دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۹ ربيع الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۶ اکتبر ۲۰۲۲ میلادی
اگر نماز باران خواندیم و باران نیامد، چه؟ داستانی مستند زیبا از نماز باران
5
زمان مطالعه: 11 دقیقه
وقتی رحمت الهی (باران ) قطع شود و چشمه ها و قنات ها بخشکد و کمبود آب پدید آید، برای نزول رحمت الهی و آمدن باران ، نماز می خوانند. نام این نماز، نماز استسقاء یا نماز باران است .

اگر نماز خواندیم و باران نیامد، چه؟ / روایت شاهد عینی از نماز باران شیخ «بهلول» در پاییز خشک مشهد

در مسیر حرم تا میدان راه‌آهن از استادم پرسیدم: حالا اگر نماز خواندیم و باران نیامد، چه؟ استاد گفتند: «آن قسمت ماجرا دست ماست که از خدا طلب کنیم در این خشکسالی که زمین‌های کشاورزی تشنه‌اند، باران رحمتش را بر ما ببارد. اگر داد،‌ شکر می‌کنیم. اگر هم نداد،‌ طلبکار که نیستیم. ممکن است شرایطش محقق نشده باشد.» آن روز اما خدا زودتر از آنچه فکر می‌کردیم ، جایزه‌مان را داد...

در میان دعاهای دسته‌جمعی برای جلب رحمت خداوند، نماز باران همیشه جایگاه ویژه‌ای در میان مسلمانان داشته و در سخت‌ترین شرایط، غم و ناامیدی را از دل‌ها شسته. این روزها که با قهر ابرهای پرباران، شهرها و روستاهایمان با خشکی و تشنگی رودها و زمین‌های کشاورزی دست‌به‌گریبانند، بیشتر از هر زمان دیگری دل‌ها هوای نمازی کرده که با خود بوی نم باران می‌آورد. همین چند روز قبل، اهالی باصفای اصفهان با اجتماع باشکوهشان، مدال «السابقون» را به نام خود کردند در باز کردن باب استغاثه برای طلب باران رحمت الهی. به همین بهانه، ما هم یادی کرده‌ایم از یکی از مصادیق زیبای اقامه نماز باران در کشورمان که برای حاضران در آن اجتماع، به خاطره‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل شد؛ نماز باران مرحوم علامه «محمدتقی بهلول گنابادی» معروف به شیخ بهلول. با گفت‌وگوی ما با دکتر «نغمه رزاقی»، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد که یکی از حاضران در آن نماز به‌یاماندنی بوده،‌ همراه باشید تا کام شما هم در این روزهای بی‌باران، شیرین شود.

خدایا! به ناله گوسفندان و فریاد شتران رحم کن...

مقاطع مختلف تاریخ اسلام، شاهد برگزاری مراسم دعا یا نماز برای استغاثه به درگاه خداوند برای طلب باران بوده و در این میان، حضور پربرکت اهل بیت (ع)، برخی از این مجالس را در تاریخ ماندگارتر کرده است. قرن‌هاست داستان نماز باران امام رضا (ع) در خراسان، نقل محافل ایرانیان است و سینه‌به‌سینه از پدران به پسران رسیده؛ همان نمازی که آسمان را به آشتی با اهل آن دیار راضی کرد و مایه چشم روشنی دوستداران اهل بیت (ع) و ناامیدی دشمنان شد.

کتاب شریف نهج‌البلاغه، شاهدی است بر اینکه طلب باران، در سیره امیرالمؤمنین (ع) هم جایگاه ویژه‌ای داشته است. مرور خطبه 115، یکی از زیباترین مصادیق دعا برای درخواست باران رحمت الهی را پیش چشم ما قرار می‌دهد؛ آنجا که امیر مومنان (ع) در روزگار خشکسالی و بی‌بارانی شهر کوفه، با تضرع به درگاه الهی می‌فرمایند: «خدایا! کوه‌های ما از بی‌آبی، شکافته. زمین ما را غبار گرفته. چهارپایان ما به شدّت تشنه‌اند و در آغل‌های خود سرگشته. و چون مادران فرزند مرده ناله می‌کنند... خدایا! به ناله گوسفندان و به فریاد شتران رحم کن... الهی! بر ما بارانی درشت و بی‌وقفه بفرست؛ بارانی که دانه‌هایش یکدیگر را برانند و به شدّت به هم برخورد کنند. نه رعد و برقی بی‌باران و نه ابری بی‌نتیجه و نه ابرهای سپید پراکنده و نه قطره‌های ریز همراه با باد سرد. بلکه بارانی که قحطی‌زدگان از آن به نعمت بسیار رسند و از برکت آن باران، گرفتاران به خشکسالی زنده شوند... (فرازی از خطبه 115 نهج‌البلاغه)

وقتی عالم بزرگ شهر،‌ 3 روز متوالی نماز باران خواند

ایران ما هم در دوره‌های مختلف خشکسالی، صحنه برگزاری نمازهای پرشکوه باران بوده که یکی از مشهورترین نمونه‌های آن، نماز باران آیت الله «سید محمدتقی خوانساری» در قم است. در روزگار سیاه اشغال ایران توسط متفقین که خشکسالی و قحطی در جامعه بیداد می‌کرد و بیت علما،‌ تنها پناهگاه مردم بود، مردم قم شکایت خود را به عالم طراز اول شهر و دیارشان، آیت الله خوانساری عرضه کردند و از ایشان برای نجات کشت و زرعشان از خشکی و نابودی کمک خواستند. آیت الله چاره کار را در استغاثه به درگاه خداوند دید و به همراه عده‌ای از مردم برای اقامه نماز باران به بیابان‌های اطراف قم رفت. روز اول اما، اخم آسمان باز نشد. عالم بزرگ شهر، روز دوم هم نماز باران ‌خواند. باز هم چشم‌های منتظر مردم به آسمان خشک شد. می‌گویند در روز دوم، بهایی‌ها و توده ای‌ها با تمسخر اعتقادات مردم، با طعنه به آنها می‌گفتند: «چرا امروز چترهایتان را نیاوردید؟»

ماجرای نماز تاریخی آیت الله خوانساری

اما ناامیدی در آیت الله خوانساری راه نداشت. برخی می‌گویند ایشان در روز سوم هم نماز باران اقامه کردند و خداوند در روز سوم،‌ پاداش این دعاهای خالصانه و خستگی‌ناپذیر را با باران رحمتش داد. برخی دیگر هم اینطور نقل می‌کنند که شب سوم،‌ مراسم روضه ای به مناسبت ایام فاطمیه در مدرسه فیضیه برگزار شد و در اثنای مجلس، ‌باران شدیدی شروع به باریدن کرد و همه،‌ آن باران را نتیجه نمازهای آیت الله خوانساری دانستند؛‌ باران خاطره‌انگیزی که حتی نیروهای خارجی اشغالگر حاضر در ایران را هم شگفت‌زده کرد. آن‌ها براساس برآوردهای هواشناسی، اطمینان داشتند در ایران بارانی نخواهد بارید، اما نماز باران مردم به امامت یک عالم روحانی، تمام محاسبات آن‌ها را به هم ریخت...

برای استغاثه باران آماده‌ای؟

حالا نوبتی هم که باشد، نوبت نقل داستان شیرین نماز بارانی به‌یادماندنی است که به حساب ماه و سال، از همه موارد مشابه به ما نزدیک‌تر است و مرور آن می‌تواند حلاوتی دیگر داشته باشد. دکتر «نغمه رزاقی»، استادیار دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، که یکی از حاضران در آن نماز باران بوده، برای روایت آن اتفاق بزرگ، دستمان را می‌گیرد و می‌برد به حدود ۲۰ سال قبل و می‌گوید: «تمام ماجرا در یک جمعه ماه مبارک رمضان رقم خورد. آن دوران توفیق داشتم معمولاً دهه آخر ماه مبارک را برای استفاده بهتر از روزهای باقی‌مانده این ماه، به مشهد می‌رفتم. خوب یادم است سال خشک و بی‌بارانی بود و با اینکه در اواخر فصل پاییز قرار داشتیم، خبری از باران و برف نبود؛ درست مثل همین روزها که چشم همه به آسمان است. آن روزها حتی همین بارش‌های محدود و پراکنده هم وجود نداشت. یادم می‌آید شب جمعه را برای استفاده از برنامه‌های دعا و مناجات تا سحر در حرم امام رضا(ع) مانده بودم. آن‌قدر خوابم می‌آمد که بعد از نماز جماعت صبح فقط به این فکر می‌کردم که زودتر خودم را برای استراحت به هتل برسانم اما همین‌که استادم را دیدم، همه نقشه‌هایم نقش بر آب شد.»

برای استغاثه باران آماده‌ای؟

خانم دکتر برمی‌گردد به دوره دانشجویی و روزهای خوبی که در جست‌وجو در وادی اخلاق و عرفان، کبوتر دلش جلد حرم شده بود و در جوار امام رئوف، توفیق از پیِ توفیق نصیبش می‌شد. مشتاقانه منتظر ادامه روایت هستم و دکتر رزاقی هم نمی‌گذارد انتظارم طولانی شود و می‌گوید: «همین‌که خواستم وسایلم را جمع کنم و راهی شوم، خانم «افراز»، استاد اخلاقم که به‌اتفاق در مشهد حضور داشتیم، گفت: «نروید هتل. بیایید با هم جایی برویم. راستش، آقای بهلول می‌خواهند نماز باران بخوانند.» آه از نهادم برآمد. توی دلم گفتم: با این خستگی چه جوری بیام برای نماز... اما به روی خودم نیاوردم و با استاد همراه شدم.

قرار بود نماز باران در میدان راه‌آهن مشهد برگزار شود. به محل موردنظر که رسیدیم، جمعیت تقریباً زیادی جمع شده بود. آن روزها که موبایل و فضای مجازی وجود نداشت. در روزهایی که در حرم رفت‌وآمد داشتم هم، ندیده بودم درباره این مراسم اطلاع‌رسانی شود. بنابراین برایم جای سؤال بود این جمعیت از چه طریقی از اقامه نماز باران مطلع شده‌اند. استادم انگار فهمیده بود در ذهنم چه می‌گذرد،‌ گفت: «من، اطلاعیه برگزاری نماز باران را روی در و دیوارهای اطراف میدان راه‌آهن مشهد دیدم. خیلی‌ها هم حتماً به همین ترتیب مطلع شده‌اند و خبر همین‌طور دهان‌به‌دهان منتقل شده.»

اگر نماز خواندیم و باران نیامد،‌ چه..؟

اما آیا راوی داستان ما در آن مقطع می‌دانست قرار است پشت سر چه کسی نماز استغاثه باران بخواند؟ می‌پرسم و خانم دکتر در جواب با خنده می‌گوید: «اصلاً! هیچ شناختی از مرحوم شیخ بهلول نداشتم. چون استادم پیشنهاد حضور در نماز باران را مطرح کردند، براساس اعتمادی که به ایشان داشتم،‌ همراهی‌شان کردم. آن روز هم با توجه به ازدحام جمعیت، موفق نشدم آقای بهلول را ببینم و فقط یک اسم از ایشان در ذهنم ماند.» حالا کنجکاوم بدانم نگاه خانم دکتر به نماز باران چگونه بوده؟ آیا مثل آن کودکی بود که آن‌قدر به استجابت دعایش برای بارش باران ایمان داشت که با چتر به مراسم دعای باران رفته بود؟ پاسخ خانم دکتر،‌ تابلوی زیبایی با رنگ‌های خوف و رجا و توکل پیش چشمم ترسیم می‌کند: «من تا آن موقع، نماز باران نخوانده بودم. یک جوان ۲۵، ۲۶ ساله معتقد بودم که می‌دانستم همه اینها درست است و با اعتقاد کامل تصمیم گرفتم در نماز باران حاضر شوم اما در مسیر حرم تا میدان راه‌آهن از استادم پرسیدم: حالا اگر رفتیم نماز خواندیم و باران نیامد، چه؟

استاد جواب قشنگی دادند و گفتند: «اولاً ما باید با امیدواری،‌ دعا کنیم. یعنی وقتی دعا می‌کنیم، مطمئن باشیم به استجابت می‌رسد. ان‌شاءالله نمودش، استجابت به همین شکلی باشد که ما دلمان می‌خواهد یعنی به شکل بارش باران باشد. اما اگر هم نشد، به هر حال دعایمان بی‌جواب نمی‌ماند؛ درواقع،‌ الان وظیفه ما این است که از خدا بخواهیم برای ما باران بفرستد. نتیجه،‌ با خداست. ممکن است صلاح بداند باران بیاید. شاید هم، نه. آن قسمت ماجرا دست ماست که از خدا طلب کنیم در این خشکسالی که رودخانه‌ها کم‌آب یا خشک شده و زمین‌های کشاورزی تشنه است، باران رحمتش را بر ما ببارد. اگر داد،‌ شکر می‌کنیم. اگر هم نداد،‌ طلبکار که نیستیم. ممکن است شرایطش محقق نشده باشد.» ‌

جایزه نماز باران را در نماز جمعه گرفتیم!

«خلاصه، نماز باران در محدوده میدان راه‌آهن مشهد اقامه شد. چیزی که یادم است، نمازی بود شبیه نماز عید فطر؛ در ۲ رکعت با ۹ قنوت. یادش بخیر. چه نماز روحانیِ قشنگی خواندند آقای بهلول... آن وقت‌ها امکانات صوتی مثل حالا نبود. یک نفر با بلندگوی دستی در کنار آقای بهلول ایستاده بود و از این طریق صدای قرائت ایشان به جماعت می‌رسید. ضمن اینکه ذکر قنوت‌ها را هم،‌ آن فرد پشت بلندگو می‌خواند و ما تکرار می‌کردیم.

آقای بهلول خطبه بعد از نماز را هم خواندند و یادم می‌آید گفتند: «حالا ما این نماز را خواندیم،‌ فکر نکنید همین‌جا باید باران بیاد. حتی اگر در محدوده اطراف هم باران بیاید، یعنی اینکه نماز ما قبول شده و دعایمان به نتیجه‌ای که می‌خواستیم رسیده است.» بعد از پایان خطبه،‌ جماعت متفرق شدند. جالب است من که می‌خواستم بلافاصله بعد از نماز صبح به هتل بروم، به همراه استادم از نماز باران به نماز جمعه رفتم! و آن اتفاق خاص به‌یادماندنی،‌ همان‌جا در نماز جمعه رقم خورد...»

separator line

حتماً بخوانید:
طریقه خواندن نماز باران و ثواب این نماز

طریقه خواندن نماز باران و ثواب این نماز

نماز باران چگونه خوانده می شود ؟ خواندن نماز باران - چگونگی خواندن نماز مستحبی باران به هنگام خشکسالی و کم شدن سفره های آبی را در این بخش از دلگرم…


این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (5 رای)  
  • منبع
  • farsnews.ir
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است