دلگرم
امروز: جمعه, ۲۹ تیر ۱۴۰۳ برابر با ۱۲ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
5 دلنوشته سوزناک و جانگداز درباره عاشورا
1
زمان مطالعه: 6 دقیقه
دلنوشته عاشورا / دلنوشته برای عاشورا / دلنوشته تسلیت عاشورا / دلنوشته درباره عاشورا / دلنوشته در مورد عاشورا / دلنوشته عاشورای حسینی / دلنوشته تسلیت عاشورای حسینی

دلنوشته عاشورا

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از دلنوشته عاشورا را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

دلنوشته عاشورای حسینی

سلام می‌کنیم بر محرمش که از کودکی تا اکنون یادش ما را رهــــا نمی‌کند.
سلام می کنیم بر حسین(ع) از دل تاریکی های شب های عاشورای کودکی مان تاکنون که عشقش اسیرمان کرده است.
سلام می کنیم و بر غربت و قرابت حسین(ع) از مدینه تا کربلا.
سلام می کنیم بر حال و هوای محرم که با همه فرق می کند.
سلام بر شه مظلوم عالم.
سلام بر دل های شوریده از عشق حسین(ع).
سلام بر نواهای دل انگیز یا حسین(ع).
سلام بر سینه های سوخته از عشق حسین(ع).
سلام بر لبِ تشنه ی حسین(ع)، که تشنه ی آب نبود، تشنه ی لبیک بود.
سلام بر شبی که حسین(ع) وداع کرد با آن هایی که مرگ را واهمه داشتند.
سلام بر عزاداران حسین(ع)که راه او، هم عزادار می خواهد و هم پیرو.
و ما عزای حسین (ع) را برای لبیک به ندای «هل من ناصر ینصُرُنی» ابا عبدالله است که برپا می کنیم.
جوشش خون حسین(ع) در نینوا شیعیانت را به خروش می آورد. مرگ سرخ تو آینده ی سیاه بشریّت را، عاشقانت را، شیعیانت را سفید کرد.
تو زاده ی عشقی، و خوب هم هنر خوب زیستن را و خوب مردن را به عاشقانت آموختی.
رستگاری دو عالم را در عشق به تو یافتیم و این عشق ما را از تن دادن به هر ذلتی دور می دارد.
حداقلش همین است که محرمت، عاشورایت و پرچم های سیاه و سرخ که می آید، وداع می کنیم با هر چه پلیدی است که ما را گرفتار خود کرده است. محرم فرصتی است از عشق او سیراب شویم، رذالت ها را کناری بگذاریم، چند صباحی آدمیت را تجربه کنیم که تو خواهان آن بودی.
و تو هر سال که محرم می شود، زنده می شوی تا همان فریاد را سر دهی که آیا کسی هست مرا یاری کند؟
و آنگاه که ظهر عاشورا می رسد نظاره می کنی که لبیک گویان کم شده اند یا زیاد؟! و باز شهید می شوی تا دل خون تو، دل های جا مانده از قافله را بسوزاند…
شیعه ی حسین(ع) بودن را اگر می خواهیم، باید آن گونه زندگی کردن و این گونه مرگ را برگزینیم. به این آگاهی که رسیدیم همه ی روزها عاشورا ست و همه ی زمین ها کربلاست.
حسینی زیستن، حسینی به دیدار معبود و معشوق شتافتن، راهش همین است.
رسم دنیاست. همیشه حق عاشق این بوده است. این عاشق کشی تا قیام منتقم پا برجاست. حسین همیشه تاریخ را سیراب کرد.
این سیراب شدن از برای همه نیست بلکه:
“عشق” می خواهد و لــبـیــک…

دلنوشته عاشورا

دلنوشته برای عاشورا

خدایا! چه می‌شد اگر امشب را آن فردا نبود و تا صبح روز قیامت، بامدادش نبود و در فردایش آن جنایات هولناکی که تا آن تاریخ سابقه نداشت و بعد از آن همانند و نظیرش اتفاق نخواهد افتاد، رخ نمی‌داد و تاریخ بشریت، سیاه و آن چنان پر از ننگ و عار نمی‌شد و اوج بی‌رحمی، بی‌وجدانی و درنده‌خویی برخی ابنای بشر، که از هیچ مخلوق دیگری ظهور نمی‌کند، نشان داده نمی‌شد، و آن ددمنشانی که در صحرای کربلا برای ارتکاب بزرگ‌ترین جرایم تاریخ گرد آمده بودند، فرصت این همه گستاخی و اظهار خباثت نفس را نمی‌یافتند.

آنان بدترین جنایتکارانی بودند که خود را به جیفة دنیا و به یزید و ابن‌زیاد ـ آن جرثومه‌ها و تجسم ستمکاری، بی‌شرافتی، پستی، پلیدی و همه رذایل اخلاقی و آن دشمنان مردمان مستضعف ـ فروخته بودند.

خدایا! اگر امشب به پایان نمی‌رسید، شمر و سنان و ابن سعد و حرمله و دیگر شقاوت پیشگانی که اولیای تو را محاصره کرده بودند نمی‌توانستند آن همه شقاوتی را که از خود نشان دادند، در دفتر سیاه بنی نوع انسان، ثبت نمایند و میلیاردها بشری را که در طول تاریخ آمده و می‌آیند سرافکنده و شرمنده سازند.

خدایا! چه می‌شد اگر خورشید و ماهَت از حرکت باز می‌ایستادند و زمین از گردش باز مانده بود تا در فردای امشب، عزیزترین و بهترین بندگان تو، حسین علیه‌السلام و یارانش به دست دشمنان تو به شهادت نمی‌رسیدند و آن همه مصائب جانکاه بر اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله تو وارد نمی‌شد؟

اما خدایا! تو خود صاحب این جهانی و دنیا را دار امتحان و آزمایش، قرار دادی و فرمودی:
لیبلوکم ایکم احسن عملاً

به قضا و قدر تو ارزش انسان‌ها ظاهر می‌شود. تا آنها که بالاترین مراتب کمال انسانیت را دارند در اعلامِ
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه

و تو را بهترین مشتری شناخته و خود را به تو فروخته شناخته شوند. و هم آنهایی که در اسفل السافلین مکان می‌گیرند و
اولئک کالانعام بل هم اضل

توصیفی از خباثتشان است خود را معرفی کرده و بشناسانند.
لا یسئل عمّا یفعل و هم یسئلون
انت العلیم الحکیم

دلنوشته عاشورا

دلنوشته درباره عاشورا

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد …

هرگاه؛
دلت با دینت نباشد،
قدمت با قلمت نباشد،
و عملت به قولت نباشد …
آری بدون شک اتفاق می‌افتد؛
هرگاه … هرگاه … هرگاه …

دلنوشته عاشورا

دلنوشته تسلیت عاشورا

می دانی! …

همان جا که در آخرین بند زندگیت فرمودی:

بسم الله و بالله…

من از این دورها

از پشت فرسنگ ها فاصله

قلب سرخم را به سوی تو

به پرواز در می آورم

می آیم تا کنج شش گوشه ات

آنجا که تا آسمان و ملکوت

یک چشم بر هم زدن راه است …

می آیم تا در آغوش ضریحت عشق را پیدا کنم …

امام حسین (ع) امام پاکی هاست. مگر می شود جملات زیبا درباره امام حسین شنید و اشک از چشم جاری نشود. عزای محرم تا ابد بر دل تاریخ خواهد بود

باز دلم رفته کنج شش گوشه زانو بغل گرفته و روضه ی عطش را زار می زند …

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین ..

دلنوشته عاشورا

دلنوشته در مورد عاشورا

حوالی ظهر بود . می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام ، آنقدر که زبان در کامم…اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد …

کسی برایمان از سپید شدن ناگهانی موهایش گفت که چطور چند لحظه اضطراب برای همیشه رنگ سپید را مهمان گوشه ای از گیسوانش کرده …

و آب که تند و زلال گوشه ای جاری بود و لبهای عطش ناکی که بوی خنکای آب تشنه ترش می کرد …

واین روزه داری چقدر ما را به تو نزدیک کرده است …

می بینی ؟!

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین …

دلنوشته عاشورا



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (1 رای)  

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits