شعر روزگار نامناسب مردم ناسازگار

۱,۳۳۷
۲
۰
جمعه, ۱۰ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۰۵

شعر روزگار نامناسب مردم ناسازگار

روزگار نامناسب ، مردم ناسازگار

آنقدر آزرده ما را ، تا شدم آموزگار

روزگار بی مروت ، مردمان غمگسار

می دهد بر باد ما را ، تا شوم آمیزگار

زندگی ناسازگار و ، عالمی بی بند و بار

می کشاند تا کجا ما را ، ندانم کردگار

زندگی انگار ، بر کام زرنگان است و بس

کام ما ناکام ازین ، کام است وطعم روزگار

روزگار از ما چه می خواهی ، مروت کن بگو

تا بریزم بر دو پایت ، آنچه دارم یادگار

کاش می شد تا زبان بسته را بازش کنی

ساز ناکوک خلایق هم ، به گوشم سازگار

کاش می شد تا که باما هم دمی رحمی کنی

تا من دلخسته هم شاید ، شوم پرهیزگار

من که ببریدم دل و،بستم دوچشم خسته را

از خلایق های دنیا ، تا که باشم رستگار

باز چشم نیمه بازم ، بهر یک درصد امید

بسته ام دست نگار و ، ناجی ام پروردگار

فرزاد مقبلی

separator line


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(2 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • شعر روزگار نامناسب مردم ناسازگار
  • شعر
  • فرزاد مقبلی
  • روزگار
  • مردم ناسازگار

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter