اشعار ابوالقاسم لاهوتی
یار مستچاهی
یار مستچاهی ام، بت تاجیک من
کمر باریک من، بیا نزدیک من، شام تاریک من
«صبح و صفا» کن جفا دیگر بس است
آخر وفا کن یار مستچاهی
«تو تا» زلف پریشان شانه کردی، مرا یکبارگی دیوانه کردی
اگر جادو نه ای پنهان ز مردم، در دل تنگ من، چون خانه کردی
یار مستچاهی

شعر عاشقانه ابوالقاسم لاهوتی
برای روی تو ای مه نقاب لازم نیست
اگر تو کنی جلوه آفتاب لازم نیست
نفوذ عشق نگه کن که شیخ کهنه پرست
نوشته تازه که شرعاً حجاب لازم نیست
ایالت دل عشاق در حمایت تو است
به ملک خویش دگر انقلاب لازم نیست
ز من گذشتن از جان مگر نمی خواهی
به چشم! این همه دیگر عتاب لازم نیست
اگر به ملک دلم داده ای تو استقلال
پس این مشاوره با شیخ و شاب چیست
من از ستیزه چشم تو جان نخواهم برد
برای کشتنم این جان شتاب لازم نیست
تو خود به فتوی جمهور عاشقان، شاهی
دگر مناقشه در انتخاب لازم نیست
بخور تو خون دل دردمند لاهوتی
دگر به آتش رویت کباب لازم نیست

شعر غمگین و رمانتیک ابوالقاسم لاهوتی
نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یکجا
سخن گفتیم از بی مهری جانانه در یکجا
من اندر گریه ، بلبل در فغان ، پروانه در سوزش
تماشا داشت حال ما سه تن دیوانه، در یکجا
ز بیم غیر، پی میکنم از من مشو غمگین
اگر بینی مرا با دلبری بیگانه در یکجا
همه اسرار ما را پیش جانان برد لاهوتی
نمی مانم دگر با این دل دیوانه در یکجا

عشق در شعر ابوالقاسم لاهوتی
آن دلبر افغان چه سلحشور برد دل
چشم بد از او دور که مغرور برد دل
مرغ ار شود و ماهی اگر، از مژه و موی
با تیر برد راهش و با تور برد دل
نزدیک بیایید و ببینید چه جانیست
آن دیده که با یک نگه از دور برد دل
دل را بده و آبروی خویش نگهدار
گر خود ندهی، خندد و با زور برد دل
پیداست که دلدار شدن لذتی عالیست
این گونه که مستانه مغرور برد دل
بی تیره نفاب آید و صید افگند آزاد
دزد است، نه جانانه که مستور برد دل
همچون دل من عبد وفادار که دارد
پس این همه دیگر به چه منظور برد دل؟

شعر معروف عاشقانه از ابوالقاسم لاهوتی
نشد یک لحظه از یادت جدا دل، زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل
ز دستش یک دم آسایش ندارم، نمی دانم چه باید کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق، مگر برگشت از راه خطا دل
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد، فلاکت دل، مصیبت دل، بلا دل
از این دل ، داد من بستان خدایا ز دستش، تا به کی گویم خدا دل
درون سینه آهی هم ندارم، ستمکش دل، پریشان دل، گدا دل
مرثیه ای بر زیبایی و نابودی: تحلیل اشعار مهدی حمیدی شیرازی و صحنه های نبرد
به تاری گردنش را بسته زلفت، فقیر و عاجز و بی دست و پا دل
بشد خاک و ز کویت بر نخیزد، زهی ثابت قدم دل، با وفا دل
ز عقل و دل دگر از من مپرسید؟ چو عشق آمد، کجا عقل و کجا دل
تو لاهوتی ز دل نالی، دل از تو ! حیا کن، یا تو ساکت باش یا دل












طرز تهیه زولبیای مصری خانگی مرحله به مرحله
آرد گلوتینوس چیست و چه کاربردی دارد؟
داستان پندآموز دوچرخه ای که امانت بود
آموزش کیک پنیر و گردو؛ کیک نرم و خوش عطر برای صبحانه و پذیرایی
ادویه عدس پلو چیست؟ راز عطر و طعم بی نظیر عدس پلو + طرز تهیه ادویه مخصوص
مزایا و معایب پارکت در دکوراسیون منزل | راهنمای کامل انتخاب
طرز تهیه خورشت کرفس مجلسی؛ راز خورشتی خوش رنگ، جاافتاده و خوش عطر با طعم بی نظیر
قاب و تابلوی برگ خشک؛ پاییز را به یک اثر هنری زیبا روی دیوار تبدیل کنید!
چربی های سالم و ناسالم را بشناسید؛ از باورهای غلط تا انتخاب درست
دیدگاه ها