دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ ذو القعدة ۱۴۴۲ قمری و ۱۷ ژوئن ۲۰۲۱ میلادی
شعر در مورد درد و رنج | 29 شعر سوزناک درباره درد عشق و غم هجران
3
زمان مطالعه: 7 دقیقه
در این صفحه از دلگرم مجموعه ای زیبا از بهترین شعر در مورد درد و رنج را برایتان گلچین کرده ایم .

شعر در مورد درد، رنج، درددل، عشق، تنهایی، غم و رنج و جدایی

separator line

شعر برای درد و رنج

بگفتم درد من درمان کن ای دوست

بگفتا درد تو درمان ندارد

separator line

شعر درباره درد و رنج

اگر باشد برای درد درمان

دوای درد تو درد است و درد است

separator line

شعر نو در مورد درد

یکی با من

یکی با تو

یکی پیوسته می خواند

میان بغض سنگینم

به زودی درد میمیرد

به زودی عشق می آید

و من درگیر رویایم

پریشانم

ولی انگار

درگیر خوشی هایم

نمی خواهم ببینم روی زردی را

نمی خواهم بمیرد ذوق امید از نگاه من

و می خواهم بریزم اشکهای درد آلود غریبی را

میان بستر دستان چون سروم

و بیداری کنم با خود

ببینم رونق فردا

بخوانم در دلم آوا

چقد من مست پروازم

و پروازم و پروازم الهی …ب.ی.ت.ن.ش….. باشد

شعر درد | 74 شعر در مورد درد عشق و درمان

شعر در مورد درد دل

بجز غم با دلم کس آشنا نیست

که هر جا میروم از من جدا نیست

مگر با غم گل ما را سرشتند

که شادی با دل ما آشنا نیست

دگر دیدار گلهای بهاران

برایم روح بخش و جانفزا نیست

بهر دلدار دل بستیم دیدیم

نشانی از وی از مهر و وفا نیست

هزاران داغ دارم بر دل از هجر

که داغ لاله همچون داغ ما نیست

جوانی رفت همچون برق افسوس

بجز یادی دگر از او بجا نیست

چنان دلتنگم از این زندگانی

که از زندان او جانم رها نیست

خدایا با که گویم از غم دل

که در عالم کسی غمخوار ما نیست

(فتوت) قصه های غصه ی دل

بهر دل هست با ما گو، کجا نیست

شعر در مورد رنج کشیدن - شعر کوتاه در مورد درد - شعر در مورد درد از حافظ - شعر در مورد درد جامعه

شعر در مورد درد و درمان

ندارد درد من درمان دریغا

بماندم بی سر و سامان دریغا

درین حیرت فلک ها نیز دیر است

که می‌گردند سرگردان دریغا

شعر در مورد رنج و سختی - شعر در مورد درد دل - شعر درد و درمان - شعر درد کشیده

شعر در مورد درد عشق

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید

مگر مساحت رنج مرا حساب کنید

محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید

خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد

مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم

مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید

در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم

مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید

مگر سماجت پولادی سکوت مرا

درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت

اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

separator line

شعر در مورد درد و رنج

کجا گوییم به کی گویم من از درد

کسی اینجا ندیده دیده پردرد

سخن بامن نگفت هیچکس از درد

که کم دید درد کس این دیده مست

که من سلطان دردم زندگی درد…

خدا هیچت کند ای مرد بد درد…

separator line

شعر در مورد درد غربت

من از طبیب و پرستار هر دو آزادم دوای درد من این درد بی‌دوای من است

separator line

شعر در مورد درد جدایی

بگذار که پنهان بود این درد جگر سوز پندار که گفتیم و دلی چند شکستیم

separator line

شعر در مورد درد هجران

آخر این درد دل من به دوائی برسد آخر این ناله شبگیر به جایی برسد

separator line

شعر در مورد درد و دل

باجفا خوکن وبا درد بساز ای «سلمان» کاین نه دردی است که هرگزبه دوائی برسد

separator line

شعر در مورد درد فراق

من گرفتار و تو در بند رضای دگران من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران

separator line

شعر در مورد درد دل با خدا

دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته‌ی سخن درآورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

separator line

شعری در مورد درد دل

ز بازار محبت غم خریدم

خریدم غم ولیکن کم خریدم

همین داغی که حالا بر دل ماست

ندانم از کدام عالم خریدم

عسل میجستم ‌از بازار هستی

عدم رخ داد جایش سم خریدم

ز عشق و عاشقی آگه نبودم

غم و درد ترا مبهم خریدم

نبودم واقف از آیینهء دل

که از جمشید جام جم خریدم

برای زخم ناسور دل خویش

ز مژگان کسی مرهم خریدم

محبت عشقری راحت ندارد

ز مجبوری متاع غم خریدم

separator line

شعر درباره درد دل

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم باوفا ندیدم جز درد

یک مونس نامزد ندارم جز غم

separator line

شعر درباره درد دل با خدا

گیرم که با تو حال بگویم ولی چه سود تــــو درد دل شنیده ای امّـا ندیده ای

separator line

شعری درباره درد دل

گر درد کند پای تو ای حور نژاد از دردمدان که هـرگــــزت درد مباد

آن درد من است بر منش رحم آمد از بهـــر شفـــاعتم به پای تو فتاد

separator line

شعر در مورد درد و دل با خدا

در این دیار که نام و نشان ز درمان نیست هزار درد به دنبال یک دل افتاده است

separator line

شعر در مورد درد بی درمان

گیرم ز خلق روی به هامون کند کسی از دست خود کجا رود و چون کند کسی

separator line

شعر درباره درد و درمان

بیا جانا دل پر درد من بین سر شک سرخ و رنگ زرد من بین

separator line

شعر در مورد درمان درد

غم مهجوری و درد صبوری بیا بر جان غم پرورد من بین

separator line

شعری در مورد درد عشق

چون درد تو داریم و دوا پیش تو باشد هر جاکه تو باشی دل ما پیش تو باشد

separator line

شعر درباره درد عشق

ز روزگار مرا خود همیشه دردی بود غم تو آمد و آن را هزار چندان کرد

separator line

شعر زیبا در مورد درد عشق

با غم ایّوب نیست رنج مرا نسبتی صبرم از او کمتر است دردم از او بیشتر

separator line

شعر درباره درد

برجان رسید درد من از مشکلم مپرس رنگ مرا ببین و دگر از دلم مپرس

separator line

شعر درباره درد

در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس

separator line

شعری در مورد درد

دوای درد درون را هم از درون به طلب اگر چه درد تو افزون ز درد ایوب است

separator line

شعر نو در مورد درد

دردهای من

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نام‌هایشان

جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان

درد می‌کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه‌های ساده‌ی سرودنم

درد می‌کند

separator line

شعر درباره درد و رنج

درون سینه ام صد آرزو مرد

گل صد آرزو نشکفته پژمرد

دلم بی روی او دریای درد است

همین دریا مرا در خود فرو برد

separator line

حتماً بخوانید:
شعر با واژه گیسوی از شاعران نامی و مشهور ایرانی

شعر با واژه گیسوی از شاعران نامی و مشهور ایرانی

زیباترین و عاشقانه ترین شعرها با واژه گیسوی از شاعران نامی و بزرگ ایران شعر با واژه گیسوی از حافظ دوش در حلقه ما قصّه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از…



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (3 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits