علامت صلیب شکسته (چرخ خورشیدی) نماد چیست؟

صلیب شکسته چه معنایی دارد؟
۱,۴۷۴
۱
۰
یکشنبه, ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ ۰۸:۲۶
صلیب شکسته از نمادهای مذهبی اولیه و جهانی بشر است. این نماد در همه سرزمین ها یافت شده و قدمت آن شاید به اندازه قدمت بشر باشد.
صلیب شکسته چه معنایی دارد؟

آیا صلیب شکسته نشانه شیطان پرستی است؟

صلیب شکسته یا گردونهٔ خورشید یا سواستیکا (به سانسکریت: स्वस्तिक) یک چلیپا با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است؛ که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد. در شکل هندی نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌دهند.

سواستیکا از واژه سانسکریت "swastika" مشتق شده و به معنای خوب برای بودن است. در فرهنگ هند و اروپایی، این نشان بر روی اشیا یا مردم ایجاد می‌شد تا برایشان شانس خوب بیاورد. این نشان برای هزاران سال متداول بوده‌است، خصوصاً به عنوان یک نماد هند در کتاب‌های مقدس، به معنای بخت، برهما یا سامسارا (تولد دوباره). امروزه این نشان معمولاً در آثار هنری هندی و معماری کنونی و باستانی هندو و نیز در خرابه‌های شهر تاریخی تروآ دیده می‌شود.

چلیپای شکسته در بسیاری از هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌باشد، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش‌اقبالی، خورشید در آئین مهرپرستی، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب شکسته در بین سومری‌ها، سلت‌ها و یونانی‌ها استفاده می‌شد.

در غرب، چلیپای شکسته با نام سواستیکا به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (به خاطر آنکه به عنوان نشان حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان به‌کار می‌رفت). پس از جنگ جهانی دوم، این نماد وجهه بدنامی در غرب پیدا کرده‌است.

هندسه

چلیپای شکست‌ها علامتی با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است؛ که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد. این چلیپا می‌تواند زاویه‌ای غیر ۹۰ درجه داشته باشد؛ علاوه بر آن جهت‌گیری آن (در جهت عقربه‌های ساعت / در خلاف جهت عقربه‌های ساعت) می‌تواند نشان دهندهٔ دو مفهوم کاملاً جدا از هم باشد.

Swastika

مهر چلبپای شکسته از تمدن هندو در موزه بریتانیا

این نماد در تاریخ کهن اروپا و همچنین آثار کشف شده از فرهنگ‌ها هند و اروپایی مانند هند و آریایی، ایرانی، هیتی‌ها، سلتی‌ها، یونانی‌ها و حتی تمدن‌های سامی بین‌النهرین به چشم می‌خورد. اولین نمونه‌های استفاده از چلبپای شکسته مربوط به تعدادی کاسه سفالی یافت شده در شهر سامرا مربوط به تمدن سومر در ۵ هزار سال قبل از میلاد است. در اوایل عصر برنز نشانه‌هایی از آن در سفال‌هایی در روسیه پیدا شده‌است.

همچنین علامت‌های چلیپای شکسته مانندی در عصر برنز و آهن در قفقاز شمالی و آذرآبادگان و همچنین در بین سکاها و سرمتی‌ها پدیدار شده‌است.گردنبند ایرانی «گردونه میترا» که در کلورز گیلان پیدا شده اما مشهور به گردنبند تپه مارلیک است و دارای قدمت حدود یک هزار سال پیش از میلاد می‌باشد، موزه ملی ایران

چلیپای شکسته یا سواستیکا یا گردونهٔ مهر و گردونهٔ خورشید از دیگر نام‌های این نماد می‌باشند.

صلیب شکسته

نماد صلیب شکسته در هنر و معماری ایران

چلیپا یا گردونه مهر از قدیم‌ترین اشکال نمادین، با کاربرد گسترده در هنر و معماری به خصوص دوره اسلامی است. چلیپا در زبان‌های سامی از جمله سریانی، به‌صورت صلیبا آمده و به شکل صلیب وارد زبان عربی شده‌است. این اصطلاح برای دو شکل به‌کار می‌رود.

یکی به صورت دو خط متقاطع، که نماد درخت زندگی، صورت مثالی انسان، چهار جهت اصلی، برکت، خوشبختی، پیوند زن و مرد، زایش و باروری و دارای ارزش دینی، عاطفی و درمانی بوده و در مسیحیت نمودار وجوه گوناگون انوار الهی است. دیگری چلیپای شکسته، به شکل به‌علاوه‌ای که انتهای هر دو بازوی آن به زاویه قائمه در یک جهت شکسته می‌شود، که نماد حرکت چرخشی جهان، خورشیدگردان و ارابه خورشید است و در زبان سانسکریت به آن سواستیکا، به معنای هستی‌نیک، می‌گویند.

این نماد در آثار بازمانده از تمدن دره سند پیش از ورود آریاییها دیده شده‌است و برای آریاییهای هند و پیروان آیینِ جاینی، مقدّس و نماد ویشنو (یکی از خدایان آیین هندو) بوده، در چین مظهر یانگ و یین (نماد مذکر و مؤنث) و در روم مظهر برخی خدایان به‌شمار می‌آمده‌است.

از چلیپا و چلیپای شکسته در هنر و معماری بسیار استفاده شده‌است. در آثار بازمانده از هزاره پنجم پیش از میلاد تا دوره ساسانیان، نقش چلیپا و چلیپای شکسته پیوسته مورد توجه بوده و بر روی آثار سفالین، زینت‌آلات، پارچه، ظروف، مُهر و گچ‌بریهای کاخها در مناطق باستانی ایران، چون صخره‌های لاخ‌مزار، شوش، تپه‌سِیلک، تل بَکون، تپه‌حصار، و شهر سوخته مشاهده می‌شود. گونه‌ای از چلیپا نیز در الفبای فینیقی وجود دارد که احتمالاً حرف t زبان‌های اروپایی از آن گرفته شده‌است.

چلیپا، به صورت کامل و شکسته، در دوره اسلامی نشانه مقام وحدت و مظهر چهار جهت اصلی و فرشتگان ناظر بر چهار فصل، نماد روح و حیات مجدد (کاربرد آن را در آرامگاه‌ها از این جهت دانسته‌اند) به‌شمار می‌آید. چلیپا در ادبیات و عرفان جلوه‌ای از عالم طبیعت و صفات جلال است.

با آنکه بنابر روایتی پیامبر اسلام استفاده از نقش چلیپا به صورت صلیب بر روی لباس و پرده را منع کرد احتمالاً سادگی این نقش سبب کاربرد زیاد آن در انواع هنرهای اسلامی گردیده‌است. از چلیپا، علاوه بر کاربرد مستقل، برای نوشتن نام‌های بزرگان دین، نگاره‌های پیچیده، گل و بته‌ها و شاخ و برگ‌ها استفاده شده و ترکیب چلیپا با نقش جانوران، به صورت چرخشی، در تزیین اشیای فلزی و سرامیک به‌کار رفته‌است.

گزارش شده در ذخیره طرحهای بخش‌هایی از منسوجات پارتی یافت شده در ناحیه گرمی در آذربایجان شرقی، موتیف‌های سواستیکا یافت شده‌است.این نماد در دوره هخامنشی بین هند و ایران منتقل شده‌است.در یکی از مهرهای عصر مس یافت شده در شوشا، که دارای حیوانی از گاوسانان است دور آن با سواستیکا پوشانده‌است.در پاوین سلطنتی قلعه یزدگرد مربوط به دوره پارتی، طرحهای سواستیکا و ویره وجود دارد. در دورهٔ ساسانی، در مجموعه عظیم سازه‌های بیشاپور، طاقچه‌های با طرحهای سواستیکا تزیین شده‌است.

صلیب شکسته

کاربرد چلیپا در دوره‌های مختلف

در معماری این نقش به صورت ساده و شکسته در گچ‌بریهای مسجدجامع نائین، احتمالاً از دوره سامانیان، دیده می‌شود. همچنین چلیپای شکسته از نقشهای مقدّماتی آجرچینی دوره سلجوقیان به‌شمار می‌آید. عناصر چلیپایی شکل در بسیاری از بناهای دوره سلجوقی به‌کار رفته‌است.

از جمله مسجدجامع اصفهان و برجهای خرقان، و همچنین بقیه پیر تاکستان، دروازه مهریزِ یزد و رباط شرف در حوالی مشهد، مقبره‌ای در اوزکندِ خوارزم و آرامگاه یوسف‌بن قُصَیر در نخجوان. کاشیهای چلیپایی شکل زیبایی از دوره ایلخانی در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود که در پوشش بناهای این دوره به‌کار می‌رفته‌است. در تزیینات داخلی امامزاده خواجه عمادالدین و گچ‌بریهای چند رنگِ امامزاده علی‌بن جعفر در قم، نقش چلیپای ساده به‌چشم می‌خورد.

مسجد کبود تبریز از قرن نهم و از آثار جهان شاه‌قره‌قوینلو دارای نقشهای بی‌نظیر چلیپای صلیب مانند است. مدرسه الغ‌بیگ در سمرقند، امامزاده زید در تهران و گنبدِ سبز در نزدیکی آرامگاه جامی، دربردارنده شکل چلیپا از دوره تیموری‌اند. از دوره‌های ایلخانی و تیموری، نقش چلیپا به شکل اللّه، محمد و علی بر روی گچ‌بریها و کاشیها وجود دارد، لیکن رونق کاربرد این نقش در دوره صفویه به اوج خود رسید.

چنان‌که مناره‌های مقبره شاه نعمت‌اللّه ولی در ماهان کرمان، سراسر با نقش چلیپا تزیین شده‌است. این نقش در بسیاری از تزیینات آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز به‌کار رفته‌است. مسجدِ امام و مدرسه چهارباغ از نمونه‌های دربردارنده این تزیینات است.

در دورهٔ صفویه، نقش چلیپا در کاشی‌کاری به‌شکل نوعی نقش پیلی، معروف‌به کلید، مرسوم شد. مدرسه سردار قزوین از دوره قاجاریه، نمونه به‌کارگیری این نقش کاشی‌کاری است که امروزه نیز در تزیینات بناها به کار می‌رود. چلیپا فقط در تزیینات بناها به کار نمی‌رود، چنان‌که علاوه بر کاربرد تزیینی، گاه نقشهٔ اصلی بناهایی چون مساجد و دیگر بناهای چهار ایوانی، به‌صورت چلیپاست، مانند مسجد کبود تبریز و چینیلی کوشک در استانبول.

سواستیکا

در ظروف سفالی، چلیپا به عنوان نقشِ پایه، در ترکیب با بسیاری نقوشِ دیگر به‌کار گرفته‌است و در دوره‌های گوناگون، به خصوص از دوره عباسیان به بعد، در تمام سرزمین‌های اسلامی، از جمله در ایران و مصر و ترکیه، دیده می‌شود. امروزه چلیپا در خرمهره‌های سفالی، که برای دفع چشم زخم باجنبه تزیینی و سنّتی ساخته می‌شود، نیز به کار می‌رود.

در تزیینات برخی اشیای فلزی باقی‌مانده از قرن هشتم تا دهم، همچون طَبَق و مشربه و شمعدان و دوات، نقش چلیپا به صورت ساده و شکسته دیده می‌شود. در سوزنیهای ایل بختیاری و قالیچه‌های سرکوه داراب، نیز نقش چلیپا وجود دارد و گاه در این بافته‌ها، چشمان پرنده، نگاره‌ای چلیپایی است و گاه مانند گلیمهای بختیاری، حاشیه‌ها به صورت چلیپا بافته می‌شود. چلیپا، برای دفع چشم زخم، در بافته‌های گلیمی و بر روی خیمه زن تازه‌زا نیز نقش می‌شده‌است.

تاجیکستان

در سال ۲۰۰۵ مقامات تاجیکستان همه را به استفادهٔ گسترده از چلبپای شکسته به عنوان یک نماد ملی فراخواندند. رئیس‌جمهور امامعلی رحمان چلبپای شکسته را یک نشان آریایی و سال ۲۰۰۶ را «سال فرهنگ آریایی» که می‌تواند زمانی باشد، برای مطالعه و مردمی ساختن خدمات آریایی به تاریخ تمدن جهان و بر پا داشتن یک نسل نوین (از تاجیکها) با یک روح اتکای به خود ملی، و توسعه پیوندهای عمیقتر با دیگر نژادها و فرهنگها، اعلام کرد.

Swastika

آمریکای شمالی

چلیپای شکسته یک نماد عمومی برای خوش شانسی یا یک نماد مذهبی و معنوی در آمریکا قبل از استفاده آن توسط حزب نازی آلمان بود.این نماد در بسیاری از ساختمان‌های تاریخی موجود باقی مانده‌است. در سال ۲۰۰۷ نیروی دریایی آمریکا حاضر شد ۶۰۰ هزار دلار را برای استتار یک سربازخانه در نزدیکی سن دیگو که از بالا شبیه یک صلیب شکسته به نظر می‌رسید بپردازد.

بریتانیا

انگلستان مملو از سواستیکاست. بسیاری از این نقش‌ها از قرن هجدهم به بعد و در نتیجه استعمار هند به بریتانیا آمده‌اند. در بسیاری ساختمان‌ها در بریتانیا این نقش بکار رفته‌است و تا امروز پابرجاست:

  • ساختمان ساختمان آکادمی سلطنتی هنرها در برلینگتون هاوس
  • ساختمان وزارت خارجه بریتانیا در خیابان کینگ چارلز لندن
  • ساختمان شورای شهر اسکس
  • لوح‌های نصب شده در بیرون «ایندیا هاوس»، مقر کمیساریای عالی هند در مرکز لندن
  • زمینه سنتوری کلیسای سنت اندورز در نزدیکی گریت درنفورد در ویلت‌شایر
  • کف زمین شعبه بانک نت‌وست در خیابان داربی شهر بولتون
  • کف زمین پینتد هال در کالج نظامی اولد رویال نیوال در گرینیچ
  • کف زمین در ورودی ایستگاه متروی آپ‌مینستر بریج در هورن‌چرچ در شرق لندن
  • حزب نازی آلمان

صلیب شکسته

از زمان جنگ جهانی دوم، در جوامع غربی غالباً نشان چلیپای شکسته یادآور حزب نازی است.به دنبال ردپای استفاده غرب از نشان چلیپای شکسته در قرن۲۰، حزب نازی آلمان در سال۱۹۲۰ میلادی این نشان را نمادی برای خود قرارداد. این نشان در پرچمها، مدالها و بازوبندهای این حزب مورد استفاده وسیع قرار گرفت.

همچنین قابل ذکر است که قبل از آنکه حزب نازی این نشان را برای خود برگزیند، حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان از این نشان به‌طور غیررسمی برای معرفی خود کمک گرفتند. بسیاری معتقدند که وجه تفاوت چلیپای هندو با سواستیکای نازی در این است که دومی ۴۵ درجه چرخانده شده‌است. سواستیکای نازی معمولاً برای نشان دادن تحرک و پویایی، مورب بود.

آدولف هیتلر در کتابش با عنوان نبرد من در مورد این نشان می‌نویسد:

خود من در این رابطه (انتخاب نماد حزب نازی) بعد از تلاشهای فراوان به یک ساختار کلی دست پیدا کردم، یک پرچم با پس زمینه قرمز، یک صفحهٔ مدور سفید و یک چلیپای شکسته سیاه در میان آن. بعد از انجام آزمون و خطاهای بسیار من به یک نسبت معین میان اندازه سطح پرچم و صفحه مدور سفید و همچنین شکل و ضخامت چلیپای شکسته پیدا کردم.

در زمانی که هیتلر برای حزب مطبوعش پرچمی را خلق می‌کرد، او به دنبال راهی برای آمیختن نشان چلیپای شکسته با رنگهایی بود که گویای گذشته با شکوه ملت آلمان بود. استفاده از این رنگها که در میان مردم آلمان از حرمتی خاص برخوردار بود؛ می‌توانست بیعت هیتلر را با ارزشهای گذشته به مردم آلمان نشان دهد. (قرمز، سفید و سیاه رنگهای پرچم امپراطوری آلمان در گذشته را تشکیل می‌دادند).

ما به عنوان شهروندانی سوسیالیست، دستور کارمان را در پرچممان می‌بینیم. در مصداق اجتماعی بودن جنبشمان، در سفیدش مصداق مشروعیت داشتن جنبش و در سواستیکا قرمز آن رسالتی را که بر گردن ماست و همانا تنازع برای پیروزی مردمان آریایی است مشاهده می‌کنیم.

Swastika

چلیپای شکسته همچنین به عنوان نماد خلاقیت و زندگی فعال

استفاده از نشان چلیپای شکسته نشات گرفته از فرضیات نظریه پردازان نازی بود. فرضیاتی که آن‌ها از فرهنگ آریایی فراموش شده مردم آلمان داشتند. بنابر نسخه اسکاندیناویایی مقاله نظریه استیلای نژاد آریایی، نازیها مدعی هستند که آریاییهای اولیه هندوستان که از معتقدان به کتاب ودا(به انگلیسی: Veda) بودند، نخستین کسانی بودند که چلیپای شکسته را به عنوان یک سنت ملی پذیرفتند. ایشان همچنین پیشگام در میان سلطه جویان سفیدپوست بودند.

همچنین نظریه قوی وجود دارد که بیان می‌کند پیدایش نظام طبقاتی هندوستان، سرچشمه گیرنده از روش‌هایی بوده که هندوها برای جلوگیری از اختلاط نژادی به کار می‌بستند.

استفاده از چلیپای شکسته به عنوان نماد نژاد آریایی برای اولین بار توسط امیلی بورنوف مطرح گردید. در تاریخ ۱۴ مارس ۱۹۳۳ میلادی، مدت کوتاهی بعد از انتخاب هیتلر به عنوان صدر اعظم آلمان، پرچم حزب نازی در کنار دیگر رنگهای ملی آلمانها برافراشته شد. در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ میلادی، این پرچم به عنوان یگانه پرچم ملی آلمان شناخته شد. نشان چلیپای شکسته به عنوان مشخصه در تمام پرچم‌های آلمان نازی خودنمایی می‌کرد، بالاخص برای دولت و تشکیلات ارتش آلمان.

سواستیکا

پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای غربی

فنلاند

پرچم استاندارد ریاست جمهوری فنلاند شامل یک صلیب آزادی و یک چلیپای شکسته‌است.

پرچم آکادمی نیروی هوایی فنلاند

فنلاند شاید یک مورد مشخص استثناء در بین کشورهای غربی باشد که به‌طور عمومی گرایش به استفاده از چلیپای شکسته دارد. نیروی هوایی فنلاند نماد سواستیکا را بعد از سال ۱۹۱۸ که اریک ون روزن یک هواپیما را که با نماد سواستیکا مزین شده بود را به عنوان علامت خوش‌اقبالی از سوئد به ارتش سفید فنلاند داد پذیرفته‌است.

سواستیکا رسماً به عنوان نماد ملی از طرف نیروی هوایی فنلاند بر روی هواپیماها از سال ۱۹۱۸ پذیرفته شده‌است. یک نسخه کوچک آن هم در تانک‌های فنلاندی و نیروی زرهی آن به عنوان نماد ملی استفاده می‌شود.

آلمان

استفاده از نشان‌ها و پرچم‌های مربوط به حزب نازی و حزب‌های دیگری که فعالیت آن‌ها ممنوع شده‌است (نهادهایی که در برابر قانون اساسی آلمان قرار گرفته‌اند)، در آلمان جرم تلقی می‌شود. این کار ممکن است منجر به حداکثر ۳ سال زندان یا پرداخت جریمهٔ نقدی شود.

لهستان

در لهستان نشان دادن عمومی علامت نازی‌های آلمان شامل صلیب شکسته یک جرم کیفری با ۲ سال زندانی است.

برزیل

در برزیل استفاده از صلیب شکسته یا هر چیزی دیگری که اشاره به نازی‌های آلمان داشته باشد و همچنین تولید و پخش این نماد و پخش برنامه رادیویی از آن‌ها از سال ۱۹۸۹ یک جرم است و در بهترین حالت از ۲ تا ۵ سال زندانی دارد.


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • صلیب
  • صلیب شکسته
  • صلیب شکسته نماد چیست؟
  • Swastika

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter