دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۰۵ آبان ۱۴۰۰ برابر با ۲۰ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۲۷ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
کلمات مترادف و مخالف و هم خانواده فارسی ششم
10
زمان مطالعه: 9 دقیقه
در این مقاله کلمات مترادف مخالف و هم خانواده فارسی ششم را آموزش خواهیم داد. با ما در مجله دلگرم همراه باشید .

کلمات مترادف ، مخالف و هم خانواده فارسی ششم

separator line

معنی لغات جدید درس اول ستایش فارسی ششم

دمی: لحظه ای
جوی : پیدا کن
بود : باشد، هست
صبحگاه: هنگام صبح
نهان : پنهان ، مخفی
نشان :نشانه ،علامت
جهان افروز: روشن کننده ی جهان
غوک : غورباغه
داوری : قضاوت کردن
نیلی : آبی تیره کبود رنگ
برکه : آبگیر ، گودالی که در آن آب جمع شده باشد
انبوه : زیاد ، فراوان
زینت داد : تزیین کرد
گلگون : سرخ رنگ
تاب نیاوردند : تحمل نکردند
صنوبر : نام درخت
جلا دادن : شفاف و پاکیزه ،
قشر : لایه
دل انگیز: زیبا ، جالب
چیره دست : ماهر، استاد ، زبردست
معرفت : شناخت
شگفت انگیز: عجیب و غریب، تعجب آور
پذیرفت: قبول کرد
آویخت: آویزان کرد
ارغوانی : قرمز مایل به بنفش
بگشود : بازکرد
رمه: گله
نشانید : گذاشت ، قرار داد
سراغ: پی چیزی رفتن، دنبال

واژگان متضاد

هست = نیست
متصّل = جدا
سوال = جواب
دیدم = ندیدم
آهسته = سریع
نهان = آشکار
نیکی = بدی
روشنایی = تاریکی

separator line

معنی لغات جدید درس دوم فارسی ششم

عهده : مسئولیت
دلنشین : جذاب ، زیبا و قشنگ
لطیف : ملایم ، نرم
پیشین : قبلی ، گذشته
پی در پی: پشت سرهم ، پیوسته
شگفتی : تعجب ، حیرت
کوچ : مهاجرت، از جایی به جایی رفتن
نهاده است: قرار داده است
معتدل: آب و هوایی که نه سرد باشد نه گرم
جامه : لباس
پیمودن: طی کردن ، پشت سر گذاشتن
لطف : محبّت ، مهربانی
جست : جهید ، پرید
جنب و جوش : تلاش و فعالیت بسیار

واژگان متضاد

اوایل = اواخر
معلوم = مجهول
طولانی = کوتاه
کمیاب = زیاد

separator line

معنی لغات جدید درس سوم فارسی ششم

آسیاب : دستگاهی برای خرد کردن و آرد کردن گندم و جو و دانه های دیگر
حیات : زندگی
می لنگید : لنگان لنگان راه می رفت، در راه رفتن ناتوان بود
اساس : پایه بنیان
حدس زدم : گمان کردم ، پنداشتم ، فکر کردم
اثاث : وسایل ، ابزار
خوار : حقیر
خار : تیغ
معذرت خواهی: عذرخواهی
قضا : سرنوشت

زاغکی : زاغ کوچکی
زاغ : پرنده ای از خانواده ی کلاغ در اندازه و رنگ های مختلف
قالب : قطعه ، تکه ، پاره
حیلت ساز: حیله گر ، مکار
خوش آواز: خوش صدا ، خوش نوا

خوش خوان : خوش آواز
آواز : صدا ، بانگ ، نغمه ، سرود
روبهک : روباه کوچک
طعمه: خوردنی ، خوراک
بربود:ربود ،برد ،دزدید

separator line

معنی لغات جدید درس چهارم فارسی ششم

حکیم : دانشمند، فیلسوف ، طبیب پزشک
قصد : اراده کردن ،نیت ،میل
افزوده می شد: اضافه می شد
بر افراشته : بالا برده، بالا گرفته شده
چاره : راه حل ، تدبیر
نیک نامی : خوش نامی، معروف به خوبی
تعلیم: یاد دادن

separator line

معنی لغات جدید درس پنجم فارسی ششم

غلام : خدمتکار ، نوکر
کارمت : که برایت بیاورم
ارمغان : هدیه ، سوغات
گریستن : گریه کردن
خواجه : بزرگ ، سرور، تاجر
قضا : سرنوشت، تقدیر
حبس : زندان ، بازداشت
شکّرسخن : شیرین سخن ، شیرین گفتار
خطّه: سرزمین
بازرگان: تاجر
گران بها: قیمتی ، باارزش
صحنه: منظره ای واقعی یا خیالی که رویدادی را نشان می دهد.
زین: از این
خام : بیهوده، ناپخته، نسنجیده
تجارت : بازرگانی، داد و ستد، معامله
تپید : جنبید، حرکت کرد ، بی قرار شد
راس : واحد شمارش چهارپایان
شادکام: خوشحال
کنیزک: خدمتکار، زنی که برده باشد
بازگو: بیان کردن، دوباره گفتن
همتا : مانند، مثل
زهره اش بدرید : ترسید
دلداری دهد: همدردی کند، غم خواری کند
بند : طناب ، ریسمان
کول : شانه و دوش
قافله : کاروان ،

separator line

معنی لغات جدید درس پنجم فارسی ششم

افراسیاب : فرمانده ی سپاه توران
سرپنجه : نیرومند، توانا
سرانجام : عاقبت و پایان کاری
خاور: مشرق متضاد باختر، مغرب
بی تابی : بی قراری،
نا آرامی کمان : ابزار تیراندازی
چاره: راه حل
سامان دادن : به ترتیب چیدن ، منظّم کردن
تیزبال : سریع
تیزبال رشید: راست قامت ، دلاور
نقص :عیب ، کمی، کاستی

استوار : پابرجا ، پایدار

محکم پولادین: ساخته شده از فولاد، محکم، نیرومند
تناور: تنومند ، درشت پیکر ، دارای ساقه ی بزرگ و قوی
زمزمه: آوازی که به آهستگی و زیرلب خوانده شود.
توران : نژادی ایرانی
بردباری : صبر ،شکیبایی
اندوه : ناراحتی ، غم ،غصّه
اندوهگین : غمگین ، غصّه دار ،
سوگوار تحقیر : خوار کردن ، کوچک شمردن
سرپنجه : نیرومند، توانا
بی تاب: بی قرار ، ناآرام
ماهر: استاد
نیم روز : میان روز ، وسط روز
تیغه : لبه ی شمشیر
گهر : گوهر ، مروارید
برّان: تیز ، برنده
برق : صاعقه
گوهرفشانی : پراکندن مروارید
دیرین: قدیمی
چابک: تند و سریع ، چالاک
غرّان: غرش کنان، در حال غریدن
تیره: تاریک ، سیاه
تندر: بانگ رعد، صدایی که هنگام رعد و برق به گوش می رسد
پهن: گسترده
وارونه : برعکس
بس: بسیار ، خیلی ، فراوان

واژگان متضاد

پیروزی = شکست
ناامید = امیدوار
سختی = آسانی
آشتی = قهر
خاور = باختر
تنگ = گشاد
بی جان = جاندار
محکم = شل

separator line

معنی لغات جدید درس ششم فارسی ششم

حضور: حاضر بودن ، وجود داشتن
رخسار: چهره ، روی ،سیما
نشاط : شادی ، شوق
خروشان : پر سرو صدا
هیجان : شور و شوق
انبوه : بسیار ، فراوان ، زیاد
پرتوان : باقدرت ، پرنیرو ، توانا
غوغا : سرو صد
اسقبال: به پیشواز کسی رفتن
تپش : تپیدن، جنبش
انتظار: چشم به راه بودن ، امید داشتن
رخ: صورت ، چهره ، گونه
هین: بدان ، آگاه باش
لحظه شماری: انتظار کشیدن ، پیوسته منتظر کسی بودن
لحظه : زمان خیلی کوتاه
بالاخره : سرانجام ، عاقبت
همهمه : سر و صدا ، هنگامه
خیره شدن : توجه عمیق ،نگاه کردن به چیزی بدون چشم برداشتن از آن
بی صبرانه: زود ، بی طاقتی ، نا آرام
مشام : بینی برنا : جوان

separator line

معنی لغات جدید درس دهم فارسی ششم

رونق داشتن : خوب بودن وضع کسب و کار
حرفه : شغل ، پیشه ، کار
طبع : ذوق، استعداد
جویا : کنجکاو ، جستجوگر
اقامت گزیدم : در جایی ساکن شدم ، ماندم
کنج : گوشه
فروزان : تابان ، درخشان ، روشن
ذوق : شور و شوق ، علاقه .
توانایی قریحه : ذوق و استعداد
عاجز: ناتوان ، درمانده
استعداد : آمادگی ، توانایی
مقصود : خواسته ، آرزو ، نیت
لبریز : پر، لبالب
دایرشدن : تشکیل شدن ، ایجاد شدن
سرمشق : الگو، نمونه
فعّال : پرکار ، کوشا
فعّالیت : کوشش ، تلاش
مکتب : محل درس خواندن، نام مدرسه در قدیم
پرشور : پر حرارت ، با هیجان
اجتماع : گروه ، جمعی از دسته های انسانی
از پس : از پشت
ابداع : نوآوری ، چیزی را از نو پدید آوردن ، ایجاد کردن
بام : بالای ساختمان ، پشت بام
پشتکار : تلاش برای انجام کاری ، با علاقه کاری را پیگیری کردن
پند : نصیحت ، اندرز
سرگذشت : شرح حال
اراده : خواست ، میل ،تصمیم
صبر : شکیبایی ، بردباری
خشنود : راضی ، خوشحال ، شادمان
آیت : نشانه
هما : پرنده ای افسانه ای که سایه اش باعث سعادتمندی می شود
ابوالعجائب : پدر شگفتی ها
ماسوا: موجودات ، مخلوقات ، غیر از خدا
رخ : سیما ، صورت
مسکین : فقیر ، تهی دست
قسم : سوگند
کرم : لطف ، جوانمردی
بزرگواری نگین : سنگ قیمتی که روی انگشتر می گذارند
مدارا : با نرمی و ملایمت رفتار کردن
علم کند : معرفی کند ، برپا کند ، مشهور بسازد

separator line

معنی لغات جدید درس یازدهم فارسی ششم

اعتقاد : باور، ایمان ، عقیده
محتاج : نیازمند
سقوط : افتادن
دژ: حصار ، حلقه
متجاوز: ستمگر، کسی که به دیگران طلم می کند.
گذرگاه : محل عبور، جای گذر
وصف ناپذیر: غیرقابل توصیف، وصف نشدنی
سقّا : کسی که به تشنگان آب می دهد.
نظاره می کرد : نگاه می کرد ، تماشا می کرد
مانع : جلوگیری کننده ، سد
ترجیح دادن : برگزیدن، کسی یا چیزی را بردیگری برتری دادن
تسخیرناپذیر : مکان یا چیزی که به آسانی نتوان آن را به دست آورد ، مکان یا چیزی که دسترسی به آن دشوار است.
مسئولیت : سرپرستی یک کار مهم
عملیّات : فعالیت ها ، کارها
دم : لحظه ، زمان کوتاه
مقابله : رویارویی ، مواجهه بی وقفه : بی درنگ ، بدون توقف ، پشت سرهم
حمله : هجوم ، یورش ، تاختن

separator line

معنی لغات جدید درس دوازدهم فارسی ششم

سطر : یک خط از یک نوشته
صمیمی : یکدل ، همدل
حومه : اطراف
مختصر : کوتاه ، کم ، گزیده
حسرت خوردن : آه و افسوس کردن ، حسرت کشیدن
لاشه : جسد اسرار : جمع سر ، رازها

separator line

معنی لغات جدید درس سیزدهم فارسی ششم

ربّ جلیل : خدای بلند مرتبه، خدای بزرگ
عدل : انصاف ، عدالت ، رعایت برابری
بنده پروری : رفتار دوستانه داشتن ، مهربانی و لطف کردن
طغیان : از حد خود گذشتن ، بالا آمدن آب
حسرت : اندوه ، آه و افسوس
خرد : کودک ، کم سن و سال
دایه : پرورش دهنده ، پرستار کودک
وحی : آن چه از طرف خدا به پیامبران نازل شود.
درفکند : انداخت ، رها کرد ، افکند
شیوه : راه و روش
گاهوار : گهواره
بسپار: واگذار کن ، بده
شنیدستم : شنیده ام
شهباز: باز ، نوعی پرنده شکاری سفید با پنجه و منقار قوی
کهنسال : پیر
تاخت : حمله کرد
تازان : با سرعت ، پرشتاب
پران : در حال پریدن
درحال پرواز اجل : پایان زندگی ، زمان مرگ
نگون اقبال : بدبخت ، تیره بخت
زه : چلّه ی کمان
صیاد : شکارچی
صلاح : شایسته ، مصلحت

حیّ داور: خداوند ، پروردگار

separator line

معنی لغات جدید درس چهاردهم فارسی ششم

مشک : ماده ای روغنی که بسیار معطر و خوش بو است.
طبله : صندوقچه
عطّار : عطرفروش
اندوخت : جمع کرد ، گردآوری کرد
آموخت : یاد داد ، یاد گرفت
غازی : جنگجو
قاضی : داور
پرهیز کردن : دوری کردن ، خودداری کردن از انجام کاری
طبل غازی : طبلی که در پیشاپیش لشکر به صدا در می آید ، طبل جنگی

واژگان متضاد

نادان = دانا
عالم = جاهل
بی ادب = با ادب
بلند آواز = خاموش

separator line

معنی لغات جدید درس پانزدهم فارسی ششم

بیشه : جنگل ، جنگل
کوچک خفته : خوابیده به خواب رفته
متغیّر : خشمگین ، عصبانی
حول و حوش : اطراف ، دورو بر
صید : شکار
هراس : ترس ، احساس نگرانی
یک غازی : بی ارزش ، ناچیز
بازیگوش : کسی که بیشتر به فکر بازی و تفریح است.
مغفرت : بخشش گناهان ، آمرزش
وحوش : جانوران وحشی ، جمع وحشی
موشک : موش کوچک
خطاکار : کسی که کار نادرستی انجام داد ، گناهکار
حاصل کرد : به دست آورد ، کسب کرد
چار : چهار
رحم : مهربانی ، بخشیدن
سحر آمیز : جادویی ، بسیار شگفت انگیز
جست : جهید

separator line

معنی لغات جدید درس شانزدهم فارسی ششم

معلّق : آویزان
واپسین : آخرین ، پایانی
فیلسوفان : جمع فیلسوف ، دانشمندان علم فلسفه
گریزان : گریزنده ، شتابان
فلان : اشاره به شخص نامعلوم
در گذرم : از دنیا بروم ، بمیرم
گویی : مثل اینکه
منتظر : چشم به راه ، کسی که انتظار می کشد
دانش اندوزی : علم آموزی ، یادگیری ، فراگیری دانش
سپری شد : به پایان رسید ، به اتمام رسید
اتّفاق : رویداد ، پیشامد ، حادثه
جاهل : نادان ، بی خبر
واپسین : آخرین ، پایانی
برنا : جوان
فزای : بیفزای ، اضافه کن
رامش : آرامش ، آسودگی

separator line

معنی لغات جدید درس هفدهم و نیایش فارسی ششم

دلنشین : جذاب ، زیبا و قشنگ
نمایان : آشکار
معرفت : شناخت
مجازی : غیر واقعی
فنّاوری: استفاده از علم در کارهای مختلف مانند پزشکی ، کشاورزی ، بازرگانی و …
فضل: بخشش
رحمت: مهربانی ، دلسوزی ، بخشایش
صواب: راست ، درست
کامران: پیروز ، موفق
توفیق : موفقیت ، کامیابی

ذات: وجود ، هستی
لفظ : زبان
حامی: نگهبان
پشتیبان ناظر : نظاره گر ،بیننده
ثنا: ستایش ، ستودن
احسنت : آفرین
علّاف : بیکار
صاحب : دارنده ، مالک
اثر : نشان ، علامت
عیب : نقص ، کمبود
باز : دوباره ،
رطب : خرمای تازه
منع کردن: بازداشتن ، دور کردن
مستجاب : پذیرفته شده ، برآورده

separator line

حتماً بخوانید:
کلمات متضاد فارسی پنجم دبستان

کلمات متضاد فارسی پنجم دبستان

در این مطلب از دلگرم کلمات متضاد فارسی پایه پنجم ابتدایی آموزش داده می شود .


این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.9 از 5 (10 رای)  
  • منبع
  • dabesto.ir
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید