دلگرم
امروز: دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۶ ربيع الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۳ اکتبر ۲۰۲۲ میلادی
داستان ضرب المثل یک دست صدا ندارد چیست ؟
2
زمان مطالعه: 3 دقیقه
در این پست با معانی و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی «ضرب المثل یک دست صدا ندارد» آشنا خواهیم شد. با ما همراه باشید .

معنی ضرب المثل یک دست صدا ندارد

دست، نمادی از قدرت و نیرو است و همه می دانیم که یک دست، توانایی اش محدود و برای انجام کارهای بزرگ ناتوان است.

ضرب المثل یک دست صدا ندارد: انسان به تنهایی نمی تواند کاری را بکند و نیاز به یک یار و دوست دارد تا در نهایت نیازمندی، کمک کار او باشد. موفقیت های بزرگ با کمک و همکاری همه به دست می آید.

داستان اول درباره ضرب المثل یک دست، صدا ندارد

یک روز معلمی سر کلاس درس مسابقه ایی برگزار کرد. ظرفی آب،یک قطعه صابون و یک قوطی جوهر خودنویس آورد. مسابقه شروع شد. قرار بود بچه ها دست خود را که قبلا جوهری شده بود، بدون کمک کسی و بدون کمک دست دیگر با آب وصابون پاک کنند.

به این صورت راست دست ها دست راست خود را جوهری کرده و دست چپ ها دست چپ خود را جوهری کرده و زمان گرفتند ببینند که چه کسی زودتر دست خود را تمیز می کند. نفر اول را مشخص کردند و نفر آخر را هم .بعد به نفر آخر اجازه داده شد که با دو دستش کار کند و دستان جوهریش را کاملا تمیز کند.

معلم به بچه ها گفت : دیدید ما همه مثل آن دست هستیم. اگر روزی همه ی عزم خود را جزم کنیم.که درون خود را پاک کرده و شستشو دهیم، باز هم جاهایی باقی می ماند که دستان ما به آن نخواهد رسید. اما اگر یک دوست خوب و صادق مثل آن یکی دستمان وجود داشته باشد، خیلی راحت تر و بهتر می توانیم خودرا اصلاح کنیم.

داستان دوم درباره ضرب المثل یک دست، صدا ندارد

پیامبر اکرم (ص) و یارانش از راهی می گذشتند هوا گرم بود. گرسنگی و تشنگی توان را از آن ها گرفته بود. سرانجام ظهر که شد برای استراحت و خوردن غذا زیر سایه ی درختی توقف کردند.

می خواستند گوسفندی را سر ببرند و برای خوردن آماده کنند یکی از همراهان گفت: بریدن سر گوسفند با من. دیگری گفت: کَندن پوست گوسفند هم با من. سومی گفت: کباب کردن گوشت آن با من.

پیامبر اکرم (ص) هم گفت: جمع کردن هیزم برای روشن کردن آتش با من .در این هنگام یاران پیامبر گفتند: ای پیامبر خدا شما خیلی خسته اید و نباید خودتان را به زحمت بیندازید.

بهتر است شما آماده کردن غذا در سایه ی درختان استراحت کنید و این کار را به عهده ما بگذارید. پیامبر (ص) فرمود: شما هم خسته اید درست نیست که همه کار کنند و من بیکار بمانم. شما به کارهای خود برسید و من هم با جمع کردن هیزم از صحرا ، وظیفه یخودم را انجام می دهم.

این جوری خدا هم راضی خواهد شد. یاران پیامبر می دانستند که اصرارشان بی فایده است . پیامبر همیشه می فرمود:از نظر خدا هیچ فرقی بین بندگان وجود ندارد؛ بنابراین هیچ بنده ای نباید خودش را از دیگران بهتر بداند. سپس به طرف بیایان رفت و مدتی بعد با مقدار زیادی هیزم نزد دوستانش برگشت.

separator line

ضرب المثل هفت شهر عشق را عطار گشت یعنی چه ؟

ریشه ضرب المثل هالو گیر آوردن به کجا برمی گردد ؟

ضرب المثل خر ما از کرگی دم نداشت یعنی چه ؟

ضرب المثل رفت داخل باقالی ها از کجا آمده است ؟



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (2 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است