دلگرم
امروز: یکشنبه, ۳۱ تیر ۱۴۰۳ برابر با ۱۴ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
3 دکلمه روز کارمند زیبا و دلنشین
0
زمان مطالعه: 3 دقیقه
دکلمه روز کارمند / دکلمه برای روز کارمند / دکلمه تبریک روز کارمند / دکلمه درباره روز کارمند / دکلمه در مورد روز کارمند / دکلمه های روز کارمند / شعر روز کارمند / متن ادبی روز کارمند

دکلمه روز کارمند

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از دکلمه روز کارمند را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

دکلمه تبریک روز کارمند

دولت جاوید کو، به غیر خدمت به خلق

همای دولت نگر، به بام هر کارمند

ز نیروی علم و فضل، بنوش یک جرعه

ای باده عزت بریز، به جام هر کارمند

گفته جان پرور است، پیام هر کارمند

ز هرچه والاتر است مقام هرکارمند

صرف کند عمر خود، در ره خدمت به خلق

دانش و علم و هنر، پیام هر کارمند

غایت آمال او، خدمت نوع بشر

خدمت نوع بشر، مرام هر کارمند

ترقی جامعه ز پرتو روز اوست

جهاد اکبر بود، قیام هر کارمند

جهاد هر کارمند جهاد بی ریایی است

جهان کند افتخار، به نام هر کارمند

زمام هر کشوری در کف تدبیر اوست

فاتح هر عرصه ای، حسام هر کارمند

دکلمه روز کارمند

دکلمه درباره روز کارمند

من فرد کارمندم مترو سوارم
هر روز رفت و برگشت این گشته کارم

با یک بلیط ارزان کلی مسافت
از خانه تا به کارم ره می سپارم

حسرت بدل بماندم یک دم نشینم
سرپا میان مردم تحت فشارم

دستم زبسکه گیرد آن میله محکم
در کتف خویش دردی جانکاه دارم

از بس که هل دهندم هر سوی مردم
آید برون دمارم از روزگارم

از لحظه ی ورودم تا وقت اخراج
جنگاوری نمونه در کارزارم

وقت سوار گشتن چون میوه ی کال
وقت پیاده گشتن من آبدارم

بسکه گدا ببینم در مترو هر روز
بر حال وروز آنها من اشکبارم

بازار داغ باشد بازار مترو
بهر خرید اجناس من بی قرارم

هم شیر مرغ دارد هم جان آدم
با قیمتی مناسب آید بکارم

هروز شاهدم بر دعوای مردم
بی طاقتیشان را افسوس دارم

دکلمه روز کارمند

دکلمه در مورد روز کارمند

زنم گـــوید بـه من ، تو بی کلاسی
نــدارد زنــدگــی بـا تـو اســــاسی

پُـزت عالـی بـه وقـت خـواستگــاری
ولی اکنــون همیشـه آس و پاسی

دهی اُملت به من هـر روز و هـرشب
نمی بینـم به دست ات اسکناسی

نه تفریحی ،نه مهمانی ،نه گردش
نه ماشینی ،نه فرشی،نه پلاسی

نه انگشتر، نه گردنبند ،نه گوشوار
نه مانتوئی، نه چادر،نه لباسی …

بــرای خــاطــرت از جــان گــذشتم
چقــدر ای مــرد ، رنـد و ناسپاسی

بخشکی شانس، از فکـر و خیـالات
نمانـده در سرم هــوش و حواسی

به او گفتـم : تحمـــل کـن عـزیزم !
نــدارد ســود عجــــز و التمــاسی

به اوگفتم : بفـرما چـاره ام چیست؟
اگــر کـــه چـاره کـــردی اقتباسی

به مـن گفتا :دلت خوش کارمندی
نه گیری رشـوه ای، نـه اختلاسی

طلاقم ده ، رها گـــردم زدست ات
نگیـرم بعــد از این با تـو تماسی !



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits