دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۳ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۱۴ ذو الحجة ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۱ میلادی
10 شعر جانسوز ویژه شهادت امام جواد (ع)
0
زمان مطالعه: 8 دقیقه
اگر به دنبال اشعار غمگین برای شهادت امام جواد (ع) هستید، این مطلب را از دست ندهید و تا انتها با ما همراه باشید.

شعر شهادت امام جواد (ع)

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم چند نمونه از غم انگیزترین اشعار شهادت امام جواد (ع) را آورده ایم که در ادامه تقدیم حضورتان خواهیم کرد.

شعر شهادت امام محمد تقی (ع)

پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست

حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست

بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست

زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛
موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست

سم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قدر فعال نیست

خانه ات اما خداراشکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست

زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست

وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست

شعر برای شهادت امام جواد

متن شعر شهادت امام جواد (ع)

به دیوار قفس بشکسته ام بال و پر خود را
زدم تنــهای تنـها ناله های آخر خود را
درون شعله همچون شمع سوزان آتشی دارم
که آبم کرده و آتش زده پا تا سر خود را
قفس را در گشوده صید را آزاد بگذارید
که در کنج قفس نگذاشت جز مُشتی پر خود را
بزن کف پایکوبی کن بیفشان دست، امّ الفضل
که کُشتی در جوانی شوهر بی یاور خود را
بیا و این دم آخر به من ده قطره ی آبی
که خوردم سالها خون دل غم پرور خود را
چه گویی ای ستمگر در جواب مادرم زهرا
اگر پرسد چرا لب تشنه کُشتی شوهر خود را
اجل بالای سر، من در پی دیدار فرزندم
گهی بگشوده ام گه بسته ام چشم ترِ خود را
به یاد شعله های ناله ی إبن الرّضا «میثم»
سِزَد آتش زنی هم نخل، هم برگ و برِ خود را

شعر برای شهادت امام جواد (ع)

شعر درمورد شهادت امام جواد الائمه (ع)

افتاده ای به گوشه ای از آشیانتان
گویا به لب رسیده در این بُرهه جانتان
حتّی میان خانه ی خود هم غریبه ای
یعنی که بی ستاره بُوَد آسمانتان
بر روی خاک حجره تنت پیچ می خورد
آری بُریده زهر جسارت امانتان
بیهوده با نوای عطش دست و پا مزن
یک قطره آب هم نرسد بر دهانتان
اینجا جواب ناله تان سوت و هلهله است
اینجا کسی محل ندهد بر فغانتان
در لا به لای در بدنت گیر می کند …
وقتی که می دهند کنیزان تکانتان
از حجره تا به بام،دلم شور می زند
ترسم ترک ترک بشود استخوانتان
این هم یکی ز منفعت بام خانه است
دیگر کسی به نیزه نبیند مکانتان
شکر خدا ز شدّت مستی کسی نزد
با چوب خیزران به لب ارغوانتان

شعر درباره شهادت امام جواد

شعر کوتاه شهادت امام جواد (ع)

خانه ی دل از غمت ای آشنا آتش گرفت

یا که گویم قلبتان هم از جفا آتش گرفت

زهر کینه همچو میخی روی سینه جا گرفت

سینه و قلب و همه جای شما آتش گرفت

آنقدر از چشم خود خون جگر می ریختی

تا که از هرمش همی چشم شما آتش گرفت

جای آنکه او بنوشاند تو را از آب و شیر

جای آن از زهر جسمت تا به پا آتش گرفت

گرچه می سوخت اما قبل از این ها این جگر

از غم داغ غریب کربلا آتش گرفت

دوبیتی شهادت امام جواد

شعر تسلیت شهادت امام جواد (ع)

به تنگنای قفس میزبانی اش کردند

فراق و زخم زبان مهربانی اش کردند

جواد بود و تلافی جود و احسانش

به سوز زهر و عطش قدر دانی اش کردند

به جشن مرگ عزیز بتول صف بستند

نگه به خاتمه ی زندگانی اش کردند

به خاک حجره که از تاب درد می غلتید

چه خنده ها که به سوز نهانی اش کردند

گلی که اول شادابی و بهارش بود

گرفته آن همه گلچین خزانی اش کردند

شرار و آه دلش را کسی نمی فهمید

که پاره های جگر همزبانی اش کردند

میان رقص کنیزان شهادتین می خواند

چگونه بدرقه ای آسمانی اش کردند

علی اکبر سلطان توس را کشتند

که گریه اهل سما بر جوانی اش کردند

به جای فاتحه مشغول کف زدن گشتند

به پای کوبی خود نوحه خوانی اش کردند

به آفتاب روی بام خانه اش دادند

خدا گواه است که نامهربانی اش کردند

کبوتران همه پرهای خود به هم دادند

شدند هم قسم و سایبانی اش کردند

گهی ز ماتم او سر به زیر پر بردند

گه استلام لب ارغوانی اش کردند

شعر به مناسبت شهادت امام جواد

اشعار شهادت امام جواد (ع)

این­ها به جای اینکه برایت دعا کنند

کف می زنند تا نفست را فدا کنند

یا جای اینکه آب برایت بیاورند

همراه ناله­ی تو چه رقصی به پا کنند

باید فرشته ها، همه با بال­های خود

فکری برای چشمِ پر اشک رضا کنند

هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند

تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند

این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن

اینها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته های خدا هست پس چرا؟

این چند تا کنیز تو را جابجا کنند

حالا که می­برند تو را روی پشت بام

آیا نمی­شود که کمی هم حیا کنند

تا بام می­برند که شاید سر تو را

در بین راه، با لبه­ای آشنا کنند

حالا کبوتران پر خود را گشوده اند

یک سایبان برای تنت دست و پا کنند

شعر درمورد شهادت امام جواد

شعر دوبیتی شهادت امام جواد (ع)

دشمنانت یک طرف، آن آشنا از یک طرف
بی وفایی یک طرف، زهرِ جفا از یک طرف

کلِ عالم خون بگرید در عزای تو کم است
ارضیان از یک طرف، اهلِ سما از یک طرف

إرباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردی اش
زهرِ کاری یک طرف، رقاصه ها از یک طرف

تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف
بر زمین می ریزد آب، آن بی حیا از یک طرف

می کشد جسم تو را تا بام خانه، پیکرت...
... می خورد بر کنج پله، بی هوا از یک طرف

خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند
داغِ مادر یک طرف، کرب و بلا از یک طرف

تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان
بر زمین افتاد از زین شاه ما از یک طرف

پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند
با لگد از یک طرف، چوبِ عصا از یک طرف

کربلا بال کبوتر نیست، جانم را گرفت...
...بادِ داغ از یک طرف، زلفِ رها از یک طرف

روزی ماه محرم از شما خواهم گرفت
رزقِ اشک از یک طرف، سوز و نوا از یک طرف

از سوی قم یا خراسان یا که از عبدالعظیم
راهی ام کن اربعین کرب و بلا از یک طرف

شعر وفات مام جواد

شعر برای شهادت امام جواد (ع)

سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود
کسى به وادى غم، یاور امام جواد
ز آتش ستم خصم، آب شد تن او
به خاک حجره بود، بستر امام جواد
کسى نبود، به بالین آن امام همام
به غیر همسر بد اختر امام جواد
چه ظلم‏ها که به حقش، نکرد ام الفضل
نگر، به دشمنى همسر امام جواد
به خشکى لب لعلش، نریخت آب کسى
به غیر دیده ‏ى او خون ‏تر امام جواد
به روى خاک، چو پروانه شد فدا و دریغ
چو شمع آب شده، پیکر امام جواد
فغان که آتش زهر ستم، به فصل شباب
شرر فکند، ز پا تا سر امام جواد

شعر درمورد شهادت امام جواد

دکلمه شهادت امام جواد (ع)

به زمین خوردی و آهت دل ما را سوزاند
جگرت سوخت و این؛ قلب رضا را سوزاند
پشت این حجره در بسته چه گفتی تو مگر
که صدای تو مناجات و دعا را سوزاند
عمر کوتاه تو پایان غم انگیزی داشت
جگر تو جگر ثانیه ها را سوزاند
بی حیا لحظه سختی که به تو آب نداد
با چنین کار دل عرض و سما را سوزاند
بس که در فکر رخ حضرت زهرا بودی
داغ آن صورت مجروح شما را سوزاند
گرچه مثل پدرت سوختی از زهر ولی
مجتبائی شدنت آل عبا را سوزاند
شیشه عمر تو را هلهله ها سنگ زدند
این جوان بودن تو بود خدا را سوزاند
طشت ها تا که به هم خورد خودت میدیدی
خیزران روی لب خشک، حیا را سوزاند
تا کبوتر به تو و صورت تو سایه فکند
ماجرایی دل خون شهدا را سوزاند
بعد غارت شدن جسم غریبی دشمن
خیمه های حرم کرب و بلا را سوزاند

دکلمه برای شهادت امام جواد

شعر زیبا به مناسبت شهادت امام جواد (ع)

کفتر قلبم زده پر سوی قبرت یا جواد

بر مشامم می رسد از بوی قبرت یا جواد

کاش من آیم ببوسم آن ضریح پاک تو

کاش شمعی من گذارم روی قبرت یا جواد

آهوی قلبم به عشق تیر عشقت می دود

صید کن با تیر خویش آهوی قبرت یا جواد

کاسه ی چشم مرا کن جوی عشق و عاشقی

پر بکن از اشک عشق این جوی قبرت یا جواد

بِین حجره ناله می کردی که می سوزد جگر

این کلامت شد برون از توی قبرت یا جواد

شعر شهادت امام جواد

همچنین بخوانید:

30 متن غم انگیز برای تسلیت شهادت امام جواد (ع)

25 عکس سوزناک شهادت امام جواد (ع) برای پروفایل و اینستاگرام



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits