اشعاری در مورد آخرین پنجشنبه سال | به یاد رفتگان

۲,۳۴۶
۱
۰
پنج شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ ۰۷:۰۹

شعر پنجشنبه آخر سال

پنجشنبه است به یاد درگذشتگان و اسیران خاک:

اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ

التماس دعا

separator line

شعر تسلیت پنجشنبه آخر سال​

چشم برهم نهادیم گردش دوران گذشت

بر یکی سخت و بر دیگری آسان گذشت

روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی

یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت

پنجشنبه‌ها هدیه مسافرای آسمونی رو فراموش نکنیم، با ذکر فاتحه و صلوات

separator line

شعر دلتنگی برای مادر در آخرین پنجشنبه سال

خنده ام با دیگری، درمان دردم مادر است
مایه ی دلگرمیَم، وقتی که سردم مادر است

آنکه در هر سجده اش حتما دعایم می کند؛
با تمام آن خطاهایی که کردم مادر است

او که می بخشاید و من را نمی راند زِ خود؛
آن زمانی که خدا هم کرده طردم مادر است

دائما دلشوره فردای من را دارد و…
میشود دلواپسم هرجا و هر دم، مادر است

او که بی این واژه ها هم خوب می فهمد فقط…
حال و احوال مرا از روی زردم،مادر است

این غزل هم مانده عاجز،نه نشد وصفش کنم…
او تمام هستیم، درمان دردم مادر است…

پنجشنبه آخر هفته است

شادی روح اموات بفرستید فاتحه و صلوات

separator line

متن شعر پنجشنبه آخر سال برای استوری

یک شمع خاموش می شود
یک ستاره می میرد
یک جای خالی هرگز پر نمی شود
پنجشنبه و یاد درگذشتگان

separator line

شعر در مورد رو الفه

پنجشبه است و دل پر از بی تابی فرزند
دیده به سویت نگرانست هنوز
غم نادیده تو بار گران است هنوز
رفتی و دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
بعد از توبه کدام کوه تکیه کنم
پنجشنبه بیاد همه مسافران بهشتی

separator line

شعر کوتاه در مورد آخرین شب جمعه سال

یک دانه شمع

یک شیشه گلاب

یک دستمال نمدار

چه خانه تکانی ساده ای دارن رفتگان

تنها به فاتحه ای قانع اند و اندکی سکوت

به یاد مسافران بهشتی

هدیه‌ای پیشکش درگذشتگان، پدران و مادران آسمانی، بخوانیم فاتحه و صلوات

separator line

شعر پنج شنبه اخر سال برای فوت پدر

رفیق اونی نیست که باهاش خوشی

رفیق اونی هستش که بدون اون داغونی

شادی روح پدر و مادر بفرستید صلوات

شب پنجشنبه هستش یه فاتحه بفرستید

separator line

شعر در مورد پنجشنبه آخر اسفند

پنجشنبه‌های دلتنگی…

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشم های مهربانت را ندیدن ساده نیست
روحشون شاد

separator line

شعر برای تسلیت شهدا در آخرین پنجشنبه سال

بر سر هر کوچه ای دیدم که نامی آشناست

جمله مردان الهی یک شهید از کربلاست

چهره زیبایشان اذن دخول کوچه هاست

بس حکایت پشت این تصویرها، تمثیلهاست

غیرت و مردانگی می جوشد از سیمای جان

بر تمام اهل دل اینگونه او قبله نماست

همچو ماه اندر سما، باشد چراغ راهها

بر نوامیس محل او حافظی بی مدعاست

چون گلی از آسمان آویز گردد بر زمین

بوی عطرش بر جوانان محل هم کیمیاست

هر زمان نام و نشانی باز می خواهد کسی

چلچراغی باشد و نامش نشانی از سراست

آن دمی کز یاد بردم کیستم اندر میان

با نشانش من نشانی داده ام،او بهر ماست

گر بپرسی از چه رو دست عدو گشته تهی

گویمت نصر الهی از دعای شهداست

هادی امشب را سحر کردی دعای دیگری

بر علی کن تا قیامت راه او ،راه خداست

separator line

شعر در مورد آخرین پنجشنبه سال

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺣﻠﻮﺍﯼ ﺧﯿﺮﺍﺕ …

ﯾﺍﺩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ …

ﻃﻌﻢ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻓﻮﺭﯼ …

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻻﮐﺮﺩﺍﺭ …

separator line

دوبیتی در مورد 5 شنبه اخر سال

ای‌کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال، از دل خاک

چون سبزه، امید بردمیدن بودی

separator line

شعر طولانی درباره پنج شنبه آخر سال

بود که بار دگر بشنوم صدای تو را؟

ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را

کی‌ام مجال کنار تو دست خواهد داد

که غرق بوسه کنم، باز دست و پای تو را

دل‌گرفته من کی چو غنچه باز شود؟

مگر صبا برساند به من هوای تو را

separator line

شعر غمگین پنجشنبه آخر سال

چه غریبانه و ناباورانه می‌روند آنان که دوستشان داریم

آنچه می‌ماند فقط خاطرات است …

و ما تنها تسلیم خواست پروردگاریم

ای خدای مهربان آن‌گونه که شایسته است

این عزیز را دوستش بدار و بیامرزش

separator line

شعر پنجشنبه آخر سال و یاد رفتگان

غصه‌ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره‌اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی‌ثمر

تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

بی‌نشان را خاک تیره شد به سر

separator line

شعر یادبود اموات در پنجشنبه آخر سال

رفتی ز دیده و داغت بـه دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
آن قدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه ی جا ورد زبان هاست هنوز

separator line

شعر درباره پنجشنبه آخر سال و نبود رفیق

فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان

آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
گو نفسی که روح را می‌کنم از پی اش روان

ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینه‌ام بار دل است بر زبان

گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمی‌رود آتش مهر از استخوان

حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن
چشمم از آن دو چشم تو خسته شده‌ست و ناتوان

بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
نبض مرا که می‌دهد هیچ ز زندگی نشان

آن که مدام شیشه‌ام از پی عیش داده است
شیشه‌ام از چه می‌برد پیش طبیب هر زمان

حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم بخوان

separator line


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits