دلگرم
امروز: جمعه, ۲۴ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۴ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
امام زمان (ع) در مسجد مقدس جمكران
زمان مطالعه: 4 دقیقه
امام زمان (ع) در مسجد مقدس جمکران - امام زمان در جمکران - کتاب مسجد مقدس جمکران - مسجد مقدس جمکران - جمکران - مسجد جمکران - امام زمان - لطف الله صافى - صافی - حضرت مهدى

حضرت آية الله آقاى لطف الله صافى در كتاب پاسخ به ده پرسش پيرامون امامت و خصايص حضرت مهدى (ع) حكايت ذيل را راجع به مسجد امام حسن مجتبى (ع ) آورده است كه شخصا اين داستان را از كسى كه مربوط به او بوده جناب آقاى عسكرى كرمانشاهى نقل مى كند كه ايشان فرمود:

امام زمان (ع ) در مسجد مقدس جمكران

حضرت مهدی

حدود هفده سال پيش بود، مشغول تعقيب نماز صبح بودم ، در زدند، ديدم سه نفر از شاگردان جلسه اى من كه شغل هر سه آنها مكانيكى بود با ماشين آمدند، گفتند: تقاضا داريم با ما به مسجد مقدس جمكران مشرف شويد، در آنجا دعا كنيم حاجتى شرعى داريم ، موافقت كردم و به سوى قم حركت نموديم در جاده تهران (نزديك قم ) چند قدم بالاتر از همين جا كه فعلا حاج آقا رجبيان مسجدى به نام مسجد امام حسن مجتبى (ع ) بنا كرده است ماشين خاموش شد.

رفقا هر سه مشغول تعمير ماشين شدند، من براى قضاى حاجت خواستم بروم توى زمينهاى مسجد فعلى ، ديدم سيدى زيبا و سفيد و ابروهايش ‍ كشيده و دندانهايش سفيد و خالى بر صورت مباركش بود ايستاده و با نيزه بلندى زمين را خط كشى مى نمايد، رفتم براى قضاى حاجت نشستم ، صدا زد آقاى عسكرى آنجا ننشين ، اينجا را من خط كشيده ام ، مسجد است ، من متوجه نشدم كه از كجا مرا مى شناسد، مانند بچه اى كه از بزرگتر اطاعت كند گفتم چشم . فرمود: يكى از عزيزان حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام در اينجا بر زمين افتاده و شهيد شده است ، من مربع مستطيل خط كشيده ام ، اينجا اينجا مى شود محراب ، اينجا كه مى بينى قطرات خون است كه مومنين مى ايستند اينجا كه مى بينى مستراح مى شود و اينجا دشمنان خدا و رسول خدا به زمين افتاده اند؟ همانطور كه ايستاده بود برگشت و مرا هم برگرداند، فرمود: اينجا مى شود حسينيه و اشك از چشمانش جارى شد و من هم بى اختيار گريه كردم . فرمود: پشت اينجا مى شود كتابخانه ، تو كتابهايش را مى دهى ، گفتم : اينجا را كى مى سازد؟

فرمود: (يدالله فوق ايديهم )

بعد من آمدم سر جاده ، ديدم ماشين راه افتاده ، گفتند: با كى حرف مى زدى ؟ گفتم : من با آن سيد حرف مى زدم ، گفتند: كدام سيد؟ خودم برگشتم ديدم سيد نيست و زمين مثل كف دست صاف بود، و هيچ كس هم نبود، من يك تكانى خوردم ، به راه افتاديم به حرم حضرت معصومه (ع) مشرف شديم ، بعد به مسجد مقدس جمكران آمديم ، نماز مسجد مقدس جمكران را خواندم ، هنگامى كه مى خواستم به سجده روم و صلوات بخوانم ديدم سيد بزرگوارى كه بوى عطر مى داد فرمود: آقاى عسكرى ، سلام عليكم ، نشست پهلوى من، تن صدايش همان تن صداى صبحى بود، رفتم به سجده ، ذكر صلوات را گفتم ، چون سرم را بلند كردم ديدم آقا تشريف بردند.
از پيرمرد و جوانى كه در اطراف من بودند پرسيدم اين آقا كجا رفت ، گفتند نديدند، يك دفعه مثل اينكه زمين لرزه شود تكان خوردم و فهميدم كه امام زمان (ع ) بوده است .

به تهران برگشتيم ، جريان را براى مرحوم شيخ جواد خراسانى تعريف كردم ، خصوصيات را از من پرسيد، گفت خود حضرت بوده است .
حالا صبر كن اگر آنجا را مسجد ساختند درست است .

پس از مدتى روزى يكى از دوستان فوت كرده بود، به اتفاق رفقا او را براى دفن به قم آورديم ، به همان محل كه رسيديم ديدم دو پايه از مسجد بالا رفته است . پرسيدم اين مسجد را چه كسى مى سازد؟ گفتند: اين مسجدى است به نام امام حسن مجتبى (ع) ، پسرهاى حاج حسين آقا سوهانى مى سازند.

رفتم سوهان فروشى پسرهاى حاج حسين آقا گفتم : شما مسجد امام حسن مجتبى (ع) را مى سازيد؟ گفتند: نه حاج يدالله رجبيان مى سازد، تا گفت : يدالله قلبم به ضربان افتاد با خود گفتم يدالله فوق ايديهم و فهميدم حاج يدالله است . من بعدا چهارصد جلد كتاب خريدارى كردم و وقف آن مسجد مبارك نمودم.

توضيح اينكه آقاى حاج محمد شجاعى فرد داماد محترم آقاى رجبيان كه در خدمتشان بوديم فرمودند: ايشان آمدند نزد من ، گفتند مى خواهم حاج يدالله را ببينم ، تلفن كردم و ايشان را فرستادم منزل حاج آقا نهار هم در منزل مرحوم رجبيان بوديم ، گفتار ايشان را در نوار ضبط كرديم و آقاى عسكرى اين قضايا را محضر مبارك آية الله العظمى گلپايگانى نقل كردند.

منبع: کتاب مسجد مقدس جمکران

۴ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

علی اکبر | ۳ ماه پیش
🤚🏻❤️🌸🙏🏻 سلام بنده طی تصادفی به کما رفتم حدود چهار ماه بعد مشرف به دیدار امیر المومنین شدم آقا فرمودن فقط در امر فرج تبلیغ کنید امام زمان عج میخوان تشریف بیاورند خدا اجازه نمیدهد چون یار ندارند فرمودن به همه شیعیان بگوییدلطفا تبلیغ کنید یا علی
منتقم خون امام حسین ع العجل
0
5
یا مولا | ۹ ماه پیش
یا صاحب الزمان
الهم عجل لولیک الفرج
0
4
حمیدرصا حسینی | ۱ سال پیش
بسم الله الرحمن الرحیم
واقعا حکایت جالب و شگفت انگیزی بود
بنده فکر میکنم خیلی اا از این مواردباشد ولی بروز نمیدهند
0
1
باران | ۱ سال پیش
در اومد
0
0


hits