علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج
۱۲,۵۲۷
۱۰
۰
دوشنبه, ۳۰ -۳۴۴۳ ۰۳:۲۵

آنچه ميخوانيد برگ كوچكي از زندگي شاعر بزرگ معاصر نيما يوشيج است

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج
زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکده یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران
درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران
شاعر معاصر ایرانی و پدر شعر نو فارسی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افســـانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریان های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می دانند و او را هم پایه ی شاعران سمبولیست به نام جهان می دانند. نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام روجا چاپ شده است.
كودكي نيما:
نیما در سال ۱۲۷۴ هجری شمسی در روستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم خان اعظام السلطنه متعلق به خانواده ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله داری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.
اقامت در تهران:
۱۲ ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.
فعاليت هاي اجتماعي نيما:
دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمی توانست از این توفان های اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می شد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپ گرای این دوران منتشر می گردید.
نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت. نیما صفورا را هنگام آب تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام بخش او در سرودن افسانه بود. سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ خورشیدی به دنیا آمد.وی پس از آن که در سال ۱۳۰۴ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خودش از افکار پریشان رهایی یابد. درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی کاری خانه نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می اندیشید اما چیزی منتشر نمی کرد.
ترك تهران و معلمي در آستارا:
در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به بارفروش (بابل کنونی؛مدرسه بدر) انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می کرد که چرا درآمدی ندارد.او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا به امر تدریس مشغول بود.
تغيير نام نيما:
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می کرد. در نخستین سال های صدور شناس نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
آغاز شاعري نيما:
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند. نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶ش) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷ش) آغاز می شود و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد.او در ۶۲ سال زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می نمود، با شعرهایش تحول بخشد.
آثار نيما:
منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می کند. چنان که خطاب به حافظ می گوید:
حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می وجام ساقی است
نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است
من بر آن عاشقم کو رونده است "افسانه"
نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله گو افکاری اجتماعی را بیان می کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است. با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. ای شب نیز در هفته نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.
خانه ي نيما:
خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.
درگذشت نيما:
این شاعر بزرگ، درحالی که به علت سرمای شدید یوش، به ذات الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.
شعر نيمايي:
شعر نیمایی سبکی از شعر معاصر فارسی است که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی نیما یوشیج شاعر معاصر ایرانی است. تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی بود. با انتشار شعر افسانه نیما مانیفست شعر نو را مطرح کرد که تفاوت بزرگ محتوایی با شعر سنتی ایران داشت.
ويژگي هاي مجموعه افسانه نيما:
ویژگی های « افسانه » را به شرح زیر می توانیم برشمریم :
1- نوع تغزل آزاد که شاعر در آن به گونه ای عرفان زمینی دست پیدا کرده است.
2- منظومه ای بلند و موزون که در آن مشکل قافیه پس از هر چهار مصراع با یک مصراع آزاد حل شده است.
3- توجه شاعر به واقعیت های ملموس و در عین حال نگرشی عاطفی و شاعرانهٔ او به اشیا.
4- فرق نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید.
5- نزدیکی آن، در پرتو شکل بیان محاوره ای، به ادبیات نمایشی ( دراماتیک ).
6- سیر آزاد تخیل شاعر در آن.
7- بیان سرگذشت بی دلیها و ناکامی های خود شاعر که به طرز لطیفی با سرنوشت جامعه و روزگار او پیوند یافته است .
روح غنایی و مواج افسانه و طول و تفصیل داستانی و دراماتیک اثر منتقد را بر آن می دارد که بر روی هم بیش از هر چیز تاثیر نظامی را بر کردار و اندیشهٔ نیما به نظر آورد . حال آن که ترکیب فلسفی و صوری و به ویژه طول منظومه، زمان سرودن آن، کیفیت روحی خاص شاعر به هنگام سرودن شعر، ذهن را به ویژگی های شعر « سرزمین بی حاصل »، منظومهٔ پرآوازهٔ تی . اس . الیوت شاعر و منتقد انگلیسی منتقل می کند که اتفاقا سرایندهٔ آن همزمان نیما و در نقطهٔ دیگر از جهان سرگرم آفرینش مهمترین منظومهٔ نوین در زبان انگلیسی بود .
شعر نيمايي پيش از نيما:
صدرالدین عینی از بزرگترین مدافعان زبان پارسی در محدودهٔ مرزهای شوروی سابق یکی از نخستین سرایندگان شعر نو فارسی است. پنج سال پیش از آن که نیما افسانه را بسراید عینی در همان وزن شعری سروده بود به نام مارش حریت . مارش حریت ای ستمدیدگان، ای اسیران! وقت آزادی ما رسید مژدگانی دهید، ای فقیران! در جهان صبح شادی دمید... هر ستمگار دون خرم و شاد سالها جام عشرت چشید در شب تیره جور و بیداد هر ستمدیده محنت کشید...
همه گيري شعر نيما:
این شیوه سرودن شعر به سرعت جایگزین شعر کلاسیک فارسی گردید و سپس با ایجاد تفاوت هایی در فرم شعر نو، آن را به شیوه های نیمایی، سپید، حجم و ... دسته بندی کردند. تلاش نیما یوشیج برای تغییر دیدگاه سنتی شعر فارسی بود و این تغییر محتوا را ناگزیر از تغییر فرم و آزادی قالب می دانست. آزادی که نیما در فرم و محتوا ایجاد کرد، در کار شاعران بعد از وی، مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و منوچهر آتشی به نقطه های اوج شعر معاصر ایران رسید. با این حال نیما شعر خود را از لحاظ نگرش به جهان و محتوای کار پیشروتر و تازه تر از کار شاعران بعدی مانند شاملو به شمار می داند.
زمينه تاريخي:
با شروع جنبش مشروطه خواهی ایرانیان بینشی تازه رواج یافت که بر طبق آن عصری تازه فرا رسیده است که با همه دوره های تاریخ ملی تفاوت دارد. روشنفکران این دوران معتقد بودند که عصر استبداد سیاسی به پایان رسیده است و همه احساس می کردند که باید در عرصه فرهنگ نیز تحولی مشابه اتفاق بیفتد. شاعران و نویسندگان این عصر در پی زیباشناسی جدیدی بودند و می خواستند شعری تازه بسرایند که با شعر گذشته فارسی فرق داشته باشد. یکی از عوامل موثر دیگر در تحولات ادبی این دوران آشنایی روشنفکران ایرانی با ادبیات اروپایی بود. به باور آنان انقلاب مشروطیت با انقلاب فرانسه مشابهت داشت و قادر بود فضای تازه ای ایجاد کند که در آن چهره های برجسته ای پرورش یابند که با شاعران و نویسندگان برجسته اروپا قابل مقایسه باشد. علاقه و توجه روشنفکران به ادبیات اروپا و بخصوص ادبیات فرانسه باعث شد تا برخی آثار نویسندگان بزرگ آن زمان اروپا مانند ویکتور هوگو، لامارتین، ژان ژاک روسو، آلفونس دوده و شاتو بریان ترجمه شود که بر نوشته های بسیاری از ادیبان ایرانی تأثیر گذاشت.
نظر نيما درمورد شعر سنتي فارسي:
نیما در ابتدای شاعری خود از شعر کهن فارسی نفرت داشت. اما بعدها نگاه خود را تغییر داد. نیما زمانی نوشته بود:
از تمام ادبیات گذشته قدیمی نفرت غریبی داشتم... اکنون می دانم که این نقصانی بود. و در جای دیگری می نویسد:
من خودم یکی از طرفداران پا بر جای ادبیات قدیم فارسی و عربی هستم.
مخالفت هاي سنت گرايان با نيما:
وقتی نیما نظریه ادبی خود را تدوین می کرد حامیان شعر سنتی فارسی که باورهای خود را در معرض هجومی تمام عیار می دیدند اظهار داشتند که شعر فارسی به عنوان ارجمندترین نماد فرهنگی ایران در معرض نفوذ بیگانگان قرار گرفته است. از نظر آنان شعر نو نشانه تسلیم فرهنگی در برابر خارجی ها بود و به زودی روح فرهنگ ایرانی را نابود خواهد کرد. سنت گرایان در حقیقت معتقد بودند که نیما و پیروانش با این سنت آشنایی ندارند و حتی نیما را به مرگ تهدید کردند. نگاه محافل دانشگاهی به شعر نیما تا دهه چهل خورشیدی منفی بود و از پذیرش آن سر باز می زدند. اما نگاه سنت گرایان دانشگاهی به نظریات نیما با تلاش برخی استادان که بخصوص با نقد ادبی مدرن آشنایی داشتند رفته رفته تغییر کرد. در میان کسانی که نقشی مهم در تغییر نگرش رایج در دهه چهل خورشیدی داشتند باید از غلامحسین یوسفی و محمد رضا شفیعی کدکنی یاد کرد.
حمايت نوگرايان از نيما:
برخی از شاعرانی که امروز در زمره نوگرایان به حساب می آیند از نخستین حامیان نیما بودند. از جمله این افراد باید به احمد شاملو، اسماعیل شاهرودی، هوشنگ ابتهاج و مهدی اخوان ثالث اشاره کرد.
شاعران نيمايي:
احمد شاملو مهدی اخوان ثالث سهراب سپهری
فروغ فرخزاد منوچهر آتشی م. آزاد
رضا براهنی هوشنگ ایرانی طاهره صفارزاده
احمدرضا احمدی سید علی صالحی محمد علی سپانلو
محمد حقوقی منصور اوجی علی باباچاهی
مفتون امینی محمدرضا شفیعی کدکنی سیاوش کسرایی
یدالله رویایی علی رضا پنجه ای نصرت رحمانی
اسماعیل خویی فرخ تمیمی فریدون مشیری
نادر نادرپور حمید مصدق محمد زهری
اسماعیل شاهرودی محمد تقی جواهری لنگرودی خسرو گلسرخی
محمدمهدی سیار حسن نوغانچی صالح کامبیز صدیقی
سید محمد علی اشرف زاده محمد حسین هژیرکمال سلمان هراتی
اشعار نيما:
قصه رنگ پریده منظومه نیما
خانواده سرباز ای شب
افسانه مانلی
افسانه و رباعیات ماخ اولا
شعر من شهر شب و شهر صبح
ناقوس قلم انداز فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ
آب در خوابگه مورچگان مانلی و خانه سریویلی
مرقد آقا (داستان) کندوهای شکسته (داستان)
آهو و پرنده ها (شعر و قصه برای کودکان) توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)
شعر نيمايي و تحول اجتماعي در ايران:
نیما می کوشید شعر معاصر فارسی را با نیازهای ایران مدرن سازگار کند. پس از جنبش مشروطه عرصه حیات اجتماعی ایران تغییر کرده بود. پیش از شعر، نثر فارسی با تلاش های کسانی نظیر طالبوف، حاج زین العابدین مراغه ای، صور اسرافیل و دیگران متحول شده بود و به نوعی خود را سازگار کرده بود. به طور کلی شعر جدید اشتیاقی خاص برای پرداختن به مسائل اجتماعی از خود نشان می دهد، در حالی که شعر کلاسیک چنین نیست. نیما اگر چه هنوز هم مخالفانی در میان شاعران سنت گرا دارد توانسته است پیروان قابل توجهی برای خود دست و پا کند و ظرفیت تازه ای به شعر کهن فارسی اضافه کند.
شعر مدرن يا شعر معاصر فارسي:
بی هیچ شکی، نیما از برجستگان شعر معاصر فارسی است که امروزه نام او بر پیشانی شعر مدرن فارسی می درخشد.
شعر معاصر فارسی در سه حوزه ی شعر نیمایی، سپید و موج نو همچون جویباری به جریان خود در حوزه ی ادب معاصر ادامه می دهد امّا راه و رسم نیما طرفداران بیشتری دارد و به نظر می رسد به اوج هنری خود نزدیک می شود. امّا چرا و چگونه این سنت ادبی مدرن راه خود را گشود و علی رغم تمامی ناملایمات به راه خود ادامه داد. در مقاله ی حاضر به راز جاودانگی و تعمیم روش نیمایی در شعر پرداخته و به محسنات، ابتکارات و خلاقیت های هنری نیما اشاره شده است. آنچه مسلم است نوآوری نیما صرفاً در کوتاه و بلند کردن مصراع ها و حذف تکراری قافیه نبوده و نیست، ابتکار نیما که شیوه ی او را ماندگار و پرطرفدار کرده همانا در مضامین و محتوای شعری اوست. در شعر نیمایی فرم و مضمون با هم حرکت می کنند و از آغاز تا پایان تصور ذهنی روشنی به خواننده منتقل می کنند. مقاله ی حاضر به بررسی مضامین نو و ابتکاری شعر نیما اشاراتی کلی دارد.
آثار درباره ي نيما:
1.مهدی اخوان ثالث، بدعت ها و بدایع نیما یوشیج
2.مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج
3.شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو
4.بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج
5.حسین صمدی، کتابشناسی نیما
6.سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج
7.محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج
8.محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما
9.حمید حسنی، موسیقی شعر نیما
10.سیروس طاهباز،کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج
11. محمد حقوقی،شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعر های برگزیده تفسیر و تحلیل موفق ترین شعرها
12. سعید حمیدیان،داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج
13. سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقد ها، گفت و گوها و داستان ها
14. محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش
15. تقی پورنامداریان، خانه ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد
آتش زير خاكستر نيما يوشيج:
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن * سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام ، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم...
زمستان۱۳۳۶ نیما یوشیج
خلاصه:
علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج
زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکده یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران
نيما تا 12سالگيدر زادگاهش "يوش"زندگي ميكرد وازسن 12سالگي به همراه خانواده به تهران آمد. جا به جايي خانواده نيما به تهران يكي از تاثير گذارترين بخش هاي زندگي نيما بحساب مي آيد كه باعث تحصيل وي در مدرسه سن لويي شد و بعد از آن با تشويق ناظم وفايي به شعر گفتن علاقمند شد و زبان فرانسه آموخت و اشعاري با سبك خراساني نيز سرود.
دوران نوجواني و جواني نيما مصادف با دوران مشروطه و تحولات سياسي مهم بود تا جايي كه نيما تصميم گرفت به ميزاكوچك خان جنگلي بپيوندد و تا حد مرگ مبارزه كند.
نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می شد همکاری قلمی داشت.
پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. كه باعث شد بعدها تهران را ترك كند و به معلمي در آستارا بپردازد.
نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت شکست عشقي پیشین نيما الهام بخش او در سرودن "افسانه" بود.
سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می کند.
درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی کاری خانه نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می اندیشید اما چیزی منتشر نمی کرد.
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد.
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶ش) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷ش) آغاز می شود و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد.او در ۶۲ سال زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می نمود، با شعرهایش تحول بخشد.
منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است نيما كه در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است.
نیما نگاهی دیگرگونه به عشق داشت وعشق عارفانه را رد می کرد. چنان که خطاب به حافظ گفت:
حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می وجام ساقی است
نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است
من بر آن عاشقم کو رونده است "افسانه"
تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی بود.
شعر معاصر فارسی در سه حوزه ی شعر نیمایی، سپید و موج نو همچون جویباری به جریان خود در حوزه ی ادب معاصر ادامه می دهد امّا راه و رسم نیما طرفداران بیشتری دارد.
وقتی نیما نظریه ادبی خود را تدوین می کرد حامیان شعر سنتی فارسی که باورهای خود را در معرض هجومی تمام عیار می دیدند اظهار داشتند که شعر فارسی به عنوان ارجمندترین نماد فرهنگی ایران در معرض نفوذ بیگانگان قرار گرفته است. از نظر آنان شعر نو نشانه تسلیم فرهنگی در برابر خارجی ها بود و به زودی روح فرهنگ ایرانی را نابود خواهد کرد.
برخی از شاعرانی که امروز در زمره نوگرایان به حساب می آیند از نخستین حامیان نیما بودند. از جمله این افراد باید به احمد شاملو، اسماعیل شاهرودی، هوشنگ ابتهاج و مهدی اخوان ثالث اشاره کرد.
این شاعر بزرگ، درحالی که به علت سرمای شدید یوش، به ذات الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه اش در یوش منتقل کردند.
خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.
اصطلاحت:
1_ اصطلاح کمونیسم از ریشه لاتینی (کمونیس) به معنای «اشتراکی» گرفته شده است و دسته ای از ایده های اجتماعی را در بر می گیرد که غایت آن مالکیت اشتراکی همه دارایی هاست.
2_ تلاجن درختي است جنگلي
3_ مانیفست در هنر به معنای اعلام بیانیه هایی توسط بنیانگذاران یک سبک یا مکتب جدید ، خطاب به هنرمندان دیگر و همچنین مردم است

********************************************************

نويسنده و طراح:مهدي پويان

گردآوري: مجله اينترنتي دلگرم


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(10 امتیاز , میانگین: 3.4 از 5)  
  • برچسب ها:
  • نيما يوشيج پدر شعر نو علي اسفندياري شعر نو مانفيست شعر نو تحقيق نيما يوشيج تحقيق شعر نو همه چيز نيما يوشيج زندگي نامه نيما يوشيج آثار نيما يوشيج زندگي نامه نيما يوشيج

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter