دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۵ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۰۵ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
مرگ دختر ۱۸ ساله در آتش تعصب برادر + جزئیات
0
دوشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۴۵
دختر 18 ساله ی شمالی در آتشی که برادرش به پا کرده بود جان داد

سوختن دختر 18 ساله توسط برادرش

فرشته دختر 18 ساله ی شمالی در آتشی که برادرش به پا کرده بود جان داد

حوادث دلگرم به نقل از شهروند : معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی گیلان گفت: دختر ۱۸ ساله‌ای که بر اثر به آتش کشیدن خانه توسط برادرش دچار جراحات و سوختگی شدید شده بود، شب گذشته جان خود را از دست داد.

سرهنگ مجید رسول زاده فرساد در بیان جزئیات این حادثه افزود: برادر این دختر ساکن محله سلیمانداراب شهر رشت با ازدواج او با مرد مورد علاقه اش مخالف بود اما وقتی در جلوگیری از این ازدواج موفق نشد در اقدامی نسنجیده، خانه پدری را به آتش کشید که در این حادثه خواهر و مرد مورد علاقه‌ وی دچار سوختگی شده و به بیمارستان ولایت رشت منتقل شدند.

وی تصریح کرد: متهم در اظهارات خود، دلیل ارتکاب این جرم را مخالفت با ازدواج خواهرش با مرد مورد نظر او و اختلاف سنی ۱۲ ساله میان آنها عنوان کرد.

ماجرای سوختن فرشته

در میانه هیاهوی حادثه وحشتناک تالش، خبرتکان‌دهنده دیگری از رشت مخابره شد. این بار آتش‌سوزی عمدی، فرشته هجده‌ساله را به کام مرگ کشاند.

دختری که در خانه پدرش ‏به دست برادر طعمه حریق شد و با وجود انتقال به بیمارستان، چند روز بعد به دلیل شدت ‏سوختگی جانش را از دست داد. همان موقع اعلام شد، دلیل این جنایت هم ناموسی بوده و ‏‏امیر برادر مقتول، به دلیل مخالفت با ازدواج خواهرش دست به چنین اقدامی زده ‏است. ‏

به گفته مسئولان انتظامی گیلان، این پسر جوان به دلیل اختلاف سنی دوازده‌ساله فرشته با ‏خواستگارش خانه پدری را به آتش کشید و هر دو را روانه بیمارستان کرد. حالا، اما با گذشت ‏چند روز، اقوام این خانواده روایت دیگری را از حادثه مطرح می‌کنند. به گفته آن‌ها ‏دلیل این کار نه فرشته بوده و نه قصد او برای ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش.

آن‌طور که ‏نزدیکان این خانواده می‌گویند، اعتیاد پدر و اختلاف شدید امیر با او باعث ‏بروز این حادثه و کشته شدن فرشته شده است. این پسر بیست‌ویک ساله حالا چند روزی است که در ‏بازداشت پلیس است.

پدر و مادرش علیه او شکایت کرده‌اند و قصاص می‌خواهند‎.

آخرین چهارشنبه ماه رمضان بود. امیر سراسیمه به خانه آمد و با حالت عصبی نگاهی به پدر ‏انداخت و درحالی‌که زیرلب غرولند می‌کرد، به طرف آشپزخانه رفت. پدر او سال‌ها بود که ‏اعتیاد داشت تا حدی که یک دندان سالم هم در دهانش نمانده بود. پدر امیر سال‌های قبل وقتی که ‏هنوز تا خرخره گرفتار گرد و افیون نشده بود، کسب و کار خوبی داشت.

او چند‌سال برای کار ‏به کیش رفت و وقتی به رشت برگشت توانست خانه و زمینی در اطراف رشت بخرد. اما ‏سیاهی روز‌های خانواده از همان موقع شروع شد. پدر خانواده به خیال اینکه دیگر ‏برای زندگی و عهد و عیالش اندوخته خوبی جمع کرده، شروع به خوشگذرانی کرد.

کم‌کم هم ‏از میان همان میهمانی‌های مردانه بوی افیون و زغال بلند شد و زن و بچه‌اش تا آمدند بفهمند چه سرنوشت شومی در انتظارشان است، پدر را دیدند که با حقه وافور سرگرم است. ‏

مصرف روز به روز بالاتر رفت. او دیگر «خاکسترنشین» منقل بود و هر روز هم چند نفری ‏هم‌بساطش می‌شدند. رفت‌وآمد به خانه آن‌ها هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد. امیر قد کشیده بود ‏و دیگر بد و خوب را می‌فهمید.

فرشته که سه سالی از برادرش کوچک‌تر بود، درست نمی‌‏فهمید که در خانه آن‌ها چه خبر است، فرزانه دختر کوچک خانواده هم آن زمانی که امیر ‏برای تأمین مخارج زندگی مجبور شد درسش را نصف و نیمه رها کند، پنج‌سال بیشتر نداشت.

‏او تا کلاس هشتم بیشتر درس نخواند و بعد هم کتاب و مدرسه را رها کرد. اما فوتبال را دوست ‏داشت. خوش استعداد بود. آن‌طور که فرید خوش روش مربی فوتبال او می‌‏گوید امیر از ١٠سالگی راهی کوچه و خیابان شد تا کار کند و خرج خواهر، مادر و پدر ‏معتادش را بدهد.

سرهرچهارراه و چراغ قرمز دستمال کاغذی می‌فروخت. بعضی روز‌ها هم ‏که پولی برای خرید نداشت، شیشه‌های ماشین‌ها را پاک می‌کرد. پول زیادی نبود و، اما ‏زندگی‌شان با همین می‌گذشت. امیر رسما کودک کار شده بود. اما چون فوتبالش خوب بود، در ‏تیم کودکان کار عضو شد.

خوش روش می‌گوید آن‌قدر پا به توپش خوب بود که در تیم ملوان و ‏داماش تست داد و قبول هم شد. اما چون پولی نداشت، مجبور شد این علاقه‌اش را هم رها ‏کند: «آن روزی که به او گفتم در تست قبول شدی، اول خیلی ذوق کرد و خندید، اما بعد انگار ‏که فهمیده باشد راهی برای او نیست، بغضش گرفت و صورتش سرد و بی‌روح شد‎.»

امیر بعد از آن دیگر حوصله فوتبال هم نداشت. با بچه‌ها کمتر حرف می‌زد. حتی تلفن‌های ‏مربی‌اش را هم یکی درمیان پاسخ می‌داد. کم‌کم ارتباطش قطع شد. درگیر خرج زندگی بود. ‏

پدرش دیگر از کار افتاده شده بود. بی‌رمق از شیره و تریاک فقط از صبح تا شب مشغول ‏خودش بود. امیر با وانتی که داشت، ضایعات جمع می‌کرد، اما درآمدش کفاف خرج خانه را ‏نمی‌داد. دختر‌ها بزرگ شده بودند، فرشته دیگر برای خودش دختر کاملی بود.

دختری خوش‌‏چهره که خواستگار‌های زیادی هم داشت. فرزانه هم دبیرستانی بود. اما امیر با ازدواج ‏خواهرش میانه خوبی نداشت.

آن‌طور که یکی از اقوام نزدیک این خانواده به شهروند ‏می‌گوید، امیر دوست نداشت در این شرایط خواهرانش به خانه بخت بروند. اما مشکل اصلی ‏او این‌ها نبود: «امیر با پدرش مشکل داشت، چند وقتی بود که از او پول می‌خواست. از رفت‌‏‌وآمد دوستان پدرش هم به خانه حسابی کلافه بود.»

امیر می‌دانست که پدرش سال‌ها قبل ‏خانه و زمینی خریده، اما آن اموال تأثیری در وضع زندگی آن‌ها ندارد. همین هم بهانه درگیری‌‏های او با خانواده شد. این فرد نزدیک به این خانواده درباره اتفاقات آن روز و آتش گرفتن ‏فرشته می‌گوید: «آن روز ظهر امیر با پدرش دعوا می‌کند، بعد مادر وساطت می‌کند که امیر ‏از شدت عصبانیت مادر را هم به باد کتک می‌گیرد، بعد فرشته وارد معرکه می‌شود و ‏درگیری بالا می‌گیرد.»

امیر بعد از این درگیری کوتاه، از خانه خارج می‌شود و بعد از ‏دقایقی با دبه سفید به خانه می‌آید. همه فکر می‌کنند که امیر بلوف می‌زند. پدر و مادر و ‏خواهر‌ها به تصور اینکه مایع درون دبه آب است، موضوع را جدی نمی‌گیرند. او هم دبه را ‏خالی می‌کند، اما کبریت نمی‌زند، ظاهرا یکی از همکاران امیر هم که در جمع‌آوری ضایعات ‏شریک بوده، همان زمان در خانه آن‌ها حضور داشته.

اما تلاشش برای متقاعد کردن او به ‏نتیجه نمی‌رسد. در همین حین شعله آتش از شیشه شکسته بخاری به بیرون سرایت می‌کند و ‏خانه آتش می‌گیرد. همه فرار می‌کنند، اما فرشته وقتی می‌خواسته از اتاق خارج شود، لباسش ‏گر می‌گیرد. ه

مسایه‌ها فرشته را درون پتو پیچیدند و به بیمارستان بردند. امیر و شریکش هم ‏پایشان سوخته بود. چند روز بعد فرشته روی تخت بیمارستان فوت می‌کند و امیر هم به جرم ‏قتل خواهرش بازداشت می‌شود‎.

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی گیلان با اشاره به اینکه برادر این دختر دستگیر و تحویل مراجع قضایی شده است، تاکید کرد: کنترل خشم و تفکر در عواقب جبران‌ناپذیر اینگونه اقدامات خشن، عامل مهمی در پیشگیری از این جرائم است.

وی با تاکید بر ضرورت ارتباط منطقی و صمیمی میان اعضا خانواده اظهار کرد: همه باید تلاش کنند که آستانه تحمل خود را بالا برده و هماره دلیل و رفتار منطقی را در قضاوت‌های خود ملاک عمل قرار دهند.

سرهنگ رسول زاده نداشتن آگاهی از قوانین، نبود ارتباط منطقی و صمیمانه بین اعضاء خانواده، عدم درک متقابل افراد از یکدیگر و کم‌توجهی به موازین و دستورات دینی را از دلایل بروز چنین حوادثی عنوان و تصریح کرد: تربیت صحیح فرزندان و آموزش درست آنان در کسب مهارت های زندگی نیز می‌تواند در پیشگیری از این حوادث نقش بسزایی داشته باشد.


دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
تبلیغات مشاغل
Ad · www.newslaw.net

اخبار حقوقی

Ad · www.delgarm.com

تعبیر خواب

Ad · www.delgarm.com

قیمت روز کولر گازی

Ad · www.soorban.com

سالن عقد

Ad · www.sokhansarayan.com

آموزشگاه زبان اصفهان

Ad · www.delgarm.com

تست عشق

Ad · www.samamoshaver.ir

ثبت شرکت در اصفهان

hits
statcounter