دلگرم
امروز: دوشنبه, ۰۸ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۳ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۲۹ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی
تفاوت کودتا و انقلاب چه می باشد و هرکدام چه ویژگی هایی دارند
5
زمان مطالعه: 7 دقیقه
انقلاب عبارتست از طغیان و عصیان مردم یک ناحیه و یا یک سرزمین، علیه نظم حاکم موجود برای ایجاد نظمی مطلوب به بیان دیگر انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه وضع حاکم، بمنظور استقرار وضعی دیگر.

فرق کودتا و انقلاب چیست ؟

فرق انقلاب با کودتا این است که انقلاب ماهیت مردمی دارد ولی کودتا چنین نیست در دومی ، یک اقلیت مسلح و مجهز به نیرو ، در مقابل اقلیت دیگری که حاکم بر اکثریت جامعه است ، قیام می کنند و وضع‏ موجود را در هم می ریزد و خود جای گروه قبلی قرار می گیرد و این استقرار ارتباطی به صالح یا ناصالح بودن کودتاگران ندارد آنچه که اهمیت دارد اینست که در کودتا اکثریت مردم از حساب خارج هستند و در فعل و انفعالات نقشی ندارند.

ما ایرانیها در دوره عمر خودمان ، کودتاهای زیادی‏ دیده ایم اگر چه دست اندرکاران آنها ، نام انقلاب روی عمل خود گذاشته‏ اند در 1952 میلادی در مصر ، چند افسر که رأس آنها ژنرال نجیب و جمال‏ عبدالناصر قرار داشتند علیه حکومت موجود کودتا کردند اما در جریان این‏ کودتا که به انقلاب مشهور شد ، مردم مصر ، بپانخاستند و این بود که با رفتن آن افسران ، کان لم یکن شیئا مذکورا ، گوئی هیچ چیز وجود نداشته‏ است در ایران خودمان ، در سال 1299 سید ضیاء و رضاخان کودتا کردند.

اما در این مورد هم مردم از حساب خارج بودند در تاریخ معاصر در چند قرن اخیر ، غیر از معدودی از تحولات عمیق اجتماعی نظیر انقلاب کبیر فرانسه ، انقلاب‏ اکتبر و چیزی که بشود نام انقلاب بر آن گذاشت واقع نشده است تازه حتی‏ در انقلاب روسیه و یا در انقلاب چین ، ارتشی قوی و منظم در کنار مردم‏ وجود داشت در میان این کودتاها و شبه انقلابها ، انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب به‏ تمام معنی واقعی است که در واقع اگر قرار باشد نظیری برای آن پیدا کنیم‏ ، شاید بتوانیم انقلاب صدر اسلام را مثال بزنیم ماهیت انقلابی این انقلاب‏ ، از بسیاری از انقلابهای اصیل در تاریخ ، اصیل تر است در این انقلاب ، توده مردم یک سرزمین ، اکثریت افراد یک ملت ، از زن و مرد و پیر و جوان ، با دست خالی ، اما با روحیه ای انقلابی علیه یک رژیم قدرتمند قیام کردند و به پیروزی رسیدند.

در نقطه مقابل انقلاب ، اصلاح قرار دارد. معمولا تغییراتی که در یک جامعه روی می دهد ، اگر بنیادی نباشد ، یعنی جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و نظامات حاکم ، دگرگون نسازد ، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع بوجود آورد اصلاح می نامند انقلاب و اصلاح تنها در مورد اجتماع صادق نیستند بلکه درباره افراد نیز صدق می کنند گاهی دیده می‏ شود که وضع سلوک اخلاقی و رفتار اجتماعی یک فرد نسبت به گذشته بهتر می ‏شود و اما گاهی نیز ، اساسا دگرگونی روحی در افراد پیدا می ‏شود ، آنچنان که گوئی این آدم امروز همان فرد سابق نیست توبه در اصطلاح بمعنی ایجاد یک انقلاب روحی و یک دگرگونی بنیادی در طرز عمل و سلوک و رفتار است.

کودتا و انقلاب با هم چه فرقی دارند ؟

در مورد انقلابها بطور کلی دو نظریه وجود دارد، یک نظریه این است که اصلا همه انقلابهای اجتماعی عالم اگر چه در ظاهر ممکن است شکلهای مختلف و متفاوتی داشته باشند، روح و ماهیتشان یکی است. روح و ماهیت تمام انقلابها، اقتصادی و مادی است. تمام انقلابهای دنیا در واقع انقلابهای محرومان است علیه برخوردارها.

پیروان نظریه دوم می‌گویند به خلاف آنچه معتقدان نظر اول ادعا می‌کنند، همه انقلابها ریشه مادی صرف ندارند، البته ممکن است ریشه پاره‌ای از انقلابها دو قطبی شدن جامعه از نظر اقتصادی و مادی باشد.

بر طبق نظر دوم درباره انقلابها، تقسیم جامعه از نظر اجتماعی و اقتصادی به دو قطب محروم و مرفه شرط ضروری پیدایش انقلابی نیست، بسا ممکن است انقلاب خصلت انسانی محض داشته باشد.

انقلاب هنگامی می‌تواند انسانی باشد که ماهیتی آزادیخواهانه و ماهیتی سیاسی داشته باشد نه ماهیتی اقتصادی، چون ممکن است در جامعه‌ای شکم ها را سیر کنند و گرسنگی‌ها را تا حدی یا به طور کلی از بین ببرند ولی به مردم حق آزادی ندهند، حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقیده را از آنها سلب کنند.

در چنین جامعه‌ای مردم برای کسب این حقوق از دست رفته قیام می‌کنند و انقلاب به راه می‌اندازند و به این ترتیب انقلابی نه با ماهیت اقتصادی، بلکه با ماهیتی دموکراتیک و لیبرالی بوجود می‌آورند.

علاوه بر دو نوع ماهیتی که ذکر کردیم، انقلاب می‌تواند ماهیتی اعتقادی و ایدئولوژیک داشته باشد بدین معنا که مردمی که به یک مکتب ایمان و اعتقاد دارند و به ارزشهای معنوی آن مکتب شدیدا وابسته هستند، وقتی که مکتب خود را در معرض آسیب می‌بینند، دست به قیام می‌زنند.

انقلاب این مردم ربطی به سیر یا گرسنه بودن و یا ارتباطی با داشتن یا نداشتن آزادی سیاسی ندارد، چرا که ممکن است اینان هم شکمشان سیر باشد و هم آزادی سیاسی داشته باشند، اما از آنجا که مکتبی را که در آرزو و آرمان آن هستند، استقرار نیافته می‌بینند، برمی‌خیزند و قیام می‌کنند.

عامل سوم ایجاد انقلابها، عامل آرمان‌خواهی و عقیده‌طلبی است. انقلاب‌های اصطلاحا ایدئولوژیک، جنگ عقایدند نه جنگ اقتصادی در مظهر عقاید. اکنون پرسش این است اساسا انقلاب ایران چه ماهیتی دارد؟ آیا ماهیت طبقاتی دارد؟ آیا ماهیت لیبرالیستی دارد؟ آیا ماهیت ایدئولوژیکی و اعتقادی و اسلامی دارد؟

در تفسیر و تحلیل انقلاب ما، گروهی معتقد به تفسیر یک عاملی هستند و می‌گویند تنها یک عامل در ایجاد این انقلابها دخیل بوده است. البته در میان این گروه (همان گونه که اشاره شد) سه نظر مختلف وجود دارد.

یک دسته عامل را صرفا مادی و اقتصادی، دسته دیگر عامل را تنها آزادیخواهی و دسته سوم عامل را فقط اعتقادی و معنوی می‌دانند.

در مقابل این گروه، گروه دیگری قرار دارند که معتقدند انقلاب تک عاملی نبوده بلکه در تکوین و ایجاد این انقلاب، هر سه عامل به صورت مستقل دخالت داشته‌اند و در آینده، این انقلاب با همکاری و ائتلاف این سه عامل است که تداوم پیدا می‌کند و به ثمر می‌رسد.

اما در کنار این نظرات، نظر دیگری وجود دارد که ما نیز موافق آن هستیم. از نظر ما این انقلاب اسلامی بوده است. اما منظور از اسلامی بودن باید روشن گردد.

بعضیها فکر می‌کنند مقصود از اسلام تنها همان معنویتی است که در ادیان به طور کلی و از جمله در (دین) اسلام وجود دارد.

گروه دیگری می‌پندارند اسلامی بودن به معنای رواج مناسک مذهبی و آزاد بودن انجام این عبادات و آداب شرعی است. اما با وجود این تعبیرات، لااقل بر ما روشن است که اسلام معنویت محض، آن چنان که غربی‌ها درباره مذهب می‌اندیشند نیست.

جنگهای مذهبی نمونه خوبی از نبردهایی است که بر سر عقیده و آرمان بر پا می‌گردد. قرآن نیز بر این نکته تکیه می‌کند، در آیه ۱۳ سوره آل‌عمران، نکته ظریفی مندرج است. آیه مربوط به جنگ مسلمانان با کفار در غزوه بدر است، آنجا که آیه از مومنان نام می‌برد، جنگ آنان را جنگ ایدئولوژیک و جنگ عقیده می‌نامد، حال آنکه از جنگ کافران، به جنگ‌ عقیده تعبیر نمی‌کند. آیه می‌فرماید: "قد کان لکم آیه فی فئتین التقتا فئه تقاتل فی سبیل الله و اخری کافرها"؛ در برخوردی که میان دو گروه روی داد، عبرت و نشانه‌ای برای شما وجود دارد، یک گروه از اینان در راه خدا، یعنی برای ایمان و عقیده‌شان می‌جنگیدند، و اما آن گروه دیگر، کافر بودند. آیه نمی‌گوید که گروه دوم نیز در راه عقیده نبرد می‌کردند، زیرا جنگ آنها واقعا ماهیت ایمانی نداشت.‌

separator line



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (5 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید