دلگرم
امروز: دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۱۸ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
10 دکلمه زیبا در مورد شهادت امام حسن مجتبی (ع)
3
زمان مطالعه: 9 دقیقه
دکلمه شهادت امام حسن مجتبی (ع) ، در ادامه دکلمه و شعرهای زیبا بمناسبت شهادت امام حسن مجتبی (ع) گردآوری شده است تا انتها با دلگرم همراه باشید و از دکلمه در مورد شهادت امام حسن مجتبی استفاده نمایید .

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی (ع)

پرورش یافته‌ی راه اویس قرنم
گرچه بی تاب و اسیر همه ى پنج تنم
همه دم ذکر من این است و همه شب سخنم
من غلامى ز. غلامان امام حسنم

روزیم مى رسد از سفره ى احسان کریم
نام ما را بنویسید گدایان کریم

رکن ایمان شده در بند تولاى حسن
شک ندارم به کرم کردن فرداى حسن

کربلایى شده ماندیم همه پاى حسن
دل سپردیم به الطاف پسر‌های حسن

عقل وا مانده ز توصیف مقام و جاهش
عشق حیران شده در محضر عبداللهش

لطف مولای کرم بنده نواز است هنوز
دست عالم سر این سفره دراز است هنوز

خانه اش کعبه ى. حاجات و نیاز است هنوز
این در خانه‌ی عشق است که باز است هنوز

نقش باید بشود در همه جا، چون دل من
هر دری بسته شود جز در پر فیض حسن

جان به قربان مقامش، چه غریب است این مرد
بى سپاه است قیامش، چه غریب است این مرد

غصه دار است کلامش چه غریب است این مرد
بی جواب است سلامش، چه غریب است این مرد

خاکساران درش بر در دیگر نروند
گریه کن هاى حسن کور به محشر نروند

سفره دارى که سر سفره ى. او نعمتهاست
دل او مصحف پر صفحه‌ای از غربتهاست

سرخى کنج لبش، شرح همه محنتهاست
پاره هاى جگرش مرثیه‌ی تهمتهاست

چه شده زهر چه کرده بدنش سبز شده
تن او هم شبیه پیرهنش سبز شده

با دو چشم‌تر و یک قد کمان از کوچه
روز و شب روضه گرفته است: “امان از کوچه”

تب و لرز بدنش داشت نشان از کوچه
گفت: در روضه‌ی من، باز بخوان از کوچه

روضه خوان از غم ناموس و دل چاک بگو
از تکان دادن یک چادر پر خاک بگو

ناگهان کینه ى. یک شهر برافروخته شد
بدن و چوبه ى تابوت به هم دوخته شد

خواهر پاره جگر هم جگرش سوخته شد
غصه‌ها در دل بی طاقتش اندوخته شد

پسرش پشت سرش زد به سرش آه کشید
قاسم بن الحسن آتش به دل ماه کشید

می‌کشد آه از این روضه ى. درد آور، طشت
چقدر داغ گذارد به دل خواهر، طشت

زینبش آمده، اى واى! ببیند در طشت
صحنه ى بزم شراب و اسرا و سر، طشت

اشک خون، باز هم از دیده ى. خواهر می‌ریخت
از ته جام شرابش به روى سر می‌ریخت

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دلنوشته شهادت امام حسن مجتبی

چشم من آقا گریونه ؛ روی گونه هام بارونه

نظری کن آقا امشب ؛ به دلی که سرگردونه

دل بی سر و سامونم

به نگاه تو وابسته

بغض بقیعت آقاجون

راه نفسم رو بسته

براتو میسازیم آخر

گنبد و دو تا گلدسته

یه روزی میرسه با شور و با نوا

پیاده ما میریم تا صحن مجتبی

حسن جانم حسن

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دکلمه برای شهادت امام حسن مجتبی

زینب بیاور آخرین رخت کفن را

تا که کفن پوشم تن سبز حسن را

خالی‌ست جای مادرم تا که ببوسد

لب‌های‌ سرخ یوسف گل پیرهن را

حیدر بیا فتنه دوباره پا گرفته

بیرون کن از شهر مدینه بیوه زن را

قبل از سفر تا کربلا تاراج نمودند

با تیرهای پر ز کینه هستِ من را

عباس را گویید تا بیرون بیارد

ان تیرها که دوخته تابوت و تن را

بیرون کشیدم تیر از پهلویش ای وای

کردم زیارت گوییا امّ الحسن را

پیراهن خودرا ز خون او بشویید

حرفی از این تشییع با زینب نگویید

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دکلمه در مورد شهادت امام حسن مجتبی

سخت است چگونه بنویسم محنت را
آتش زده این زهر تمام بدنت را

آن روز دوشنبه که در خانیتان سوخت
سوزاند تمام دل و باغ و چمنت را

از بغض گلوی تو کسی نیست خبر دار
نشنیده از ان روز کسی هم سخنت را

از کودکیت سوختی و شکوه نکردی
حالا همه دیدند، ولی سوختنت را

هر پاره جگر تکه‌ای از غصه‌ی کوچست
مادر تو کجایی که ببینی حسنت را

تشیع تو هر تیر که از چله برون شد
میدوخت به تابوت نخی از کفنت را

این صحنه خودش گوشه‌ای از کربلا شد
صد حرمله با تیر نشان کرده تنت را

هرچند کفن پاره و گلگون شده،

اما غارت که نکردست کسی پیرهنت را

سنگین که نشد سینه ات از چکمه‌ی شمری
پر خون که نکردست سنانی دهنت را

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دکلمه با موضوع شهادت امام حسن مجتبی

در کرم خانه حق سفره به نام حسن است

عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه ی مادری است

ور نه در زاویه عرش مقام حسن است

هرکه آمد به در خانه او آقا شد

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

حرم و نام و وجودش همه ی شد وقف حسین

هر حسینیه که برپاست خیام حسن است

دست ما نیست اگر سینه‌زن اربابیم

این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هرکه خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید

غربت از روز ازل باده جام حسن است

تا زمانی که خدائی خدا پابرجاست

پرچم حسن حسن در همه ی عالم بالاست

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

شعر سخنرانی شهادت امام حسن مجتبی

کریمی و بی همتایی ؛ تویی که به غم معنایی

همه ی میدونن ای آقا ؛ وارث غم زهرایی

تو خاطره هات داری تو

یه خاطر ه ی تلخ آقا

وقتی به زمین خورد مادر

صدای میزدی یا زهرا

تو بودی و دو گوشواره

مادر تو افتاد از پا

به پیش چشم تو یه پست بی حیا

غرورت رو شکست میون کوچه ها

حسن جانم حسن

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دکلمه ی شهادت امام حسن مجتبی (ع)

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیده زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن
مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

متن برای شهادت امام حسن مجتبی

ای غریب وطن یابن رسول ا…
سیدی یا حسن یابن رسول ا…
ای که خون شد دلت همسرت قاتلت
یا حسن یا حسن امام مظلوم

تو که حکم خدا از سخنت ریخته
ز چـه خون دلت از دهنت ریخته
ای به ماه صفر پاره پاره جگر
یا حسن یا حسن امام مظلوم

تو که جز لطف و جز کرم نداری حسن
در مـدینه چـرا حـرم نـداری حسن
شاهد صبر تو غربت قبر تو
یا حسن یا حسن امام مظلوم

غمت از کودکی آتشِ دلها شده
شاهـدم چادر خاکی زهرا شده
در دل کوچه‌ها با دلت شد چه‌ها
یا حسن یا حسن امام مظلوم

روز تشییع تو خون دل یاران شده
تنت از تیـر کینـه لالـه‌باران شده
پیش چشم حسین آن شه عالمیْن
یا حسن یا حسن امام مظلوم

قبر بی زائرت شد سند غربتت
اشک مهدی روان در حرم خلوتت
شیعه گوید مدام به مزارت سلام
یا حسن یا حسن امام مظلوم

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

شعر شهادت امام حسن مجتبی

این نمکـدارترین روضه نمک گیرم کرد
پسرِ فاطمه با دستِ خودش سیرم کرد

روضه یِ کـوچه یِ غمهایِ کـریمِ طا‌ها
در همین اوجِ جوانی به خدا پیرم کرد

مادر افـتاد زمـین و پسر افتاد زمین
مـَردک پست بلافاصله تحقـیرم کرد

چادرِ عصمت و پاکی شده خاکی اِی وای
معجرِ خاکی و خونیشْ زمین گیرم کرد

آمد و زد لگد و بد زد و بد گفت و سَند…
پاره کرد و پس از آن حادثه تکفیرم کرد

پس از آن واقعه هر روز به من گفت: سلام
آن سلام عـاشقِ زَهـر و اَجَل و تیرم کرد

خواهرم داخلِ این تشت اگرخونِ دل است
روضه یِ بند و غلِ کوفه به زنجیرم کرد

ندبه خوان باش که فرزندِ حسن می‌آید
جـمـعه یِ آمدنش عـاشقِ تکـبیرم کرد

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

شعر بلند برای شهادت امام حسن مجتبی

صلح وقتی به معنی صلح است، که پذیرنده سنگری دارد

و اگر صلح را قبول نکرد، پُشتگرمی به لشکری دارد

و اگر پرچم سفید نداشت، یا به یاران خود امید نداشت

سر به زانوی غم اگر که گذاشت، دامن مهر مادری دارد

دامن مادری اگر که نداشت، چاره دیگری اگر که نداشت

باز در اوج بی کسی‌هایش، سر در آغوش همسری دارد

سنگری نیست، لشگری هم نیست، چند وقتی‌ست مادری هم نیست

پشت این مرد ظاهراً خالی‌ست؛ نه که در پشت، خنجری دارد

همه ی درها به روی او بسته، همه ی درها به روی او بسته

همه ی درها به روی او … اما… همان‌ گونه رو به غم، دری دارد

زنی آمد میان بیت نشست، کاسه زهر را گرفت به دست

به خیالش که خانه تاریخ، شیشه‌های‌ مُشجّری دارد

هرچه گشتم میان باطل و حق، هیچ حرفی به غیر جنگ نبود

ای لغتنامه‌ها قبول کنید، صلح معنای دیگری دارد

دکلمه شهادت امام حسن مجتبی

دکلمه کوتاه شهادت امام حسن مجتبی

حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد
ازخاک پای تو دُر و گوهر درست کرد

ته مانده‌ی پیاله‌ی آب تو را گرفت
تا سلسبیل و چشمه کوثر درست کرد

از گرد و خاک رزم تو کولاک آفرید
از شیوه‌ی نبرد تو محشر درست کرد

باید برای وقت سکوتت ذبیح داد
باید هزارتا علی اکبر درست کرد

دل روی دل برای تو باید ضریح ساخت
باید حرم برای تو دلبر درست کرد

باید بجای شمع مزار تو آب شد
باید شبیه مضجع پاکت خراب شد

عاشق شدن به گوشه نگاهت عجب نداشت
هرکس که دید روی تو را روز و شب نداشت‌

ای قبله مدینه و درمان درد‌ها
جز خانه تو، شهر مدینه مطب نداشت

با روی باز بر همگان لطف میکنی
حتی به سائلی که رسید و ادب نداشت

سهمش قبول توبه نشد هر که در قنوت
یا محسن و بحق حسن روی لب نداشت

بین صحابه تو کسی خوش مثل نشد
حیف! از زمانه‌ی تو که آقا! وَهَب نداشت

اینجا نواده‌های تو صاحب حرم شدند
یعنی ارادت عجمی را عرب نداشت؟

در شهر ری مزار تو را یاد میکنم
با یاحسن وجود خود آباد میکنم

6 شعر کودکانه درمورد امام حسن مجتبی (ع)

اشعار برگزیده شهادت امام حسن مجتبی



این مطلب چقدر مفید بود ؟
3.7 از 5 (3 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید