متن روضه و نوحه سینه زنی شهادت امام حسن عسکری از سید رضا نریمانی

۳,۷۹۱
۱
۰
دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۱:۲۳

متن و شعر سوزناک روضه و نوحه سینه زنی امام حسن عکسری از مداح سید رضا نریمانی

متن روضه شهادت امام حسن عسکری (ع) - سامرا ، باز با صفا شده ای

سامرا ، باز با صفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرب و بلا

زائر و دسته ی عزا،داری

باز هم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام معصوم است

معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام مدافعانِ حرم

تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایه شهداست

همه دلخوشیِ ما این است

لااقل یک حسن حرم دارد

صبح و ظهر و غروب، سفره بپاست

بسکه صاحب حرم ، کرم دارد

اهلِ بیت رسول این ایام

به غم وغصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند

آخه یه حسن دیگه هم مدینه خیلی زود پیرشد، محاسنش سفید شد...

چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب او را رویِ لبش آورد

زیر لب گفت : الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست

بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ی ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد

عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد

محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند

تشنه ی قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد

عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام

آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار

"حالا که تا اینجا اومدم بذار بگم" امام سجاد فرمودند:همه ی مارو به یه طناب بستند، جلوی این سلسله منو بستند، عقب این سلسله عمه ی مارو بستند، هر جایی تند

حرکت می کردم این بچه ها روی زمین می افتادند، اگه آروم حرکت می کردم منو میزدند،می گفتند:تند حرکت کن،نمیدونستم باید چه کنم... تا وقتی که رسیدیم دم

مجلس اون ملعون هر چی این طناب رو میکشم دیدم این سلسله حرکت نمیکنه، بر گشتم دیدم عمه ی ما این دو دست رو انداخته تو حلقه ی در هی میگه: زینب کجا و

مجلس حرام کجا؟...آی حسین....

صدا زد مهدی شو، ظرف آبی برداشت، خدمت امام عسکری، اما اینقدر این بدن ضعیف و نحیف شده، همه ی وجود امام رو فرا گرفته، بدن این آقا داره میلرزه، تا این

ظرف رو آورد جلوی لب های مبارک امام عسکری،اینقدر این لب و دندان داره میلرزه، میگن: این ظرف دائم به لب و دندان های امام میخورد، نمیدونم بالاخره آب رو خورد

یا نه؟ اما امام زمانِ ما چهار پنج سال بیشتر نداره، سر بابا رو به بغل گرفت،"دلت کجا رفت؟.." سر بابا رو بغل گرفت، اما این سر هنوز به بدنِ، قربون اون سه ساله ای برم،

که اینقدر بهونه ی باباشو گرفت، یه مرتبه سر بریده ی بابا رو آوردند،گفت: بابا!:..

به جرم این که ندارم پدر،زدند مرا

مثل کی بابا؟....

شبیه مادرت در پشت در، زدند مراای حسین....

بیشتر بخوانید::

دانلود مداحی شهادت امام حسن عسکری از حاج حسین سیب سرخی

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری از محمد رضا طاهری

دانلود عکس های جدید و باکیفیت شهادت امام حسن عسکری (ع)

احادیث امام حسن عسکری (ع)


ذکر توسل و روضۀ جانسوز ویژۀ شهادت اباالمهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام به نفس


ما بین بچه های فاطمه فرق نیست که

ترس یزیدیان همه "اصلِ ولایت" است

بر خاک می کِشند تو را این حرامیان

این بی حیا شدن همه اش از لجاجت است

*یا امام حسنِ عسکری! قربونت برم آقا! اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ همینطورِ،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ باید غریب باشه،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ می

زننش...این یه بیت رو سادات منو بخشن...آقا!...*

سیلی که می‌زنند به دیوار میخوری

محکم لگد زدن به تو از روی نفرت است

*این بیت رو ببینم یادِ کجا می اُفتی...*

بس کن نزن، زمین و زمان می‌خورد به هم

نفرین کند که لرزه به ارکانِ خلقت است

رحمت بس است، رو کن از آن هیبت خودت…

نه…، صبر در قبیله‌ی حیدر وراثت است

*اصلاً انگار تو این قبیله باید صبر کنند،زن رو می زنن باید همسر صبر کنه،یا امام حسن!آقا!...*

ذکر لبم شده همه شب "یابن العسکری"

می‌آید آن‌که در پَسِ اسرارِ غیبت است

از یُمن توست "سامره" شد "سُرِّ مَن رَءآه"

سرداب سامرای تو "بابُ الاِجابت" است

انگار غربت تو به پایان نمی‌رسد

سوغات سامرای تو تربت نه، غربت است

شاعر:محمدکاظمی نیا

*هر جایی رفتی مراسم ترحیم،صاحب عزا دَمِ در می ایسته،خوش آمدی میگه،امشب صاحب عزا ، خودِ امام زمانِ،دَمِ در ایستاده،خوش آمد میگه،آی عزادارای پدرم! خوش

اومدید...ما امشب اومدیم خودمون رو بهت نشون بدیم،ما هم اومدیدم آقا! اما تو رو ندیدیم یوسفِ فاطمه!...

صدا زد خادمش رو،ظرف آبی براش بیاره،میگه:ظرف آب رو برداشت آورد،داد دستِ امام حسن،اینقدر این آقا ضعیف شده،دست ها میلرزه،بدن داره میلرزه،ظرف آب رو که

به دست امام حسن داد،اینقدر که دست ها میلرزید،ظرف آب رها شد،ریخت رو زمین،صدا زد:آی خادم!برو پسرم مهدی رو خبر کن،مهدیم بیاد...اینجا امام حسن پسرش

مهدی رو صدا زد،یه مادری هم من میشناسم،پسرش مهدی رو صدا زد،ما بینِ در و دیوار قرار گرفت،صدا زد: مهدی جان! بیا...کمکِ مادرت کن....

اومد امام زمانِ من و تو...کنار پدرش،ظرف آبی رو برداشت،با دستای مبارکِ خودش نزدیکِ دهان امام حسن...اینقدر امام حسن ضعیف شده،دندان ها بهم

میخوره،میلرزه،ظرف رو آورد جلو...میگه:امام حسن شروع کرد گریه کردن،صدا زد: بابا! چرا گریه می کنید؟گفت:برا تو گریه میکنم،خیلی غریبی،بعد از من بیابون گرد

میشی...بعد از من خیلی بی کس میشی...

من میگم:شاید ظرف آب رو جلو امام حسن آوردن،یاد لب های خشک حسین هم افتاده باشه،یاد اون لحظه ای که راوی میگه:دیدم لب های حسین داره بهم میخوره...از

لب ها داره خون جاری میشه...لبها خشکیده است...ظرفِ آب رو برداشتم برا حسین آب ببرم،تا اومدم تویِ گودال دیدم اون نانجیب داره بالا میاد،ظرفِ آب رو ازم

گرفت،برای کی داری آب می بری؟ گفتم:مگه نمی بینی حسینِ فاطمه تشنه است؟ گفت:نمیخواد آب ببری،الان خودم سیرابش کردم...اما دیدم بدنش داره میلرزه،چرا

بدنت داره میلرزه؟ صدا زد:آخه اون لحظه ای که نشستم رو سینۀ حسین،دیدم یه صدایی داره میاد،یکی هی داره میگه: "بُنیَّ!..." پسرم...حسین...

بهترین کفن ها رو برای امام حسن عسکری آوردن...جعفرِ کذاب اومد به این بدن نماز بخونه،دیدن از دور یه بچۀ چهار ساله ای داره میاد جلو...برید کنار من باید بر این

بدن نماز بخونم....اومد جلو...ایستاد جلو،نمازِ مَیِّت رو خوند....امامِ،باید امام رو امام خاک کنه،بدن امام حسن عسکری رو داخل قبر گذاشت...

کربلا هم امام سجاد بابا رو داخلِ قبر گذاشت...میگه:دیدم داخلِ قبرِ، اما از قبر بیرون نمیآد...سر به این بدن گذاشته داره های های گریه میکنه...یا امام سجاد! چرا از قبر

بالا نمی آیید؟ صدا زد: آخه هر میتی رو که خاک میکنن،طرفِ راستِ صورتش رو روی خاک میذارن،اما من هر چی نگاه میکنم،بابام سر به بدن نداره...ای حسین...

بیشتر بخوانید::

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری از محمد رضا طاهری

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری از سید مجید بنی فاطمه

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری از سید مهدی میرداماد

دوبیتی شهادت امام حسن عسکری


سینه زنی زمینه _ ویژۀ شهادت اباالمهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام تقدیم به همه شهدای مدافع حرم

حرمی که واسه شیعه‌ها
یه خونۀ مادر زادیِ
حرمِ امام عسکری
حرمِ امام هادیِ

دریایی که دیگه سرابه
حرمی که میگن خرابه
خدا کنه که اینا یه خوابه
برام عذابه ...

چشام ، پر از ستاره ...
آقام ٬ حرم نداره ...
بازم ، اشکام می باره ...

یا اباالمهدی ٬ غریب امامِ عسکری ...

غمی که تویِ قلبم میتپه
غمِ دلِ اهل عالمه
غمی که میگه گریه کنید
برا پسرایِ فاطمه

چرا دلم بگیره آروم
باز داره میخونه یه خانوم
وای پسرم شهید مسموم
غریب مظلوم ...

دلم ٬ چه بی‌قراره ...
دلم ، آروم نداره ...
بازم ، اشکام می باره ...

یا اباالمهدی ٬ غریب امامِ عسکری ...

دل منو میبره بقیع
غربتی که تویِ حرمِ
شب که میشه این جا روضۀ
شبِ دهم محرمِ

تویِ دلش خیلی محن داشت
اینم غریب ولی کفن داشت
حداقل یه پیرُهن داشت
سر به بدن داشت ...

شب ، روضۀ یارِ ...
آقام ، کفن نداره ...
شب ، روضۀ یارِ ...
حسین ، کفن نداره ...

بیشتر بخوانید::

متن و پیام ادبی و اداری شهادت امام حسن عسکری (ع)

جدیدترین پیامهای شهادت امام یازدهم حسن عسکری (ع)

پیامهای شهادت امام حسن عسکری پدر امام زمان (عج)

عکس های جدید و باکیفیت شهادت امام حسن عسکری (ع) برای پروفایل


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 1.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • شهادت امام حسن عسکری
  • نوحه شهادت امام حسن عسکری
  • روضه شهادت امام حسن عسکری
  • مداحی شهادت امام حسن عسکری
  • دانلود نوحه سینه زنی حسن عسکری
  • مداح سید رضا نریمانی

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter