معجزه چیست ؟
برخى از معجزات رسول خدا«ص»
بیانى از مرحوم علامه طباطبائى (ره) در این باره:
معجزه-همانگونه که از لفظ آن استفاده مى شود به کارخارق العادهاى گفته مى شود که مدعیان نبوت براى اثبات مدعاى خود که ارتباط با عالم غیب و خداى عالم هستى بوده مى آوردند و دیگران را نیز به مقابله و معارضه و آوردن مثل آن دعوت مى کنند،و چون کسى مانند آنرا نمى تواند بیاورد و عاجز از انجام آن استبدان معجزه مى گویند.
و در این تعریف معانی بکار رفته که باید براى آنها نیز مختصر توضیحى بدهیم.
1-آنکه گفته شد«کار خارق العاده»و این در مقابل کارهاى محال عقلى است که علماء و دانشمندان گفته اند که معجزه بر کارهائى که محال عقلى است تعلق نمى گیرد،چنانچه اراده حق تعالى نیز به اینگونه امور تعلق نمى گیرد
یعنى معجزه بکارهایی تعلق مى گیرد که بطور عادت و معمول محال بنظر مى آید اما عقلا انجام آن کار محال نیست،مانند اژدها شدن عصا،و زنده شدن مرده،و بارور شدن و سبز شدن درخت خشک،و یا طى کردن صدها و یا هزاران فرسنگ راه را بدون وسائل ظاهرى و در زمان هاى بسیار اندک و حتى در یک لحظه و یا نقل و انتقال اجسامى را در این مدت کوتاه و فاصله زمانى و مکانى،و یا شکافتن کرات آسمانى و اجسام سخت و محکم زمینى مانند صخره ها را با وسائل معمولى مانند عصاى چوبى و امثال این گونه کارها،که بطور معمول انجام آنها نیاز به داشتن وسائل و گذشت زمان هاى زیاد دارد و پیامبران الهى این کارها را براى اثبات مدعاى خود-که گاهى آگاه به درخواست دشمنان و مخالفان بوده و گاهى هم بدون درخواست آنها-بدون این وسائل و در مدت بسیار اندکى انجام مى دادند و دیگران را نیز به آوردن مانند آن بمبارزه«و تحدى» مى طلبیدند،و نمونه هایی از این قبیل که در قرآن نیز آمده استعبارتند از:
عصاى موسى (اژدها شدن و زدن همان عصاى چوبى به سنگ و جوشش دوازده چشمه آب از آن و معجزات دیگرى که از آن عصاى مقدس و تاریخى ظاهر گردید)،و ماجراى تخت بلقیس،و زنده شدن مردگان با نفس معجزه آساى حضرت مسیح،و داستان حضرت مریم و ولادت عیسى علیه السلام،و از همین قبیل است داستان اسراء و معراج رسول خدا(ص)،و داستان شق القمر،که باشرح و توضیحى که بعدا خواهیم داد این دو معجزه نیز دلیل قرآنى دارد،همه از این قبیل هستند.
2- دومین مطلبى که از این تعریف استفاده مى شود آن است که آوردن معجزه و قدرت بر انجام آن یکى از نشانه هاى درستى وصدق نبوت انبیاء و پیامبران الهى است،یعنى هر کس که مدعى نبوت و پیامبرى الهى بود یکى از نشانه هایى که صدق این ادعا را ثابت می کند آنست که اگر از او معجزهاى طلب کنند که انجام آن از نظر عقلى امکان داشته باشد باید بتواند انجام دهد که اگر نتوانست معلوم مى شود دروغگو است و به دروغ خود را پیامبر الهى دانسته است.
و این مطلب دلیل هاى عقلى و نقلى فراوانى دارد که فعلا جاى ذکر آنها نیست.

3- سومین مطلبى که در اینجا مورد بحث قرار مى گیرد فرق میان معجزه و سحر و جادو و چشم بندى و امثال آنها است که کسى فکر نکند معجزه نوعى سحر و جادو است زیرا معجزه به هر عملى که تعلق بگیرد آن عمل بصورت واقعى آن در خارج وقوع مى یابد ولى سحر و جادو و چشم بندى حقیقت خارجى و واقعیت ندارد بلکه در نظر بیننده صورت مى یابد یعنى مثلا در داستان موسى علیه السلام و ساحران فرعون آنچه موسى انجام داد حقیقت و واقعیت داشت یعنى واقعا عصاى چوبى به صورت یک اژدهاى بزرگ و خطرناک و حیوان درنده و جاندارى در آمده بود و دیگر چوب و عصا نبود،ولى مارهاى ساحران واقعا مار جاندار نبود بلکه همان ریسمانها و طناب هایى بود که بوسیله داروهاى شیمیایى به جست و خیز در آمده و بنظر مردم مارهایى جاندار شده بودند و تعبیرات قرآن در این باره بسیار جالب است،آنجا که درباره عصاى موسى سخن میراند این گونه تعبیر مىکند:
«قال القها یا موسى،فالقاها فاذا هى حیة تسعى،قال خذهاو لا تخف سنعیدها سیرتها الاولى» .
که از تعبیراتى مانند«فاذا هى حیة تسعى»و«سنعیدهاسیرتها الاولى»به خوبى روشن مى شود که آن عصا واقعا بصورت و بلکه به سیرت اژدهایی درآمده بود...ولى در مورد مارهاى ساختگى ساحران مى فرماید:
«فاذا حبالهم و عصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعى».

و در جاى دیگر در این باره مى فرماید:
«فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جاؤا بسحر عظیمو اوحینا الى موسى ان الق عصاک فاذا هى تلقف ما یافکون» .
که در اینجا نیز از جمله هاى«یخیل الیه من سحرهم انهاتسعى»و جمله«سحروا اعین الناس»و«ما یافکون» به خوبى معلوم مى شود که عمل آنها واقعیت نداشت و به مان تعبیر ساده چشم بندى بود و در نظر حاضران آنگونه جلوه مى کرد...
که البته این بحث نیز احتیاج به توضیح بیشتر دارد که ما به همین مقدار اکتفا مى کنیم.

4- همانگونه که بزرگان اهل علم و دانش گفته اند:معجزه وانجام آن چیزى نیست که قانون علیت و معلولیت و اسباب و علل را در جهان بهم بزند و خارج از محدوده علت و معلول و سبب و مسبب باشد،چون این مسئله که هیچ پدیدهاى در این جهان بدون علت و بدون سبب بوجود نخواهد آمد جزء نوامیس خلقت این جهان هستى و سنت هاى قطعیه الهى است،منتهى از آنجا که معمولا علل و اسباب حوادث و پدیده هاى معمولى عموما محسوس و ملموس ما است و در معجزات اینگونه نیست،از این رو براى مردم عادى این گمان بوجود مى آید که آنها بدون علت و سبب بوجود آمده در صورتی که قرآن کریم براى همه حوادث جهان علت و سبب ذکر کرده،و همه را معلول اراده و تقدیر الهى مى داند مانند آیات زیر:
« انا کل شىء خلقناه بقدر» .
«و ان من شىء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» .
«ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شىء قدرا» .












طرز تهیه چند مدل غذا با سویا: خوشمزه و پروتئینی و به صرفه
طرز تهیه پلو بندری؛ غذای جنوبی تند و خوش عطر با تن ماهی
طرز تهیه خورش جعفری با مرغ؛ خورشت خوش عطر گیلانی برای یک ناهار مجلسی
طرز تهیه ۷ مدل پودینگ پاییزی در خانه
طرز تهیه کیک ماست شکلاتی خوشمزه و ساده؛ کیکی نرم و پوک برای عصرانه
طرز تهیه پاستا آماتریچانا اصیل رومی برای دو نفر
طرز تهیه ننگ میون (نودل سرد کره ای)
طرز تهیه شکلات صبحانه خانگی با چند ماده ساده؛ بدون نگهدارنده و فوق العاده خوشمزه
راهنمای خرید کتری قوری شیشه ای؛ معرفی برندها و مدل های محبوب برای آشپزخانه های شیک
دیدگاه ها