اعمال و وقایع تاسف برانگیز روز هشتم محرم

۱,۵۲۱
۰
۰
دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ ۱۴:۵۰
اعمال روز هشتم ماه محرم گرفتن روزه است که خداوند دعای شخص روزه دار در این روز را استجابت می نماید. در این روز وقایعی در کربلا رخ داده که در ادامه به آن وقایع می پردازیم.
اعمال و وقایع تاسف برانگیز روز هشتم محرم

اعمال و وقایع روز هشتم ماه محرم

اعمال روز هشتم ماه محرم گرفتن روزه است که خداوند دعای شخص روزه دار در این روز را استجابت می نماید.

وقایع روز هشتم ماه محرم

1. ملاقات یزید بن حصین همدانی و عمر بن سعد

چون تحمل عطش مخصوصاً برای کودکان دیگر امکان پذیر نبود، مردی از یاران امام حسین علیه السلام به نام یزید بن حصین همدانی که در زهد و عبادت معروف بود به امام گفت: به من اجازه ده تا نزد عمربن سعد رفته و با او در مورد آب مذاکره کنم، شاید از این تصمیم برگردد!

امام علیه السلام فرمود: اختیار با تو است.

او به خیمه عمر بن سعد وارد شد بدون آن که سلام کند، عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه عاملی تو را از سلام کردن به من بازداشت؟! مگر من مسلمان نیستم و خدا و رسول او را نمی‌شناسم؟!

آن مرد همدانی گفت: اگر تو خود را مسلمان می‌پنداری، پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته‌ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می‌نوشند، از آنان مضایقه می‌کنی و اجازه نمی‌دهی تا آنان نیز از این آب بنوشند حتی اگر جان بر سر عطش بگذارند؟! و گمان می‌کنی که خدا و رسول او را می‌شناسی؟

عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‌دانم که آزار این خاندان حرام است!

اما عبیدالله مرا به این کار واداشته است! و من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‌ام و نمی‌دانم باید چه کنم؟! آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاق آن می‌سوزم؟ و یا این که دستانم به خون حسین آلوده شود در حالی که می‌دانم کیفر این کار، آتش است؟ ولی حکومت ری به منزله نور چشم من است. ای مرد همدانی!

در خودم این گذشت و فداکاری را که بتوانم از حکومت ری چشم بپوشم نمی‌بینم!

یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام رسانید و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است که شما را برای رسیدن به حکومت ری به قتل برساند؟!

2. آوردن آب از فرات

به هر حال هر لحظه تب عطش در خیمه‌ها افزون می‌شد.

امام علیه السلام برادر خود عباس بن علی بن ابی طالب را فراخواند و به او مأموریت داد تا همراه سی نفر سواره و بیست نفر پیاده جهت تدارک آب برای خیمه‌ها حرکت کند در حالی که بیست مشک با خود داشتند.

آنان شبانه حرکت کردند تا به نزدیکی شط فرات رسیدند در حالی که نافع بن هلال پیشاپیش ایشان با پرچم مخصوص حرکت می‌کرد.

عمر بن حجّاج پرسید: کیستی؟!

نافع بن هلال خود را معرّفی کرد.

ابن حجّاج گفت: ای برادر! خوش آمدی، علت آمدنت به این جا چیست؟

نافع گفت: آمده‌ ام تا از این آب که ما را از آن محروم کرده‌اند، بنوشم.

عمر بن حجاج گفت: به خدا سوگند در حالی که حسین و یارانش تشنه کامند هرگز به تنهایی آب ننوشم.

سپاهیان عمر و بن حجّاج متوجه همراهان نافع بن هلال شدند، و عمروبن حجّاج گفت: آنها نباید از این آب بنوشند، ما را برای همین جهت در این مکان گمارده اند.

در حالی که سپاهیان عمرو بن حجاج نزدیک تر می شدند، عباس بن علی به پیادگان دستور داد تا مشک ها را پر کنند و پیادگان نیز طبق دستور عمل کردند و چون عمرو بن حجاج و سپاهیانش خواستند راه را بر آنان ببندند، عباس بن علی و نافع بن هلال بر آنها حمله ور شدند و آنها را به پیکار مشغول کردند، و سواران، راه را بر سپاه عمرو بن حجاج بستند تا پیادگان توانستند مشک های آب را از آن منطقه دور کرده و به خیمه ها برسانند.

سپاهیان عرو بن حجاج بر سواران تاختند و اندکی آنها را به عقب راندند تا آن که مردی از سپاهیان عمروبن حجاج با نیزه نافع بن هلال، زخمی عمیق برداشت و به علت خونریزی شدید جان داد، و اصحاب به نزد امام بازگشتند.

3. ملاقات امام حسین علیه السلام و عمر بن سعد

امام حسین علیه السلام مردی از یاران خود به نام عرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و از او خواست که شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند و عمرو بن سعد پذیرفت.

شب هنگام امام حسین علیه السلام با بیست نفر از یارانش و عمر بن سعد با بیست نفر از سپاهیانش در محل موعود حضور یافتند.

امام حسین علیه السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود عباس بن علی و فرزندش علی اکبر را در نزد خود نگاه داشت و همینطور عمر بن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیه همراهان دستور بازگشت داد.

ابتدا امام حسین علیه السلام آغاز سخن کرد و فرمود: ای پسر سعد! آیا با من مقاتله می کنی و از خدایی که بازگشت تو به سوی اوست، هراسی ندارد!؟ من فرزند کسی هستم که تو بهتر می دانی! آیا تو این گروه را رها نمی کنی تا با ما باشی؟ این موجب نزدیکی تو به خداست.

ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم می ترسم که خانه ام را خراب کنند!

امام حسین علیه السلام فرمود: من برای تو خانه ات را می سازم.

عمر بن سعد گفت: من بیمناکم که املاکم را از من بگیرند!

امام فرمود: من بهتر از آن به تو خواهم داد، از اموالی که در حجار دارم، و به نقل دیگری امام فرمود: من «بغیبغه» را به تو خواهم داد و آن مزرعه بسیار بزرگی بود که نخل های زیاد و زراعت کثیری داشت و معاویه حاضر شد آن را به یک میلیون دینار خریداری کند ولی امام آن را به او نفروخت.

عمر بن سعد گفت: من در کوفه برجان افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می ترسم که آنها را از دم شمشیر بگذارند!

امام حسین علیه السلام هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی گردد، از جای برخاست در حالی که می فرمود: تو را چه می شود؟! خداوند جان تو را از به زودی در بسترت بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد، به خدا سوگند من می دانم از گندم عراق جز به مقداری اندک نخوردی!

عمر بن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است!

امام حسین علیه السلام به او فرمود: مرا می کشی و گمان می کنی که عبیدالله ولایت ری و گرگان را به تو خواهد داد؟! به خدا سوگند که گوارای تو نخواهد بود و این عهدی است که با من بسته شده است و تو هرگز به این آرزوی دیرینه خود نخواهی رسید! پس هرکاری می توانی انجام ده که بعد از من روی شادی را در دنیا و آخرت نخواهی دید و می بینیم که سر تو را در کوفه بر سر نی می گردانند! و کودکان سر تو را هدف قرار داده و به طرف او سنگ پرتاب می کنند.

4. نامه عمر بن سعد به عبیدالله

بعد از این ملاقات عمر بن سعد به لشکر گاه خود بازگشت و به عبیدالله بن زیاد طی نامه ای نوشت: خدا آتش فتنه را بنشاند و مردم را بر یک سخن و رای متحد کرد!

این حسین است که می گوید یا به همان مکان که از آن جا آمده، بازگردد یا به یکی از مرزهای کشور اسلامی برود و همانند یکی از مسلمانان زندگی کند، و یا از این که به شام رفته تا هر چه یزید خواهد درباره او انجام دهد! و خشنودی و صلاح امت در همین است.

وقایع روز هشتم ماه محرم

شهادت حضرت علی اکبر (ع)

شب هشتم محرم اختصاص دارد به فرزند بزرگ امام حسین (ع) که شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم (ص) بود، کسی همیشه پدر را به یاد حضرت پیامبر می انداخت.

علی اکبر نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت.

او که نزدیک ترین فرد به امام(ع) بود، چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند.

او گام به میدان می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین (ع) قوت بخشد.

تنها بدن حضرت علی اکبر بود که در کربلا تکه تکه شد و معروف است که بدن آن حضرت را جوانان بنی هاشم به عبا به خیمه ها بردند.

علی اکبر (ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.

بیشتر بخوانید:

نوحه سینه زنی شب هشتم محرم مداح سعید حدادیان و محمد حسین حدادیان

جدیدترین نوحه های سینه زنی شب هشتم محرم مداح سید رضا نریمانی

دانلود جدیدترین روضه و نوحه سینه زنی شب اول محرم از ۹ مداح مشهور

۹ متن روضه، زمینه، نوحه سینه زنی جدید از مداح حاج محمود کریمی


این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
  • برچسب ها:
  • روز هشتم محرم
  • اعمال روز هشتم محرم
  • وقایع روز هشتم محرم
  • شهادت حضرت علی اکبر

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter