گلچین اشعار ناب از دکتر فرامرز عرب عامری

۱,۲۴۱
۱
۰
شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۲۲:۱۲

مجموعه ای از شعرهای زیبای دکتر فرامرز عرب عامری

در این صفحه از مجله دلگرم گلچینی از بهترین اشعار دکتر فرامرز عرب عامری را برایتان تهیه و گردآوری کرده ایم. با ما تا آخر این مطلب همراه باشید .

اینجا بـه دلسپـردن من گیر داده اند از دکتر فرامرز عرب عامری

اینجا بـه دلسپـردن من گیر داده اند
مشتی اجل به بردن مـن گیر داده اند
اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب
امـا به آب خـوردن مـن گیر داده اند
مانند شمـع در غـم تـو آب می شوم
مردم به فـرم مردن من گیر داده اند
چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم
وقتی بـه شـالگردن من گیر داده اند
در شهر حس و حال برادرکشی پر است
گرگان به جامـه تن من گیر داده اند
مانند یک مـجسمه پاشیده ام ز هم
حتی به دل شکستن من گیر داده اند
دامن بخون زدم که به دست آورم تو را
این دستـها به دامن من گیر داده اند
گر پا دهـد برای تو سـر نیز می دهم
اینجا به دلسپـردن من گیر داده اند

separator line

فرامرز عرب عامری / ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام

تا دسته دسته موی تو جوگندمی که شد
دیدم چه سرزمین پر از خیر و برکتیست
-
ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام
تو قهوه می خوری و من نمی برد خوابم
-
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
-
دکتر فرامرز عرب عامری

separator line

چند بیت از اشعار زیبای دکتر فرامرز عرب عامری

از قسمت و حکمت ای خدا خسته شدم
اینبار برای من فقط معجزه کن

***

از من پس از تو چیز زیادی نمانده است
جز چشمهای تر که به در خشک می شود

***

بگو به خاطره هایت دگر خیالی نیست
شب گذشته دلم را عصب کشی کردم

***

روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلی ها

***

از نگاهم رفتی و دارد خدایی می کند
بغض های از رگ گردن به من نزدیکتر

***

پای عرق اگر که نشستی سگی بخور
شاید زمان مستی آن با وفا شدی

***

پختست روزگار چه آشی برای عشق
او می رود و من پرم از اشک پشت پا

***

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
اینهمه رنگ قشنگ از کف دنیا برود

***

درد است که با نسیم سردی برود
آنکس که به خاطرش به طوفان زده ای

***

روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلی ها

***

بگو به خاطره هایت دگر خیالی نیست

شب گذشته دلم را عصب کشی کردم

***.

دیر آمدی آنقدر تا فصل خزان آمد
حتی صدای برگها را هم در آوردی

***

رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم
شعرهایم دستباف مهربانی های توست

***

تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد

***

شب دیوانگی و روز سیاهش با من
عاشقان عشق بورزید گناهش با من

***

شهر را چشم انتظاریهای من برداشته
هر که در این کوچه می پیچد دلم پر می کشد

***

از من پس از تو چیز زیادی نمانده است
جز چشمهای تر که به در خشک می شوند

***

می دوختم زمین و زمان را به هم اگر
می خواستی به قدر سر سورنی مرا

***

داغ دوری از لبش دکتر امانم را برید
بوسدارویی برای درد من تجویز کن

separator line

بیشتر بخوانید :

شعر زیبای عقاب و زاغ از دکتر پرویز خانلری

شعر چه روزها که برای تو منتظر ماندم از حکیم جوزجانی

شعر زیبای مست و هوشیار از پروین اعتصامی

شعر ز پدر پرسید روزی یک پسر از مولانا

شعر زان روز حذر کن که ورق برگردد از ابوسعید ابوالخیر

شعر روزی که نماند دگری بر سر کویت از وحشی بافقی


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • شعر
  • شعر نو
  • شعر فرامرز عرب عامری
  • فرامرز عرب عامری
  • دکتر فرامرز عرب عامری

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter