alexametrics
دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۹ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۴ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
4
4K
زمان مطالعه: 8 دقیقه
اعتقاد به نبوت همسو با سلامت روان

اسلام از طریق ارائه دادن الگوهاى مناسب به راهنمایى افراد در برخورد با مسایل زندگى مى پردازد. افراد با الگوگیرى از پیامبران و امامان در مقابله با فشارهاى روانى موفق تر خواهند بود.

اعتقاد به نبوتاعتقاد به نبوت که یکی از اصول دین است و الگو گیری از زندگی پیامبران باعث ایجاد آرامش و سلامت روانی افراد میگردد. در این مطلب مثالی از الگوی زندگی پیامبر اسلام (ص) ، حضرت عیوب(ع) و حضرت یوسف (ع) و ارتباط آن با سلامت روانی و الگو برداری صحیح از سیره ی پیامبران آورده شده است:

1 ـ درسهایى از زندگى پیامبر(ص) در بهداشت روانى

خداى متعال که خالق انسان ها است و صلاح و فساد آنها را فقط او تشخیص مى دهد، براى انسان ها الگوهایى را تعیین نموده است و آنها را به پیروى از این الگوها تشویق مى کند، «براى شما در زندگى، رسول خدا سرمشق نیکویى است
براستى اگر انسان زندگى پیامبر اسلام(ص) را سرمشق خود قرار دهد و برخوردهاى آن حضرت با مشکلات را بنگرد و سعى نماید حتى اندکى از این شیوه را در زندگى خود پیاده نماید، در دنیا و آخرت سعادتمند مى شود، از بدو تولد پدر گرامى خود را از دست داد. در هنگامه کودکى و خردسالى با این فقدان و محرومیت در رشد عاطفى و اجتماعى و شناختى او خللى وارد نشد و به جاى پرخاشگرى، اضطراب، ناایمنى، بى اعتمادى نسبت به خود و دیگران و بدبینى و سوءظن و احساس محرومیت دائم از پدر و مادر که در کودکان دیگر ایجاد مى شود محمد امین نام مى گیرد و زبانزد خاص و عام مى گردد.

مى توان کودکانى را که از فقدان پدر یا مادر یا هر دو رنج مى برند یادآور زندگانى پیامبر(ص) شد تا ایشان را الگو قرار دهند.

در زمان ما شخصیت هاى موفقى همانند حضرت امام خمینى یا علامه طباطبایى و حضرت آیت الله العظمى گلپایگانى از کودکى از پدر محروم بودند در حالى که دست یابى به این موفقیت ها براى برخى دیگر که از امکانات زندگى کاملا برخوردارند، دشوار است.

هنگامى که پیامبر اسلام(ص) مامور به تبلیغ دین اسلام شدند و در این ابلاغ، انواع سختى ها و شکنجه ها و گرفتارى ها را دشمن براى ایشان ایجاد کرد ولى پیامبر(ص) از تمام مشکلات استقبال کرد و وظیفه خود را به بهترین نحو به انجام رسانید. سه سال محاصره اقتصادى در شعب ابى طالب و ترس از حمله مشرکان و غیره نتوانست حضرت را تحت تأثیر قرار بدهد به دلیل این که پیامبر(ص) با شناخت صحیحى که از خداوند متعال داشت با تفسیر صحیح از این مشکلات و توکل بر خداوند به راه خود ادامه مى دهد.

در طول اقامت ده ساله پیامبر در شهر مدینه مشکلات متعددى براى آن حضرت به وجود آمد که پیامبر(ص) با همه آنها مقابله نمود بدون این که در روح و روان حضرت تأثیرى بگذارد. ائمه علیهم السلام نیز هر کدام به نوبه خود گرفتار مشکلات فراوانى بودند که با روش صحیح با آنها مقابله مى نمودند حتى امام حسین(ع) در روز عاشورا، با آن همه سختى که دیده بود مى فرماید: «رضى برضاک و تسلیماً لامرک لامعبود لى سواک، یعنى خدایا راضیم به رضاى تو و تسلیم امر تو هستم و هیچ معبودى غیر از تو ندارم، یا مى فرماید: این مصیبت ها براى من آسان است چون که در مرآى و منظر خداوند متعال است».
اگر انسان اولیاء دین(ع) را الگوى خود قرار دهد با اندک مشکلى احساس شکست نمى کند. شخصى که گرفتار بیمارى و مرض است، اگر حضرت ایوب را بنگرد و شکرگذارى او را درگاه خداوند ببیند و آن حضرت را به عنوان الگوى خود انتخاب نماید، بیمارى جسمى او را از پاى در نمى آورد و موجب بیمارى روحى و روانى نمى شود.

هر یک از پیامبران در زندگى با مسایلى مواجه بوده اند که مسایل زندگى اکثر انسان ها را پوشش مى دهد، از این رو خداوند انسان ها را دعوت به پیروى از انبیاء مى کند و مى فرماید:کسى که از قوم فرعون ایمان آورده بود گفت: اى قوم! از من پیروى کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم حتى خداوند براى پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) سرگذشت هایى را نقل مى کند و مى فرماید: ما از هر یک از سرگذشت هاى انبیاء را براى تو بازگو کردیم تا قلبت آرام (و اراده ات قوى) گردد و در این اخبار و سرگذشت ها حق و موعظه و تذکر براى مومنان آمده است.([5]) پیامبر نیز یک انسان بود و مخالفت هاى سرسختانه دشمنان کینه توز، خواه نا خواه در قلب پیامبر(ص) تأثیرى مى گذاشت لذا خداوند براى این که هرگز کمترین گرد و غبار نومیدى و یأس بر قلب پیامبر ننشیند و اراده آهنیش از این مخالفت ها و کارشکنى ها به ضعف نگراید، داستان هاى انبیاء و مشکلات کار آنها و مقاومتشان را در برابر اقوام لجوج و پیروزى آنها را یکى پس از دیگرى شرح مى دهد، تا روح و دل پیامبر(ص) و هم چنین مومنانى که دوشادوش او در این پیکار بزرگ شرکت دارند، هر روز قوى تر از روز قبل باشد
آرى «نقل این داستان ها قلب پیامبر(ص) را آرامش و سکون مى بخشد و اضطراب را از دل او بر مى کند

2 ـ درسهایى از زندگى حضرت ایوب در بهداشت روانى

خداوند در قرآن به پیامبر(ص) سفارش مى کند که «بیاد بیاور بنده ما ایوب را، هنگامى که پروردگارش را خوانده که شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است».

حضرت ایوب(ع) الگوى صبر و استقامت مى باشد و به افراد درس مقاومت در برابر مشکلات و ناراحتى هاى زندگى مى دهد، و آنان را به پایمردى دعوت مى کند. در این سوره گوشه اى از زندگى این پیامبر مطرح شد، و پیامبر بزرگ اسلام موظف گردید. سرگذشت او را به یاد آورد، و براى مسلمانان بازگو کند تا از مشکلات طاقت فرسا نهراسند و از لطف و رحمت خداوند هرگز مایوس نشوند.

امام صادق (ع) در باره علت ابتلائات ایوب فرموده است: ایوب بخاطر کفران نعمت گرفتار آن مصائب عظیم نشد بلکه بخاطر شکر نعمت بود، زیرا شیطان به پیشگاه خدا عرضه داشت که اگر ایوب را شاکر مى بینى بخاطر نعمت فراوانى است که به او داده اى، مسلماً اگر این نعمتها از او گرفته شود او هرگز بنده شکرگزارى نخواهد بود! خداوند براى اینکه اخلاص ایوب را بر همگان روشن سازد و او را الگوئى براى جهانیان قرار دهد که به هنگام نعمت و رنج هر دو شاکر و صابر باشند به شیطان اجازه داد که بر دنیاى او مسلط گردد.

شیطان از خدا خواست اموال سرشار ایوب، زراعت و گوسفندانش و همچنین فرزندان او از میان بروند، و آفات و بلاها در مدت کوتاهى، آنها را از میان برد، ولى نه تنها از مقام شکر ایوب کاسته نشد بلکه افزوده گشت! و او از خدا خواست که این بار بر بدن ایوب مسلط گردد و آنچنان بیمار شد که از شدت درد و رنجورى به خود بپیچد و اسیر و زندانى بستر گردد این نیز از مقام شکر او چیزى نکاست.

ایوب در مشکلات از سرزنش دوستان بیش از هر مصیبت دیگرى ناراحت شد ولى باز رشته صبر را از کف نداد و آب زلال شکر را به کفران آلوده نساخت، تنها رو به درگاه خدا آورد و جمله هاى بالا را بیان نمود و چون از عهده امتحانات الهى به خوبى برآمده بود خداوند درهاى رحمتش را بار دیگر به روى این بنده صابر و شکیبا گشود و نعمت هاى از دست رفته را یکى پس از دیگرى و حتى بیش از آن را به او ارزانى داشت، تا همگان، سرانجام نیک صبر و شکیبایى را دریابند.(

3 ـ درسهایى از زندگى حضرت یوسف در بهداشت روانى

داستان حضرت یوسف مى تواند الگوى بسیار مناسبى باشد. به دلیل صبر در مقابل آزار برادران، افتادن در چاه، زندانى شدن و عفو و گذشتى که نسبت به برادران خود در هنگامى که به قدرت رسید انجام داد. با دقت در این قضایا متوجه مى شویم که حضرت یوسف از راه مقابله شناختى به مقابله با این مشکلات مى پردازد.

یوسف در برخورد با برادران مى گوید: که روزى به شما با آن بازوان قوى و قدرت فوق العاده جسمانى نظر افکندم و خوشحال شدم، با خود گفتم کسى که این همه یاور نیرومند دارد چه غمى از حوادث سخت خواهد داشت. آن روز بر شما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم، و اکنون در چنگال شما گرفتارم و از شما به شما پناه مى برم و به من پناه نمى دهید، خدا شما را بر من مسلط ساخت تا این درس را بیاموزم که به غیر او حتى برادران تکیه نکنم

منبع: yaran953.blogfa



این مطلب چقدر مفید بود ؟
3.8 از 5 (4 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits