شعر روز خواستگاری از حسین صفا

۱,۲۹۱
۴
۰
جمعه, ۱۷ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۱۹

شعر غمگین و عاشقانه روز خواستگاری

روز خواستگاری

عشق من! روز خواستگاری که

سینی از دست دخترم افتاد

یاد آن روز تلخ افتادم

که هوای تو از سرم افتاد

مادرم رخت شسته بود آن روز

کفتری روی بام خانه نشست

از لب بام دیدمت ، ناگاه

پشت بام از کبوترم افتاد

کوچه باریک بود ... قهر نکن

من فقط اندکی جوان هستم

باز تا دیدمت دلم لرزید

باز هم چادر از سرم افتاد

من همانم که مرده بود ، فقط

اندکی سالخورده تر شده ام

اندکی هر چه داشتم اما

یک شب از چشم همسرم افتاد

خانه در بی کسی فرو می رفت

عشق من! تا به یادت افتادم

آنچنان گریه ام گرفت که باز

پدرم یاد مادرم افتاد

کفتر از پشت بام خانه پرید

مادر از پای حوض پر زده بود

پدر آتش گرفت و خواهرم از

شانه های برادرم افتاد

ساعت چند و نیمِ دیشب را

چند پیمانه از خودم رفتم

تا بیایم به خواستگاری تو

باز چشمم به دخترم افتاد

شاعر حسین صفا

separator line


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(4 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter