ارتداد چیست؟ در ایران چه حکمی دارد؟
ارتداد و احکام آن در اسلام
ارتداد اصطلاح فقهی به معنی خروج فرد مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت به معنی رجوع و بازگشتن دانستهاند و در قرآن هم بارها این مفهوم به کار رفتهاست.
اصطلاح عربی (رده، ارتداد) در قرآن به کار نرفته است، ولی وعده ترسناکی در آخرت برای کسانی که «بر میگردند» یا «انکار میکنند» و «کسانی که کافر میشوند بعد از آنکه ایمان آوردند»وعده داده شده است. احادیث مجازات ارتداد در اسلام را گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید شدن معرفی میکنند. برخی روایات سنتی اجازه میدهند تا شخص مرتد، توبه کند.
قوانین شرعی اسلامی موافق جریمه اعدام (به طور سنتی توسط (شمشیر) برای مرتد مذکر که داوطلبانه اسلام را انکار میکند، هستند. علاوه بر این، ارتداد مشمول جرائمی است که قانونشکنی (حد، جمع آن حدود) محسوب میشود. برخی از مکتبهای اسلامی اجازه میدهند تا مرتدان مونث را به جای اعدام، زندانی کنند. مکتب درباره این سؤال که آیا مرتدین اجازه، تشویق یا مجاز به انکار هستند، همان طور که درباره وضعیت دارایی مرتد بعد از مرگ یا تبعید آن چه میشود، نظر مختلفی دارند، ولی همگی متفقالقول هستند که ازدواج فرد مرتد را باید باطل کرد. بر پایه منع قرآنی اجباری اعتقاد به دین ، خیلی از متفکران جدید قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیدند و امروزه کمتر از این قانون استناد میشود.
ارتداد در قرآن و حدیث
فتوای دانشگاه الازهر در جواب استفتاء در مورد سید احمد درویش برای خروج از اسلام و گرویدن به مسیحیت، در جهت تزویج با زن مسیحی آلمانی تبار: باید به مرد مهلت داد تا توبه کند، در غیر اینصورت، طبق شریعت اسلام، باید اعدام گردد. فرزندان این مرد هم، اگر بعد از رسیدن به سن بلوغ، مرتد شدند، باید اعدام گردند.
ارتداد به معنی "بازگشتن از دین اسلام" در چند آیه از قرآن مطرح شده، از آن میان در سوره مائده و محمد ارتداد مورد نکوهش قرار گرفتهاست. در سوره بقره با تفضیل بیشتری به موضوع پرداخته شده، و مجازات مرتد در آخرت، حبط اعمال و عذاب جاودان دانسته شدهاست. در منابع روایی، اعم از کتب حدیث شیعه و اهل سنت احادیثی چند از قول و فعل پیامبر و دیگر بزرگان دینی درباره مجازات مرتد نقل شدهاست.
قرآن مورد واضحی برای ارتداد از دین بعد از مسلمان شدن نگفته است. با این حال، این کتاب گروهی از مردم مدینه که مخفیانه بی اعتقاد بودند را منافق نامیده است. در سوره ۶۳ و همچنین منافقین به عنوان باورمندان ظاهری و کافرهای باطنی توصیف شدهاند. هیچ جریمهای برای منافق تجویز نشده است تا زمانی که دست به شورش نزنند ولی در آخرت مجازات خشنی در انتظارشان است. قرآن در از مسلمانان خواسته که در صورت شورش منافقین، با آنها بجنگند و آنها را بکشند. ناباور به خودی خود، در قرآن هیچ مجازاتی برایش تعیین نگشته است.
در آیات مدینهای، قرآن بین ایمان آوردن و اسلام آوردن تمایز قائل شده است. در قرآن، گروهی از بدویان را به عنوان مسلمان ولی نه مومن، توصیف کرده است. این تمایز منجر به تقسیم بندی شرعی بین ایمان و اسلام یا تفاوت شرعی بین مسلمان (عضو جامعه اسلامی) در یک سو و مومن (کسی که به رستگاری آخرت عقیده دارد) در سوی دیگر شده است. فقط مسلمان حق دارد که وارث مسلمان دیگری شود، با زن مسلمان ازدواج کند، در غنایم جنگی سهیم شود، و در مراسم تدفین، بر سر جنازه اش نماز خوانده شود.
اصطلاح مومن، که به ندرت نشانگر وضعیت حقوقی بود، موضوع مشاجرههای جدلی بود و ممکن است به تحریمهای اجتماعی مرتبط باشد، یعنی، این واقعیت که دیگران ممکن است از نماز خواندن پشت سر کسی که مظنون به پناه دادن کافر است، سرباز زنند.در طی نیمه اول قرن هجری/ نیمه هفتم قرن میلادی، مسلمانان موافق بودند که جریمه ارتداد در اسلام، مرگ است. به نقل از پسرعموی محمد (عبدالله بن عباس)، محمد گفت: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش» (مَن بَدَلَ دینَهُ فَقتُلهُ) یا «گردنش را بزنید» (فَضرِبو عُنقَهُ). در حدیث دیگری، پیامبر ارتداد را یکی از سه شرط کشتن جایزی میداند که مسلمانی میتواند، مسلمانی را بکشد.
به استناد حدیث دیگری از ابنعباس و عایشه، «کسی که دینش را ترک کرد و از جماعت جدا شد» را اجازه دارند تا خونش را بریزند؛ ولی هیچ نوع توافقی از اول با نوع اعدام صورت نگرفتهاست. از این رو عکرمه وانس بن مالک علی را برای سوزانیدن مرتدان سرزنش میکردهاند.
برطبق حدیثی بر پایهٔ گفتهٔابنعباس در نقد علی خلیفه چهارم کسی که کافران یا مرتدان (زنادیق جمع زندیق) را میسوزانیده است، تاکید کردهاست: «کسی که دینش را ترک کند، او را بکشید ولی با مجازات خدا- یعنی آتش (زدن)- کسی را مجازات نکنید. بر طبق حدیثی از عایشه، مرتدین باید کشته شوند، به صلیب کشیده شوند یا تبعید گردند.تهمت اشتباهی ارتداد همچنین قابل مجازات است. بعلاوه، در تعدادی از گزارشهای تاریخی، مجازات اعدام برای ارتداد اصحاب پیامبر ذکر شده است.مفهوم ارتداد چند دفعه توی قرآن اومده (۵ دفعه خود کلمه ی ارتداد و مشتقاتش به کار رفته٬ چند دفعه ی دیگه هم مفهوم ارتداد مطرح شده).
به عنوان مثال آیه ی ۲۵ سوره مبارک محمد:
«ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبیٌن لهم الهدی الشیطان سوٌل لهم» «کسانی که بعد از روشن شدن حق، مرتد شدند شیطان، اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده وآن ها را با آرزوهای طولانی فریفته است.»مهم ترین چیزی که از این آیه به چشمتون می خوره چیه؟ دقت می کنین که قید «بعد از روشن شدن حق» به کار رفته؟ این قید یادتون باشه که بحث ما این نکته ی ظریف رو نیاز داره.
حجت الاسلام سید محمد علی ایازی می گه: «در تمامی آیاتی که (در قرآن در مورد ارتداد) آمده٬ یک ویژگی برای ارتداد مشخص شده که معلوم میشود آنچه اسلام نسبت به آن حساسیت داشته٬ چه بوده است... (در مواقعی که) انسان حق را تشخیص نداده٬ آگاهی ندارد٬ اسلام را نشناخته٬ در خانوادهای پرورشیافته که کسی به او آموزش درستی نداده یا آموزش غلط از اسلام داده است.
اینجا اصلاً ارتداد معنا ندارد! برای اینکه از اصل٬ این راه را درست انتخاب نکرده٬ یا اسلام ر ا نشناخته و یا اگر شناخته غلط بوده. برای این شخص٬ برگشتن معنا ندارد. برگشتن در جایی معنا میدهد که انسان راهی را آگاهانه انتخاب کند و بعد بخواهد آگاهانه از آن راه با علم به حقانیت آن برگردد. این برگشتن به معنای ارتداد٬ مورد نظر قرآن است... تمام آیاتی که در قرآن آمده٬ ناظر به همین جهت است که افرادی با علم٬ آگاهی و شناخت حق٬ باز از جاده حق منصرف میشوند. چنین اعراضی محکوم و مورد مذمت است..
یعنی حالتی دارند که حق را تشخیص میدهند٬ به راه وارد میشوند٬ اما شیطان به خاطر منافع و مقاصد خاصی٬ آنها را در جهت دیگری قرار میدهد.
در آیة 86 سورة آلعمران میگوید:
"کیف یهدی الله قوماً کفروا بعد ایمانهم و شهدوا ان الرسول حق و جائهم البینات" میگوید خدا چگونه کسانی را راهنمایی کند که پس از اینکه ایمان آوردند و گواهی هم دادند که پیامبر حق است و نشانههای روشن و آشکار هم رسیده٬ ولی در عین حال کافر شدند. یعنی ارتداد در صورتی است که با عناد و جحد همراه باشد. درواقع حق را میشناسد٬ ولی مخالفت میکند.»
پس ارتداد فقط به معنای تغییر عقیده از اسلام به چیز دیگه ای نیست! شرط داره. فقط در حالت خاصی که توضیح داده شد کسی که از دین برگرده مرتکب ارتداد شده و «مرتد» محسوب می شه. فرض کنید یه آدمی به دلیل کمبود علم نمی خواد مسلمون باشه. با توجه به توضیحات بالا این فرد مرتد نیست. در واقع می شه این طوری گفت که مرتد کسی نیست که براش مشکل علمی پیش اومده٬ بلکه مرتد کسی هست که به دلیل منفعت شخصی علیه حق لجبازی می کنه.
این آیه ی قرآن کریم هم جالبه: آیه ی ۷۴ سورهی توبه :
« یحلفون بالله ماقالوا و لقد قالوا کلمة الکفر و کفروا و بعد اسلامهم و هموا بمالم ینالوا و مانقموا الا ان اغنیهم الله و رسوله من فضله فان یتوبوا بک خیراً لهم وان یتوبوا بیعذبهم الله عذاباً الیماً فیالدنیا والآخرة و مالهم فیالارض من ولی و لایضر. »
«به خداوند سوگند مىخورند که سخنان ناروا نگفتهاند، در حالى که گفتهاند، و پس از اسلام آوردن کافر شدند و نیز توطئهاى طرح کردند که موفّق نشدند. و آنها به عیبجویى و انتقام نپرداختند مگر بعد از آنکه از فضل خداوند و به اعتبار وجود پیامبر، ثروتمند و بهرهمند شدند، [با وجود این ناسپاسى] اگر توبه کنند باز براى آنها بهتر است و اگر روى برگردانند و سرپیچى کنند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت با عذابى دردناک کیفر خواهد داد و براى آنها در روى کره ی زمین یار و یاورى وجود نخواهد داشت.»
یه عامل دیگه که توی «مرتد» بودن افراد نقش داره اینه که نه تنها از دین برگردن٬ بلکه به دشمن دین کمک کنن و سعی کنن که به اسلام ضربه وارد کنن. بذارین برای مثال به اولین مورد در تاریخ اسلام که در اون پیغمبر کسی رو مرتد اعلام می کنن رو بررسی کنیم:
یکی از مشکلات پیامبر(ص) این بوده که در زمان ایشون٬ دشمنان اسلام به جادههای منتهی به شهر مدینه شبیخون میزدن و این جاده ها رو برای تردد ناامن میکردهاند. درنتیجه مسلمان ها نمی تونستند توی راه ها امنیت داشته باشن و عملا در شهر مدینه گیر کرده بودن. یکی از کارهایی که پیغمبر برای رفع مشکل میکردند این بوده که عدهای را میفرستادند که به صورت مستتار و مخفیانه به این جادهها سرکشی کنن و امنیت رو برقرار سازند. خیلی مهم بوده که رزمندهها و کسایی که امنیت این جاده را به عهده میگیرن مخفیانه کار خودشون رو انجام بدن تا راهزن ها از اومدن اونها مطلع نباشن.
در همچین شرایطی یکی از کسایی که در مدینه زندگی میکرده زنی بوده که لای موهایش اطلاعات رو میگذاشته و بهصورت ناشناس از شهر خارج میشده و به راهزن ها کمک می کرده. در یک مورد ناگهان به پیامبر وحی میشه که داره چنین اتفاقی توسط این زن می افته. پیغمبر امیرالمؤمنین رو میفرسته تا ایشون موضوع رو پیگیری کنه. ایشون میآن و بازدید میکنن ولی در بازدید هیچ اطلاعاتی پیدا نمیشه.
کارگزاران امام علی(ع) میگن: "آقا چیزی نیست." ایشون میگن: "پیغمبر به من گفته و پیامبر خدا دروغ نمیگوید." چند نوبت بازدید میکنن و در آخر امام میگه: "لای موهایش را هم ببینید." بعد از نگاه کردن کشف می کنن که اطلاعات رو لای موهاش قرار داده. این داستان اولین مرتد در اسلام بود. داستان های دیگه ی اعلام ارتداد کسی توسط پیغمبر هم کمابیش به این شکل هستن...حالا جدی٬ انصاف به خرج بدین٬ مجازات کسی که از روی لجاجت و دشمنی بعد از این که حقیقت اسلام براش روشن شد و پذیرفت٬ و بدون دلیل علمی و فقط از روی منافع شخصی و یا عناد علیه اسلام موضع گرفت٬ مجازاتش اعدام نیست؟
اگر مجازاتش اعدام نباشه٬ دین به مسخره گرفته نمی شه و ضربه نمی خوره؟
همون طور که اگر یک ایرانی به کشور خیانت کنه و به مرزهای کشور خودش حمله کنه و تمامیت ارضی کشور رو به خطر بندازه٬ حاضریم باهاش بجنگیم٬ اگر کسی به توحید خیانت و حمله کنه٬ جنگیدن باهاش کاملا منطقی و صحیح و حتی می شه گفت واجبه.
انواع مرتد
در فقه اسلامی مرتد دو نوع است و هر یک احکامی جداگانه دارد:
الف) مرتد فطری: کسی است که پدر یا مادر یا والدینش هنگام انعقاد نطفه وی مسلمان بوده، بعد از بلوغ، آیین اسلام را پذیرفته و سپس به کفر روی آورده است. مانند سلمان رشدی که پدرش مسلمان است.
ب) مرتد ملی: کسی است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه وی کافر بوده اند. بعد از بلوغ، اظهار کفر کرده، سپس مسلمان شده و بعد از آن به کفر باز گشته است.
اگر مرتد فطری مرد باشد، علاوه بر برخی از احکام مدنی مانند فسخ پیمان نکاح و جدایی از همسر بدون نیاز به طلاق و تقسیم اموال بین ورثه، به اعدام محکوم است و توبه اش، در تغییر حکم تاثیری ندارد. یعنی اگر با اعتقاد و باور قلبی توبه کند، خدای متعال می پذیرد و نماز و عبادتش صحیح است٬ اما بر جریان حکم اعدامش تاثیر ندارد.
اگر مرتد ملی توبه کند، از هر دو جهت پذیرفته می شود. حتی قبل از جریان هر گونه حکمی، نخست وی را به توبه و بازگشت به ا سلام دعوت می کنند و سه روز - برخی از فقها مانند شیخ طوسی گفته اند به قدر لازم - به او مهلت می دهند. اگر در این مدت توبه کرد، آزاد می شود. و گرنه به اعدام محکوم می گردد.البته زن مرتد، از هر نوع که باشد کشته نمی شود. او را به توبه فرا می خوانند، چنانچه توبه کرد، آزادش می کنند. و گرنه در زندان باقی می ماند.
توضیحات این پی نوشت تا به اینجا بر اساس احکام شیعه بود. بر اساس رای مشهور اهل سنت، بین مرتد ملی و فطری یا زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. هر نوع که باشد - ابتدا به توبه دعوت می شود، چنانچه توبه کرد آزاد و گرنه کشته می شود. البته ابوحنیفه، مانند فقهای شیعه، بین زن و مرد فرق گذاشته است. در تضاد با او٬ حسن بصری نیز معتقد است مرتد، بی آن که به توبه دعوت گردد، کشته می شود.
حکم ارتداد
در کتب فقهی شرایطی برای مرتد منظور گشته که هدف از برشمردن آنها، بیان مصداق مرتد شرعی است که با فقدان هر یک از شروط، موضوع ارتداد شرعاً منتفی خواهد بود و مجازات به اجرا در نخواهد آمد. در منابع فقهی شیعه بلوغ، عقل، اختیار و قصد از شرایط اصلی ارتداد به شمار آمدهاست. از مکاتب اهل سنت، شافعیه نیز همین شرایط را منظور داشتهاند، اما مالکیه در مورد اشتراط بلوغ اختلاف نظر دارند و حنابله و حنفیه بلوغ را شرط نمیدانند. در هر حال با توجه به شرایط ذکر شده، مجنون، مُکره، مضطر و امثال آن هیچگاه مرتد شناخته نمیشوند.
شیعه
فقهای امامیه علاوه بر اعدام، عقوبتهای زیر را برای مردی که مرتد فطری است در نظر گرفتهاند: جدایی از همسر و تقسیم اموال بین ورثه. در کتب فقهی برخی جزئیات دربارهٔ این مجازاتها، چون مسئله قبول توبه مرتد وعده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفتهاند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات میگردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم اعدام او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجهاش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.
شک به مقدسات
از دیدگاه بسیاری ار فقهای شیعه، شک کردن را نیز جزئی از ارتداد برشمردهاند. ابن حمزه طوسی میگوید: «کسی که پس از اقرار به صدق پیامبر دچار تردید شود یا بگوید نمیدانم پیامبر راستگوست یا دروغ گو، خونش مباح است» صاحب جواهر که یکی از برجستهترین فقهای شیعه است صرف شک و تردید را موجب ارتداد دانسته. علامه حلی،کاشفالغطا و جمعی دیگر از علمای شیعه نیز شک را موجب ارتداد دانستهاند.
اهل سنت
فقهای مکاتب چهارگانه اهل سنت با یکدیگر موافق هستند که فرقی میان مرتد ملی و فطری نیست. در مورد مجازات مرتد نیز نسبت به مهلت دادن برای توبه و سپس اعدام در صورت عدم توبه، تردید نمودهاند، اما نسبت به جزئیات این احکام نظیر واجب بودن یا مستحب بودن مهلت برای توبه، چگونگی تقسیم اموال مرتد، اختلاف نظرهایی به چشم میخورد.
حنفی
در دیدگاه حنفیه، مستحب است حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه نماید تا شبههاش برطرف گردد. مهلتی که برای توبه مرتد در نظر گرفته میشود، ۳ روز است که این ایام را در حبس سپری میسازد و اگر پس از انقضای مدت توبه نکرد، مجازات خواهد شد. البته حنفیان مهلت دادن به مرتد را تنها در دو صورت مستحب شمردهاند: حاکم امیدوار به توبه وی باشد، یا مرتد شخصاً تقاضای مهلت کند. زن مرتد به هیچ وجه کشته نمیشود و مجازاتش تنها حبس است. به طور کلی با تحقق ارتداد مالکیت مرتد از میان میرود تا هنگامی که شخص توبه کند؛ اما اگر کشته شد، اموال به دست آمده در زمان اسلامش به وارثان مسلمانش تعلق میگیرد و اموالی که در زمان ارتداد به دست آورده، به بیت المال میرسد.
شافعی
بین شافعیان درباره وجوب دادن مهلت توبه و استحباب آن اختلاف نظر وجود دارد. قائلان به وجوب در اکثریتند و معتقدان به استحباب اقلیت را تشکیل میدهند. در خصوص مدت مقرر برای توبه مرتد نیز نظریات یکسان نیست. گروهی ۳ روز را مد نظر قرار داده، و عدهای آن را همان نخستین زمانها در محکمه محدود نمودهاند. با این حال، شافعیان به اتفاق آراء معتقدند که مرتد در صورت ابا کردن از توبه کشته خواهد شد و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست.
در مورد اموال مرتد نیز برخی با تحقق ارتداد حکم به خروج اموال از ملک مرتد دادهاند و گروهی دیگر معتقدند که در صورت عدم توبه، چنین حکمی جاری خواهد بود؛ بر این پایه، در واقع با کشته شدن مرتد، کشف میگردد که اموالش از ملک وی خارج شدهاست. به هر حال اموال مرتد در صورت خلع ید وی به بیت المال سپرده میشود و هیچ وارثی حق ارث بردن از او را ندارد.
حنبلی
حمزه کاشغری، شاعر عربستانی که به دلیل توهین به محمد در توئیتر، ازعربستان سعودی گریخته بود، درمالزی دستگیر و به کشورش دیپورت شد. او اکنون در زندان به سر میبرد.فقهای حنبلی نسبت به وجوب دادن مهلت یا استحباب آن اختلاف عقیده دارد، اما در هر صورت مدت مهلت را همان ۳ روز دانستهاند.
مرتد ایام مهلت را در حبس سپری میسازد و توبه او میباید از روی میل باطنی صورت پذیرد، اما اگر وی در اثر اکراه، تن به توبه دهد، جستجو از حقیقت این توبه لازم نیست. نزد این فقیهان، مرتد در صورت نپذیرفتن توبه مجازات خواهد شد، و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. حنبلیان سلب مالکیت از مرتد را جایز نمیشمارند ولی با تحقق ارتداد وی را از تصرف در اموالش ممنوع میسازند و در صورت کشته شدنش، تمامی اموال او را به بیت المال میسپارند.
مالکی
از دیدگاه مذهب مالکی واجب است که حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه کند و از وی بخواهد تا توبه نماید. به مرتد ۳ روز مهلت داده خواهد شد تا دست از کفر خویش بشوید. این مهلت از روز اثبات کفر در محکمه شروع میشود، نه از روز کفر ورزیدن. ایام مهلت را مرتد در حبس سپری خواهد کرد، اما بدون اینکه مورد خشونت یا آزار قرار گیرد. خوراک و آشامیدنی به هزینه مرتد در اختیارش قرار خواهد گرفت. در اجرای این مجازات تفاوتی بین مرد و زن نیست؛ تنها تفاوتی که مالکیان برای زن مرتد قائل شدهاند این است که مهلت توبه وی گذشتن ایام عادت ماهانهاست تا شبهه وجود حمل نیز بر طرف گردد.












طرز تهیه پودینگ انار؛ دسر خوش رنگ و لذیذ برای شب یلدا
طرز تهیه سالاد سزار میگو با سس خانگی
خواص زردآلو برای لاغری : چقدر و چه زمانی بخوریم؟
علت وا رفتن کوکو سیب زمینی چیست؟ راه حل فوری برای مایه شل
استایل با شلوار بنفش؛ راهنمای کامل ترکیب رنگ و انتخاب اکسسوری
لیست نمایندگی های تعمیرات سامسونگ در خرمشهر
طرز تهیه ترشی کلم پروبیوتیک با زردچوبه؛ بدون سرکه فقط با ۳ ماده ساده
مرکز اسقاط خودرو ساری | آدرس، تلفن و اطلاعات کامل
نحوه دوخت روبالشتی پاکتی چسباندن برچسب پارچه ای با اتو در چند دقیقه
دیدگاه ها