مجله دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۹ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۴ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
دادگاه بدوی چیست ؟ آیا رای بدوی قابل اعتراض است ؟
3
زمان مطالعه: 8 دقیقه
دادگاه محلی یا جلسه‌ای است که در آن به شکایت‌ها و به اتهام‌های زده شده به افراد یا نهادها و سازمان‌ها رسیدگی می‌شود. دادگاه های بدوی معمولا به محاکمه انتظامی سردفتران و دفتریاران اسناد رسمی و سردفتران ازدواج و طلاق هر استان و... رسیدگی میشود.

علت تشکیل دادگاه بدوی

به منظور محاکمه انتظامی سردفتران و دفتریاران اسناد رسمی و سردفتران ازدواج و طلاق هر استان یک دادگاه بدوی، در اداره ثبت استان و برای تجدیدنظر احکام غیرقطعی دادگاه های بدوی دادگاه تجدیدنظر در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تشکیل می شود.

اعضای دادگاه بدوی

طبق ماده 35 قانون ثبت دارای 3 عضو اصلی و یک نفر عضو علی البدل می باشد که به شرح ذیل انتخاب می شوند:

  1. یکی از رؤسای شعب مدنی دادگاه استان به انتخاب وزیر دادگستری
  2. یکی از کارمندان مطلع ثبت استان به انتخاب رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور.
  3. یکی از سردفتران مرکز استان به انتخاب کانون محل و در صورت عدم تشکیل کانون در محل به انتخاب رئیس سازمان ثبت و اسناد و املاک کشور.

دادگاه تجدیدنظر انتظامی

حکم دادگاه بدوی انتظامی به متخلف و دادستان انتظامی ابلاغ می شود و در صورتی که حکم مورد اعتراض سردفتر یا دادستان باشد (در احکام محکومیت متخلف انتظامی که درجه 3 و یا بالاتر از آن باشد) سردفتر می تواند ظرف مدت ده روز نسبت به آن به دادگاه تجدیدنظر اعتراض نماید. این اعتراض تقدیم دادگاه بدوی انتظامی می شود و دادگاه بدوی اعتراض سردفتر را به همراه پرونده مزبور به دادگاه تجدیدنظر انتظامی که مقر آن در مرکز (تهران) می باشد ارسال می نماید.

ضمناً مدت اعتراض دادستان به حکم صادره ده روز از تاریخ ابلاغ است. حال ممکن است سردفتر نتواند لایحه دفاعیه مدارک خود را به هر دلیلی ظرف مدت ده روز به دادگاه بدوی ارائه کند. البته این مهلت تا ده روز دیگر قابل تمدید است ولی اگر دادگاه با تمدید موافقت نکند چه ؟ آیا یک دادرسی عادلانه خواهیم داشت؟

اعضای دادگاه تجدید نظر

دادگاه تجدیدنظر از اعضای ذیل تشکیل شده است:

  1. یکی از رؤسای شعب یا مستشاران دیوان عالی کشور به انتخاب وزیر دادگستری
  2. معاون سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در قسمت امور اسناد
  3. یکی از اعضای کانون سردفتران به انتخاب کانون

اعضای دادگاه های بدوی و تجدیدنظر باید حداقل 15 سال سابقه قضایی یا اداری یا سردفتری داشته باشند و سردفتر نباید محکومیت انتظامی درجه 4 به بالا داشته باشند.

دادگاه بدوی چیست

رای دادگاه چیست ؟

وقتی اختلاف حقوقی یا شکایتی در مراجع قضایی مطرح می شود، تصمیمی که قاضی پس از رسیدگی به اختلاف یا شکایت می گیرد، رای نامیده می شود.

اگر چه تعداد زیادی از افرادی که دانش حقوقی ندارند به راحتی نمی توانند محتوای یک رای را درک کنند اما تمامی این افراد این موضوع که رای همان تصمیم قاضی درباره پرونده مورد رسیدگی است را درک می کنند که این تصمیم و رای نهایتاً به صورت دادنامه به آن ها ابلاغ خواهد شد.

حال اگر این افراد با « رای بدوی » مواجه شوند ممکن است ندانند که رای بدوی چیست. شاید معنای بدوی را درک کنند اما باز هم ممکن است به طور دقیق متوجه نشوند که رای بدوی به چه معناست و این سوال در ذهنشان ایجاد شود که آیا قرار است رای دیگری نیز صادر شود؟

رای بدوی به چه معناست ؟

زمانی که پرونده حقوقی یا کیفری در مراجع قضایی رسیدگی می شود، این رسیدگی صرفاً با صدور رای در همان دادگاهی که در ابتدا رسیدگی در آن آغاز می شود به طور کلی به پایان نمی رسد و در اکثر موارد راه برای اعتراض شخصی که رای علیه او صادر شده است، باز است.

بنابراین در بسیاری از موارد امکان اعتراض، رسیدگی و صدور رای در مراجع دیگر از جمله دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور نیز وجود دارد.

حال به دادگاهی که در ابتدا دعوی و شکایت در آنجا مطرح می شود و مورد رسیدگی قرار می گیرد و نهایتاً رای صادر می کند، دادگاه بدوی می گویند.

به رایی نیز که توسط این دادگاهِ صالح به رسیدگی صادر می شود، رای بدوی می گویند.

رای بدوی قابل اعتراض است ؟

بدوی در واقع به معنای ابتدایی و آغازین است و این رای بدوی در دادگاه بدوی ممکن است قابل اعتراض باشد یا نباشد.

اگر پرونده ای دارید که مورد رسیدگی دادگاه بدوی قرار گرفته و رای بدوی علیه شما یا طرف مقابلتان صادر شده است و حال می خواهید آگاه شوید که آیا راه برای اعتراض شما یا طرف مقابلتان در مراجع دیگر وجود دارد یا خیر، بستگی به رای صادر شده و محتوای آن دارد که بدون مشورت با وکیل این آگاهی حاصل نخواهد شد.

در نقد و برسی منصفانه دادگاه های بدوی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

قانون مصوب سال 1354 سردفتران و دفتریاران با وجود تمام محاسن آن، که حدود 31 سال از تصویب آن می گذرد، هنوز بر سبک و سیاق قبلی بوده و بر نظام قضایی قبل از انقلاب استوار است.

نمونه بارز آن استفاده از واژه هایی نظیر وزیر عدلیه است که در حال حاضر اختیارات وزیر دادگستری به رئیس قوه قضائیه تفویض شده است. نمونه دیگر آن که اکنون در سیستم قضایی ما دادگاه مدنی استان وجود ندارد و دادگاه تجدیدنظر جایگزین آن گردیده است، علی ای حال هنگام آن رسیده است که قانون ثبت و دفاتر اسناد رسمی به روز شود و اصطلاحاتی که در نظام حقوقی ما جایگاهی ندارند از قانون حذف گردند. البته همه اینها مشروط است بر اینکه قانونی جامع و کامل با استفاده از متخصصان فن وضع گردد و با هر تغییر و تحولاتی به سادگی دچار تزلزل و دگرگونی نگردد.

از میان اعضای دادگاه های بدوی یک عضو هم از میان کارمندان مطلع می باشد که توسط ریاست محترم سازمان ثبت انتخاب می شود. اگر در این مسئله دقت بکنیم درمی یابیم که این عضو دادگاه در تمامی استان ها شخص مدیرکل ثبت می باشد، حال، اگر به مسیر جریان آیین دادرسی انتظامی سردفتران دقت کنیم متوجه این امر می شویم که پس از بازرسی کلی یا رسیدگی به شکوائیه علیه سردفتران و دفتریاران توسط بازرسان ثبت محل یا استان نهایتاً این شخص مدیر کل ثبت می باشد که رسیدگی و اظهارنظر نهایی را برعهده دارد و پس از بلامانع بودن گزارش بازرسی برای کارشناسی و رسیدگی به امور اسناد سازمان ثبت ارسال می گردد.

سؤالی که پیش می آید این است که آیا شخصی که در پرونده یک بار اظهار نظر می کند برای بار دوم نیز می تواند به همان پرونده رسیدگی و نسبت به آن اظهارنظر نماید ؟

این موضوع طبق ماده 208 آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس می باشد.

ایراد دیگری که وارد شده این است که شرط سابقه شغلی لازم برای عضویت در دادگاه انتظامی 15 سال قید شده است، در حالی که در ماده 12 قانون دفاتر اسناد رسمی شرط عضویت در هیأت مدیره کانون حداقل ده سال سابقه شغل سردفتری می باشد و از آنجایی که یکی از شرایط عضویت در دادگاه تجدیدنظر انتظامی توسط سردفتران عضویت در هیأت مدیره می باشد ناگزیر در این خصوص مقررات دچار تعارض و دوگانگی گردیده است و ممکن است تمامی اعضاء هیأت مدیره و کانون کمتر از 15 سال سابقه شغلی داشته باشند، لذا با توجه به قانون شرط مدت سابقه شغلی لازم برای عضویت در دادگاه خواهند بود و در نتیجه دادگاه تجدیدنظر انتظامی تشکیل نخواهد شد

زیرا یکی از اعضای دادگاه هیأت مدیره کانون سردفتران می باشد و بنابراین یکی از مواردی که نیاز به اصلاح در آن احساس می شود همین مورد اخیر می باشد.

دادگاه بدوی در مرکز استان ها و تجدیدنظر در تهران است و این مسئله باعث بروز مشکلاتی گردیده از جمله آنکه امکان حضور سردفتر در مقام دفاع از خود و یا پیگیری پرونده به سادگی میسر نمی باشد و سردفتر یا دفتریار متحمل هزینه زیاد و سرگردانی می گردند.

بهتر بود که همانند محاکم دادگستری یا مالیاتی، مراجع تجدیدنظر نیز در استان ها تأسیس می گردید و با توجه به حجم پرونده ها در مرکز (مرجع تجدیدنظر) شورا یا مرجعی مانند شورای عالی مالیاتی تشکیل گردد و پرونده ای را که دادگاه تجدیدنظر استان ها اظهارنظر نموده و نیز احکام قطعیت یافته این شورا یا مرجع مربوط به این آراء از باب شکلی که مطابق با قوانین و مقررات و رعایت آیین نامه می باشد، بررسی نماید و در صورت نقض رأی دادگاه تجدیدنظر پرونده جهت بررسی بیشتر به شعبه هم عرض اگر در آن استان موجود باشد و اگر نباشد به نزدیک ترین استان همجوار ارجاع گردد.

البته این دادگاه ها (بدوی و تجدیدنظر) در سال های اخیر از لحاظ موقعیت جایگاه مناسب تری یافته اند که همین مسأله صاحب نظران و مسئولین عالی رتبه و دانش پژوهان حقوق ثبت را بر آن داشته که از جهت اصلاح و بهبود این مراجع دست به اقدامات مؤثری بزنند.

بیشتر بخوانید:

شکوائیه چیست ؟ تفاوت شکوایه با دادخواست چه می باشد ؟

فرجام‌خواهی چیست ؟ معرفی انواع فرجام خواهی

دادسرای فرهنگ و رسانه کجاست و چه وظایفی دارد ؟


این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (3 رای)  
  • منبع
  • .notary.ir
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است