داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.
روزی هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه آوردند.

هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار بهلول گفت: اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست.

عیسی با حالتی عصبی فریاد زد :وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی؟ بهلول خندید و گفت :صاحب اربده سومین دیوانه هست. هارون از کوره در رفت و فریاد زد :این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد. بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هستی هارون !












داستان پندآموز «نیمه نان»؛ گاهی بخشیدن، چیزی از زندگی ما کم نمی کند
بهترین مدل های ماشین لباسشویی بوش؛ معرفی ۴ مدل پرفروش و محبوب برای خرید
با یک بطری پلاستیکی، انگشتر پروانه ای بسازید و هدیه بدهید!
لیست کامل غذاهای شکم پر؛ از مرغ شکم پر تا دلمه برگ مو
کرینج (Cringe) چیست؟ معنی و کاربرد اصطلاح کرینج در فضای مجازی
راهنمای خرید تخته وایت برد؛ صفر تا صد انتخاب، نصب و نگهداری !
معرفی عطرهای زنانه خنک؛ ۵ عطر خنک زنانه برای روزهای گرم تابستان
همه چیز درباره پوست؛ ساختار، وظایف و روش های مراقبت
بهترین روغن برای خشکی لب | ۸ روغن طبیعی که باید بشناسید !
دیدگاه ها