو به که دل خوش کنند بعد از تو
گرسنگان «حجاز» و «یمامه» روی زمین؟!
زمان به خواب ببیند که باز امیرانی
رقم زنند برسم تو نامه روی زمین:
«مرا بس است همین یک دو قرص نان ز جهان
مرا بس است همین یک دو جامه روی زمین..»
... تو رفتهای و زمین مانده است و ما ماندیم
و میزهای پر از بخشنامه؛ روی زمین!

شعر های شبهای قدر ماه مبارک رمضان به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)
که دیده در دل محراب پیکری خونین؟
میان شور و شرر سجده با سری خونین
برای وسعت هفت آسمان تداعی شد
دوباره قصه ی پرواز با پری خونین
و رفت باغ به تاراج نهروانی ها
نشست زخم تبر بر صنوبری خونین
زبان روزه نماز پر از جراحت را
سلام داد از اعماق حنجری خونین
بدون شک متولد شده ست این فتنه
از آتشی که زد ابلیس بر دری خونین
بیشتر بخوانید::
شعر و متن ادبی التماس دعا در شب قدر شهادت حضرت علی
پیام و پیامک (اس ام اس) تسلیت شهادت حضرت علی علیه السلام
تاریخ دقیق شهادت حضرت علی (ع) در تقویم سال ۹۸ چه روزی است ؟
شعرهای غصه دار در وصف ضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین یا شاه مردم
۱۰ شعر زیبا و غم انگیز ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) سری 1
شعرهای غم انگیز شب قدر در وصف ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع)
۱۰ شعر زیبا و غم انگیز ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) سری ۳
۱۰ شعر زیبا و غم انگیز ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) سری ۲

آن که امشب در تب وصل خداست
سفره دار مردمان بی نواست
آن که گوید راز دل را با زمین
نیست مردی جز امیر المومنین
پُر شده گوشِ تمامی فلک
از صدای لطمه ی خیلِ مَلک
مرد می آید به سوی سجده گاه
ماه می گوید که بر بندید راه
در میان کوچه، بالِ جبرئیل
بسته راه رفتنِ پیرِ دلیر
کی خدای بیت! راه بیت گیر
دست ما بر دامن پاکت امیر
عالمی را غرقه در ماتم نکن
سایه ات را از سرِ ما کم نکن
یا به تنهایی مرو مولای من
یا کسی بفرست دنبال حسن
دستِ هستی شد گره بر دامنش
بادها بستند راهِ رفتنش
نوح آمد با تمام انبیا
مرتضی در ازدحام انبیا
هر یک از خیل رسل تا می رسید
آستینش یا عبایش می کشید

شعر شبهای احیا ماه مبارک رمضان به مناسبت ضربت و شهادت حضرت علی (ع)
آن که امشب در تب وصل خداست
سفره دار مردمان بی نواست
آن که گوید راز دل را با زمین
نیست مردی جز امیر المومنین
پُر شده گوشِ تمامی فلک
از صدای لطمه ی خیلِ مَلک
مرد می آید به سوی سجده گاه
ماه می گوید که بر بندید راه
در میان کوچه، بالِ جبرئیل
بسته راه رفتنِ پیرِ دلیر
کی خدای بیت! راه بیت گیر
دست ما بر دامن پاکت امیر
عالمی را غرقه در ماتم نکن
سایه ات را از سرِ ما کم نکن
یا به تنهایی مرو مولای من
یا کسی بفرست دنبال حسن
دستِ هستی شد گره بر دامنش
بادها بستند راهِ رفتنش
نوح آمد با تمام انبیا
مرتضی در ازدحام انبیا
هر یک از خیل رسل تا می رسید
آستینش یا عبایش می کشید

اشعار ضربت خوردن حضرت امیرالمونین علی علیه السلام
***
تیغی فرود آمد و فرقت شکست آه
فرقت شکست و موی تو در خون نشست آه
خون قطره قطره از تب پیشانی ات گذشت
چشم تو را در آن سحر تیره بست آه
دوران ناب ساغر عمرت به سر رسید
دیگر خمار مرگ شد آن چشم مست آه
زخم سرت عمیق شد اما تو را نکشت
آری تو را که طاقت این درد هست، آه
از آن دمی که ماه تو در خاک و خون نشست
در بین کوچه آینه ی تو شکست آه
زخم دل تو سر زد و جان تو را گرفت
زخمی که بر نداشت دمی از تو دست آه
حالا دوباره همدم زهرای خود شدی
دیگر بس است ناله و دیگر بس است آه

می رود سمت مسجد کوفه
با دلی خسته از زمانهی خود
خسته از کوفیان و بی دردی
غرق اندوه بی کرانهی خود
می رسد با دل پر آشوبش
مرد غربت ، انیس سجاده
همدم چشمهای بارانیش
می شود چشم خیس سجاده
رنگ دلتنگی شفق دارد
سالها آفتاب چشمهانش
مصحف غربت و غم و درد است
صفحه صفحه کتاب چشمانش
گریه های شبانهی او را
گونهی خیس ماه می داند
شرح سی سال بی کسی اش را
دل بی تاب چاه می داند

اشک، آب وضوی مولا بود
خون دل در سبوی مولا بود
خار در چشم های دلخونش
استخوان در گلوی مولا بود
لاله های کنار نخلستان
شرحی از گفتگوی مولا بود
ماجراهای چادری خاکی
رازهای مگوی مولا بود
همهی صحنه های آن کوچه
روز و شب رو بروی مولا بود
خسته بود از دیار دلتنگی
پر زدن آرزوی مولا بود
یک جهان اشک و آه و شیون داشت
حضرت عشق، شوق رفتن داشت

شعر شبهای عزاداری ماه مبارک رمضان
دردی تمام بال و پرم را گرفته است
آهم فضای هر سحرم را گرفته است
عزمم به رفتن است و دلم تنگ فاطمه
گر چه کلونِ در کمرم را گرفته است
دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود
از آن زمان که همسفرم را گرفته است
از آن زمان که پهلوی او تیر می کشید
دردی تمامی جگرم را گرفته است
از من گرفت فاطمه را دشمنم، از او
در بین کوچه ها پسرم را گرفته است
تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد
از من توان مختصرم را گرفته است
دیگر صدای شکستن شنیده شد
مسجد عزای پشت درم را گرفته است
دور از نگاه دختر من بال جبرئیل
زخم عمیق فرق سرم را گرفته است

اشعار ایام شهادت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام برای استوری
***
دل که عاشق شود شرر دارد
آتش از حال ما خبر دارد
عاشقی قصه ای است دیرینه
که دو صد لیکن و اگر دارد
هر که مست است مثل انگور است
چون که او هم لباس تر دارد
ما که رندیم و باده نوش چه غم
گر کسی جا نماز بردارد
آن که حال مرا نمی داند
چه نصیب از دل و جگر دارد
نکشم پا ز آستانه دوست
سائلش ز آن که تاج سر دارد
لب من در ترّنم یادش
ذکر او هر شب و سحر دارد
عَجَز الواصفون عَن صفتک
ما عَرفناک حقّ معرفتک

شعر شهادت حضرت مولا امیرالمونین علی علیه السلام
حالا که نیست مادر من هست دخترت
حتی حسین هم به فدای تو و سرت
از مسجد مدینه که خیری ندیده ای
یادت که هست کوچه و پهلوی یاورت
دل شوره ام شبیه هراس مدینه است
رنگ کبود پر شده در دیده ی ترت
آیا زمان رفتن تو سوی مادر است؟
خیلی به یاد فاطمه ای روز آخرت
من قصد کرده ام که اگر رفتنی شدی
گیسوی خویش پهن کنم در برابرت
چه ضربه ای زدند که ای کاش می زدند
آن ضربه را به جای تو بر فرق دخترت
چه ضربه ای زدند که ابرو شکاف خورد
چه ضربه ای زدند که افتاد پیکرت
خون از بدن کنار زدن عادت من است
آن روز خون سینه و حالا سحر سرت












لیست نمایندگی های تعمیرات سامسونگ در خرمشهر
طرز تهیه ترشی کلم پروبیوتیک با زردچوبه؛ بدون سرکه فقط با ۳ ماده ساده
مرکز اسقاط خودرو ساری | آدرس، تلفن و اطلاعات کامل
نحوه دوخت روبالشتی پاکتی چسباندن برچسب پارچه ای با اتو در چند دقیقه
متن و پیام تشکر از مشتری کفش فروشی؛ از پیامک تا واتساپ و اینستاگرام
خواص چای سبز برای پوست | ۱۰ فایده، روش استفاده و نکات مهم
معنای ضرب المثل پیش از چوب غش و ریسه می رود
علائم بارداری از روی چهره / آیا می توان بارداری را از صورت تشخیص داد؟
اصطلاح W / L یعنی چه؟ معنی کوتاه و کاربرد آن
دیدگاه ها