دلگرم
امروز: دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل از مرتضی باب + متن
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل / دانلود نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل / متن نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل / مداحی گرفتاری بگو یا ابالفضل / نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل مرتضی باب

نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل مرتضی باب

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم یکی از نوحه های سوزناک مرتضی باب به نام نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

دانلود نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل

متن نوحه گرفتاری بگو یا ابالفضل

آبرومو آقا من به تو مدیونم…
از شما ممنونم یابوفاضل یا عباس!
به چه شیرینه غم تا غم آقامه
پرچمی که بالاس پرچم آقامه…
غم غم آقامه یابوفاضل یا عباس…
خدا نکرده هر کی هر جایی گرفتار شد!
پشتشو خالی کردن و بی کس و بی یار شد
هر کی یه جورایی بلا رو سرش آوار شد…
برید بگید هر کی که غم دیده و غمبار شد!
هر کی عزادار شد حال دلش زار شد…
غمش تلمبار شد هر کی که بیمار شد
خلاصه هر‌کی هر کجایی رو که ناچار شد…
بره به ابالفضل بگه آقا نگا میکنه!
بره به ابالفضل بگه آقا روبرا‌ه میکنه…
خدا نکرده هر کی هر جایی زمین خورده…
هر‌کی تو زندگی یه جاهایی کم آورده
هر‌کی دلش گرفت اصن هر کی دلش مرده!
دنیا اگه جایی ازش اشکی درآورده…
هر کی بد آورده شده دل آزرده…
یا شده افسرده گل بوده پژمرده
خلاصه هر کسی یه جورایی زمین خورده!
بره به ابالفضل بگه آقا نگا میکنه…
بره به ابالفضل بگه آقا روبراه‌ میکنه…
آقا نگا میکنه حاجت روا میکنه!
کوه جلوت سد شه کوهو جابجا میکنه
صدا کن عباسو ببین چطور صدات میکنه…
مریضتون‌ داره رو به قبله میذاره…
همه بگن نه اون که بهش بگه آره…
کار فقط کار ابالفضل علمداره…
گرفتاری بگو بی کس و یاری بگو!
چیزی کم داری بگو یا ابالفضل…
زمین خوردی بگو یا بد آوردی بگو
کم آوردی بگو یا ابالفضل…
بسم الله الرحمن الرحیم ابالفضل قدم زد…
یک سر به حرم زد برداشت علم رو رجز خوند علم زد!
یک بوسه به دستان شهنشاه کرم زد…
از آه حسین بود فلک ناله ی غم زد
عباس نمرده‌ که چشای تو رو نم زد…
ای وای برآن که‌ به دو ابروی تو خم زد عباس علم زد!
عباس به میدان زده بسم الله
طعنه به طوفان زده بسم الله…
قید سر و جان زده بسم الله
انگار که باران زده بسم الله…
عباس به میدان زده بسم الله!
عباس که زد به قلب لشکر…
لشکری رو بیقرار میکرد…
یک تنه به هر سمتی که میرفت!
کل اون طرف فرار میکرد…
به چه کار میکرد و هی شکار میکرد و…
تار و مار میکرد و ارباب که میدیده افتخار میکرد!
آخ و بختم آخر درد و بار وابیدم
بیقرار وابیدم بی سردیار وابیدم!
بی برار وابیدم یابوفاضل یاعباس…
هر که وی غم سهته وی بلا درگیره!
بی ککی سنگینه آهش عالم گیره…

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

علیاله نوری | ۸ ماه پیش
قاری قرآن نامش چیست
0
0


hits