دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۸ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
گنج حکمت: پایه های حکومت بر جوانمردی و حمایت مردم است
زمان مطالعه: 4 دقیقه
حکایتی از کتاب فارسی دوازدهم که نشان می دهد ستمگری و بیدادگری باعث پراکندگی مردم و سقوط پادشاهی می شود، در حالی که جوانمردی و بخشش، مردم را گرد هم آورده و پایه های حکومت را مستحکم می کند.

معنی گنج حکمت " به جوانمردی کوش " – فارسی دوازدهم

با معنا و مفهوم گنج حکمت به جوانمردی کوش از کتاب فارسی دوازدهم صفحه 108 آشنا می شوید. با دلگرم همراه باشید.

معنی گنج حکمت به جوانمردی کوش

در مورد یکی از ملوک غیرعرب حکایت شده که به مال مردم دست درازی می کرد و شروع به آزار و اذیّت مردم کرده بود تا جایی که مردم از فریبی که در کارهایش بود، به مکان های دیگر مهاجرت کردند و به خاطر اندوهی که از ستمش کشیده بودند، ترجیح دادند از وطن دور باشند. وقتی که تعداد مردم کم شد، درآمد دولت کاهش یافت و خزانه خالی شد و دشمنان فشار آوردند.

بیت اول: هر کس که انتظار دارد در روزهای سختی، یاری رسان داشته باشد، به او بگو که در روزهای آسایش و راحتی، باید روش کریمان و جوانمردان را در پیش گیری

بیت دوم: بنده فرمانبردار تو هم اگر مورد لطف قرار نگیرد، رهایت می کند. محبت و لطف را در پیش گیر که بیگانه و غریب را فرمانبردار تو می کند.

خلاصه، در مجلسی که او ترتیب داده بود، حکایت نابودی پادشاهی ضحّاک و روزگار فریدون را از کتاب شاهنامه خواندند؛ وزیر از پادشاه پرسید: «آیا می دانی فریدون که ثروت و کشور و خدمتکار نداشت، چگونه فرمانروایی و پادشاهی را به دست آورد؟» پادشاه گفت: «همان طور که شنیدی مردمی برای حمایت از او گِردش جمع شدند و نیرویش زیاد شد و پادشاهی را به دست آورد.»

وزیر گفت: «ای پادشاه اگر جمع شدن مردم موجب پادشاهی می شود، تو چرا مردم را از اطراف خودت پراکنده می کنی؟ مگر نمی خواهی فرمانروایی کنی؟» پادشاه گفت: «چه چیزی موجب جمع شدن سپاه و مردم می شود؟» وزیر گفت: «پادشاه باید بخشش داشته باشد تا مردم گِرد او جمع شوند و باید مهربان باشد تا مردم در سایه حکومتش در امان باشند، و تو این دو ویژگی را نداری.»

بیت اول: ستمکار نمی تواند پادشاهی کند، زیرا که گرگ توانایی چوپانی گله را ندارد.

بیت دوم: پادشاهی که ظلم و ستم می کند، در حقیقت پایه های حکومت خویش را خراب می کند.

گنج حکمت

قلمرو زبانی

ملوک: پادشاهان عجم: غیرعرب تطاول: گردن کشی و دست درازی کردن، تعدی و گستاخی کردن رعیّت: عامه مردم جور: ستم کردن مکاید: حیله ها، خدعه ها فعل: کار، رفتار مکاید فعلش: فریبی که در کارها و رفتار او بود به جهان برفتند: به مکان های دیگر جهان مهاجرت کردند کُربَت: حزن، غم، اندوه غربت: دور شدن از شهر خود ارتفاع ولایت: درآمدهای کشور نقصان: کاهش، کمی و کاستی

فریادرس: کسی که به یاری دیگری می شتابد، دادرس جوانمردی: سخاوت، بخشندگی حلقه به گوش: مطیع، فرمانبردار بیگانه: ناآشنا، اجنبی

باری: به هر جهت، به هر حال، خلاصه زوال: نابودی، از بین رفتن هیچ توان دانستن: آیا می توان دانست؟ حشم: خدمتکار بر او مملکت مقرّر شد: به پادشاهی رسید تعصّب: به چیزی دلبسته و مقیّد بودن و سخت از آن دفاع کردن تقویت کردند: نیرومند کردند پریشان: پراکنده سرِ پادشاهی: قصد سلطنت کَرَم: بخشش، سخاوت رحمت: مهربانی، دلسوزی، عفو طرح ظلم افکند: ظلم و ستم را پی ریزی کند

همچنین بخوانید:
معنی حکایت گنج حکمت کلان تر و اولی تر از فارسی دوازدهم

معنی حکایت گنج حکمت کلان تر و اولی تر از فارسی دوازدهم

آشنایی با معنا، مفهوم و نکات ادبی حکایت «شتر، گرگ و روباه» از صفحه ۱۲۸ کتاب فارسی پایه دوازدهم با عنوان گنج حکمت کلان تر و اولی تر.

قلمرو ادبی

جهان ← مجاز از کشور دیگر

ارتفاع، نقصان ← تضاد

روز مصیبت، ایّام سلامت ← تضاد

حلقه به گوش ← مجاز از مطیع و فرمانبردار بودن

سر ← مجاز از قصد، اندیشه

طرح ظلم افکندن ← کنایه از بنیان ظلم نهادن، پایه گذاری کردن ظلم

دیوار مُلک ← اضافه تشبیهیه

پیام حکایت

حمایت مردم یکی از اساسی ترین پایه های دوام یک حکومت است، حکومتی که به مردم و خواسته های آنان توجهی نداشته باشد و به درد ایشان رسیدگی نکند، پایه های خود را سست می کند و روزبه روز به سمت سقوط و نابودی پیش می رود.

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

بابک | ۱ سال پیش
این ملوک در ایران خودمون نبود علی آغا رو میگم؟
0
0


hits