نقد منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور

۱,۲۶۷
۳
۰
سه شنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۸ ۰۲:۲۳

نقد زیباشناختی شعر آیینی عاشورایی قیصر امین‌پور

مقدمه نقد منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور :
ذکر واقعه عاشورا در عرصه ادب فارسی دیرینگی قابل توجهی دارد، چنان‌که نمونه‌های آن را در آثار شاعران و نویسندگانی چون ابوالفضل بیهقی (تاریخ بیهقی)، کسایی، سنایی، عطار، مولوی، ابن یمین و ... می‌بینیم. بدیهی است از قرن هشتم و نهم به این سو به علت تغییر شرایط سیاسی اجتماعی شعر عاشورایی تجلی بیشتر و گسترده‌تری یافته است چنان‌که می‌توان گفت بخشی از حیات ادبی فارسی به عاشورا بازبسته است. عاشورا با روح و هستی فرهنگ و اندیشه ایرانی پیوند خورده و در فرهنگ ایرانی و ادبی ایران زمین ریشه عمیق یافته است، تا جایی که می‌توان ادعا کرد مکتب عاشورا است که به انقلاب و شعر انقلاب و شعر آیینی حیات می‌بخشد.

شعر آیینی عاشورایی از جمله حوزه‌های موضوعی شعر قیصر امین‌پور است که به موجب آن نشان داده شده است نسبت به مذهب شاعری متعهد و دردمند است به طوری که می‌توان او را در زمره برجسته‌ترین شاعران مذهبی و آیینی دوره معاصر قلمداد کرد.

وی با بیانی هنری دیدگاه‌های مذهبی و آیینی به ویژه محبت و باور قلبی خود را به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به تصویر کشیده و آثار ارزنده‌ای از خود به یادگار گذاشته است.

مجموع عاشورایی­ های شعر قیصر امین­ پور عبارتند از: منظومه ظهر روز دهم ـ نی­نامه ـ شعری برای زیارت ـ حماسه عباس ـ کودکان کربلا ـ چارپاره (یاد شربت­های شیرین و خنک، بوی ظهر داغ عاشورا به خیر، یاد آش نذری همسایه­ها، روضه­ها و نوحه­خوانی­ها به خیر) ـ کودکی که شمشیر بلندش کربلا را شخم می­زد.

از مجموع آنچه گفته آمد پژوهندگان در این مقاله بیشتر به منظومه ظهر روز دهم و نی­نامه با رویکردی انتقادی زیباشناختی پرداخته ­اند.

نوگرایی : شعر آیینی ـ عاشورایی فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است. از جمله آفت‌هایی که به ویژه طی دهه‌های اخیر شعر آیینی ـ عاشورایی را تهدید کرده است غلو، قیاس، تکرار و کلیشه­برداری بوده است که به موجب آن تحریف، عوام­فریبی و گمراهی از اتهاماتی هستند که مخالفان و سودجویان به شعر آیینی عاشورایی شیعی می‌زنند؛ حال آن که عظمت ائمّه اطهار(ع) و قیام عاشورا نیازی به افراطی‌گری‌ها و مبالغه‌ها ندارد.

بنابراین ضرورت دارد اهل بیت(ع) به ویژه قیام امام حسین(ع) با عقلانیت و اندیشه­ورزی و متناسب با شرایط زمانه به مردم معرفی شوند و در این میان شاعران رسالتی شگرف بر عهده دارند.

نوگرایی­هایی که قیصر امین ­پور در شعر آیینی عاشورایی ایجاد کرده است به اجمال عبارتند از:

  1. خلق تصویرهای نو (آمیختگی تصویری حماسی، عاطفی، عرفانی)
  2. تعبیرها و تفسیرهای شاعرانه نو از مسایل آیینی عاشورایی
  3. عدم توقف در بعد زمانی تاریخ عاشورا
  4. هنجارگریزی
  5. پرهیز از غلو، قیاس و تکرار
  6. پرهیز از عوام­فریبی
  7. استفاده از تعبیرهای واژگانی نو
  8. عقلانیت محوری

نقد شعر آیینی عاشورایی ظهر روز دهم قیصر امین‌پور

شعر قیصر امین‌پور پلی است که با عقلانیت و اندیشه‌ورزی و نوآوری در خلاقیت هنر، جلوه‌های ادبیات آیینی ـ عاشورایی را به تناسب زمان به مردم انتقال داده است.

نهضتی را که امین‌پور در این زمینه ایجاد کرده است مایه بازنگری و احیای شعر آیینی ـ عاشورایی با رویکردی انتقادی به باورهای مردمی و حذف بسیاری ناروایی‌ها و نشان­دادن راه معقول و سنجیده شعر آیینی ـ عاشورایی امروزی بوده است.

شعر قیصر درسنامه شعر آیینی ـ عاشورایی با رویکردی نوگرایانه و امروزی است. قیصر با نگاه زیرکانه و هنرورزی تام بی آنکه بخواهد از بینش معمول و متداول مردمی و هنری آیینی ـ عاشورایی بهره‌مند شود، ترجیح را بر آن می‌نهد که مردم را با اندیشه‌ها و برداشت‌های شاعرانه خود، که برخاسته از مطالعه دقیق و عمیق او از قلمرو مفاهیم دینی است، همنوا و همراه کند. از این رو، می‌توان قیصر را شاعری اصلاح‌گرا در شعر آیینی ـ عاشورایی قلمداد کرد.

از هنرورزی‌های قیصر در شعر آیینی عاشورایی یکی آن است که شاعر خود با دریافت‌های شخصی و با عینک نگاه شخصی خویش، به موضوع کربلا و عاشورا می‌پردازد.

خطری که این روش برای شاعر به همراه دارد این است که نتواند در خور مقام و مرتبه کربلاییان و عاشوراییان و ائمّه اطهار(ع) سخن بگوید.

در اغلب سوگ­سروده‌های آیینی ـ عاشورایی این نقص مشاهده می‌شود که شاعر بی آنکه به فضیلت و قدر و شکوه و عظمت قیام عاشورا و شهادت بپردازد، به سوگ‌سرایی و مرثیه پرداخته است.

البته ذکر مصیبت عاشورا و مظلومیت ائمه اطهار(ع) و پایمالی حق اعتبار و ارزش خاص خود را داراست، ولی فلسفه شهادت، فرهنگ عاشورا، حماسه‏آفرینی‌ها، آرمان­گرایی‌ها و ... از جمله مفقوده‌های این گونه شعرهاست.

قیصر امین‌پور بی آنکه به مرثیه و سوگ صرف و گریه و شیون بپردازد، با بینشی سیاسی اجتماعی به فرهنگ عاشورا، فلسفه شهادت، عشق در عاشورا، حماسه عاشورایی، شهادت­طلبی و آرمان­جویی‌ها و رشادت‌ها و تعمیق آگاهی در شعر بر اساس مطالعات دقیق و عمیقی پرداخته است که در قلمرو هنری مفاهیم دینی کمتر مشابهی برای آن می‌توان متصور شد.

نباید از نظر دور داشت که هرگونه نوگرایی شعری آن هم در موضوعاتی که با اندیشه، فرهنگ، باور و ایمان جمعی مرتبط است برای شاعر اضطراب‌ها و دلمشغولی‌هایی را هم به همراه دارد.

این نکته را می‌توان از جمله موانع نوگرایی هنر شاعرانه دانست. زیرا شاعر در این صورت با قضاوت دیگران مواجه می‌شود که می‌تواند در سرنوشت هنری شاعر تأثیر بسزایی داشته باشد.

با این وصف، قیصر امین‌پور در نوگرایی شاعرانه خویش راه میانه را برگزیده است؛ نه در دام تکرار مانده است و نه اسیر افراطی­گری‌های نوگرایان هم­دوره‌اش.

قیصر بر کنار از هرگونه نوگرایی‌های افراطی، به ساخت و صورت و زیبایی‌شناسی متعادلی در شعر رسیده است.

با وجود آن­که در بطن جریان‌های نوگرایی است و دسته­بندی‌های شعری وسوسه انگیز دهه­های‌ 70 و 80 و مهم­تر از آن مدرنیسم­گرایی و پست­مدرنیسم­گرایی مرسوم شاعرانی شده بود که قیصر هم می‌توانست یکی از آنها باشد، شعر خود را در حدی ملایم با ضرورت مخاطب­شناسی دقیق و پیش‌بینی ضرورت استقبال مخاطبان سامان می‌بخشد.

نوآوری‌های قیصر امین‌پور در حوزه‌های گوناگون زبانی (واژگان، شکل و فرم) صور خیال (آشنایی­زادیی ـ حس­آمیزی ـ تشخیص ـ تصویر پدیده‌های دنیای امروزی، تصویر دنیای کودکی، سمبل و نماد ـ اسطوره و مفاهیم اساطیری و کهن­الگو) موضوعی درازدامن است که پرداختن به تمام آنها در این مختصر نمی‌گنجد.

با این وصف در ادامه به پاره‌ای از این موارد اشاره می‌شود:

با وجود آن­که قیصر به قالب مثنوی کمتر توجه نشان داده است یکی از شاهکارهای مثنوی آیینی ـ عاشورایی شعر معاصر مثنوی «نی‌نامه» اوست که در آن راز سر به مهر نی را با تعابیر عاشورایی فاش می‌سازد.

قیصر نیک آگاه است که نی­نامه مولانا به قدری اعتبار و اهمیت و شهرت دارد که تولید هرگونه نسخه بدل و یا اقتباس و تضمینی از آن می‌تواند با شکست همراه باشد؛ ولی با آگاهی ادبی به زیبایی به مصاف نی‌نامه مولانا می‌رود و نی‌نامه عاشورایی­اش را با رویکردی نوگرایانه می‌سراید:

... خدا چون دست بر لوح و قلم زد
دل نی‌نامه‌ها دارد از آن روز
چه رفت آن روز در اندیشه نی
سری سرمست شور و بی‌قراری
پر از عشق نیستان سینه او
غم نی بندبند پیکر اوست
دلش را با غریبی آشنایی است
سرش بر نی، تنش در قعر گودال

سر او را به خط نی رقم زد
از آن روز است نی را ناله پر سوز
که این سان شد پریشان بیشه‌ نی
چو مجنون در هوای نی سواری
غم غربت، غم دیرینه او
هوای آن نیستان در سر اوست
به هم اعضای او وصل از جدایی است
ادب را گه الف گردید گه دال ...

نگاهی به نقد منظومه شعر ظهر روز دهم

در این مثنوی نوآوری‌های قیصر از جهات مختلف قابل توجه است. نخست آن­که معانی و تعبیرهای گوناگون از نی در نظر داشته است: ساز، نیزه، نیشکر، قلم و چوب. اما آنچه بیشتر جلوه می‌کند تشبیه وجود نازنین امام حسین(ع) به نی است که با بیانی استعاری و بینشی شاعرانه به تصویر کشیده شده است.

دو دیگر این که شاعر همه گونه‌های نی را در دردمندی و سوزداری وحدت می‌بخشد. همچنین چنان که قابل ملاحظه است با وجود آن­که مثنوی سروده روایت نکرده است و هر بیت نی­نامه‌اش مضمونی جداگانه دارد. اما پراکندگی ندارد و سیر عمودی واقعی شعر به خوبی رعایت شده است. از سوی دیگر، کاربرد ایهام بر زیبایی‌های شعر و هنرش و تأثیر بر مخاطب افزوده است.

نی‌نامه را با تکرار چهار بار «خوشا» آغاز می‌کند و لحن غنایی را با همین واژه چاشنی شعر می‌کند، سپس با فاصله یک بیت لحن غنایی را به لحن حماسی می‌چرخاند: «زبان را زخمه فریاد کردن»

در تعبیری هنری و نوآورانه نی را که از روز نخست خلقت پدید آمده است در لوح محفوظ نالان دانسته است و ناله نی را پیوند زده است با واقعه‌ عاشورا:

خدا چون است بر لوح و قلم زد
دل نی ناله‌ها دارد از آن روز

سر او را به خط نی رقم زد
از آن روز است نی را ناله پرسوز

و سرایش همیشگی نی­نامه را گویی تأکید می‌کند:

خوشا از نی خوشا از سر سرودن

خوشا نی­نامه‌ای دیگر سرودن

سیدعلی موسوی گرمارودی در باره‌ نی‌نامه قیصر می‌گوید: «... اما شعر حتی یک کلمه اضافه ندارد و با صدای بلند می‌گویم: پهلو به پهلوی برجسته‌ترین شعرهای آیینی فارسی از آغاز تا امروز می‌زند.» (موسوی گرمارودی، 1386: 11)

در جایی دیگر با تحلیلی زیبا و رویکردی نوگرایانه و با به کارگیری تشبیه مضمر، چهره مبارک امام حسین(ع) را با توجیهی هنری و زیبا به گل سرخ مانند کرده است:

‌ندانم کار دیگرگون چرا بود
گل سرخ ار ز بی آبی شود زرد

ز شرح وصف ما بیرون چرا بود
رخ او در عطش گلگون چرا بود

رالف. ج. هالمن در باره‌ خلاقیت می‌گوید: «استعداد یافتن روابط نو، پیدایی روابط نوین و ترکیب‌های تازه، گرایش به شناختن نوآوری‌ها، عمل پدید آوردن بینش جدید، بازنمایی کیفیت‌های تازه‌ معانی» (روزت، 1371: 25)

اگر همین جمع‌بندی را به عنوان کلیشه‌ای برای تشخیص نوآوری و خلاقیت یک شاعر و یا عدم آن در نظر بگیریم می‌توانیم رأی به نوآوری و هنرورزی شاعرانه امین‌پور بدهیم.

نباید از نظر دور داشت قیصر در تئوری‌ها و نظریه‌های نوآوری صاحب‌نظر است. کتاب تحقیقی او با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» گواه آگاهی او از جریان‌های نوگرایانه و گونه‌ها و چگونه‌های نوآوری در شعر است. در جایی از کتابش می‌گوید: «بر خلاف بدعت در دین، بدون بدعت در هنر نمی‌توان آن را زنده فرض کرد.»

به هر روی، نوآوری‌هایی که امین‌پور در حوزه‌ شعر آیینی ـ عاشورایی به نمایش گذاشته است او را به شاعر معیار آیینی مبدل کرده است.

تصویرپردازی : «هنر، اندیشیدن در قالب تصاویر است و بدون تصاویر هیچ هنری به ویژه هیچ شعری وجود ندارد.» (قاسمی­پور، 1386: 31)

تصویرپردازی یکی از محورهای اصلی زیبایی‌شناسی شعر است که هم شاعران به آن تمسّک می‌جویند و هم منتقدان سخن آن را دستاویزی برای نقد سخن می‌کنند.

در طول تاریخ شعر متعهد شیعی شاعران در جستجوی خلق تصاویر و ترسیم زیبای صحنه‌های عاشورا بوده‌اند و انصاف این است که حکم کنیم شاعران در خلق شاهکارهایی با آفرینش‌های تصویری بی­نظیر در شعر آیینی عاشورایی سنگ تمام نهاده‌اند اما نباید از نظر دور داشت که تکرار رفتارهای زیبایی‌شناختی شاعران در شعرهای عاشورایی از اعتبار زیباشناختی آنها در طول تاریخ کاسته است (البته به نظر می­رسد یکی از علت­های اصلی این ضعف، پرشماری آثاری است که در این حوزه به چاپ رسیده است.) برای مثال تکرار مضمون سرو خورشید در شعر شاعران اندک نیست.

از سوی دیگر مطالبی به عنوان شعرهای عاشورایی به چاپ می­رسد و یا در فضای مجازی دست به دست می­چرخد که ارزش هنری و اعتبار زیباشناختی آنها از جهت واژگانی، زبانی، محتوایی و مضمونی شعر را به پایین­ترین درجه خود می­رساند؛ برای نمونه:

  • نوار مغز سرم، در محضر دکترا، خط خطی و قاطی بود
  • طبیب توی مطب، متحیر صدا زد، این چه نوار مغزی بود؟
  • می­دونی چی دادم، جواب دکتر؟
  • علت عیبش اینه آقای دکتر
  • من روانی­ام/ روانی حسین
  • خط خطی شده/ از عشق حسین

به هر روی برخورد اغلب شاعران با واقعه‌ عاشورا وجهی نمادین و کلی­بافی و تکراری یافته است و سال‌هاست از درخشش شاهکارهای شعری در این حوزه چندان خبری نیست و تولیدهای سخیف هم در این عرصه کم نیست.

اما شعر آیینی عاشورایی قیصر فاقد تصویرهای تکراری و کلیشه‌ای و تقابل‌های‌ زیباشناختی تکراری است. توان هنری و شاعری قیصر به ویژه تسلط وی بر ظرافت‌های لفظی و معنوی در شعر، او را از تقلید و تکرار بر حذر داشته است.

از سوی دیگر، شعرش مشحون از آفرینش‌های ادبی در تصویرهای شعری است. طرفه آن­که تصاویر شاعرانه‌اش، متکلّفانه نیستند، از این رو مخاطب با شاعر همراه و همسو می‌شود.

شفیعی­ کدکنی در تعریف تصویر می­ گوید: «تصرف ذهنی شاعر در مفهوم طبیعت و انسان و کوشش ذهنی او برای برقراری نسبت میان انسان و طبیعت یا طبیعت با طبیعت است.» (شفیعی­کدکنی، 1366: 2)

قیصر امین­ پور در خلق تصویرهای ماندگار عاشورایی نوگرایی­ها کرده و آنچه را در ذهن آیینی عاشورایی­اش داشته به زبان تصویر به خوبی ایراد کرده است، به نحوی که از راه تصویرهای شعری او می­توان به خوبی به اندیشه­ها و خیالات درونی او راه یافت.

منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور

بدون شک شاعر عاشورایی در تصویرپردازی با محدودیت مواجه است، زیرا ناگزیر است تصاویری متناسب با واقعه عاشورا بیافریند و حریم و حرمت آن را حفظ کند و فراهنجاری و فراعادتی را نیز در تصویرهای خویش به نمایش بگذارد تا از وجه تقلیدی و تکراری تصویرهای شعری دور بماند و از سویی ساحت ادیبانه تصویرها و عظمت و شگفتی این رویداد را رعایت کند.

قیصر با درک صحیح از امکانات زبانی و قابلیت‌های تصویرآفرینی خود را از تنگنای تصویرآفرینی شعر آیینی عاشورایی رهایی بخشیده و تصاویری تأثیرگذار و ایماژهایی عاطفی و عرفانی خلق می‌کند.

خلق تصاویر عرفانی از عاشورا از ویژگی‌های هنری قیصر است که با روح عاشقانه‌اش پیوند می‌خورد و نمونه‌های ارزنده‌ای را از خود بر جای می‌گذارد. در شعر زیر تصاویری سیال و عرفانی با روحی حماسی پیوند خورده و آفرینش ادبی را به اوج رسانده است:

آسمان غرق تماشا بود

ابرها را، آسمان از پیش چشم خویش پس می‌زد

و زمین از خستگی در زیر پای او نفس می‌زد

آسمان بر طبل می‌کوبید

کودکی تنها به سوی دشمنان می‌راند

نقد منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور

شاعر در منظومه روز دهم، با زبانی ساده و همه­فهم و با قالبی نیمایی، تصویری جانکاه و به یادماندنی از عاشورا خلق کرده است. وقتی سخن از کربلاست عشق را به میان می‌کشد، آن هم برای نوجوانی که نسبت به واژه‌ عشق حساسیت و ممنوعیت قایل است و چقدر صمیمی و زیبا و طبیعی عشق را با ریشه‌های اعتقادی، دینی و مذهبی پیوند می‌زند و می‌سراید:

ظهر عاشوراست

کربلا غوغاست

کربلا آن روز غوغا بود

عشق، تنها بود

و در ادامه با توصیفاتی جذّاب از صحنه واقعه تصویری پیش روی مخاطب نوجوان خویش ترسیم می‌کند و او را با خود همراه می‌سازد تا نظاره‌گر ادامه واقعه باشد.

آتش‌ سوز و عطش بر دشت می‌بارید

در هجوم بادهای سرخ

بوته‌های خار می‌لرزید

از عرق پیشانی خورشید، تر می‌شد

دم به دم بر ریگ‌های داغ

سایه‌ها کوتاه‌تر می‌شد

سایه‌ها را اندک اندک

دیگ‌های تشنه می‌نوشید

زیر سوز آتش خورشید

آهن و فولاد می‌جوشید

(همان: 12)

شاعر با تصویرهایی که در ادامه شعر به نمایش می‌گذارد، شعر را از ساختار بیانی به ساختار هنری سوق می‌دهد و آن را از اصول کلیشه‌ای، ملال‌آور و ایستا خارج می‌کند و مانع رکود تصویری در شعر می‌شود و از منظری دیگر شیوه‌ای بدیع و رفتار شاعرانه‌ای جدید را در پیش می‌گیرد.

تصویرهایی که می‌آفریند، با توجه به حال مخاطب حسی‌اند و تأثیرگذار. شاعر می‌خواهد آرمان‌های مذهبی و عاشورایی را با آرمان‌های انقلاب پیوند بزند و در کودک و نوجوان امروز روح عاشورایی بدمد. به بیان دیگر، شاعر آرمان‌های مذهبی عاشورایی را با آرمان‌های ملی پیوند می‌زند:

قصه آن کودک پیروز

سال‌ها سینه به سینه گشته تا امروز

بوی خون او هنوز از باد می‌آید

داستانش تا ابد در یاد می‌ماند ...

(همان: 35)

و با نهایت ایجاز پیام عاشورا را در گوش کودکان و نوجوانان امروز این گونه زمزمه می‌کند:

راستی آیا

کودکان کربلا

تکلیفشان تنها

دائماً تکرار عشق آب آب

مشق بابا آب بود؟

و چه نیکو تعهد را برای همه مخاطبانش (بزرگ و کوچک) تعریف می‌کند و بر دوش همگان می‌نهد که مراقب باشند که فقط به مشق عاشورا نپردازند بلکه از آن درس‌ها بیاموزند و در زندگی به کار بندند.

آمیختگی تصویرهای حماسی و عاطفی در این شعر وجه متفاوتی از شعرهای آیینی عاشورایی را نمایانده است. گاه سخن لحنی حماسی می‌یابد: «می‌خروشید و رجز می‌خواند»، «این منم تیر شهابی روشن و شب­سوز» و گاه لحن عاطفی و پر سوز و گداز: «دشت پر خون شد، عرش گلگون شد/ عشق زد فریاد/ شیونی در خیمه‌ها پیچید...

شاعر روایت‌های تصویری را با زاویه دید دانای کل به زبان شعر می‌سراید. گویی در صحنه نبرد حاضر است ولی در بزنگاهی از واقعه، «خون ز چشمان زمین می‌جوشد و چشم‌های آسمان را هم اشک همچون پرده‌ای می‌پوشد» تا جایی که راوی را هم یارای نگریستن نیست:

بعد از آن چیزی نمی‌دیدم

خون از چشمان زمین جوشید

چشم‌های آسمان را هم

اشک همچون پرده‌ای پوشید

(همان: 28)

و در بزنگاهی دیگر، راوی با بیانی نغز و ظریف، در حالی که هنرورانه از شرح جزییات واقعه سر باز می‌زند و نشان می‌دهد اگر چه راوی دانای کل است ولی از شرح و تصویر بعضی قسمت‌های واقعه عاجز است، شهادت کودک واقعه را این گونه تصویر می‌کند:

من نمی‌دانم چه شد دیگر

بس که میدان خاک بر سر زد

بعد از آن چیزی نمی‌دیدم

در میان گرد و خاک دشت

مرغی از میدان به سوی آسمان پر زد

پرده‌ هفت آسمان افتاد ...

(همان: 29)

پیداست شاعر به زمان و کارکردهای گوناگون آن حساسیت فراوان دارد و از عوامل برجسته‌سازی زبانی از قبیل هنجارگریزی و قاعده­افزایی به نیکی آگاه است، چنان‌که تصویرهای شعری­اش که گرد کهنگی و تکرار را از آنها زدوده است مرهون همین حساسیت و آگاهی است.

شاعر نیک آگاه است که موضوع قیام عاشورا باید در کودکان و نوجوانان شیعی نهادینه شود از این است که از سرودن شعرهای عاشورایی برای آنان دریغ نمی‌ورزد.

طرفه آن­که در همه گونه‌های شعرهای عاشورایی و آیینی‌اش توانسته است شعر را به زبان مخاطب امروز (زبان معیار) نزدیک کند خواه زبان کودکان و نوجوانان و خواه زبان بزرگسالان.

البته در نزدیک کردن شعر آیینی عاشورایی به زبان معیار شاعرانی چون سید حسن حسینی و سلمان هراتی نیز نقش بسزایی داشته‌اند.

شکلوفسکی می‌گوید: «شاعران نگاه‌ها را نمی‌آفرینند، بلکه آنها را می‌یابند، یعنی آن‌ها را از زبان طبیعی و زبان معیار گردآوری می‌کنند.» (احمدی، 1370: 59) در غزلی از عاشورایی‌های قیصر، بی آن­که شاعر نامی از عباس(ع) به میان آورد، زیبایی حماسه عباس را با زبانی طبیعی و با استفاده از ابزارهای زبان معیار، می‌سراید و تصویرهایی بی­نظیر می‌آفریند که هر یک تابلویی ماندگار و جاودانه است.

در طول تاریخ هنر و ادب ایرانی، تصویرهایی بی شمار از خورشید، گل، هفت آسمان و... ترسیم شده است، ولی هنر تصویرگری قیصر از این عناصر با استفاده از زبان معیار در شعر زیر گونه‌ای دیگر است:

خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسد

گل غنچه شد تا قرص ماهت را ببوسد

هفت آسمان افتاد در آیینه آب

تا لحظه‌ای ردّ نگاهت را ببوسد

افتاده حتی سایه خورشید بر خاک

تا ذره ای از گرد راهت را ببوسد

شب خیمه زد بر سایه روشن­های نیزار

تا تار مژگان سیاهت را ببوسد

در برکه خم شد روی عکس ماه در آب

نیلوفری، تا روی ماهت را ببوسد...

(امین­پور، 1386: 102)

زبان ساده و به روز و پیوند آن با عاطفه سرشار از امتیازات شعر آیینی عاشورایی قیصر است. نه راه غلو را اختیار کرده است و نه مظلوم­نمایی کرده است.

در مجموع باید گفت قیصر امین‌پور در تصویرگری عاشورایی‌اش هم زیبا دیده هم زیبا سروده و هم زیبا تصویر کرده است.

آموزه آزادگی‌ عاشورایی را همه جا در شعرهایش نمایش می‌دهد. در غزلی به نام «الهی» این گونه نیایش می‌کند:

الهی به زیبایی سادگی

به والامقامی افتادگی

رهایم مکن جز به بند غمت

اسیرم مکن جز به آزادگی

گفتمان علمی ـ دانشگاهی

قیصر امین‌پور شاعری دانشگاهی و تحصیل‌کرده بود. استاد دانشگاه بود و تحصیلات ادبی داشت؛ از این رو ذوق ادبی‌اش و درک شاعری­اش با تخصص و مهارت پیوند خورده و تسلط او را بر قالب‏های شعری و ضرورت‌های هنری در شعر و مخاطب­سنجی افزونی بخشیده است.

از سویی، با وجود آن­که شاعر از عوام نیست ولی با هوشمندی، شعر خود را به مخاطب خاص اختصاص نداده است و در به­کارگیری صنایع بلاغی و زیباسازی کلامی و آفرینش تصویرهای شاعرانه و موسیقی شعر به مخاطب عام هم توجه دارد و توانسته است او را با شعرش همسو و همساز کند. (ر.ک: فرکلاف، 1379: 8)

قیصر در حوزه شعر آیینی ـ عاشورایی نوعی گفتمان علمی دانشگاهی را رقم زده است. چنان‌که اگر عوامل بیرونی متن گفتمان شعری قیصر امین‌پور را بسنجیم در خواهیم یافت بافت موقعیتی که قیصر در آن قرار گرفته است و حوزه فرهنگی و اجتماعی‌ای که قیصر در آن است در این گفتمان تأثیر بسزایی داشته است.

طرفه آن­که در این رویکرد علمی دانشگاهی از توجه به مسایل زیباشناختی شعر فارغ نبوده است و توانسته است رویکرد عقلانی شاعرانه‌اش را با نظام زیباشناختی شعر هم‌تراز کند و بر عیار عقلانیت شعر با معیارهای زیباشناختی بیفزاید.

با توجه به آنچه گفته آمد، هرگونه تحلیل در نظام معنایی شعر قیصر و دیدگاه‌های فکری و اندیشگی وی بدون در نظر گرفتن بافت موقعیتی، فرهنگی و اجتماعی وی بی فایده خواهد بود.

بر این اساس، گفتمان شعری عاشورایی قیصر در بازتولید نظام فکری و اجتماعی شعر عاشورایی تأثیر فراوان داشته است.

وی با پیوند سه حوزه عرفانی، حماسی و عاطفی رویکردی علمی ـ آکادمیک را در نظام آوایی واژگانی شعر خویش به نمایش گذاشته است.

محوریت واژگانی شعرهای عاشورایی شاعر، با توجه به ترکیب سه حوزه مذکور، بیانگر نگرش شاعر به موضوع عاشورا به عنوان یک پدیده اجتماعی فراگیر است.

در گفتمان علمی دانشگاهی شعر قیصر، نوعی نگاه انتقادی به دین­داری عوامانه و سطحی‌نگر و تجلی آن در شعر امروز قابل استنباط است.

امین‌پور با این روش، الگویی ارایه داده است برای خروج از روش‌های عوامانه شاعری به ویژه در حوزه شعر آیینی ـ عاشورایی. شاعر در این دسته از شعرها، هیچ­گاه خود را به ورطه ارایه مطالب نادرست و گزافه و احساسات عوامانه عاشورایی نمی‌افکند، بلکه با نگاهی ژرف­نگر، دقیق و تعقلی توأم با احساسات و عواطف عمیق به موضوع عاشورا می‌نگرد.

بررسی شعر قیصر از منظر گفتمان ادبی ـ هنری گویای این واقعیت است که بر خلاف بسیاری از شعرهای آیینی عاشورایی که غم فضای غالب این­گونه شعرهاست، وی هیچ گاه غم و درد را میهمان مخاطبان شعر عاشورایی خویش نمی‌کند.

اشتباهی که تاکنون در باره شعر آیینی عاشورایی صورت گرفته این است که اغلب تصور می‌شود غم و اندوه و عاطفه غلیظ به شعر آیینی عاشورایی اعتبار بیشتری می‌بخشد و وجوه زیباشناختی آن را تقویت می‌کند.

آنچه قیصر از شعر آیینی عاشورایی ارایه داده است نوعی گفتمان هنری یک شاعر نوگرا و نخبه اجتماعی است که البته با نگاه یک متخصص و یا روشنفکر یا عالم دینی و مراجع روحانیون و یا روشنفکران سکولار و لائیک فرق دارد.

بیش از آن­که مویه کند نگاهی سیاسی اجتماعی و عبرت­آموز به واقعه‌ کربلا دارد. با بیانی عاشقانه، عارفانه و لحنی حماسی نگاه متفاوت یک شاعر متعهد امروزی را به تصویر کشیده است.

با وجود آن­که «نی‌نامه» قیصر سوگ­سروده‌ای است ولی در این شعر، نشان می‌دهد که مرثیه را می‌توان با رویکرد انسان امروزی و با نگاهی متفاوت، با اندیشه‌­محوری و معرفت­شناسی و تناسب با سبک زندگی امروزی همراه کرد.

از معیارهای شعر هیأتی این است که شاعر قصد دارد از مخاطب گریه بستاند ولی قیصر سعی دارد به فلسفه و هنر عاشورا به شیوه‌ای تعقلی و در عین حال هنری بپردازد.

ارزش‌های هنری شعر آیینی عاشورایی قیصر آن‌گاه خوب دانسته می‌شود که بدانیم برای شاعر مداح ساده‌تر آن است که به مرثیه و مدیحه بپردازد و به همین نسبت بسیاری از شعرهای به اصطلاح آیینی عاشورایی نثرهای منظومی هستند که به اشتباه لقب شعر گرفته‌اند.

اما در شعرهای عاشورایی قیصر میان احساس و عاطفه و معرفت و شناخت پیوندی ناگسستنی ایجاد شده است.

قیصر خود را صرفاً در دام احساسات و عواطف غلیظ شاعرانه گرفتار نمی‌کند بلکه مسایل معرفتی و شناختی را نیز چاشنی شعر می‌کند و با این روش، شعر آیینی عاشورایی را از وجه پوپولیستی و عامه­گرایانه به شعر دانشگاهی و خردمندانه سوق می‌دهد.

در عین سادگی کلامی با پوشیدگی و عدم صراحت در کلام، شعرهای عاشورایی‌اش را سروده است و بر آن است که از عریان­سرایی و بی­پرده­گویی در شعر بپرهیزد و بر کنار از معماگرایی و لغزسرایی با بیانی استعاری و هنری از نظم فاصله بگیرد و شعر ناب آیینی عاشورایی را با رویکردی ایرانی به مخاطبان خویش عرضه کند و به جامعه هنری می‌نمایاند که رسالت هنر آیینی عاشورایی امروز با رسالت هنر آیینی عاشورایی گذشته تفاوت چشم‌گیری یافته است.


نتیجه:
شعر آیینی عاشورایی از معتبرترین حوزه­های شعر معاصر است که قیصر امین­پور در کنار شاعرانی چون سید حسن حسینی، علی معلم دامغانی و سلمان هراتی توانسته است در تحول و تعالی آن نسبت به ادوار پیشین سهم بسزایی داشته باشد. به ویژه قیصر توانسته است با هنر شاعرانه­اش خلاقیت­ها و نوآوری­های بی­شماری در این جریان شعری بیافریند.

قیصر امین­پور به عنوان شاعری متعهد و دردمند، بر کنار از هر گونه افراط و تفریط­های جریان­های شعری معاصر و با شناخت کافی از آنها روشنفکری است که راز نوگرایی شاعرانه آیینی عاشورایی­اش را باید در پیوند شعرش با میراث گذشتگان شعر و ادب فارسی جستجو کرد و از این رو شعرش پلی است میان گذشته و امروز شعر فارسی.

وی با عقلانیت و اندیشه­ورزی و نوآوری و خلاقیت هنری، جلوه­های ادبیات آیینی عاشورایی را به تناسب زمان به مردم انتقال داده است و نوعی رویکرد انتقادی زیباشناختی را در این حوزه به مخاطب شعر خویش القا کرده است.

مثنوی «نی­نامه» و منظومه «ظهر روز دهم» نمونه ­ها و الگوهای درخشانی از شعر آیینی عاشورایی دوره معاصر به شمار می­ آیند.

قیصر با ارایه نمونه­هایی موفق از شعر آیینی عاشورایی نشان داده است که باید شعر این حوزه از تصویرهای تکراری و کلیشه­ای پاکسازی شود.

وی با وجود محدودیت­ در تصویرپردازی واقعه کربلا فراهنجاری و فراعادتی را چاشنی هنر تصویرگرانه شعرش کرده و نشان داده است شاعر توانا کسی است که از دایره محدودیت­ها و تنگناهای تصویری، خود را رهایی بخشد.

علاوه بر آنچه گفته آمد رویکرد توامان عقلانی انتقادی زیباشناختی قیصر امین­پور به موضوع شعر آیینی عاشورایی نوعی گفتمان علمی دانشگاهی را در این حوزه رقم زده است که پرهیز از عامه­گرایی، ارایه شعر ناب، تغییر در رسالت هنری این نوع شعر، پیوند عرفان و حماسه و عاطفه در عرصه آن و گریز از گریه­ستانی معمول شعر آیینی عاشورایی از مظاهر این رویکرد و از نشانه­های موفقیت وی در این زمینه است، به طوری که در یک جمع­بندی نهایی می­توان او را شاعر معیار شعر آیینی عاشورایی دانست.

چکیده نقد منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور:
پیوند واقعه‌ عاشورا با روح فرهنگ و اندیشه ایرانی، شعر آیینی عاشورایی را از اعتبار و اهمیت فراوانی برخوردار کرده است. واقعه‌ کربلا و مسایل آیینی عاشورایی از محورهای اصلی شعر قیصر امین‌پور است که از این رو در زمره برجسته‌ترین شاعران آیینی عاشورایی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر به نقد زیباشناختی شعرهای عاشورایی قیصر امین‌پور در سه محور نوگرایی، تصویرپردازی و گفتمان علمی دانشگاهی پرداخته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد قیصر امین‌پور شعر عاشورایی را از افراطی‌گری و قیاس و کلیشه­برداری دور ساخته است و به اصلاح جریان نوگرایی در شعر آیینی عاشورایی پرداخته است و با حفظ حریم و حرمت واقعه‌ کربلا، برکنار از ارایه تصویرهای تکراری و کلیشه‌ای، تصویرهایی نو را که حاصل تجربیات شاعرانه خود اوست ارایه داده است و نیز با رویکرد عقلانی انتقادی و زیباشناختی، گفتمان علمی دانشگاهی را به حوزه شعر آیینی عاشورایی کشانده و ضمن پرهیز از عامه‌گرایی، با ارایه شعر ناب در این حوزه، در تغییر رسالت هنری این نوع شعر کوشیده و آن را دستخوش تحولی چشم‌گیر و ماندگار کرده است.

نویسندگان نقد زیباشناختی شعر آیینی عاشورایی قیصر امین‌پور :

  1. مظاهر زمانی نعمت‌سرا : دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی اراک، اراک، ایران. (نویسنده مسؤول)
  2. محمدرضا زمان‌احمدی : استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، گروه زبان و ادبیات فارسی، اراک، ایران.

separator line


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(3 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • زیباشناسی
  • نقد شعر
  • شعر آیینی
  • شعر معاصر
  • شعر عاشورایی
  • نقد منظومه شعر ظهر روز دهم قیصر امین پور
  • قیصر
  • قیصر امین پور

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter