دلگرم
امروز: سه شنبه, ۰۹ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۴ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۳۰ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی
کلمات و شعر های درس 14 فارسی هفتم | مرخصی
0
زمان مطالعه: 4 دقیقه
در این پست از مجله دلگرم معنی درس چهاردهم فارسی کلاس هفتم ( مرخصی ) را آموزش خواهیم داد. با ما همراه باشید .

کلمات و شعر های درس مرخصی 14 فارسی هفتم مرخصی

separator line

درس چهاردهم :: مرخصی

معنی کلمات روان خوانی مرخصی فارسی هفتم

گُردان: واحد نظامی
مرخّصی: استراحت از کار
آقایم: منظور پدرم
جبهه: محلّ نبرد با دشمن، خط اول جنگ
وِل: آزاد، رها
چه بسا: بسیار، فراوان
تسویه: مساوی کردن، در اینجا { حقوق پایان کار)
عوض میکردم: تغییر می دادم
طَفره رفتن: زیر بار مسئولیت نرفتن
بالاخره: عاقبت، سرانجام
پادگان: سربازخانه
اعزام: فرستادن، روانه کردن
الحمدالله: شکرخدا
دکّان: مغازه
پاورچین پاورچین: آرام آرام
کَلَک: حقه، فریب
جورواجور: مختلف
سوءِ ظن: بد گمانی
پز دادن: خودنمایی کردن، فخر فروشی
یک عالمه: بسیار زیاد
سوا: جدا
سفت: محکم
کُلون: قفل چوبی درب
ژیان: خشمگین
یک پارچه: سرتاسر
چریک: نیروی ضربتی، سرباز آموزش دیده
پُل صراط: پلی که در روز قیامت که همه باید از آن عبور کنند امّا انسان های خوب در جهنم نمی افتند.
کَرَم: بخشش
دخالت: فضولی
چینه: لبه ی دیوار گلی
عذرخواهی: طلب بخشش
بدبخت: بیچاره و گرفتار
گول میزنی: فریب میدهی
ارواح: جمع روح
رفتگان: مردگان، اموات
از جانب من: از طرف من
فامیل: اقوام
بُغض: گرفتگی گلو از ناراحتی
رعد: تُندر
غَش کردن: بیهوش شدن
گوش تا گوش: پشت سرهم، کنار هم
هجوم بیاورند: حمله کنند
تقصیر: کوتاهی
از سرگرفت: شروع کرد
روضه: ذکر مصیبت
از غذا کم و کسر نگذار: غذایت را خوب و کامل بخور
محوّطه: فضا، محدوده مکانی، حیاط
محو: ناپدید
هُل دادن: فشار دادن و به سمت جلو راندن

separator line

آرایه ها روان خوانی مرخصی فارسی هفتم

به کامم تلخ کنند کنایه از لذت نبردن
مرخصیام مثل باد گذشت تشبیه + کنایه از تند و سریع بودن
عزا گرفته بودم کنایه از اضطراب و دلهره
هول بودم کنایه از دستپاچگی
جا خوردم کنایه از تعجب ناگهانی
یک عالمه اغراق و بزرگنمایی
مِن و مِن کردم کنایه از تعلّل و کندی در صحبت
هوا پس است کنایه از نامناسب نبودن اوضاع
مثل شیر ژیان تشبیه مادر به شیر
ننهام یک پارچه چریک شده بود تشبیه
بچه هایشان را لای پنبه خوابانده اند کنایه از توجه زیاد به فرزندان
مثل بچهی آدم کنایه از وضعیت و حالت عادی
یقهات را بچسبند کنایه از پیگیری جدی و مداوم
گوشش پُر بود کنایه از آگاهی زیاد
گوشش بدهکار نیست کنایه از توجه نکردن
سرش را گرم کردم کنایه از مشغول کاری کردن
حلال کردن کنایه از گذشتن از خطا و بدی کسی
شیرم را حرامت می کنم کنایه از نفرین کردن
از سرم بگذر کنایه از مراببخش، بیخیالم شو
بدی و خوبی تضاد
جوش آورد کنایه از عصبانی شد
دهانت بوی شیر میدهد کنایه و طعنه از بچّه و کم سن و سال بودن
جگرم را خون کردی کنایه از ناراحتی و غصه ی شدید
مثل رعد پریدن تشبیه + کنایه از اقدام سریع
سرک میکشیدم کنایه از تحقیق و بررسی
نفس راحتی کشیدم کنایه از آرامش و آسودگی خیال
خَرَم از روی پل گذشت کنایه از انجام شدن کار
یک ایل آدم اغراق و بزرگنمایی
شیرش کردی کنایه از جرئت بخشیدن، تهییج کردن
آب غوره نگیر کنایه از گریه کردن
نگاه چپ چپ کنایه از نگاه اخم آلود
دلش آب میشد کنایه از اثرپذیری
بو برده بود کنایه از باخبر شدن و پی بردن
بادِ گرم، دست خود را به صورتم می کشید جان بخشی

separator line

حتماً بخوانید:
معنی درس سیزدهم فارسی هفتم | اسوه نیکو

معنی درس سیزدهم فارسی هفتم | اسوه نیکو

در این پست از مجله دلگرم معنی درس سیزدهم فارسی کلاس هفتم ( اسوه نیکو ) را آموزش خواهیم داد. با ما همراه باشید .


این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید