انشا روز کارگر
11 اردیبهشت را به نام روز جهانی کار و کارگر نامگذاری کرده اند. از این رو یکی از موضوعات داغ انشا در این ایام، انشا روز کارگر است. به همین دلیل ما نمونه هایی از بهترین انشاها با این موضوع را آورده ایم.
انشا روز جهانی کارگر
انسان ها بطور طبیعی، موجوداتی اجتماعی اند و برای دست یابی به بیش تر هدفهای مادی و معنوی شان، ناگزیر از تعامل با یکدیگر می باشند. در حقیقت، هر کدام از انسان ها بر سر سفره دیگران نشسته اند و از دست رنج هم نوعان خویش روزی میخورند.
بر این اساس، بهره مندی از دسترنج و تولیدات دیگران، حقی بر گردن مصرف کننده پدید خواهد آورد که او نیز در برابر بهره هایی که با تلاش دیگران نصیب وی می شود، در خود احساس وظیفه کند و پاسخ نیکی را به نیکی دهد،
و خود را تافته ای جدا بافته از دیگران به حساب نیاورد؛ بلکه او هم در اثر کار و تلاش، دیگران را مهمان سود دهی خویش کند و وظیفه اجتماعی خویش رابه خوبی ادا کند.
کارگران از شریف ترین طبقه اجتماع هستند. زیرا چرخش دست و بازوی آن ها باعث چرخش چرخه های زندگی جامعه و امتداد رگه های حیات در مجاری هستی است.
کار مایه حیات زندگی است. چشمه سارِ زلال زندگی با کار جلا و روشنی می یابد و کارگران، پیشگامان این حیاتِ بدیع و نشاط آفرینند.
حضرت علی «ع» عرقِ جبین می ریخت و در کِشتزار کار میکرد تا کارگران برخود ببالند که رهبر آزاده شان نیز بر کارگری افتخار میکرد. روز جهانی کارگر گرامی باد.
مقاله درباره روز کارگر
انشا طنز درباره کارگر
من یک کارفرما هستم. کارفرمایی باانصاف و مهربان که دلش برای کارگرانش می تپد. مدیونید اگر باور نکنید. حتی بعضی وقتها که آنها در شیفت استراحت خود به سر میبرند، از خودم میپرسم: «نکند حالا که کارگر سر کارش نیست به فکر بیفتد که:
«این چه کار بی خود و مزخرفی است که دارم ؟» و بعد تصمیم بگیرد از کار خود استعفا کند و برود. آن وقت دل من چه میشود که برای آنها یک ذره میشود ؟ اصلا مگر من می توانم بدون این کارگران عزیز و دوست داشتنی زندگی کنم ؟»
بنابراین برای این که جلوی رفتن آنها را بگیرم، همان اول کار یک سفته به مبلغ ده برابر حقوقشان از آنها میگیرم تا هیچ وقت فکر تنها گذاشتن من به ذهنشان نرسد. آخر حتما شنیده اید که شاعر گفته است:
نمکدان بی نمک شوری ندارد
دل من طاقت دوری ندارد
آن قدر کارگرانم را دوست دارم که حس میکنم یک جورهایی به آنها وابسته شده ام. به همین دلیل دوست دارم همیشه در کارخانه بمانند و گل رویشان جلوی چشمم باشد.
از این رو چند ماه است که حقوقشان را نداده ام. آن ها هم بعد از ساعت کاری خود در محوطه کارخانه دور هم جمع میشوند و مرا صدا میزنند و درباره ام شعرهای عاشقانه می سرایند تا دل من بیشتر برایشان غنج برود.
آنها آن قدر مرا دوست دارند که به رایگان برایم تبلیغ هم می کنند؛ به این صورت که با گوشی تلفن همراه از دورهمی های خود فیلم و عکس میگیرند و برای همه شبکه ها و تلویزیون های سرتاسر دنیا می فرستند تا من معروف شوم و کارخانهام همه جا شناخته شود.
میدانید چرا ؟ چون از قدیم گفته اند: محبت دو طرفه است و دل به دل راه دارد و از این حرف ها.
من هم از آن بالا، از پنجره اتاقم به آنها نگاه میکنم و قند توی دلم آب میشود که آن قدر مهربان هستم که آنها راضی نمیشوند کارخانه را ترک کنند و همیشه اسم مرا صدا میزنند. حتی بعضی وقتها جمعهها هم به محل کار خود میآیند. از قدیم گفتهاند:
درس معلم ار بود؛ زمزمۀ محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
درست است که ربطی نداشت؛ اما خیلی شعر لطیفی بود. به دل من که نشست. شما هم خودتان میدانید.
چند روز پیش تصمیم گرفتم به میان جمع آنها بروم و برایشان سخنرانی کنم. نمیدانید با چه شور و هیجانی برای شنیدن سخنرانی من آمدند.
اسم من از زبانشان نمیافتاد. آن قدر مشتاق دیدار من بودند که به محض دیدنم، به سمت من هجوم آوردند. نگهبانان کارخانه مرا از زیر دست و پای کارگران عزیزم بیرون کشیدند و به بیمارستان رساندند.
جالب اینجا بود که پزشک و پرستار زحمتکش از لای زخمها و شکستگی سرم گوجه بیرون میآوردند. در این گرانی گوجه اصلا انتظار نداشتم آن دوستان مهربان برای خرید هدیه به زحمت بیفتند.
به قول قدیمی ها: «دوست مرا یاد کند، حتی با یک هل پوک!» خلاصه آن قدر خوشحال شدم که قلبم به پرواز درآمد و به واحد حسابداری دستور دادم فعلا تا چند ماه آینده هم حقوق آنها پرداخت نشود تا این محبت دو طرفه همین طور ادامه پیدا کند و هر روز بیشتر و بیشتر شود:
گل سرخ و سفید آبی نمیشه
محبت از دلم خالی نمیشه
تحقیق درباره روز کارگر
انشا ادبی درمورد روز کارگر
دست هایت که آیینه تلاش روزگارند، پر برکت باد! توانِ دست هایت را می ستایم، ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش تمام روزهای شکوفا از تلاش، روز تو باد!
روز بهروزی من، روز بهروزی تو، روز بهروزی تمام دست های کار آمد جهان دست هایی که روزها را در تلاشند برای آرامش شب ها، شب ها در تکاپویند برای آسایش روزها!
نامت که شکوه کار و تکاپوست، تنها واژه ماندگار روزگار است، نام تو ثبت است بر تمام جراید عالم از بسته ترین زوایای «اهرام»، تا بازترین گوشه های تخت جمشید!
خوشا عرق جبین ات که خداوند، پاس می داردش . . . حضرت علی (ع) عرقِ جبین می ریخت و در کِشتزار کار می کرد تا کارگران برخود ببالند که رهبر آزاده شان نیز بر کارگری افتخار می کرد.
و چه زیبا آن حضرت میفرمایند: کار همراه با پاکدامنی به مراتب از توانگری همراه با هرزگی ارزشمندتر است.
آری.... کار مایه حیات زندگی است، چشمه سارِ زلال زندگی با کار جلا و روشنی می یابد و کارگران، پیشگامان این حیاتِ بدیع و نشاط آفرینند. فراموش مباد؛ در آیینه ای که آیندگان، به صافی و زلالی اش، سوگند خواهند خورد، مبارک باد هر روز تاریخ، به نامت.
به نام خداوند خوب بهار به نام شقابق گل بی قرار
به نام تواناترین واژه ها به رسم محبت به نام خدا

انشا درباره هفته کارگر
انسان موقعی که به دنیا می آید و از مادر متولد و پا به عرصه وجود می گذارد اجتماعی خلق می گردد و در حقیقت وضع آینده او مربوط به طرز تعلیم و تربیت نوع خانواده، سلامتی و تغذیه می باشد و هر کس مطابق استعداد و محیط خود کاری را انتخاب می کند،
و یکی از خدمات اجتماعی را عهده دار می گردد البته آموزش و تعلیم در هر کار هدف نیست ولی وسیله کار است و اگر کسی کاری را انتخاب نکند و وظایفی را عهده دار نشود بیکار و سربار جامعه بوده و براستی عدمش به از وجودش می باشد به همین جهت است که می گویند:
برو کار کن مگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار
کار انسان را از سه بلای بزرگ اجتماعی که عبارت است از نیازمندی، عیاشی و افسردگی نجات می دهد کسی که کار می کند از سلامتی و تندرستی کافی که در اثر تحرک و فعالیت کافی ایجاد می گردد بهره مند می شود.
کار در کارخانه، کار در مزرعه، کار در داد و ستد و تجارت و هرکار دیگر باعث درآمد و پیشرفت اقتصادی می گردد. اگر کسی کار نمیکرد اگر کارگر نبود و این همه تولید و محصول که ما از آنها استفاده می بریم وجود نداشت.
به همین جهت باید گفت (برخیز با پوتک ای کارگر برپا با داس ای برزگر) در کار هم بایستی انسان خدا را در نظر داشته و وجدان کار داشته باشد، با توکل به خدای بزرگ با دقت کافی و توجه کامل کار بکند و در کارها هیچگونه تقلب و نادرستی وجود نداشته باشد،
و فداکاری و از خود گذشتگی و ایمان زیاد داشته باشد و به قول شاعر:
کوشش و عزم و فداکاری و ایمان درست
چون به هم دست دهد سد سکندر شکند
دیگر آنکه کسی که مشغول کار است وقت و فرصت دیگر ندارد که به کارهای زشت و نادرست دست بزند. بیکاری موجب بدبختی و هرگونه عمل زشت و ناپسند و انجام گناه می گردد.
وقتی که انسان در اثر کار و کوشش دارای درآمد و سرمایه گردید و از طرفی دست به کارهای زشت و ناپسند نزد از بلای بزرگ افسردگی هم نجات پیدا می کند و پیوسته شاد و خوشحال می باشد و خانواده او هم در رفاه و آسایش بسر می برند.
بنابراین کار انسان را از سه بلای بزرگ اجتماعی یعنی نیازمندی، گناه و افسردگی نجات می دهد در نتیجه باید به کارگر زحمت کش، به دهقان بی ریا، به معلم مهربان، به کلیه صنعت گران و تولید کنندگان درود و سلام فرستاد،
و از خداوند بزرگ موفقیت و سلامتی و رفاه آنها را درخواست نمود و به قول شاعر:
بر آن شخص باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست
انشا برای روز جهانی کار و کارگر
انشا کوتاه درمورد روز کارگر
اختصاص یک روز به کارگران شاید به لحاظ تشریفات و تعظیم باشد و الّا هر روز روز کارگری است و کارگران است بلکه عالم از کار و کارگر تشکیل شده است.
اینکه ما یک روز اختصاص بدهیم به کارگر، مثل این است که یک روز را اختصاص بدهیم به نور، یک روز را اختصاص بدهیم به خورشید. هر روز نور هست و روز نور است، هر روزْ روز خورشید است؛ لکن شاید این برای یک تشریفات و تعظیمی باشد، از این جهت مضایقه نیست،
لکن اگر واقع بینی باشد، کار و کارگر در تمام عوالم ما قبل طبیعت و عالم طبیعت و عوالم ما بعد الطبیعه، کار و کارگر همه جاست،
و تمام موجودات عالم، چه موجودات قبل از طبیعت باشد و چه موجودات طبیعی باشد و چه موجودات بعد از طبیعت، همه از کارگر پیدا شده است، و کارْ نظیر «وجود» است که در همه شئون عالم دخالت دارد.

انشا درمورد کارگر
کارگر در فرهنگ های لغت تعریف ویژهای دارد؛ به این صورت که «کارگر یعنی کار کننده، کسی که در کارخانه یا کارگاه کار میکند و مزد میگیرد.» در اصطلاح نیز کارگر «کسی است که در مقابل دریافت حق الزحمه اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار میکند.»
کارگران در طول سالها به زحمتکشی و انجام کارهای سخت و پر مشقت مشهور بودهاند. آنها افراد زحمت کشی هستند که برای بردن روزی حلال به خانه خود تلاش میکنند. پیامبر (ص) به کار و تلاش و کسب روزی حلال سفارش بسیار کردهاند.
ایشان فرمودهاند: «عبادت ده جزء است که نه جزء آن کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است. ایشان هم چنین برای کارفرمایان نیز دستوراتی دارند؛ از جمله این که: «ظلم در پرداخت مزد کارگر از گناهان بزرگ است.»
حضرت امام جعفر صادق نیز فرمودهاند: «پیش از آن که عرق آنان (کارگران) خشک شود، مزدشان را بپردازید.» کارگران ممکن است در طول زمان و انجام کارهای دشوار و پرخطر بیمار و از کار افتاده شوند.
اسلام درباره این افراد و تأمین رفاه این افراد هم دستوراتی دارد. چنین روایت شده است که روزی پیرمرد فرتوت و نابینایی در حال گدایی کردن از جلوی حضرت علی (ع) گذشت.
ایشان از اطرافیان خود پرسیدند: «این مرد کیست و چرا گدایی میکند؟» گفتند: «او مسیحی است.» امام فرمودند: «تا آن زمان که قدرت کار کردن داشت، از او کار کشیدید و اینک که پیر شده است و قدرت کار کردن ندارد، از تأمین کردن روزی او دریغ میورزید؟»
سپس تأکید کردند که: «زندگی او را از بیت المال تأمین کنید.» روز ۱۱ اردیبهشت ماه برابر اول ماه مه میلادی به عنوان روز کارگر نامگذاری شده است. این روز بر تمامی کارگران زحمتکش مبارک باد.
انشا با موضوع روز کارگر
انشا روز کار و کارگر
اینجا یک کارگاه است که در آن قطعات صنعتی تولید میشود و چند کارگر هر روز از صبح تا غروب در آن مشغول به کارند. کارگاهی حدودا صد متری با سقفی بلند که دو تهویه بزرگ با سر و صدای زیاد هوای آن را عوض میکنند.
علاوه بر چند صندلی مشکی، تقریبا همه چیز به روغن صنعتی آغشته و سیاه شده است. بوی روغن و گریس همه جا به مشام میرسد. صدای کار کردن ماشینها در سر و صدای تهویهها میپیچد تا حدی که کارگران برای صحبت کردن با هم مجبورند فریاد بزنند.
آقا محمود سرکارگر این کارگاه است. او بیست و پنج سال است که هر روز صبح به این کارگاه میآید و تا هنگام غروب لحظهای از کار کردن دست نمیکشد. او با تمام تمرکز و حواسش کار میکند و معتقد است:
«باید کار تمیز به دست مردم بدهی تا لقمه نانی را که به خانه میبری حلال و طاهر باشد و برکت کند.» علاقهای که او به کار خود دارد، باعث شده است تا او در کار خود دقیق و امانت دار باشد.
دستان نیرومند او موقع کار سیاه میشوند و با دقت قطعات را در دستگاه جا میدهند و بیرون میکشند. آثار بریدگی و جای بخیه کف دست او و روی انگشتانش نشان از اتفاقاتی دارد که در این سالها در هنگام کار برای او افتاده است.
اکنون چشمان او قدری ضعیف شدهاند و در هنگام کار مجبور است قدری اخم کند. آقا محمود هر آخر هفته لباس سیاه و روغنی خود را به خانه میبرد تا همسرش آن را بشوید. از این رو شنبه صبحها لباس او آبی است و پنج شنبهها به جز بخشهایی، بقیه آن سیاه است.
او در ضمن کار هوای دیگر کارگران را نیز دارد و کارهای ناشیانه و بی دقت کارگران را به آنها گوشزد و آن را اصلاح میکند.
موقع ناهار آنها را نصیحت میکند و در ضمن صحبتهایش همیشه میگوید که به دلیل داشتن فرزندان صالح، به خود میبالد و میگوید اگر فرزندان درست کاری دارم، به برکت همین روزی حلال است که به خانه میبرم. او از داشتن چنین شغل و خانوادهای از صمیم قلب راضی است.

همچنین ببینید:
نقاشی کارگر : 40 نقاشی با موضوع روز کار و کارگر برای رنگ آمیزی
25 عکس تأثیرگذار ویژه روز جهانی کار و کارگر
















طرز تهیه کلوچه عربی فوق العاده مقوی برای عصرانه و صبحانه
گیاه گندمی در آپارتمان؛ سبزیِ همیشه زیبا با کمترین دردسر!
طرز تهیه لگیمات عربی؛ شیرینی لقیمات ترد و طلایی با شربت مخصوص، درست مثل شیرینی های جنوبی!
چطور کفش های سفید را مثل روز اول تمیز کنیم؟ ۷ ترفند ساده برای برق انداختن کفش ها
راهنمای خرید بهترین هیتر برقی فن دار؛ ۷ مدل کاربردی برای گرم کردن خانه و محل کار
کاشت بابونه در خانه؛ آموزش کاشت، نگهداری و برداشت گل بابونه
ترفند حرفه ای تی کشیدن سرامیک و پارکت بدون رد انداختن و چسبندگی
آموزش دوخت دستگیره های طرح دار با خرده پارچه های دور ریز
چند ایده خلاقانه برای ساخت تزیینات دیواری با سنگ های رنگ آمیزی شده
دیدگاه ها