شعر تبریک ولادت حضرت معصومه و روز دختر (محمود ژولیده و مجید تال)

۱,۵۶۶
۰
۰
یکشنبه, ۰۲ تیر ۱۳۹۸ ۱۱:۳۲

اشعار ولادت حضرت معصومه و روز دختر

شعر میلاد حضرت معصومه و روز دختره از محمود ژولیده

به نزد نور تمنای نور لازم نیست

برای دیدن حق کوه طور لازم نیست

خدای چشمۀ خورشید را نمایان کرد

به دیده عینک نزدیک و دور لازم نیست

شکوه و مجد از این کوه نور می جوشد

به محفل شعفش وجد و شور لازم نیست

سرای مقدم او نزد نجمه خلوت شد

برای قابلگی غیر حور لازم نیست

بس است مهر و غمش بهر عرصۀ محشر

که غیر عشق جواز عبور لازم نیست

به روز حشر چه باک از قیامت کبری

که دست اوست جواز شفاعت کبری

زلال عشق به پیمانه خم آمد جوش

می عفاف به میخانه قم آمد نوش

بکوش تا برسی بر مقام قم ای قوم

قیام نور تو را خواند ای تب خاموش

بهار می دمد از هر شمیم معصومش

ز گرمی نفسش عشق می شود مدهوش

نهاد پای وفا جای پای زینب هان!

مرید حضرت زهرا بخواند این چاووش

فضای دوست رضا را نوید خواهد داد

بیا که خطۀ ایران تو را شود آغوش

بیا دلا که دف فیض و شادمانی شد

قدوم حضرت معصومه جاودانی شد

دلا جمال خدا را به مهر پاکش بین

جلال جلوه حق را ز جلوه هایش بین

قدوم پاک نشاید به خاک بگذارد

به پیش مقدم وی عرش را مفرش بین

نه گاهواره طفلی است این کجاوۀ نور

میان هودج عرش اله مهدش بین

کجاست حوری جنات عدن همتایش

جلال انسیۀ نور در نمایش بین

برادرش که به شمس الشموس معروف است

به شوق گفت که خورشید را منقش بین

ریاض روضۀ کوثر به چشم او پیداست

هزار چشمه و دریا به آن معطش بین

ز شش جهت بنگر حوریان کنیزانش

شگوه بازی انوار در گریبانش

گدا کجا و تمنای دیدن حرمش

مراجعند در آن بقعه بندۀ کرمش

حرم نه زائر بیوتۀ حریمش باش

حرم مخوان که قمش هست جنت ارمش

به احترام قدومش صلا زند جبریل

خدا سلام رساند به محضر حرمش

خدیجه گونه و زهرا صفت بخوان او را

مقام عصمت کبری است شأن محترمش

به نزد زینب کبری است مثل آیینه

بدین مقام و کرامات سجده آورمش

به خوان نعمت علمش هزار دانشمند

گه سؤال فقیران وفا کند درمش

سلام بر قدمت ای سلالة السادات

کریمه ای و حریم تو قبله حاجات

به قم خدای بهشتی دگر بنا کرده

به یمن عصمت کبرا نظر به ما کرده

قم تو قبله گم گشتگان زهرائی ست

به شهر علم تو نور مدینه جا کرده

ز نور علم تو در قم قیامتی برپاست

به ملک ری تب ام القراء چه ها کرده

دعای دخت نبوت اجابت توحید

به ذهن پاک تو علم لدن عطا کرده

برای حفظ حریم شریف فاطمی ات

به احترام تو دستور حی اتی کرده

قم تو مرکز تفسیر عصر عاشوراست

قیام سرخ تو تعظیم کربلا کرده

نشان عصر ظهور از قم تو می آید

به مکه لشگر نور از قم تو می آید

بیشتر بخوانید::

۱۰ شعر بلند زیبا در وصف ولادت حضرت معصومه و روز دختر

۳۵ دوبیتی زیبا و شعر کوتاه در وصف ولادت حضرت معصومه و روز دختر

پیامهای تبریک ولادت با سعادت حضرت زینب (س) و روز پرستار

۵۱ متن و جمله گلچین شده فلسفی (عشق | عارفانه | معنادار | مفهومی)

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​شعر میلاد حضرت معصومه و روز دختره از محمود ژولیده

بانوی واجب السلام ، سلام
بر تو در اوج احترام ، سلام
ای کریمه سلام بر کرَمَت
همه دلهاست راهیِ حرمت
ای حریمت بهشت هر دو جهان
حرم اهل بیت در ایران
زائرانت مسافر توحید
چاکرانت مراجع تقلید
ای مطاف تو ملجأ شهدا
تربت پاک تو حریم خدا
مظهر رحمت خدایی تو
کوثر آل مصطفایی تو
پدرت هست موسی جعفر
نَسَبت منتهی به پیغمبر
ای به روحت جلالتِ زهرا
وی به دوشت رسالت زهرا
فاطمیات بر تو می نازند
جان به شکرانۀ تو می بازند
صابره ، عابده ، کریمه تویی
فاطمه ، فاضله ، شفیعه تویی
من چه گویم ز تو کرامت را
دیده در تو امام ، عصمت را
از تو باید شناخت زهرا را
با تو باید نگاشت اسما را
آنچه که موجب قیامت بود
نصرتِ عترت و امامت بود
مثل تو حامی ولایت کیست
مثل تو پرچم هدایت کیست
بندگی را تو از که آموزی
که بما بندگی میاموزی
این تویی عبد زینب کبری
بانوی بانوان دو دنیا
تا که نام تو می رود بر لب
به نظر می رسد فقط زینب
فطرتم می شناسدَت بانو
دل من می سپاسدَت بانو
در ثنای شجاعتت این بس
که ندارد دلِ ترا هر کس
همچو زینب مهاجرت کردی
دین حق را مراقبت کردی
هجرتت بسکه آسمانی شد
نهضتت نهضتی جهانی شد
این تویی که عزیز و خوشنامی
مادر انقلاب اسلامی
دید جبریل هر طرف را جُست
که فقط مرکز زمین قُمِ تست
پیش گوییِ حضرت صادق
کرده ما را به حب تو لایق
به تو ایل و تبار می نازد
صاحبِ ذوالفقار می نازد
دختر بوتراب یعنی تو
مادر آفتاب یعنی تو
هرکه اهل اطاعت تو شود
بهره مند از شفاعت تو شود
ای کنیز خدا ، قسم بخدا
به غلامی قبول کن ما را
وصف تو ای محدّثه این است
که حدیثِ از تو هدیۀ دین است
دین اسلام از تو جاری ماند
که غدیر از تو یادگاری ماند
نیست در حال و روز اُمّت قم
سخن از بی وفاییِ مردم
اهل ایران چه خوب حُرمت داشت
قَدرَت ای بانوی ولایت داشت
آه از سرگذشت زینب و آل
کوفه با سنگ آمد استقبال
روی نیزه کجا برابرِ تو
سنگ بود و سرِ برادر تو
دست و چشمی به معجر تو نخورد
پنجۀ کس به چادر تو نخورد

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​شعر تولد حضرت معصومه و روز دختر از مجید تال

دست مرا گرفت وبه دست قلم گذاشت

حسی که باز پای مرا درحرم گذاشت

حسی که اشکوار به چشمم قدم گذاشت

تا ((اشفعی لنا)) به لبم دم به دم گذاشت

پس از کنار هجره ی پروین که رد شدم...

بی اختیار شعر سرودن بلد شدم

در این حرم که آمده ام پا به پای عشق

عاشق شدن دعای من است و دعای عشق

مادست خالی آمده ایم ای خدای عشق

اذن دخولمان بده محض رضای عشق

تا چشم کار می کند اینجا کرامت است

اینجا شفیعه هست پس این جا قیامت است

ما اشک می شویم که بارانمان کنی

ما درد میشویم که درمانمان کنی

مارا غریب و بی کس و بی خانمان کنی

تا شب نشین صحن شبستانمان کنی

یادش بخیر ماه مبارک‌ بهار تو

سی جزء عشق خوانده شده در کنار تو

خوش روییت نبود چنین رو نمی زدیم

نورت نبود با دل شب مو نمی زدیم

صحنت نبود دست به جارو نمی زدیم

بالا اگر نبودی زانو نمی زدیم

ما با حضور لطف تو حاجت نداشتیم

ما بی حضور لطف تو بهجت نداشتیم

بال فرشته است و قدم های مردم است

در حوض صحن آینه اش آسمان گم است

دیگر نگرد مادرمان در همین قم است

((اینجا که آب هست چه جای تیمم است؟))

گفتند باز می شود از قم در بهشت

مارا ببر بهشت تو ای خواهر بهشت

آهو شدیم در دل صیادمان ببر

پروازمان بده به گهر شادمان ببر

مشهد به پاست در سرمان شور عشق تو

پس مال ماست کوچه ی سرشور عشق تو

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​​ ​شعر تولد حضرت معصومه و روز دختر از مجید تال

هوای دیدن خورشید درسرم افتاد

که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد

کسی میان دلم ((اشفعی لنا )) میخواند

کسی که خاک ترین بود و از طلا میخواند

تویی سرودن شعرم تویی ترانه ی من

بهانه ای به غزل های عاشقانه ی من

درخت بی ثمری را به بار آوردی

دراین زمین کویری بهار آوردی

نداشت فاطمه در شهر خود مزار اما

برای فاطمه در قم مزار آوردی

نگه ندار زما سایه ی پناهت را

وقدر یک مژه بر هم زدن نگاهت را

دوباره بال گشودم شبیه پروانه

و با اجازه سرودم شبیه پروانه

کسی که پای ضریحت دخیل می بندد

دخیل را به پر جبرئیل می بندد

طلا زخاک در کوی تو محک خورده است

کنار سفره ی توآب هم نمک خورده است

برای وصف قم از رود نیل باید گفت

غزل،قصیده نه بحر طویل باید گفت

به چشم می خورد اینجا زیارت مریم

سمیه، آسیه ،حاجر،خدیجه،حوا هم

زمین همیشه تو را با برادرت می دید

تو ماه بودی و نام برادرت خورشید

چقدر در حرمت بوی عشق می آید

خیال می کنم عطر دمشق می آید

شبی که فال بجز عشق را نمی آورد

دلم برای زیارت بهانه می آورد

کسی میان دلم ((اشفعی لنا))می خواند

صدا صدای خودم بود از شما می خواند

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​​ ​شعر تولد حضرت معصومه و روز دختر از مجید تال

هر کس به احترام مقام تو خم نشد
آقا نشد بزرگ نشد محترم نشد

دل خسته بود و راهی این آستانه شد
دل خسته بود و راهی باغ ارم نشد

گفتند مرقدت حرم آل فا طمه است
با این حساب هیچ کسی بی حرم نشد

این حاجت من است الهی قلم شود
دستم اگر برای تو بانو قلم نشد

باز این چه لطفی است که در حق ماشده
ما شاعرت شدیم ولی محتشم نشد

می خواستم برای تو بهتر از این غزل
من را ببخش آنچه که می خواستم نشد

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​شعر ولادت حضرت معصومه و روز دختر حسن کردی

بانو بهشت گوشه پنهان چشم توست

دریا همیشه تشنه باران چشم توست

با تو بهار ماندنی است و فرشته وار

تسبیح گوی خالق سبحان چشم توست

وقتی نسیم صحن تو بر صورتم نشست

دیدم تمام عشق غزل خوان چشم توست

پایین پای درس تو عمری نشسته است

مریم همان که جزو مریدان چشم توست

ای جانماز هرشبه ات بال جبرییل

قبله تمام مایل ایمان چشم توست

توحید از کلام شما اب میخورد

ایران ما هنوز مسلمان چشم توست

اقرار میکنم که قلم لال میشود

هر جا که صحبت تو و ایمان چشم توست

در ریشه های باور شعرم حلول کن

شرمنده ام بضاعت من را قبول کن

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

​شعر بلند و طولانی در وصف ولادت حضرت معصومه و روز دختر غلامرضاسازگار

شجر نور، نوبر آورده

بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت

بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش

صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام

یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی

بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله

زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد

که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام

عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده

آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش

بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر

صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را

با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور

که به معصومه آمده مشهور

عصمت داور است این دختر

گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب

بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او

بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟

از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف

تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر

سورة کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا

موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران

در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن

شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد

بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارة تن احمد

بضعة حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا

بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام

نقش گلبوسه دارد از سه امام

عصمت کبریاست معصومه

قبلة اولیاست معصومه

بضعة پاک موسی‌جعفر

جسم و جان رضاست معصوم

پای تا سر چو عمه‌اش زین

دخت زهرانماست معصومه

همه خلقند زیر سایة او

آفتاب خداست معصومه

درّ تقوی و گوهر عصمت

یم حلم و حیاست معصومه

زخم دل را ز مرحمت مرهم

درد جان را دواست معصومه

بوی عطر بهشت در نفسش

همچو خیر النساست معصومه

این ندا سر دهند، قمّیون

روز محشر، کجاست معصومه

اهل قم خلق را پناه دهید

که پناه شماست معصومه

روضه‌اش جان فزاتر از کعبه

قبلة جان ماست معصومه

بین صحن طلا و آینه‌اش

جای سعی و صفاست معصومه

پایتخت حکومتش در قم

به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش

پدر و مادرم به قربانش

دخت موسی که طور دل حرمش

جان کند زندگی ز فیض دمش

چشم ما و غبار زائر او

دست ما و عنایت و کرمش

از صفّائیه‌اش، صفا خیزد

ارم ماست شارع ارمش

در خیابان آستانة او

لرزه افتد فرشته بر قدمش

جنب صحنین او بود رودی

که به هر قطره هست فیض یمش

سالها، روز و شب به فیضیّه

نور دانش دمیده از حرمش

من و مدح کریمة عترت؟

به خدا مدح عالم است کمش

هر که در قم زیارتش نکند

بوده بر جان خویشتن ستمش

همه چون اهل قم گدای وی‌اند

از عرب بر گرفته تا عجمش

هر که خاک او نکرد سجود

هست یکسان وجود با عدمش

نه عجب گر فرشتگان آیند

در پی خاکبوسی خدمش

تا بگیری مراد خویش ز وی

به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند

آنچه خواهی فزونترت بخشند

عرض حاجت به دخت موسی کن

هر چه خواهی از او تمنّا کن

دست خود زن گره به غرفة او

گره از کار عالمی وا کن

از نسیم درش ببر فیضی

بعد از آن معجز مسیحا کن

خیز برگِرد این مزار بگرد

کعبة روح را تماشا کن

تربت بی‌نشان فاطمه را

در دل این مزار زهرا کن

چون نگاهت به قبر او افتاد

گفتگو با مزار زهرا کن

با چراغ کریمة عترت

خویش را غرق در تجلّی کن

به مزارش بگیر دست دعا

در حریمش نماز برپا کن

عقدة دل به مهر او بگشا

دیده از اشک شوق دریا کن

حجّت بن الحسن در این حرم است

سیر ماه جمال مولا کن

ذرّه شو پیش آفتاب رخش

ناز بر مهر عالم آرا کن

دیدة دل در این حرم بگشا

سیر دیدار حقتعالی کن

بضعة پاک مرتضی اینجاست

خواهر حضرت رضا اینجاست

ای قم از مقدمت بهشت برین

حرمت رشک باغ علیّین

دختر دین و خواهر قرآن

جان طاها، سلالة یاسین

قهر تو نار و مهر تو جنت

بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین

بندة آسمان تو غلمان

خادم درگه تو حورالعین

خاکبوس تو فوج فوج ملک

پرده دار تو جبرئیل امین

دانه چین تو طایران سما

سائلان تو ساکنان زمین

خلعت عصمتت برازنده

نام معصومه حق توست یقین

با ولایت سبک روم ز صراط

گرچه بارم بسی بود سنگین

تو و زهرا و عمه‌ات زینب

آفتاب و مه و ستارة دین

نه عجب گر به احترام، پدر

بوسدت همچنان کتاب مبین

گاه رفتم سزد جواد و رضات

آن بود در یسار و این به یمین

حبّ من، بغض من، برای شماست

دین همین است نیست نیست جز این

دین من حبّ دوستان شماست

مذهبم بغض دشمنان شماست

ای تو در دل، مزار تو در قم

وی حریم تو قبلة مردم

قرص نانی ز مطبخت خورشید

دانه‌های کبوترت انجم

باغ خلقت ز عطر تو خرم

ملک هستی به بحر جودت گم

تا تو از نسل او ظهور کنی

میل حوّا کشید بر گندم

هم تو آباء سبعه را بانو

هم تو بر امّهات اربعه، امّ

ما گدا، تو کریمة عترت

ای کرم قطره جود تو قلزم

گریه و عجز و ناله، عادتنا

عفو و جود کرم، سجّیتکم

از حریم تو می‌رسد شب و روز

نور بر هشت خلد و نه طارم

نه عجب گر کند به مدح تو صدق

هل اتی، قدر، یذهب عنکم

میوة قلب موسی جعفر

مونس جان حجت هشتم

این مه رخت از مدینه بربستی

اینکه از ساوه آمدی در قم،

بود آیینة دلت را نقش

از کلام خوش امام ششم

که تجلّی گه قیام، قم است

حرم یازده امام، قم است

ای تجلّی گه خدا دل تو

گل توحید رُسته از گل تو

نخل طوبای موسی جعفر

علم و فضل و کمال حاصل تو

همه اسرار این جهان وجود

مثل آیینه در مقابل تو

نه همین اهل قم گدای تواَند

که همه عالمند سائل تو

بوده از کودکی عیان به همه

علم تو، فقه تو، مسائل تو

وحی منزل نزول یافت به قم

شد چو آن خاک پاک منزل تو

علمای بزرگ فقه و اصول

همه زانو زده به محفل تو

اهل قم سر بر آسمان بردند

به عنایات و لطف کامل تو

شهر قم کوچه کوچه از در و بام

غرق گل شد به خاطر دل تو

گل چه باشد قسم به حق خدا

جان ما هم نبود قابل تو

سر و پای برهنه، جان بر کف

اشعریّون به گرد محمل تو

دوستان را چراغ دل روشن

کور شد چشم خصم غافل تو

با ورود تو در مدینة قم

تافت نور خدا به سینة قم

رفت از قم به بانگ قم شیطان

تا تو باشی چراغ محفل آن

قم مدینه شد و تو فاطمه‌اش

خانه‌ات بیت قادر منّان

خاک قم گشته بود کحل بصر

سنگ آن درّ و گوهر و مرجان

بیت موسی بن خزرج از تو گرفت

آبرو همچو روضة رضوان

مادرت آنچه در مدینه کشید

همه را کرد شهر قم جبران

گر عدو سوخت بیت زهرا را

شد درِ خانة تو گلباران

هفده روز بیشتر نگذشت

مرغ جانت پرید سوی جنان

داغ زهرا دوباره شد تازه

تا تو جان دادی ای فدایت جان

دل ز غم گشت خون و خون شد اشک

ریخت زینب دو دیده‌ات گریان

همه عمر شریف تو بگذشت

با غم و درد و گریه و هجران

سالها می‌گریستی که به ظلم،

پدرت بود گوشة زندان

سالها در غم برادر بود

همچو زینب دو دیده‌ات گریان

داشتی درد و رنج و غم، دائم

دیدی از کودکی ستم، دائم

اهل قم سوخت پای تا سرشان

در غم بضعة پیمبرشان

خون دل در وجودشان جوشید

اشک، جاری ز دیدة ترشان

اشعریّون به گرد تابوتت

دست غم می‌زدند بر سرشان

گویی از ماتم تو جان همه

شد به سختی جدا ز پیکرشان

ارتحال تو در بهار شباب

مردم قم نبود باورشان

صبح روز عزای تو گردید

تیره‌تر از غروب محشرشان

خاک گل شد ز اشک مردم قم

بر، گل در بهار پرپرشان

گویی از دست رفته بود همه

پدر و مادر و برادرشان

چشم مردان ز اشک خونین سرخ

همه زنها سیاه معجرشان

همه یاقوت اشک باریدند

شد نهان تا به خاک گوهرشان

روز دفن جنازه‌ات، سادات

گریه کردند بهر مادرشان

داغ بابت نرفته بود از یاد

ماند بر سینه داغ دیگرشان

گر چه جانت ز غم رسید به لب

بدنت، روز دفن گشت، نه شب

بی تو طوطیّ جان ترانه نداشت

دانه جز اشک دانه دانه نداشت

دل نورانی تو در همه عمر

جز غم و غصّة زمانه نداشت

پدرت در خزانه بعد رضا

چون تو دردانه‌ای یگانه نداشت

داشت غیر از تو دختران دگر

مثل تو دختری به خانه نداشت

غم هجران تو را به هر سو برد

همچو مرغی که آشیانه نداشت

مثل تو، ای کشیده کوه فراق

هیچکس بار غم به شانه نداشت

جغد غم، ای بهشت خوبیها

به جز از سینة تو لانه نداشت

وای در روز حشر بر چشمی

کز غمت خون دل روانه نداشت

گر چه در موج غصّه جان دادی

بدنت جای تازیانه نداشت

حرم تو نشان شهر قم است

حرم مادرت نشانه نداشت

آتش خانه‌اش بدان وسعت

چون شرار دلش زبانه نداشت

آنکه سیلی به روی زهرا زد

غیر بغض علی بهانه نداشت

می‌سزد خون چکد ز دیدة تو

در غم مادر شهیدة تو

اهل قم، سرفراز و مفتخرند

پیرو عترت پیامبرند

اهل قم، گر ز جان خود گذرند

از شما خاندان نمی‌گذرند

اهل قم، در کلاس مکتب عشق

از همه خلق سرفرازترند

اهل قم، در حمایت از عترت

همه همدست و یار یکدگرند

اهل قم، در ریاض مهر علی

همگان برگهای یک شجرند

اهل قم، روز میهمانداری

میهمان را چو جان خود شمرند

اهل قم، کی چو اهل شام به ظلم

میهمان را سوی خرابه برند

اهل قم، کی چو کوفه مهمان را

با لب تشنه سر ز تن ببرند

اهل قم، گر یتیم را بینند

تا ابد اشک ریز و نوحه گرند

اهل قم، فخر عالمند همه

شعله شعر «میثم اند» همه

شعر کوتاه ولادت حضرت معصومه و روز دختر، شعر  تولد حضرت معصومه و روز دختر، شعر کودکانه در مورد میلاد حضرت معصومه و روز دختر، دوبیتی ولادت حضرت معصومه،  اشعلر در مورد  میلاد حضرت معصومه و روز دختر، شعر حضرت معصومه برقعی، بانک اشعار ولادت حضرت معصومه

با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!
درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو

صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس می شوداما
به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو

گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم
باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو

باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو
دفترم دشت و واژه ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو...

شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت:
شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

شعر از دست واژه ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است
بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

این غزل گریه ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی
زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو

کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است
زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی گمان...


این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
  • برچسب ها:
  • اشعار ولادت حضرت معصومه
  • شعر ولادت حضرت معصومه روز دختر
  • شعر میلاد حضرت معصومه روز دختر
  • شعر تولد حضرت معصومه و روز دختر
  • روز دختر
  • حضرت معصومه
  • ولادت حضرت معصومه

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter