alexametrics
دلگرم
امروز: سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۲۰ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
350 فحش رکیک و اصطلاحات لاتی + معنی
6
زمان مطالعه: 12 دقیقه
فحش و اصطلاحات لاتی ، در ادامه لیستی کامل از فحش های جدید و باکلاس دخترانه و پسرانه همچنین اصطلاحات لاتی آمده است .

فحش های شیک و باکلاس

فحش دادن امری ناپسند و در دید عموم منجر به نادیده گرفتن شما در تمامی امور میشود. لیکن فحش و اصطلاحات لاتی که در ادامه قرار داده شده جنبه فان داشته، همچنین جهت آشنایی کاربران با جواب دادن به موقع در مقابل فحاشی کردن دیگران میباشد . در ادامه فحش های دخترانه و پسرانه و همچنین اصلاحات لاتی را برای شما عزیزان قرا داده ایم .

فحش های جدید و شاخ

  • بوق
  • خنگ
  • خرفت
  • قارچ
  • جغله
  • سادیسمی
  • عمه ننه
  • آشغال
  • میکروب
  • پپه
  • انگل
  • بنجل
  • شیلنگ
  • شپش
  • دکل
  • دله
  • باباغوری
  • آپارادی
  • شلخته
  • گاگول
  • توغولی
  • ملنگ

فحش های عامیانه و کوچه بازاری

ردیففحشمعنی فحش
1

آجر

سیب زمینی، ۱۰۰۰ کیلومتر آن طرف تر از بی احساسی
2آخرشه تهشه اِندشهبه پایان کار رسیده ایم
3آدم تو آفتابه پپسی بخوره، خیط نشهکنفت شدن
4آقا زادهکسانی که ناروا ثروت های افسانه ای به چنگ آورده اند
5آشغال کلهاحمق
6آشغالانسماشین آشغالی های جدید تهران که چراغ گردا ن هم دارند
7آش و لاشآسمون جل
8آویزونکسی که بدون دعوت همه جا می رود. طفیلی
9آلبالوبرای ضایع کردن کسی به کار برده می شود
10آمار دادننخ دادن، توجه کسی را جلب کردن، راه دادن
11آمپر چسبوندنعصبانی شدن
12آنتنآدم فروش، خبر چین
13آنتی حال زدنضد حال زدن، حال کسی را گرفتن
14آرنولد فشردهمرد ریز اندامی که زیبایی اندام کار کرده است
15آواکسخبرچین
16اجمالتیمکوچک شما هستیم
17آینه ی بغل اتوبوسگوش های پهن و ایستاده و بزرگ
18آیکیو (IQ)باهوش، زرنگ، برای مسخره کردن هوش کسی هم به کار می رود
19ابرو پاچه بزیدارای ابروی پهن و پر مو، ابرو قجری
20اتو کشیدهآدم شق و رق
21خرابتیمدوست داشتن در حد ارادت
22ارایه دادنخراب کردن، ضایع کردن
23اُرجینالاصل، منحصر به فرد
24اردک الزمانتازه به دوران رسیده
25از عقب دادندرمانده شدن
26اس بازیدختر بازی، لاس زدن
27اسکلاز همه جا بی خبر
28اسکیموزیمدیر مدرسه، استاد
29اسکل کردنکسی را سر کار گذاشتن، دست انداختن
30اسدالله خانتریاکی
31اشتبکوتاه شده ی اشتباه
32افتضکوتاه شده ی افتضاح
33افقی شدنمُردن
34الاغ تورالاغ
35عن تیلیتآدم حال‌به‌هم‌زن و عوضی
36مگستیمکوچیکتیم
37اِندِ مرام بازینهایت با معرفت بودن، نهایت خوبی و صفا
38اوبسخیلی خوب
39اوپدیس کردنصدای ضبط را تا آ خر بلند کردن
40اوتپرت
41اوسگولعقب مانده ی ذهنی
42اوشکولغربتی گیج، پیه
43آنتن نمی دهنمیفهمه
44تک چرخ زدکارش را اشتباه انجام داد
45هَپَلیکثیف، آلوده
46هندونهاز همه جا بی خبر
47هندونه گذاشتنالکی حرف زدن
48هویجبی بخار، پخمه
49یولشخصی که چیزی نمی‌فهمد

فحش های جدید و شاخ

ردیففحشمعنی
1اهل بخیهمعتاد به مواد مخدر
2ای وَلای والله
3با اتیکتبا شخصیت
4باتری قلمیلاغر مردنی
5با حالبا معرفت، با مرام
6باد بزن جیگرغیبت، پشت سر دیگران حرف زدن
7بادمجون واکس کنعلاف
8با دنده سنگین رفتنعجله نداشتن آرام و با طمانینه راه رفتن
9باربیکنایه دختر کمر چاق
10ببند گاله روخفه شو
11بچه پاستوریزهبسیار تمیز و مرتب
12بچه راکفلربچه پول دار
13بچه شهریلوس، ترسو
14بچه مثبتآدم سر به راه
15بخواب لاحاف سرد شدخفه شو
16بخواب تو جوب باباشلوغش نکن، بنشین سر جات
17بدن کاربدن ساز
18برو بچمخفف بر و بچه ها
19برو جلو بوق بزنزیاد حرف نزن
20برو دارمتحواسم بت هس
21بریدنکم آوردن، ناتوان شدن
22برنامه ی آیندهقصد ازدواج یا رابطه
23بشقلبده بیاد
24بگوز بازار مسگراستحرف مفت می زنی و کسی نمی فهمه
25بندری می زنهگیج و سرگردان
26به خط تعارف رسیدههنگامی که سیگار به انتهایش می رسد
27بی سیمچی رو زدنوقتی تلفن همراه ناگهان قطع می شود
28بیلبوردنهایت تابلو شدن
29پاچه خوارچاپلوس
30پا دادنپذیرفتن پیشنهاد، آمار دادن
31پارازیتسخن بی موقع، اختلال، مزاحمت
32پارس خودروسگی که راه می رود و پارس می کند
33پاشنه ها را بالا بردنلباس خود را مرتب کردن
34پاناسونیکدختر ناز و خوش اندام
35پایه بودنحاضر به همراهی
36پدیدهکسی که خیلی تابلواست
37پرده داریکسی از بکارت خودش محافظت می‌کند
38پرده دریهنگامی که کسی با دختر باکره‌ای هماغوش شود
39پسته خانمزن بد کاره، فاحشه
40پسیپسر
41پنیرحشیش، جوینت، بنگ
42پوز زدنرو کم کردن
43پوز زنیرو کم کنی
44پیازخنگ، مشنگ
45پیچاندنرد کردن
46پیچ پلیسیکشیدن ترمز دستی و دور زدن ماشین

فحش های بی ادبی و ناموسی

ردیففحشمعنی
1تابلوانگشت نما
2تابیلتابلو، ضایع
3تاقالکرمو
4تخم ادیسونلامپ برق
5تخم کردنجرات کردن
6تخماتیکنا به سامان
7ترکوندنحال پخش کردن اساسی
8تیریپتیپ، قیافه، فرم، مدل، سبک
9تریپ زدنخوش تیپ کردن
10تریپ مرگبسیار بد حال
11تگری زدنبالا آوردن پس از نوشیدن الکل
12تگری شکوفهحالت تهوع
13توپ و تانکسینه و باسن خانم های چاق
14تو راه گوز کسی زدنبه کسی ضد حال زدن
15تو سایتهتو نخ کسی رفتن
16تو کار کسی بودنبرای جذب کسی کوشیدن
17تو کف چیزی بودناز چیزی تعجب کردن
18تو کف بودنعلاقه مند بودن
19تهران ۵۱آدم دولتی
20تی تیشخیلی وسواسی
21تیریپ لاوروابط عاشقانه
22تیکه انداختنمتلک گفتن
23تیغی زدنشرط بندی کردن
24جا سویچیسیریش و آویزان
25جان کوچولوآدم درشت هیکل
26جواتپیکان
27جوات مخفیپژو
28جوادبی کلاس، دهاتی
29جیب ملاحرص و طمع
30جیرجیرکپر حرف
31جیک ثانیهزود سریع
32چایی نخورده پسر خاله شدفوری صمیمی شد
33چاغالپسر هم جنس گرا
34چای شیرینچاپلوسی
35چپو کردنبالا کشیدن
36چراغ خاموشمخفیانه
37چس کلاس نزارسریع بیا
38چکلداف
39چلاسیدنترکیب ماسیدن و چسبیدن و پلاسیدن کنایه از آدمی که دپ شده
40چلغوزعقب مانده ی گیج
41چمنتمچاکرتم، مخلصتم، نوکرتم
42چنیماز چیزی تعریف کردن
43چوخلصیمخیلی مخلصیم
44حال پخش کردنبه همه لطف کردن
45حسش نیستبی حوصلگی
46حسین صاف کارصدام حسین
47خار داشتنراه نیامدن
48خاک اندازدخالت بیجا

اصطلاحات لاتی برای حاضر جوابی

ردیففحشمعنی فحش
1خالی بنددروغ گو
2خبرگزاریسخن چین
3خجستهبی خیال، خوش خیال
4خر به خراسان بردنزیره به کرمان بردن
5خَزاز مد افتاده
6خز و خیلخز و دوستانش
7خستهحرفه ای و کار کشته
8خط خطی بودنخرد بودن اعصاب
9خفت کردنزورگیری کردن
10خفنعالی، بی نقص
11خفن بازارجایی که چیزهای خوب در آن زیاد باشد
12خلافی داشتنشکم بزرگ داشتن
13خود را اَن کردنخود را لوس کردن
14خونه خالیکنایه از جای امن برای انجام هر کاری
15خیار شورآدم بی مزه
16خیالی نیستمهم نیست
17دافدختر با قر و قمیش
18داف بازیدختر بازی
19دافیدوست دختر
20دامبولی کسکهر نوع موسیقی بی خود و مبتذل
21دایورتبی خیال
22درایوری رانندگی کردنبا مهارت رانندگی کردن
23درد کشیده طبیبهکسی که درد و مرضی را گذرانده
24دخیدختر
25در دیزی باز بودنوقت برای سو استفاده یا دزدی
26دستمالیسمفرهنگ چاپلوسی
27دمبهآدم خیلی تنبل
28دو دردزدیدن
29دور سه فرمانبسیار قاطی
30دوومنگلماتیز
31دهن کسی کف کردناز حرف زدن خسته شدن
32رادارجاسوس
33راه دادنتحویل گرفتن
34راگوزتو ببندخفه شو
35رَ دَ دَبه پایان رسیدن
36رفیق دُنگرفیق صمیمی
37روی آنتن رفتنهمه در جریان قرار گرفتن
38ریز دیدنکوچک
39ریلیف کردنآماده کردن
40زابلوتلفیقی از تابیل و زابیل
41زابیلتابلو و ضایع
42زاخارضعیف و بی کلاس
43زارتبه سرعت
44زاقضایع، زاقارت
45زاقارتضایع
46زاب چکدستگیره
47خالتور

مجلس‌گرم‌کن

فحش های عامیانه و لاتی

ردیففحشمعنی فحش
1زالزالکحرف مفت
2زریدنزر زدن، حرف مفت زدن
3زی زیزن ذلیل
4زلزلهبچه ی شلوغ
5زورگیریبه زور گرفتن
6زیددوست‌دختر، دوست پسر
7ژولیتمامور کلانتری
8سازمان سنجشکسی که زیاد می پرسد
9سازمان گوشتآدم چاق
10سالاربامعرفت
11سفره الفقراروزنامه
12سکه رایج بلاد اسلامیصلوات
13سگ برگرغذایی است که خورده شده و باعث شده دهان طرف بوی یک کامیون پیاز بدهد
14سوار درخت انگورمست
15سوپر قلعهنهایت دهاتی بودن
16سوسک کردن کسیمغلوب کردن
17سوتیضایع
18سوراخ جورابتیمنهایت فروتنی و چاکری
19سهمایه ی شرمندگی
20سه دروغ بزرگدانشگاه آزاد اسلامی
21سه سوتسریع
22سیامک سنجرانیاسباب تریاک کشی در زندان
23سیاه بازیحقه بازی
24سی جیآدم خز موتور باز
25سیرابیتوهینی قدیمی
26سیریشسمج
27سیستمماهیت
28سیکیم خیاریدیمی، بی برنامه
29شاسیقد
30شاخ شدنپر رو شدن
31شاسکولمسخره
32شصت تیربا سرعت
33شقایقبه آدم معتادی می‌گویند که زیر چشمش قرمز است
34شکلاتکسی که فقط تهدید می کند ولی جرات دعوا ندارد
35شلخکهمین جوری، اله بختکی
36شلغمکنایه از آدم بی‌بخار و به دردنخور. آدم منفعل
37شله زردشل و وارفته
38شلیمفتنبل
39شوخی خرکیهر گونه شوخی که حال طرف را تا حد سکته یگیرد
40شوخی شهرستانیشوخی های بی معنی
41شیرین عسلچاپلوس
42شیلنگدراز
43شیمبلمخفی کردن

فحش های لاتی دخترانه

ردیففحشمعنی
1صاف شدنتحمل فشار بیش از حد توان
2صفاسیتیلذت زیاد بردن
3ضایعخراب
4ضد حالناخوشایند
5ضد حال زدنحال گیری کردن
6فراجناحیبا همه رفیق
7گشادتنبل و تن پرور
8فر دادنفرار کردن
9فر خوردنترسیدن
10فضانوردمعتاد
11فطیرخیلی خیلی زیاد
12فک زدنزیاد حرف زدن
13فک کسی به زمین خوردنروی کسی کم شدن
14فلفل سبزمامور انتظامی
15فنچدختر کم سن و سال
16گوزنایتضایع کردن
17قات زدنجوش آوردن
18قُزل قورتگرسنگی شدید
19قُزمیتعقب افتاده
20قمقمهاهل قم
21قورباغهماشین فولکس
22قه ثانیهفورا
23کاکتوسمزاحم
24کاسبخراب
25کُرداندروغ گو
26کرهبا حال
27کره خوریوحشیانه
28کره کردناشتهای غذا خوردن پس از کشیدن سیگار یا علف
29کف کردننشان دادن تعجب زیاد
30کون بچههیچ پول ندارد
31کف و خونهیجان زده شدن
32کل کل کردنلج بازی کردن
33کم آوردنجا زدن
34کمپوت هلوجای پر از دختر
35کون لق آفرینشبی‌خیال
36گاگوولنفهم
37گرخیدنترسیدن، کپ کردن
38گل واژهمودبانه دری وری
39گلابیتنبل، ببو
40گوجه زدنتگری زدن
41گوز گره خوردهشیر توشیر - ادعا کردن
42گوشتدختری که اندام زیبایی دارد
43گوشت کوببه دردنخور
44گولاخآدم درب و داغون
45گوننفهم
46گیر سه پیچسماجت

فحش های فارسی با معنی

ردیففحشمعنی فحش
1لاو انداختنعاشق شدن
2لاو ترکاندنعاشق هم بودن
3لایی کشیدندر رفتن از چیزی
4لبگندلبخند زورکی
5دوره ی گروهبان یکی هیتلرافکار قدیمی
6مالیاتچاپلوسی
7ما هم بلهما هم در جریانیم
8ماهی شو بروساکت باش
9مخ زدنجلب کردن
10مخ گاییکار کسی که یک بند حرف می زند
11مکانجایی که در آن با خیال راحت و بدون دردسر می توان کاری را انجام داد.
12مگسی شدنعصبانی شدن
13ملی شدنهمه در جریان قرار گرفتن
14مماس بودندر ارتباط بودن
15میخ شدنگیر دادن
16میرزا مقواآدم لاغر و لق لقو
17ناخداکافر
18نا فرمبد شکل
19نبشی دادنسوتی دادن
20نک و نالناله
21نمره شهرستاندهاتی
22نمودناذیت کردن
23نمورجزیی
24نیمرخ گوز فیثاغورثزشت
25هاگیر واگیرگیر و دار

فحش های زشت و بی ادبی

برو عمتو از افق جمع کن

عمتو ساییدم

ساییدی

فحش های طنز

  • از جلو چشمام خفه شو
  • پاتو از رو بوق وردار
  • کثافت مرض
  • گردن درازی می کنی
  • زبون کلفت
  • کسی با تو زر نزد
  • فکر کردی فقط خودت خری؟
  • صداتو واسه من داد نزن
  • !!!وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند
  • دستت بشکنه از زانو
  • خودت گیر عجب آدم خری افتادی
  • !!!خودم دست دارم جوابشو میدم
  • !تو نه تربیت داری نه خانوادگی
  • حرف مفت نزن ، دندوناتو پاره میکنم



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.3 از 5 (6 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits