مجله دلگرم
امروز: شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۸ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۳ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
اشعار مدح و وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها

بهترین اشعار شهادت حضرت ام البنین (س)

اشعار مدح و وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
4
زمان مطالعه: 7 دقیقه
به مناسبت سالروز وفات حضرت ام البنین (س) اشعار برگزیده به مناسبت وفات این حضرت را در این بخش از دلگرم گردآوری کرده ایم.

اشعار وفات حضرت ام البنین (س)

مادر روز‌های دلتنگی
بانوی گریه‌های طولانی‌

می‌شد از موج اشک هر روزت
اسمان مدینه طوفانی

بسکه با سوز روضه می‌خواندی
پا به پایت مدینه می‌نالید

چشم‌های غسی مروان هم
گاهی از گریه‌ی تو می‌بارید

آسمان را به گریه وا می‌داشت
چشم ابری و اه هر روزت

چشم خاکی و غصه دار بقیع‌
می‌نشسته به راه هر روزت

کربلا بود و روسفیدی تو
لحظه امتحان سخت خدا

پسرانت یکی یکی رفتند
شیر مردان درس‌های شما

گرچه با چشم خود ندیدی که
کربلا را چه ماجرایی بود

زندگی تو بعد عاشورا
گریه در گریه کربلایی بود

اشعار وفات حضرت ام البنین

مداحی وفات حضرت ام البنین

مادرترین نامادری ام البنین است
از بعد زهرا حیدرش را بهترین است

اولاد زهرا راچو جانش دوست دارد
براین امانتها نگهداری امین است

گوید کنیزم بهر فرزندان زهرا(س)
بر این ادب از او،هزاران آفرین است

در بین زنهای عرب همتا ندارد
انگشتر ایثار را همچون نگین است

آموخته رسم وفا را بر بنینش
هر یک زآنها جانفدای شاه دین است


قربان آن دستان از پیکر جدایش
قربان آن سقاکه گریان،شرمگین است
کرببلا، ام البنین، ام شهیدان
زینب به سوگ آن برادرها حزین است
بهر پسرهای خودش گریان نباشد
گریان برای سید ابرار دین است
از بعد عاشورا شده تنهای تنها
با ناله های مادرانه او قرین است
شهر مدینه شاهدی بر ناله هایش
هم دوست هم دشمن زحالاتش غمین است
از سوز داغ راهیان کربلایی
در سینه اش پیوسته آه آتشین است
با رفتن زینب دگر طاقت ندارد
عمر شریفش روزهای آخرین استپ
روح بزرگش پر کشد از پیکر او
مشتاق دیدار امیرالمؤمنین است

روضه وفات حضرت ام البنین

اشعار برگزیده به مناسبت وفات حضرت ام البنین (س)

تا که پایم به در خانه ی دلدار رسید
به دلم باز غم بانوی بیمار رسید

تا که چشمم به در سوخته ی خانه فتاد
گفتم آنجا نکند شعله به رخسار رسید

متوجه شدم از تیزی آن میخ در است
که چه بر فاطمه بین در و دیوار رسید

این شنیدم که تداعی شده در کرب و بلا
هر بلایی که به گل از طرف خار رسید

این شنیدم که به بی دستی تو دست زدند
و حسین بن علی با دل خونبار رسید

این شنیدم که از آن ضربت سنگین عمود
چقدر لخته ی خون بر گل رخسار رسید

این شنیدم که شد اندازه ی ششماهه تنت
تیرها از همه سو بر تو علمدار رسید

تو که دیدی ز روی نیزه،بگو عباسم
که چسان خواهر تو بر سر بازار رسید

این شنیدم که به دور و بر او رقصیدند
تو روی نیزه و او در بر انظار رسید

شعر وفات حضرت ام‌البنین

شعر ویژه وفات حضرت ام‌البنین (س) مادر عباس

سلام ای گل گلشن رحمت،فدایت که تو یاورِ دینی
وَ از معرفت ترجمانی از،سلامٌ عَلیٰ آلِ یاسینی

به صبر و حِلم و رضا،وَ یاری مرتضی
تو و تربیت در مسیر سعادت

وَ در صراط ولا،به دشت کربلا
ابالفضلِ الْعباس و شوقِ شهادت

امّ البنین ای آیه ی هدایت
امّ البنین لطف تو بی نهایت

امّ البنین ای یاور ولایت
امّ البنین ای یاور ولایت...

بشیر از برایت خبر آورْدْ،که تشنه گل پرپرت جان داد
عمودی به سر آمد و آنگاه،ابالفضل آب آورت جان داد

دل زهرا بی قرار،یتیمان چشم انتظار
امان از دو دستِ بریده واویلا

عدو آمد صف به صف،اُمیدش رفته ز کف
که تیری به مشکش رسیده واویلا

شرم و خجلت شد همدم ابالفضل
شرارِ دل سوز غم ابالفضل

زهرا گرید در ماتم ابالفضل
امّ البنین ای یاور ولایت...

حتماً بخوانید:
تاریخ دقیق وفات حضرت ام‌البنین (س) در تقویم سال 1400 چه روزی است ؟

تاریخ دقیق وفات حضرت ام‌البنین (س) در تقویم سال 1400 چه روزی است ؟

حضرت ام البنین، وفات حضرت ام‌البنین ، تاریخ وفات حضرت ام‌البنین ، روز وفات حضرت ام‌البنین ، مراسم و سوگواری وفات حضرت ام‌البنین در سال 1400 .

ای که از عشق علی پیرو الله شدی
مطمئن باش که بی فاطمه گمراه شدی
نوکر شیرخدا باش و ببین شاه شدی
خوش بحال تو اگر عابر این راه شدی
شعر من در پی خود دیده تر می جوید
گوش کن ام بنین باپسرش می گوید:
بازوانت چقدر مثل پدر می ماند
روی نورانی تو مثل قمر می ماند
لعل لبهای تو شیرین چو شکر می ماند
صورتت کعبه و خالت چو حجر می ماند
وارث غیرت مولای زمینی پسرم
سند مادری ام بنینی پسرم
اینقدر آه نکش ناله نزن گریه نکن
هرچه دیدی الم و درد و محن گریه نکن
با زمین خوردن و افتادن من گریه نکن
حداقل جلوی چشم حسن گریه نکن
چونکه در کودکی ازدست کسی رنجیده
وسط کوچه ای افتادن مادر دیده
قسمتم شد در این خانه کنیزی پسرم
با کنیزیست رسیدم به عزیزی پسرم
من نبودم قدحی اشک نریزی پسرم
گوش واکن که بگویم به تو چیزی پسرم
بنگر تاب و قرار دل بی تابت را
این حسین است ببین صورت اربابت را
این کبوتر همه جا بر پر خود حساس است
نوکرش باش که بر نوکر خود حساس است
پسر فاطمه بر خواهر خود حساس است
بیشتر از همه بر مادر خود حساس است
پیش او شانه به مویت نزدم گریه نکن
یا اگر بوسه به رویت نزدم گریه نکن
پیش این غمزده باید که رعایت بکنم
پیش او از تو نباید که حمایت بکنم
پیش او کم به تو شاید که محبت بکنم
گرنشد در بر او بوسه نثارت بکنم
نشو دلگیر از این قصه نکن مأیوسم
در عوض نیمه شب انقدر تو را می بوسم
بین این مردم بد ذات هوادارش باش
سپرش باش و نگهبان و نگهدارش باش
توامان نامه نگیر از کسی و یارش باش
علمش را که به تو داد علمدارش باش
سعی کن باهمه نیروت علم را بردار
غیرت مادری ات را به تماشا بگذار
کربلا می روی و مونس آنها هستی
یک تنه ارتش با غیرت آقا هستی
گوش کن تو سپر عترت زهرا هستی
پس رکاب قدم زینب کبری هستی
حرفم این است که همواره مؤدب باشی
بیشتر دور و برحضرت زینب باشی
می شوی یک تنه سرلشگر و سقای حرم
میشوی مایه آرامش دل های حرم
پسرم شاهرگت را بده در پای حرم
نگذاری که بیایند تماشای حرم
نگذاری که غمی قسمت زینب باشد
یاکه چشمی به قد و قامت زینب باشد
کودکان تشنه که باشند خودت سقایی
تشنه باشد علی اصغر بشود غوغایی
مایه راحتی و دلخوشی آنهایی
مطمئند که با مشکِ پری می آیی
گرچه از سوز عطش پیکر تو غرق تب است
قطره ای آب نخور اصغرشان تشنه لب است
مشک بردار که خشکیدن لبها حتمی ست
عجله کن تو که پاییدن دریا حتمی ست
موقع آمدنت حمله اعدا حتمی ست
تیربارن شدن چشم تو آنجا حتمی ست
جای باران پسرم تیر سویت می ریزد
مشک اگر پاره شود آبرویت می ریزد
ماه دنیایی و مهتاب به تو وابسته ست
ساقی خیمه ای و آب به تو وابسته ست
دل دردانه بی تاب به تو وابسته ست
تو علمداری و ارباب به تو وابسته ست
تو که برخاک بیافتی سپرش می شکند
علم تو که بیافتد کمرش می شکند
گرچه ازلشگر بی شرم بلا می بینی
در سیاهی زمین نور خدا می بینی
گرچه از نیزه و شمشیر جفا می بینی
در عوض گل پسرم فاطمه را می بینی
پسرم ازمن دلخسته سلامی برسان
جای من چادر خاکی شده اش را بتکان


این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.5 از 5 (4 رای)  
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است