مجله دلگرم
امروز: جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۷ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۲ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
سفر به مکان های ترسناک، از کلبه وحشت انزلی تا کلبه وحشت تهران
0
زمان مطالعه: 8 دقیقه
منطقه ای که از نظر محلیا جای وحشتناکیه و صداهای زیادی از جنگل هاش شنیده می شه. با این وجود اینجا مقصد گردشگری و ماجراجویی کساییه که دوس دارن، وحشت و دلهره رو از نزدیک تجربه کنن.

سفر به مکان های ترسناک و اسرارآمیز برای اونهایی که همواره به دنبال کشف چیزهای جدید و مهیج هستن، به نوعی ارضاء حس کنجکاوی محسوب میشه. این جور آدما دوس دارن به جای سفر به دریا و جاذبه های عادی یه منطقه، از جاهایی دیدن کنن که حس ترس رو تو وجودشون بیدار می کنه. مکان هایی مثل قلعه ها، زندان ها و شکنجه گاه ها، کاخ ها و عمارت های تسخیر شده، بیمارستان های بیماران روانی متروک و.... از جاهای پرطرفدار و ترسناکین که بسیار مورد توجه علاقمندان به ژانر ترس و وحشته.

البته در صنعت گردشگری و توریسم هم بخشی به نام "گردشگری سیاه یا گردشگری وحشت" وجود داره که به طور خاص به این نوع سفرها می پردازه. تو هر کشوری چند نمونه از چنین مکان های ترسناکی پیدا میشه که پر از دلهره و هیجانه. کشور ما هم از حیث داشتن چنین مکان های اسرارامیزی بسیار غنیه. به هر کجا از ایران سربزنین به خاطر پیشینه ی چندین هزار ساله ی تاریخ و تمدنش، مکان های مخوف و ترسناکی وجود داره که دیدنشون حسابی هیجان انگیز و جذابه.

با وجود این همه جای ترسناک و هیجان انگیز، واقعا فرق نمیکنه به کجای ایران سفر کنین، به مازندران و تالاب ارواح یا غار قاتل کرمانشاه، ریگ جن سمنان یا دره ارواح قشم ....، همه این سفرها، یه ماجراجویی فوق العاده و منحصر بفردن که اگه آمادگی روحی و روانی خوبی داشته باشین و اهل هیجانات و لذت بردن از چنین فضاهایی هم باشین، به راحتی می تونین از اتفاقات ناخوشایند اطرافتون، تجربه ای خوشایند و دلپذیر بسازین.

البته همیشه هم اینجوری نیست و قطعا نظرتون وقتی که سفری به منطقه جنگلی و اسرار امیز هفت دغنان تو روستای صومعه سرای استان گیلان داشته باشین، عوض می شه. منطقه ای که از نظر محلیا جای وحشتناکیه و صداهای زیادی از جنگل هاش شنیده می شه. با این وجود اینجا مقصد گردشگری و ماجراجویی کساییه که دوس دارن، وحشت و دلهره رو از نزدیک تجربه کنن.

تو قسمت شرقی روستا، جایی که هوا سنگین تر میشه و تنفس کمی سخت تر، کلبه ای متروک و پر ماجرا وجود داره که افسانه ها و ماجراهای زیادی در موردش سینه به سینه نقل شده و اتفاقای خوبی واسه اونایی که بعد از تاریک شدن هوا تو کلبه موندن، نیفتاده. کلبه ای که بر اساس یه باور قدیمی اگر کسی تنها یه شب بتونی توش دووم بیاره، ارواح شما رو حسابی ثروتمند می کنن.

با وجود این خرافات هم هیچ کدوم از بومیا و محلی ها حاضر نیستن حتی یه شب رو توی این کلبه سرکنن، اونا داستان های زیادی از سرنوشت کسایی که برای ثابت کردن شجاعتشون یه شب رو تو این کلبه مرموز گذروندن، نقل می کنن که چندان خوشایند نیست.

اولین بار تو سال 1365 چهار پسر دانشجو تصمیم می گیرن؛ شهامتشون رو محک بزنن و یک شب رو تو این کلبه سر کنن. دو تا از دانشجوها همون سر شب فرار می کنن، ولی دو تای دیگه می مونن که یکی از اونا دیوونه میشه و یکی دیگه سکته می کنه و می میره. محلیا میگن: اون دوتا دانشجویی هم که فرار کردن، بعد از اون شب حال خوشی ندارن. واسه همین بعد از این ماجراها پلیس محلی، در کلبه رو پلمپ می کنه و دیگه به کسی اجازه ورود به کلبه رو نمی ده.

این ماجراها داشت کم کم فراموش می شد که چهار سال بعد، سه دختر دانشجو برای اثبات شجاعت و شهامتشون تصمیم می گیرن که از در پشتیه خونه و به صورت مخفیانه وارد کلبه بشن. دو روز بعد تو 300 متری کلبه، محلیا دختری رو پیدا می کنن که توی درختی پنهان شده و در حالی که از ترس می لرزه، با انگشت کلبه رو نشون می ده. بعد از پیگیریها پلمپ کلبه شکسته میشه و جسد دو دختر رو اونجا پیدا می کنن، علت مرگ هر دو دختر هم سکته قلبی و مرگ آنی ذکر شده بود.

نکته جالب توجه این ماجرا اینه که دخترا با چشمهای باز و خیره به یه نقطه مشخص پیدا شدن. دختر سوم هم که زنده مونده بود، چهار روز بعد خود کشی می کنه و پرونده این ماجرای ترسناک رو با مرگش برای همیشه می بنده. بعد از این ماجراها، پلیس اطراف کلبه رو تخلیه می کنه و به هیچ کس اجازه ورود و حتی نزدیک شدن به کلبه رو نمیده . واسه همین الان همه کسایی که دلشون میخواد از این منطقه جنگلی دیدن کنن؛ فقط می تونن از دور این کلبه رو ببینن و اجازه وارد شدن به اونجا رو ندارن.

حالا سوال اینجاست آیا واقعا همه اونچه که در مورد این کلبه گفته می شه حقیقت داره و اتفاقاتی که نقل میشه واقعیه؟!! چقدر از این اطلاعات و داستانا حقیقته و چقدرش ساخته و پرداخته ذهن محلیا و بومیای این منطقه ست؟ برای پیدا کردن پاسخ این سوالا قطعا تنها راه مفید و منطقی، تحقیق و بررسی بیشتره که با وجود اتفاقات و کنترل شدید منطقه تقریبا غیر ممکنه. حتی اگه غیر ممکن هم نبود، انجام این کار خیلی منطقی و عاقلانه نیست. چرا باید برای تجربه حس ترس، به یه چنین مکان مخوف و ترسناکی سر بزنین که خطرات احتمالیش خیلی بیشتر از لذت و هیجانیه که تا حالا هیچکی تجربش نکرده؟

سفر به مکان های ترسناک، از کلبه وحشت انزلی تا کلبه وحشت تهران

اگه بخوایم عاقلانه فک کنیم خیلی جاهای بهتر از اینجا پیدا میشه که در عین ترسناک بودن، ایمن و بی خطر هم هستن. کافیه یه سر به اینترنت بزنین و یه کلبه دنج و دوست داشتنی تو دل جنگل پیدا کنین. پیشنهاد ما برای شما سفر به یه کلبه ی خاص و منحصر بفرده که توسط یه پیرمرد و پیرزن مهربون اداره میشه، یه تیکه از بهشت که با درختای بلند و متراکم، چهچهه پرنده ها و هوای پاک و سرشار از اکسیژنش ، محیطی دنج و آرومیه که واقعا برای استراحت و تمدد اعصاب، مناسب و رویاییه. نکته جالب اینه که واسه این سفر اصلا لازم نیست؛ شال و کلاه کنین و چمدون ببندین، فقط کافیه یه سر به اتاق فرار برج میلاد بزنین و اتاق فرار کلبه وحشت رو رزرو کنین.

به محض ورود به کلبه و دیدن میزبانهای بی نظیرتون حسی سراسر از اعتماد و عشق وجودتون رو فرا می گیره، واسه همین وقتی بعد از یه گشت و گذار نسبتا طولانی، خسته و کوفته به همراه دوستاتون به کلبه برمی گردین، پیشنهاد غذای خوشمزه و گرم صاحبخونه می تونه یه پیشنهاد فوق العاده و سخاواتمندانه باشه که تو اون شرایط حسابی می چسبه. ولی ماجرا دقیقا از همین جا شروع میشه، خوردن غذا همانا و بیهوش شدن همانا....

با باز شدن چشمهاتون، همه چیز تغییر کرده، دستهای شما و دوستاتون به صندلی بسته شده و به نظر می رسه گیر دو قاتل روانی افتادین که الان باید فقط به فکر فرار باشین، چون قطعا اتفاقات خوبی منتظرتون نیست. شما به عنوان قربانیای این کلبه ترسناک یا جونتون رو از دست میدین یا با کمک هم می تونین از عهده چالش های این اتاق فرار بربیاین و از دست این دو میزبان نامهربون فرار کنین.

سفر به مکان های ترسناک، از کلبه وحشت انزلی تا کلبه وحشت تهران

این شرایط که با حفظ خونسردی و تمرکز به خوبی قابل کنترل و مدیریته، خیلی هیجان انگیز تر و لذت بخش تر از گیر کردن تو شرایط دانشجوهاییه که برای تجربه حس ترس به کلبه وحشت جنگل های انزلی سفر کردن. چون ماجراهای کلبه وحشت انزلی، همشون پایانی غم انگیز دارن که حس ماجراجویی و هیجان رو تحت الشعاع قرار میده، ولی تو اتاق فرار ترسناک کلبه وحشت، مغز با آگاهی از بودن تو فضای ایمن، می تونه کنترل اوضاع رو به خوبی دست بگیره و شرایط رو جوری کنار هم بچینه که در جریان بازی، تنها حس فعال وجودتون؛ حس ترس و دلهره نباشه؛ بلکه با درگیر شدن تو روند بازی، تقریبا همه حواس و بخش های وجودی انسان فعال تر و پر انرژی تر از همیشه به دنبال کشف سرنخ ها و حل کردن معماها باشن.

درسته که فضای این کلبه خیلی رازآلود و خطرناکه ولی مغز شما می تونه با ترشح آدرنالین حس سرخوشی و لذتی از حل شدن معماها و پشت سر گذاشتن چالش ها نصیبتون کنه که این دورهمی رو به یکی از خاطره انگیزترین تجربه های حس ترس و هیجان تبدیل می کنه. تجربه ای که به شما یاد میده چجوری مدیریت بحران داشته باشین و تو لحظات سخت و نفس گیر؛ با دقت و تیزبینی خودتون رو از یه مخمصه بزرگ نجات بدین و سرشار از غرور و افتخار بشین. راستی اینم بگیم که اتاق فرار کلبه وحشت اولین اتاق فرار ترسناک ایران هم هست.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است