از نظر قرآن کریم چه تفاوتی میان کافر و مشرک وجود دارد؟

تفاوت کافر و مشرک از دیدگاه قرآن
۱,۳۲۹
۱
۰
دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۲۶
کافر و مشرک چه فرقی با یکدیگر دارند و هرکدام در قرآن به چه منظوری تعبیه شده اند؟اقسام شرک چند نوع است؟ پاسخ این سوالات را در ادامه مشاهده کنید.
تفاوت کافر و مشرک از دیدگاه قرآن

فرق کافر و مشرک از منظر قرآن

«کفر» در لغت به معنای پوشاندن شیء است. شب را کافر می گویند به خاطر آن است که اشخاص را می پوشاند و به زارع کافر گفته می شود به خاطر ان است که تخم را در زمین می پوشاند. واژه «کفر» در انکار دین و واژه «کفران» در انکار نعمت به کار می رود. همچنین کفر به معنای برائت و بیزاری نیز آمده است. (عنکبوت، آیة 25)

سوره کافرون

  • «کفر» در شریعت به معنای، انکار آن چه خدا معرفت آن را واجب کرده می باشد، از قبیل وحدانیت، عدل الهی، پیامبر و هر کس آن پیامبران آورده اند را انکار کند، کافر است.
  • به عبارت دیگر، کافر کسی است که اصول یا ضروریات دین را انکار کند. بعضی از مشتقات «کفر» عبارتند:
  • «کفر» برای کسانی استعمال می شود که در کفران نعمت مبالغه می کنند، یعنی بسیار ناسپاس هستند. «اِنّه لَیَؤُس کفور» و کفور در قرآن 12 بار آمده است.
  • «کفور» مصدر و به معنی انکار دین و نعمت آمده است و 3 بار در قرآن آمده است. «فابی اکثر الناس الّا کَفوُراً».
  • «کَفّار» مبالغه کافر هم در کفر دین و هم نعمت آمده است.
  • «کُفّار» جمع کافر است و استعمال آن بیشتر در انکار دین است و 21 دفعه در قرآن بیان شده است.
  • «کَفّاره» آن است که گناه را با حسن وجه می پوشاند و جبران می کند «ذلک کفارة ایمانکم» ، آن کفاره قسم های شماست.
  • «کوافر» جمع «کافره» به زنان کافر اطلاق می شود و فقط یک بار در قرآن آمده است. «و لاتُمسِکوُا بِعِصَمِ الکوافر؛ نکاح زنان کافر را نگاه ندارید».

فرق کافر و مشرک در چیست؟

  • در این جا سوالی مطرح است که آیا قرآن واژه «کافر» را در حق کسانی که از روی عناد و عمد، حق را پرده پوشی کرده اند استعمال کرده یا از روی جهل و نادانی حق را پوشاندند به کار برده است؟
  • با بررسی در آیاتی که مشتقات «کفر» در آن آمده است روشن می شود که لفظ «کافر» شامل حق پوسی از روی عناد و عمد و هم از روی جهل و نادانی می شود:«انّ الذین کفروا سواءٌ علیهم أَأَنذرتهُم اَم لَم تٌنذِرهُم لا یُؤمنون». به آنهایکسانی که کافرشدند چه انذار کنی و چه نکنی برای آنها مساوی است و ایمان نمی آورند.»
  • آیه به صراحت بیان می کند که کفر آنها از روی عناد و لجاجت است:«و جحَدوُا بها و استیقَنَتها انفُسهُم؛ کفار این نشانه ها را انکار می کنند در حالی که از باطن به آن یقین دارند.»
  • اما در مسئله عذاب اخروی کفار جاهل در حکم مستضعفان فکری هستند، و آیات عذاب شامل حال کسانی است که از روی علم و لجاجت به حق تسلیم نشده و ایمان نیاوردند و قرآن نیز بعد از «کفروا» «کذّبوا»و «صدّوا عن سبیل الله» را بیان کرده نشان می دهد که پیامبری بوده و آن را تکذیب کرده اند و مانع پیشرفت دین شده اند در این جا عذاب اخروی محرز است.

شرک چیست؟

«شرک» و شرکت و مشارکت به معنای شریک شدن است:«و لم تکن له شریکٌ فی المُلک.».در حکومت و تدبیر عالم شریکی نداشته است و «شرک» اسم است، یعنی عمل شرک و به معنی شریک و نصیب آمده است.«ام لهم شرک فی السموات...».و مشرک کسی است که برای خدا شریک قرار بدهد و چنین شخصی قابل آمرزش نیست مگر آنکه در دنیا توبه کند:«ان الله لایَغفِر اَن یُشرَک به؛ کسانی که به خدا شرک می ورزند خداوند آن ها را نمی بخشد».

اقسام شرک کدام است؟

  1. شرک در خلقت: مانند:عقیده ایرانیان قدیم که خیرات را از یزدان و شرور را از اهریمن می دانسته اند. «وَ جَعَلُو اللهِ شرکاءَ الجنّ».برای خدا شرکایی از جن قرار داده اند»
  2. شرک در تدبیر عام: گروهی هستند که معتقدند برای هر یک از انواع عام به یک تدبیر کننده وجود دارد. مانند:اعتقاد به خدای دریا، خدای صحرا و ... در سورة شعراء آیة 27، آمده است:چون موسی خدا را رب العالمین خواند فرعون گفت:او دیوانه است.
  3. شرک در عبادت: و آن اینکه خدا را عبادت نمی کردند، بلکه بتها، آفتاب، ماه، دریا، حتی اشخاص را و ... پرستش می کردند. در حالی که جز خدا خالقی نیست و او خالق و آفریننده تمام اشیاء است:«و خلق کلّ شیء و هو بکل شیء علیم».
لازم به ذکر است:مشرکان معتقد به خدا هستند و می دانند که خداوند همه چیز را خلق کرده است، اما شرکایی برای خدا درست کردند، تا اینکه شفیع آنها قرار بگیرند.

حاصل سخن اینکه؛ کافر به کسی گفته می شود:می داند این جهان دارای خالقی همانند خدا است، ولی از روی عناد و عمد پرده پوشی می کند و منکر می شوند و دارای اقسامی نیز است. اما مشرک:برای این جهان خالقی را همچون خدا می پذیرد اما شرکایی برای خدا از جهت عبادت، تدبیر و ... قرار می دهد.

گناهان کبیره

  1. شرک به خدا: بزرگترین گناه کبیره شرک به خداست و مشرک محروم از بهشت است چنان‌که می‌فرماید: «هر که برای خدا شریک قائل شود خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد» (سوره مائده _. ۷۲)
  2. ناامیدی از رحمت خدا: بعد از شرک ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشد کافر است چنان‌که در قرآن می‌فرماید: «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مأیوس نمی‌شوند از رحمت خدا مگر کافران» (سوره یوسف - ۸۷)
  3. ایمنی از آزمایش: بعد از آن ایمنی از آزمایش و مجازات است و کسی از آزمایش خداوند ایمن نمی‌شود مگر زیان کاران چنان‌که در قرآن می‌فرماید: «از مکر خدا ایمن نمی‌گردند مگر جماعت زیانکاران» (سوره اعراف - ۹۷)
  4. عاق شدن توسط پدر و مادر: و خداوند عاق را جبار شقی نامیده‌است چنان‌که در آیه ۳۲ سوره مریم می‌فرماید: «و به نیکویی به مادر توصیه نمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید»
  5. قتل مؤمن: دیگری قتل مؤمن است بدون حکم شرعی و خداوند جایگاه قاتل را جهنم قرار داده چنان‌که می‌فرماید: «هر کس مؤمنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن همیشه معذب خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید برایش مهیا سازد» (سوره نسا - ۹۵)
  6. تهمت: دیگری تهمت و نسبت زنا دادن به کسی است و هر که چنین تهمتی بزند و عده عذاب به او داده شده چنان‌که می‌فرماید: «کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا داده‌اند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب خواهند شد» (سوره نور - ۲۳)
  7. خوردن مال یتیم: و دیگر خوردن اموال یتیم است که آن هم در آخرت جز عذاب ثمر دیگری ندارد چنان‌که خداوند می‌فرماید: «آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند در حقیقت آن‌ها در شکم خود آتش جهنم فرو می‌برند و به زودی در آتش افروخته خواهند افتاد» (سوره نسا - ۱۱)
  8. فرار از جنگ: و دیگر فرار از جنگ است (که به دستور پیغمبر اسلام یا امام یا نائب خاص پیغمبر و امام واجب شده باشد) چنان‌که می‌فرماید: «هر که در روز جنگ فرار کرد همانا به طرف خشم و غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود.»
  9. خوردن ربا: و دیگری خوردن ربا است که خداوند در حق ربا خورندگان می‌فرماید: آن کسانی که ربا می‌خورند می‌فرماید: «آن کسانی که ربا می‌خورند مبعوث نمی‌شوند در قیامت از قبر‌های خود مگر مانند آن که شیطان ایشان را با مس کردن مخبط کرده»
  10. سحر و جادوگری: دیگری سحر و جادو کردن و یادگرفتن و یاد دادن آن است و خدای متعال در مذمت ساحران فرموده: «و محققا می‌دانند که هر که سحر کند، در عالم آخرت هرگز بهره‌ای از بهشت نخواهد یافت».
  11. زنا: دیگری زنا کردن است و خدای تعالی وعده عذاب به زنا کنندگان داده چنان‌که می‌فرماید: «هر که زنا کند کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دو چندان شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و ملخد گردد» (سوره فرقان - ۶۸)
  12. قسم ناحق: و دیگری قسم ناحق یاد کردن است. یاد کنندگان ناحق در آخرت بهره‌ای از رحمت الهی ندارند چنان‌که می‌فرماید: «آنان که عهده خدا و سوگند خود را به بهایی اندک بفروشد اینان را در آخرت بهره و نصیبی از رحمت خداوندی نیست».
  13. خیانت: و دیگری خیانت به دین و مملکت و اموال و ناموس مردم نمودن است و خائن را نیز به کیفر اعمالش می‌رسانند چنان‌که می‌فرماید: «هر کس خیانت کند روز قیامت به کیفر آن خواهد رسید» (سوره آل عمران - ۱۵۵)
  14. زکات ندادن: و دیگری ندادن زکات است و خدای تعالی در حق مانعین زکات فرموده: «روزی که آن طلا و ذخایرشان در آتش جهنم گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلویشان را بدتن داغ کنند» (سوره توبه - ۳۵)
  15. شهادت دروغ و کتمانش: و دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که در آیه ۷۲ سوره فرقان می‌فرماید: «. هر کس به دروغ و ناحق شهادت دهد مؤمن نیست و مرتکب گناه کبیره شده است»؛ و دیگری کتمان شهادت نمودن است در جایی که آبرو یا جان یا اموال مؤمنی در معرض تلف و خطر باشد چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «شهادت را مخفی نکنید، زیرا هر کس شهادت را کتمان کند البته به قلب گناه کار است» (سوره بقره - ۲۸۳)
  16. شراب خواری و ترک نماز: و دیگری شراب خوردن است و خدای تعالی نهی از خوردن شراب و مسکرات دیگر فرموده هم چنان‌که از بت‌پرستی نهی نموده است و دیگری ترک نماز است و رسول خدا در ذم تارک الصلوة فرمود: «هر کس عمداً نماز را ترک نماید از امان و پناه رسول خدا خارج است».
  17. نقض عهد و قطع رحم: و دیگری نقص عهد و قطع رحم نمودن است و خداوند ناقض عهد و قاطع رحم را لعن نموده به قولش که می‌فرماید: «برای ایشان است لعن خدا و منزلگاه بد نصیب آنهاست» (سوره رعد - ۲۵) پس عمروبن عبید از خدمت آن حضرت خارج شد و سخت به خود می‌پیچید و گریه شدید می‌نمود و می‌گفت: هلاک شد آن که به رای خود فتوی می‌دهد و خود را در فضیلت و علم برابر شما می‌داند.

جبران گناه

  • اولین قدم در جبران گناه توبه واقعی و تصمیم جدی بر ترک گناه است .
  • در مرحله بعد اگر گناه موجب تضییع حقی شده است باید ان را جبران کرد .
  • این حق ممکن است حق الله باشد مانند نماز و روزه و حج و خمس و زکات که بعد از توبه باید آنها را هر چند به تدریج ادا نمود و یا حق الناس مانند دین است که باید آن را جبران نمود و به صاحب حق برگرداند و در صورت مرگ او به ورثه اش رساند و در صورت مایوس شدن از یافتن صاحب حق و یا ورثه او و یا عدم اگاهی از زنده بودن و یا نبودن او به نیت او معادل حقی که بر ذمه است رد مظالم به فقیر غیر سید داد .
  • کوتاهی ها و قصوری که به خاطر گناه از انسان سر زده مانند بی توجهی به پدر و مادر و یا اهانت به مردم باید بعد از گناه جبران شود .
  • در مورد گناهانی مانند غیبت و تهمت و مانند ان لازم نیست از صاحب حق حلالیت طلبیده شود بلکه همان توبه و استغفار و دعای خیر برای این فرد کافی است.

بیشتر بخوانید :

معرفی و آشنایی دقیق با هفت گناه کبیره در مسیحیت


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • کافر
  • مشرک
  • فرق کافر و مشرک
  • شرک چیست؟
  • اقسام شرک
  • گناهان کبیره

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter