دلگرم
امروز: دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
منظور از معجزه چیست ؟ اتفاق های خارق العاده ی الهی
زمان مطالعه: 6 دقیقه
معجزه، رویداد یا اتفاقی است که نمی‌ توان آن را به روش علمی بررسی و اثبات کرد. معجزه را می‌ توان به قدرتی فراطبیعی مانند جادو یا به پیامبر یا قدیس نسبت داد.

معجزه چیست ؟

برخى از معجزات ‏رسول خدا«ص‏»

بیانى از مرحوم علامه طباطبائى (ره) در این باره:

معجزه-همانگونه که از لفظ آن استفاده مى‏ شود به کارخارق العاده‏اى گفته مى ‏شود که مدعیان نبوت براى اثبات مدعاى‏ خود که ارتباط با عالم غیب و خداى عالم هستى بوده مى‏ آوردند و دیگران را نیز به مقابله و معارضه و آوردن مثل آن دعوت مى‏ کنند،و چون کسى مانند آنرا نمى ‏تواند بیاورد و عاجز از انجام آن است‏بدان معجزه مى‏ گویند.
و در این تعریف معانی بکار رفته که باید براى آنها نیز مختصر توضیحى بدهیم.

1-آنکه گفته شد«کار خارق العاده‏»و این در مقابل کارهاى ‏محال عقلى است که علماء و دانشمندان گفته ‏اند که معجزه بر کارهائى که محال عقلى است تعلق نمى ‏گیرد،چنانچه اراده‏ حق تعالى نیز به اینگونه امور تعلق نمى‏ گیرد

یعنى معجزه بکارهایی ‏تعلق مى‏ گیرد که بطور عادت و معمول محال بنظر مى‏ آید اما عقلا انجام آن کار محال نیست،مانند اژدها شدن عصا،و زنده شدن‏ مرده،و بارور شدن و سبز شدن درخت ‏خشک،و یا طى کردن‏ صدها و یا هزاران فرسنگ راه را بدون وسائل ظاهرى و در زمان هاى ‏بسیار اندک و حتى در یک لحظه و یا نقل و انتقال اجسامى را در این مدت کوتاه و فاصله زمانى و مکانى،و یا شکافتن کرات‏ آسمانى و اجسام سخت و محکم زمینى مانند صخره ‏ها را با وسائل‏ معمولى مانند عصاى چوبى و امثال این گونه کارها،که بطور معمول‏ انجام آنها نیاز به داشتن وسائل و گذشت زمان هاى زیاد دارد و پیامبران الهى این کارها را براى اثبات مدعاى خود-که گاهى‏ آگاه به درخواست دشمنان و مخالفان بوده و گاهى هم بدون ‏درخواست آنها-بدون این وسائل و در مدت بسیار اندکى انجام‏ مى ‏دادند و دیگران را نیز به آوردن مانند آن بمبارزه‏«و تحدى‏» مى‏ طلبیدند،و نمونه‏ هایی از این قبیل که در قرآن نیز آمده است‏عبارتند از:

عصاى موسى (اژدها شدن و زدن همان عصاى چوبى به سنگ و جوشش دوازده چشمه آب از آن و معجزات دیگرى که از آن عصاى‏ مقدس و تاریخى ظاهر گردید)،و ماجراى تخت ‏بلقیس،و زنده‏ شدن مردگان با نفس معجزه ‏آساى حضرت مسیح،و داستان‏ حضرت مریم و ولادت عیسى علیه السلام،و از همین قبیل است داستان اسراء و معراج رسول خدا(ص)،و داستان شق القمر،که باشرح و توضیحى که بعدا خواهیم داد این دو معجزه نیز دلیل قرآنى ‏دارد،همه از این قبیل هستند.

2- دومین مطلبى که از این تعریف استفاده مى‏ شود آن است که ‏آوردن معجزه و قدرت بر انجام آن یکى از نشانه ‏هاى درستى وصدق نبوت انبیاء و پیامبران الهى است،یعنى هر کس که مدعى‏ نبوت و پیامبرى الهى بود یکى از نشانه ‏هایى که صدق این ادعا را ثابت می کند آنست که اگر از او معجزه‏اى طلب کنند که انجام آن ‏از نظر عقلى امکان داشته باشد باید بتواند انجام دهد که اگر نتوانست معلوم مى‏ شود دروغگو است و به دروغ خود را پیامبر الهى ‏دانسته است.
و این مطلب دلیل هاى عقلى و نقلى فراوانى دارد که فعلا جاى ‏ذکر آنها نیست.

معجزه

 


3- سومین مطلبى که در اینجا مورد بحث قرار مى‏ گیرد فرق ‏میان معجزه و سحر و جادو و چشم ‏بندى و امثال آنها است که‏ کسى فکر نکند معجزه نوعى سحر و جادو است زیرا معجزه به هر عملى که تعلق بگیرد آن عمل بصورت واقعى آن در خارج وقوع‏ مى‏ یابد ولى سحر و جادو و چشم بندى حقیقت ‏خارجى و واقعیت‏ ندارد بلکه در نظر بیننده صورت مى ‏یابد یعنى مثلا در داستان‏ موسى علیه السلام و ساحران فرعون آنچه موسى انجام داد حقیقت و واقعیت داشت ‏یعنى واقعا عصاى چوبى به صورت یک اژدهاى‏ بزرگ و خطرناک و حیوان درنده و جاندارى در آمده بود و دیگر چوب و عصا نبود،ولى مارهاى ساحران واقعا مار جاندار نبود بلکه ‏همان ریسمانها و طناب هایى بود که بوسیله داروهاى شیمیایى به‏ جست و خیز در آمده و بنظر مردم مارهایى جاندار شده بودند و تعبیرات قرآن در این باره بسیار جالب است،آنجا که درباره عصاى ‏موسى سخن میراند این گونه تعبیر مى‏کند:
«قال القها یا موسى،فالقاها فاذا هى حیة تسعى،قال خذهاو لا تخف سنعیدها سیرتها الاولى‏» .
که از تعبیراتى مانند«فاذا هى حیة تسعى‏»و«سنعیدهاسیرتها الاولى‏»به خوبى روشن مى‏ شود که آن عصا واقعا بصورت و بلکه به سیرت اژدهایی درآمده بود...ولى در مورد مارهاى‏ ساختگى ساحران مى‏ فرماید:
«فاذا حبالهم و عصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعى‏».

معجزه چیست؟

و در جاى دیگر در این باره مى ‏فرماید:
«فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جاؤا بسحر عظیم‏و اوحینا الى موسى ان الق عصاک فاذا هى تلقف ما یافکون‏» .
که در اینجا نیز از جمله‏ هاى‏«یخیل الیه من سحرهم انهاتسعى‏»و جمله‏«سحروا اعین الناس‏»و«ما یافکون‏» به خوبى معلوم‏ مى ‏شود که عمل آنها واقعیت نداشت و به مان تعبیر ساده ‏چشم بندى بود و در نظر حاضران آنگونه جلوه مى‏ کرد...
که البته این بحث نیز احتیاج به توضیح بیشتر دارد که ما به همین ‏مقدار اکتفا مى‏ کنیم.

در مورد معجزه

4- همانگونه که بزرگان اهل علم و دانش گفته ‏اند:معجزه وانجام آن چیزى نیست که قانون علیت و معلولیت و اسباب و علل‏ را در جهان بهم بزند و خارج از محدوده علت و معلول و سبب و مسبب باشد،چون این مسئله که هیچ پدیده‏اى در این جهان بدون ‏علت و بدون سبب بوجود نخواهد آمد جزء نوامیس خلقت این‏ جهان هستى و سنت‏ هاى قطعیه الهى است،منتهى از آنجا که‏ معمولا علل و اسباب حوادث و پدیده‏ هاى معمولى عموما محسوس و ملموس ما است و در معجزات اینگونه نیست،از این رو براى مردم ‏عادى این گمان بوجود مى‏ آید که آنها بدون علت و سبب بوجود آمده در صورتی که قرآن کریم براى همه حوادث جهان علت و سبب ‏ذکر کرده،و همه را معلول اراده و تقدیر الهى مى‏ داند مانند آیات‏ زیر:
« انا کل شى‏ء خلقناه بقدر» .
«و ان من شى‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم‏» .
«ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شى‏ء قدرا»  .

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits