اسم ترکیبی پسر با امیر : ۱۸۹ اسم شیک پسرانه که با امیر شروع میشود

۲,۰۱۰
۱
۰
پنج شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۸ ۱۰:۳۸
امیر نامی است پسرانه که دارای دو معنی می‌باشد یکی عربی-عبری است و دیگری پارسی. در عربی امیر است از ریشه «ا-م-ر» به معنای «فرمان‌دادن» و با «اَمَر» عبری به معنای «گفتن، فرمودن» همخوانی دارد.
اسم ترکیبی پسر با امیر : ۱۸۹ اسم شیک پسرانه که با امیر شروع میشود

اسامی ترکیبی با اسم امیر

اسم پسر با امیر

اسم پسر با امیر : برخی نام ها می توانند در شکل گیری شخصیت افراد موثر باشند. به عنوان مثال کسی که نامش علی است در دوران تحصیل نسبت به داستان زندگی امام علی(ع) حساسیت بیشتری داشته و آن را بهتر حفظ می کند.
ممکن است بر همین اساس سعی نماید که از امام علی(ع) در زندگی الگو برداری کند. داستان زندگی صاحب اصلی یک نام می تواند بر روی افراد تاثیر گذار باشد.
شخصی که آرش نام دارد، ممکن است نسبت به دیگران عشق و علاقه ای دو چندان به ایران داشته و آمادگی بیشتری برای نثار جان در مسیر وطن پرستی داشته باشد.
چرا که احتمالا با داستان زندگی آرش بزرگ شده و دوست دارد آرش دیگری از خود بسازد. البته این تاثیرات حتمی نبوده و در مورد همه صدق نمی کند.
حال اسامی زیبا و شیک پسرانه را که با اسم امیر شروع میشود را نظاره گر هستیم.

اسم پسر با اول اسم امیر

امیر
معنی اسم امیر:
پادشاه، حاکم، حکمران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال، سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده، ملک

  1. امیرآبـتین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آبتین (روح کامل، انسان نیکو کار)
  2. امیرآتـش : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آتش (آذرشعله، نار)
  3. امیرآذین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آذین (آرایش، آیین بندی، چراغانی)
  4. امیرآراد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آراد (نام فرشته ی موکل بر دین و تدبیر امور)
  5. امیرآرام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرام (خاموش، خلوت، دنج، ساکت)
  6. امیرآرتان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرتان (پربرکت. درست کار، نیک کردار)
  7. امیرآرش : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرش (درخشنده، نام پهلوان نامدار ایرانی)
  8. امیرآرشام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرشام (دارای زور خرس، خرس نیرو)
  9. امیرآرمان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرمان (ایده، ایدئال، شعار، مرام)
  10. امیرآرمین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آمین (نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی)
  11. امیرآریا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آریا (آزاده، نجیب)
  12. امیرآرین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آرین (مرد آریایی - آریایی نژاد، از نسل آریایی )
  13. امیرآزاد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آزاد (، سبکبار، فارغ، مخیر)
  14. امیرآویژه : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) آویژه (خالص، معشوق، دلبر)
  15. امیراخـگر : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اخگر (آتش، جرقه، شراره)
  16. امیراردشیر : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اردشیر (به معنی شهریاری و پادشاهی مقدس)
  17. امیراردلان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اردلان (درستی، راستی و پارسایی)
  18. امیراردوان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اردوان (یاری کننده درستکاران)
  19. امیرارژنگ : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) ارژنگ (نام پهلوانی تورانی )
  20. امیرارسلان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) ارسلان (شیر، شیر درنده، اسد)
  21. امیرارشیا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) ارشیا (به لغت زند و پازند تخت و اورنگ شاهان را می گویند)
  22. امیرسفندیار : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اسفندیار (مقدس آفریده یا آفریده ی پاک)
  23. امیراشکان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اشکان (منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود)
  24. امیرافشار : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) افشار (معاون و شریک)
  25. امیرافشین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) افشین (نام سردار ایرانی که بابک خرم دین را دستگیر کرد)
  26. امیرامید : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) امید (آرزو، امیدواری، توقع، چشم داشت)
  27. امیرانوش : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) انوش (بی مرگ، جاودان)
  28. امیرجاودان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) جاودان (جاویدان، سرمد، فناناپذیر)
  29. امیرانوشیروان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) انوشیروان (دارای روان جاوید)
  30. امیراورنگ :امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) اورنگ (تاج، تخت، مکر، نیرنگ، جلال، شان)
  31. امیربابک : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بابک (پدر جان، استوار)
  32. امیرباربد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) باربد (خداوندِ بار ، پرده دار)
  33. امیربامداد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بامداد (باکر، پگاه، سپیده دم، صباح)
  34. امیربامشاد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بامشاد (نام نوازنده نامی دوران ساسانیان)
  35. امیربامین : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بامین (صورت دیگری از بامی، لقب شهر بلخ)
  36. امیربردیا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بردیا (دومین پسر کورش بزرگ و برادر کمبوجه)
  37. امیربرسام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) برسام (آتش بزرگ .مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش )، )
  38. امیربرنا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) برنا (جوان)
  39. امیربروز : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) برزو (بلند بالا، نام پسر سهراب)
  40. امیربرزن : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) برزن (امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه)
  41. امیربهبد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهبد (نگهبان)
  42. امیربهراد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهراد (راد مرد ، جوان مرد)
  43. امیربهرام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهرام (مریخ، یکی از شخصیتهای شاهنامه)
  44. امیربهرنگ : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهرنگ (رنگ نیک)
  45. امیربهروز : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهروز (روز خوب و نیک)
  46. امیربهزاد: امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهزاد (کسی که به نیکی زاده شده)
  47. امیربهمن : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهمن (برف، کولاک، جدی)
  48. امیربهمنش : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهمنش (دارای مش و کردار شایسته)
  49. امیربهنام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهنام (نیک نام، خوش نام - دارای نام نیک)
  50. امیربهنود : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بهنود (نام شاهان هند)
  51. امیربیژن : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) بیژن (نام پهلوان ایرانی، پسر گیو )
  52. امیرپارسا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پارسا (ایرانی، مقدس)
  53. امیرپاشا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پاشا (نامی آذری به معنای پروردگار)
  54. امیر پرشان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پرشان (رزمجو)
  55. امیرپرویز : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پرویز (پیروز، فاتح)
  56. امیرپرهام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پرهام (الهه تقدیر کننده طبیعت)
  57. امیرپژمان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پژمان (مرکب از پژم بمعنی کوه)
  58. امیرپوریا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پوریا (بر گرفته از نام پوریا ولی)
  59. امیرپویا : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پویا (جستجو، جویا)
  60. امیرپوژمان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پوژمان (آرزو)
  61. امیرپولاد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پولاد (آهن، چدن، فولاد، شمشیر، گرز)
  62. امیرپهلبد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پهلبد ( آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی|)
  63. امیرپیام : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پیام (پیغام، سفارش، الهام، وحی، درود)
  64. امیرپیروز : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پیروز (برنده، چیره، فاتح، فایق، فیروز)
  65. امیرپیروزان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پیروزان (نام برادر شاپور اول)
  66. امیرپیمان : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) پیمان (تعهد، شرط، عهد، قول، معاهده)
  67. امیرتورج : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) تورج (نام پسر بزرگ فریدون)
  68. امیرتهماسب : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) تهماسب (دارنده ی اسب قوی)
  69. امیرتهمورث : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) تهمورث (نام یکی از شاهان ایرانی)
  70. امیرتیرداد : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) تیرداد (اشک دوم پادشاه اشکانی)
  71. امیرتیمور : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) تیمور (آهن، فولاد)
  72. امیرجاوید : امیر ( پادشاه،خان، سلطان، شاه) جاوید (ابدی)
  73. امیرجمشید : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) جمشید (نام شاهی باستانی، یکی از شخصیت های شاهنامه)
  74. امیرجهاندار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) جهاندار (دارنده جهان)
  75. امیرجهانشاه : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) جهانشاه (شاه جهان)
  76. امیرجهانگیر : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) جهانگیر (عالمگیر، فاتح، همگانی)
  77. امیرحامی : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) حامی (مدافع)
  78. امیرخداداد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) خداداد (هدیه ای از طرف خدا)
  79. امیرخسرو : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) خسرو (پادشاه، شاه، ملک، شاهنشاه)
  80. امیرخشایار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) خشایار (شاه دلیر)
  81. امیردادیه : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) دادبه (دارنده ی بهترین داد)
  82. امیردارا : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) دارا (توانگر، ثروتمند، غنی)
  83. امیرداراب : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) داراب (پسر بهمن و همای چهرزاد)
  84. امیرداریوش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) داریوش (دارنده ی نیکی)
  85. امیردانوش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) دانوش (نام مردی که عذرا را فروخت)
  86. امیررامبد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) رامبد (روی هم به معنی رئیس رامشگران، آرامش دهنده)
  87. امیررامین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) رامین (عاشق سرمست،امیدوار ،چاره اندیش)
  88. امیررامتین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) رامتین (نوازنده معروف زمان ساسانیان)
  89. امیررخشان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) رخشان (تابنده، تابان، درخشنده، رخشان)
  90. امیررستان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) رستان ( شخصیتی است که در شاهنامه از او نام برده شده)
  91. امیرروزبه : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) روزبه (سعادتمند، بهروز ،خوشبخت)
  92. امیرزال : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) زال (سالخورده، سالمند، کهنسال)
  93. امیرزند : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) زند (عظیم. بزرگ)
  94. امیرساسان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) ساسان (تنها و گوشه نشین)
  95. امیرسالار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سالار (سپهسالار، سردار، فرمانده)
  96. امیرسام : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سام (بیماری، مرض، ناخوشی، زهردار، خطرناک)
  97. امیرسامان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سامان (خطه، سومرز، حد، ترتیب)
  98. امیرسامی : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سامی (عالی، بلند مرتبه، بلند)
  99. امیرسپهر : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سپهر (آسمان، سما، عرش، فضا، فلک)
  100. امیرسروش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سروش (جبرئیل، فرشته، مطیع، ملک)
  101. امیرسنجر : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سنجر (جبرئیل، فرشته، مطیع، ملک)
  102. امیرسهراب : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سهراب (دارنده ی آب و رنگ سرخ، گلگون، شاداب)
  103. امیرسیامک : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سیامک (به معنی دارای موی سیاه، به دست دیو کشته شد و پسر سیامک)
  104. امیرسیاوش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سیاوش (دارنده ی اسب نر سیاه، پسر کیکاووس پادشاه کیانی )
  105. امیرشاپور : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاپور (شاهزاده، شهزاده، ملکزاده)
  106. امیرشاهرخ : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاهرخ (دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، شاه سیما)
  107. امیرشاهکام : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاهکام (تحریری از شاهگام باشد و آن نوعی از رفتار اسب)
  108. امیرشاهین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاهین (شاهباز، عقاب، لاچین، زبانه، میله)
  109. امیرسزاوار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) سزاوار (، شایان، سزامند، شایسته، شایگان، صلاحیت دار)
  110. امیرشایان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شایان (برازنده، درخور، سزاوار، لایق)
  111. امیرشروین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شروین (نام انوشیروان دادگر، نام دو تن از پادشاهان طبرستان)
  112. امیرشهاب : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهاب (شرر، شعله، ستاره)
  113. امیرشهباز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهباز (نوعی باز سفید رنگ با چشمان زرد و پنجه و منقار قوی )
  114. امیرشهرام : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهرام (مطیع شاه، رام شاه، آرام شاه)
  115. امیرشهرداد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهراد (پادشاهِ جوانمرد - شاه بخشنده)
  116. امیرشهروز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهروز (شاه روزگار یا داری بخت و روز شاه)
  117. امیرشهریار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهریار (پادشاه، خسرو، سلطان، شاهنشاه، شاه، ملک)
  118. امیرشاه : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاه (امپراطور، امیر، پادشاه، حاکم)
  119. امیرشهیار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شهیار (یاور شاه، مددکار شاه، یارِ شاه)
  120. امیرعماد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) عماد (پالار، رکن، ستون، تکیه گاه، متکا)
  121. امیرفرامرز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرامرز (آمرزنده از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پسر زال)
  122. امیرفربد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرید (دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند)
  123. امیرفرجاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرجاد (حکیم، دانا، دانشمند، عالم، فاضل)
  124. امیرفرخ : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرخ (خجسته، خوش یوم، سعد، فرخنده، مبارک)
  125. امیرشاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) شاد (بانشاط، بشاش، خرم، خشنود، خندان، خوش)
  126. امیر فرخزاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرخزاد (از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هرمزد )
  127. امیرفرداد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فراد (زاده ی با شأن و شکوه و شوکت)
  128. امیرفردوس : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فردوس (ارم، بهشت، پردیس، جنان)
  129. امیرفردین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فردین (یگانه، تنها، همچنین مخفف فروردین)
  130. امیر فرزاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرزاد (با فر و شکوه زاده شده، زاده ی با فر و شکوه و عظمت)
  131. امیرفرزام : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرزام (لایق، در خور، شایسته، سزاوار)
  132. امیرفرزان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرزان (فرزانه، خردمند، عاقل، حکیم، دانش، استواری)
  133. امیرفرزین : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرزین (مهره ی وزیر در صفحه شطرنج، نام مکانی در کرمان)
  134. امیردانا : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) دانا (خردمند، دانشمند، عالم، فاضل، فرهیخته)
  135. امیرفرشاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرشاد (نام روح و عقلِ کره مریخ، نفس فلک مریخشکوه، شادی، شادی بزرگ)
  136. امیرفرشید : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرشید (شکوه و روشنایی، شکوه خورشید، شکوه درخشان)
  137. امیرفرود : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرود (پایین، تحت، زیر، نزول)
  138. امیرفروهر : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فروهر (به معنی نگهداری کردن، پناه بخشیدن)
  139. امیرفرهاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرهاد (نام یکی از پهلوانانِ ایران در زمان کاووس)
  140. امیرفرهنگ : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرهنگ (قاموس، لغت نامه، مرجع)
  141. امیرفرهود : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فرهود (کودک پر گوشت و خوب صورت، مرد درشت اندام)
  142. امیرحقیقت : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) حقیقت (درستی، راستی، ماهیت، ذات، اصل)
  143. امیرفرید : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فربد (دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند)
  144. امیرفریدون : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فریدون (پسر آبتین یکی از بزرگان داستانی اقوام مشترک هند و ایرانی)
  145. امیرفیروز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) فیروز (برنده، پیروز، پیروزمند، ظفرمند، غالب، فاتح)
  146. امیرکامران : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کامران (خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا)
  147. امیرکامشاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کامشاد (مرکب از کام (خواسته، آرزو) + شاد)
  148. امیرکامیار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کامیار (بختیار، کامجو، کامران، کامروا)
  149. امیرکسرا : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کسرا (خسرو، سلطان، شاه، قیصر)
  150. امیرکاوه : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کاوه (نام شخصیتِ اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی)
  151. امیرکورس : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کوروس (موی پیچیده و مجعد،دزدیدن)
  152. امیرکورش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کوروش (بنیانگذار سلسله هخامنشی در ایران)
  153. امیرکوشا : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کوشا (کوشنده، سخت کوش)
  154. امیرکیا : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیا (شاه، مدافع، محافظ)
  155. امیرکیان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیان (شاهان)
  156. امیرکیارش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیارش (کی آرش،پادشاه عادل)
  157. امیرکیانوش : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیاموش (بزرگ جاویدان، بزرگ)
  158. امیرکیوان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیوان (زحل.نام یکی از بزرگان دربار بهرام )
  159. امیرجهان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) جهان (آفاق، دنیا، عالم)
  160. امیرکیومرث : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) کیومرث (زنده ی فانی، جان و زندگی)
  161. گشتاسب : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) گشتاسب (دارنده ی اسب از کار افتاده یا ترسو و محجوب)
  162. گودرز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) گودرز (نام پهلوان ایرانی پسر قارَن پسر کاوه ی آهنگر)
  163. امیرمازیار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مازیار (صاحبِ کوه ماز)
  164. امیرماکان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) ماکان (نام پسر کاکی از سران دیالمه)
  165. امیرمانی : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مانی (نقاشی که خود را پیامبر معرفی می کرد)
  166. امیرمنوچهر : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) منوچهر (از خاندان ایرج یکی از پادشاهان پیشدادی)
  167. امیرمهبد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهبد (سرور ماه، کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است)
  168. امیرمهراب : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهراب (دارنده ی جلوه ی آفتاب و کسی که تابش مهر دارد)
  169. امیرمهران : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهران (دارنده ی مهر، از شخصیتهای شاهنامه)
  170. امیرمهرداد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهرداد (داده ی مهر، آفریده شده ی مهر)
  171. امیرمهرزاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهرزاد (به معنی زادهٔ مهر یا مهر مادری)
  172. امیرمهرک : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهرک (شبیه به خورشید، زیبارو)
  173. امیرمهرنگ : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهرنگ (به رنگ ماه، دختر زیبا و سفید رو)
  174. امیرمهیار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) مهیار (ماهیار، یار ماه)
  175. امیرمیلاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) میلاد (تولد، زایش، ولادت، روز تولد، هنگام)
  176. امیرنامدار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نامدار (اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر)
  177. امیرنامور : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نامور (اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر)
  178. امیرنریمان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نریمان (نریمان پدر سام جد رستم بوده)
  179. امیرنور : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نور (پرتو، تابش، تلاء لو، روشنایی)
  180. امیرنوشزاد : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نوشزاد (زاده جاوید، از شخصیتهای شاهنامه)
  181. امیرنوید : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) نوید (بشارت، خبرخوش، مژده)
  182. امیرهرمز : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هرمز (نام پسر یزدگرد پسر بهرام گور)
  183. امیـرهوتن : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هوتن (خوش اندا ، نام یکی از سرداران اسطوره ای ایران باستان)
  184. امیرهوشمند : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هوشمند (دانا)
  185. امیرهوشنگ : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هوشنگ (به معنی کسی که منازل خوب فراهم سازد)
  186. امیرهوشیار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هوشیار (آگاه، بافراست، باهوش، بخرد، بیدار)
  187. امیرهومان : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هومان (هومن - از شخصیتهای شاهنامه)
  188. امیرهومن : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) هومن (نیک اندیش)
  189. امیریاشار : امیر (پادشاه،خان، سلطان، شاه) یاشار (نامی آذری - بمعنی جاوید)

با تشکر از همراهی شما عزیزان با مجله دلگرم.
در این مقاله اسامی ترکیبی پسرانه با اسم امیر را مشاهده نمودید. حال برای بازدید بیشتر از اسامی دخترانه و پسرانه میتوانید از جدول زیر کمک بگیرید.

اسامی پسرانه به ترتیب حروف الفبا

جدول اسامی پسرانه با اول حرف مورد نظر
الف (اَ.اِ.اُ) آ ب پ ت ث ج چ
ح خ د ذ ر ز ژ س
ش ص ض ط ظ ع غ ف
ق ک گ ل م ن و ه (ه،هـ)
ی

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا

جدول اسامی دخترانه با اول حرف مورد نظر
الف (اَ.اِ.اُ) آ ب پ ت ث ج چ
ح خ د ذ ر ز ژ س
ش ص ض ط ظ ع غ ف
ق ک گ ل م ن و ه (ه،هـ)


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter