دلگرم
امروز: سه شنبه, ۰۵ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۳۰ صفر ۱۴۴۴ قمری و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
چگونه پولدار شویم و پولدار بمانيم؟
7
زمان مطالعه: 12 دقیقه
چگونه پولدار شویم و پولدار بمانيم؟

چگونه پولدار شویم


چگونه پولدار شویم؟ اگر شما علاقه‌منديد و دوست داريد پولدار شويد حتما مطلب زير را بخوانيد:
البته شما میتوانيد از ساير منابع نیز در اين خصوص بهره‌مند گرديد ليكن حقير، نتايج تجربيات خود را در اين زمينه در قالب چند اصل در اختيار شما قرار مي‌دهم که غیر از اصل اول در بقیه اصول تقدم و تاخر وجود ندارد و ترتیب آنها بر اساس اولویت و اهمیت یا عدم اهمیت نیست.


مطمئنم چنانچه هدفتان واقعا، پولدار شدن باشد و در اين راه گام برداريد پس از مدتي كسب تجربيات، خودتان نيز به اصول بيشتري دست خواهيد يافت كه به اصول ذكر شده‌ي ذيل بيافزائيد.


در نظر داشته باشيم كه مهمتر از پول درآوردن حفظ پول است. براي پولدار شدن شما بايد از مبالغ كوچك شروع كنيد و در نظر داشته باشيد كه حفظ همان مبالغ كوچك و تبديل آنها به سرمايه‌ي اوليه، اولين اصلي است كه بايد در نظر داشته باشيد و اين مهمترين اصل است كه بايد به خاطر بسپاريد و به آن عمل كنيد، در اين خصوص مثالي ميزنم كه بيانگر موضوع مي‌باشد:


ما در میان افراد فامیل کسی را داشتیم که چند سال پیش عضو صندوقهای قرض‌الحسنه‌ي فاميلي بود(منظور از اين صندوقها صندوقهايي است كه چند نفر از افراد فاميل كه خوش‌حساب هستند و به هم اعتماد دارند دور هم جمع مي‌شوند و هر ماه پول جزئي و مساوي را به صندوق مي دهند و قرعه كشي ميشود و كل پول در هر ماه به يك نفر تعلق ميگيرد و اين كار تكرار مي‌شود تا يك دوره كامل كه همه براي يكبار برنده اين مبلغِ كل گردند.)

خلاصه اين بنده خدا خوش شانس بود و در همان اوايل دوره برنده سه ميليون تومان شد، حال اگر شما بوديد با اين مبلغ كه در آن زمان هم مبلغ خوبي بود چه ميكرديد؟ اين بنده‌ خدا به محض اينكه برنده اين مبلغ شد بلافاصله وسايل مصرفي خريداري كرد مثلا ضبط و باند و دي وي دي و تلويزيونِ جديد پيشرفته، براي خانه پدرش ( كه تلويزيون هم داشتند) خريد و كل پول به مصرف رسيد و تا دو سال بعد هم كه اقساط صندوق را پرداخت ميكرد و اين يعني بزرگترين اشتباه و كل سه ميليون تباه شد و رفت. الان كه از اون موقع حدود ۱۲ سال ميگذره اين بنده خدا هنوز نتونسته از نظر مالي سر و ساماني به زندگيش بده.
شما اگر جاي اين شخص بوديد چه ميكرديد؟


اين شخص ميتوانست با اين پول يك شغل را پيشه كند يا سرمايه اوليه يا حداقل مي‌تونست در آن زمان كه بانكها سپرده قبول ميكردند، اين پول را در بانكها سپرده‌گذاري نموده و وام خودروي هفت ميليوني گرفته سپس با فروش خودرو ، مبلغ حاصله را در بانك مسكن سپرده گذاري مي‌نمود و وام مسكن مي‌گرفت و با آن پول و قرض و فروش اجناس غير ضروري مثل طلا و... خانه‌اي ميخريد و رهن كامل مي‌داد و با اين تورمي كه در جامعه است الان صاحب يك خانه با ارزش شده بود. به همين راحتي و با همين فرمول ساده.


پس اصل اوليه و مهمترين اصل اين است كه اگر چنين پولهايي بدست ما رسيد آن را به عنوان سرمايه اوليه و مثلا جهت كسب و كار، استفاده نموده و به مصرف نرسانيم و ميتوانيم بعدها از سود اين سرمايه‌گذاری ، كالاهاي مصرفي خريد و استفاده نمود.
اصل دوم بايد در زندگي تا حدودي ريسك‌پذير باشيم، همه در اطراف خود كساني را ميشناسيم كه مثلا در ده سال پيش يك مبلغ پول مثلا صد ميليون داشتند و الان هم همان صد ميليون را دارند اينها توانسته‌اند اصل پول خود را حفظ كنند ولي به نظر شما آيا اينها موفق بوده اند؟

من به شما مي‌گويم خير. چون با تورمي كه ما در جامعه داشتيم اين مبلغ صد ميليون ايشان بعد از ده سال ديگر ارزش ده سال پيش را ندارد و خيلي كمتر ارزش دارد مثلا شايد ده سال پيش ايشان ميتوانست با اين صد ميليون يك آپارتمان ۸۰ متري بخرد ولي الان با اين مبلغ پول، يه آپارتمان ۳۰ متري هم نمي‌تواند بخرد. پس ايشان نه تنها ميبايست ارزش پول خود را حفظ ميكرد بلكه بايد به آن مي‌افزود و حداقل ارزش افزوده‌اي ايجاد مي‌نمود كه تورم را پوشش ميداد و و الان ايشان فقط مراقب بوده كه پولش خرج نشود و مبلغ اسمي پول كم نشود كه اين خود اشتباه است.


اصل سوم رصد بازارهاي سرمايه‌گذاري و استفاده از فرصتها و موقعيتهاست.البته خيلي از افراد با اعتقادات شخصي خود وارد دلال‌بازي،سفته بازي امور واسطه‌گري نمي‌شوند و از سود اين حوزه مي‌گذرند كه خوب نظر و اعتقاد اينگونه افراد محترم است. ليكن بايد با جمع‌آوري اطلاعات و در نظر گرفتن وضعيت داخلي و خارجي كشور بتوانيم موقعيتها را براي ورود به يك بازار يا خروج از يك بازار بشناسيم.

در اينگونه موارد بايد از شانس و شير يا خط كردن حذر كنيم و واقع‌بينانه و با اطلاعات كامل وارد اينگونه بازارها شويم يا به موقع از آن خارج شويم. البته بازارهاي سرمايه‌گذاري را حتما ميشناسيد مانند بازار مسكن و زمين، طلا و ارز، بورس بعضا خودرو و... كه خود اينها نيز شامل گزينه‌هاي مختلف است كه بايد در نظر گرفته شود مثلا در خصوص مسكن مي‌تواند آپارتمان، خانه كلنگي و قديمي، زمين، ويلا و... باشد و يا مثلا در خصوص ارز‌، انواع ارز مانند دلار، يورو،‌ درهم و... ميشود. در نظر داشته باشيم كه گاهي توقف و سكون در يك بازار مي تواند سود ما را كاهش دهد، پس با رصد بازارها و جمع‌آوري اطلاعات مفيد بايد در بازارها در حركت باشيم.

چگونه پولدار شویم


اصل ديگر اين است كه اگر زماني به نتيجه نرسيديد نا‌اميد نشويد و راههاي ديگر را امتحان كنيد و مانند اديسون پشتكار داشته باشيد و صبور باشيد و شما حتما قضيه اديسون را شنيده ايد زماني كه به ايشان خرده گرفتند كه تو نمي‌تواني برق را اختراع كني و شكست خورده‌اي. درجواب گفت:"من شکست نخورده ام، تنها هزار راه حل پیدا کرده ام که به کار نمی آیند" به عبارتي ديگر گفت كه من تازه فهميدم كه از اين هزار راه نميشود به برق رسيد پس بايد راه ديگري را امتحان كنم .

همچنين سخن ديگري منتسب به او كه گفته:"من هفتصد بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد." بله وقتي هدفي را براي خود مشخص كرديد با اعتماد به نفس، ايمان داشته باشيد كه شما مي‌توانيد در دراز مدت و با پشتكار و پيشه كردن صبر و نااميد نشدن به نتيجه مطلوب و دلخواه خود برسيد.


اصل بعدي كه در هر كاري ضروري است اصل انعطاف است يعني شما بايد به روز باشيد و با حركت رو به جلوي علم و فناوري، همسو شويد واز قافله پيشرفت فناوري عقب نمانيد و با تغييرسلايق و ذائقه‌ها و ديگر تغييرات آپ‌ديت شويد و مثلا اگر زماني كه همه از ماشين حساب استفاده ميكنند اگر شما چرتكه توليد كنيد با شكست مواجه مي‌شويد.
اصل مهم ديگري كه بايد در نظر داشته باشيم اينست كه در شرايط تورمي تا مي‌توانيد وام بگيريد و تبديل به غير منقول يا سرمايه‌گذاري با بازده بالا نمائيد. صد البته مراقب توان پرداخت اقساط آن هم باشيد كه خيلي شما را در عسر و حرج قرار ندهد و بد حساب ننمايد واعتبار شما را از بين نبرد.


اصل ديگري كه بايد در نظر داشت كسب دانش يا مهارت يا هردو مي‌باشد. دانش ميتواند شامل همين تحصيلاتي كه همگي با آن سرو كار داريم و به قول معروف آكادميك باشد و خوب بسته به نياز روز جامعه و نيز علم روز و فناوريهاي جديد مي‌توان دانش مورد نظر را آموخت و رشته ذيربط را انتخاب كرد ليكن عده‌اي اعتقاد دارند كه ادامه تحصيل و طي مدارج عالي و رفتن تا مدارج بالاتر و مثلا دكترا، راه پول‌دار شدن نيست ولي به اعتقاد بنده راهي طولاني هست ولي آينده دارد وآينده مالي خوبي هم مي‌تواند داشته باشد. همچنين كسب مهارتهاي روز مثلا سخت‌افزار و نرم‌افزار رايانه و طلا سازي و و آي تي و ...

و با توجه به رصد جامعه و نياز جامعه ميتوان مهارتهاي لازم و فنهاي متناسب را ياد گرفت و بايد در نظر داشته‌ باشيم انتخاب شغل مناسب يكي از مهمترين تصميمات زندگي ما است كه ميتواند آينده مالي ما و خانواده و اطرافيانمان را تحت الشعاع قرار دهد. در اين خصوص ما مي‌توانيم كساني كه از نظر ثروت انسانهاي موفقي بوده‌اند را به عنوان الگو انتخاب نمائيم به عبارت ديگر اگر خواستيم يك شغل را انتخاب كنيم بررسی کنیم و ببینیم كساني كه سالهاست در اين شغل هستند وضعيت مالي‌ آنها چگونه است و سپس شغل مورد نظر را انتخاب نمائيم.


اصل بعدي كه بايد در نظر داشته باشيم، پرهيز از ولخرجي است، حتي زماني كه شما پولدار شديد بايد مراقب باشيد كه خروجي پول شما مشخص باشد و با برنامه باشد اگر شما پولدار شديد و خرجتان بيشتر از دخلتان باشد به زودي ثروت شما كاهش يافته و مسائلي از جمله تورم يا ركود مانند كاتاليزور عمل كرده و ممكن است ورشكسته و فقير شده و مال و اموالتان از دست برود البته طوري رفتار نكنيد كه بگويند خسيس هستيد و بريز و بپاش و اسراف نيز نداشته باشيد و در حد معقول خرج كنيد و به قول استادي كه ميگفت بعضي ها هستند كه پول ندارند ولي اگر يك روز احساس كنند كه توي جيبشان پول است تا از در خانه بيايند بيرون سريع به اولين ماشين مي‌گويند دربست و به قول معروف ولخرج هستند و شروع مي‌كنند به خريد اجناس لوكس مصرفي و ...

البته كمك به نيازمندان، فقرا و امور خيريه در حد اعتدال( نه افراط، نه تفريط) فراموش نشود.
اصل ديگري كه توصيه موكد من است اين است كه به دنبال يك شبه پولدار شدن نباشيد بلكه برنامه‌ريزي دراز مدت كنيد و از راه درست و حلال پولدار شويد و به قول معروف به خاطر اين دنيا آن دنيا را فنا نكنيد و به قول معلمي كه سالها پيش مي‌گفت: من بروم گناه كنم و دزدي كنم و بدم زن و بچم بخورن؟ اونوقت اون دنيا من جوابگو باشم و عذابشو بكشم؟
اصل دیگر، به جاي اينكه چند شغله شويد و چند شيفت كار كنيد، سعي كنيد حداكثر بازده و درآمد را از همان يك شغل بدست بياوريد.


در مرحله بعدي، توسعه كسب و كار ، مهاجرت به شهر‌ها يا كشورهاي پيشرفته‌تر و توسعه توليدات و خدمات در سطح بين المللي و كشف بازارهاي جديد هدف براي كالاها يا خدمات و تنوع بخشي به محصولات، شركت در مناقصات بين‌المللي و جوين شدن و تشكيل شركتهاي چند مليتي و... مي‌تواند در اين خصوص راهگشا باشد.
در اين خصوص من قسمتهايي از كتاب پدر پولدار، پدر بي‌پول را خوانده‌‌ام، ليكن‌ تمامي آن را مطالعه نكرده‌ام. خلاصه‌اي از آن به شرح ذيل ايفاد ميگردد:


کتاب "پدر پولدار ، پدر بی پول " که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود، به بررسی زندگی دو پدر می پردازد که یکی پولدار و دیگری بی پول است. اولی بسیار باهوش ، تحصیل کرده و دارای مدرک دکترا از دانشگاه استنفورد و دیگری فقط تا هشت کلاس سواد دارد. هر دوی آنها در حرفه هایشان موفق بوده و تمام عمرشان را به سختی کار کرده اند اما یکی وقتی میمیرد ، ده‌ها میلیون دلار برای خانواده و سازمان های خیریه به جا می‌گذارد، حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض است.


رابرت کیوساکی نویسنده این کتاب پر فروش می گوید: علت عمده ای که باعث می شود اغلب مردم در تنگناهای مالی به سر ببرند این است که آنها سالهای زیادی از عمر خود را در مدارس می گذرانند اما در خصوص پول ، چیز زیادی یاد نمی گیرند. نتیجه این است که مردم فقط یاد می گیرند برای پول کار کنند، اما هیچ گاه یاد نمی‌گیرند چه کنند تا پول برایشان کار کند!
« مردم کم در آمد و اقشار میانی ، برای پول کار می‌کنند اما برای پولدارها، این پول است که کار می کند.


« اکثر مردم به دلیل ترس و حرص در چرخه زندگی گرفتار می‌شوند. چرخه ای که شامل بیدار شدن ، سر کار رفتن ، بیدار شدن ، سر کار رفتن ، پرداخت مخارج و... است.


« علت اصلی فقر و نابسامانی مالی، ترس و جهل است نه اقتصاد یا دولت یا ثروتمندان.

« اکثر مردم، تمام عمرشان را به دلیل احساس ترس به دنبال شغل ثابت، کسب حقوق، افزایش درآمد و امنیت کار می گردند.( -كه در ايران اينگونه است-)

« پولدارها دارایی می اندوزند، حال آنکه بی پولها و اقشار متوسط، بدهی می‌اندوزند و به اشتباه تصور میکنند که دارایی است.
« شانس به ذهن خلاق روی می آورد.

« مشکل اصلی ترس نیست، بلکه چگونگی مقابله با ترس است، مخصوصا ترس از دست دادن پول.

« بازنده‌ها از شکست نا امید می شوند و برنده ها الهام می گیرند.

رابرت کیوساکی در کتاب خود طرز تفکر "پدر پولدار" و "پدر بی پول" را اینگونه مقایسه میکند؛

پدر بی پول

پدر پولدار

من برای پول کار می کنم.

پول برای من کار می کند.

عشق به پول، ریشه همه شرارت ها است.

فقدان پول، ریشه همه شرارت ها است.

نمی توانم از عهده مخارج برایم.

چگونه می توانم از عهده مخارج برایم؟

من علاقه ای به پول ندارم و هرگز ثروتمند نخواهم شد.

پول قدرت است و من مرد ثروتمندی هستم.

در مورد مسائل مالی با احتیاط رفتار کن و از ریسک کردن پرهیز کن.

یاد بگیر که چگونه با پول ریسک کنی.

به خاطر"داشتن فرزند"، نمی توانم پولدار شوم.

به خاطر فرزندانم باید پولدار شوم.

تنها تحصیلات عالیه دانشگاهی لازم است.

برخورداری از دانش مالی به اندازه تحصیلات دانشگاهی اهمیت دارد.

خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی.

خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب درست کنی.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.3 از 5 (7 رای)  
  • منبع
  • blogfa.com
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است