دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۱ خرداد ۱۴۰۱ برابر با ۲۰ شوّال ۱۴۴۳ قمری و ۲۲ مه ۲۰۲۲ میلادی
یک عمر گدایی می‌کند که یک روز به گدایی نیفتد یعنی چی؟
12
جمعه, ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۲:۴۹
دانشمندان و زبان‌شناسان نامدار هنوز تعریفی جامع و کامل برای کلمهٔ ضرب‌المثل نیافته‌اند. گرچه در این راستا تحقیقات بسیار ارزشمندی صورت گرفته و تفاسیر معتبری نیز ارائه شده‌است.

روزی روزگاری، پرنده‌ای بود که نسبت به همه‌ی پرنده‌ها، حیوانات و موجودات متفاوت بود. در حقیقت موجودات دیگر صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدند، به دنبال پیدا کردن غذا می‌رفتند تا سیر شوند. مثلا" یکی دنبال دانه می‌گشت، یکی دنبال شکار می‌رفت و یکی دنبال گیاه و خلاصه از این طریق روزگارشان را می‌گذراندند.

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

اما پرنده‌ی داستان ما نه دانه خوار بود، نه علف خوار ونه گوشت خوار. این پرنده فقط آب می‌خورد. با این حساب باید پرنده‌ی آب خوار موجودی بی غم و غصه می‌بود؛ چرا که بیشتر سطح کره‌ی زمین را آب گرفته و اگر دانه و گیاه در اثر خشکسالی کم شود، آب هست. آب اگر این جا نباشد، آن جا هست. پرنده هم بال پرواز دارد و به هر کجا که آب و آبادانی باشد، کوچ می‌کند.

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

پرنده‌ی قصه‌ی ما فرق دیگری هم با موجودات دیگر داشت. فرق دیگرش این بود که همیشه می‌ترسید آب‌ها همه بخار شود و او بی آب بماند. این پرنده همیشه کنار دریاها و رودخانه‌ها زندگی می‌‌کرد تا به آب دسترسی داشته باشد؛ اما همیشه‌ی خدا هم تشنه بود و آب نمی‌خورد.

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

حتما" می‌پرسید چرا آب نمی‌خورد؟چون می‌ترسید با آب خوردن او آبهای جهان تمام شود و او از تشنگی بمیرد. هرچه پرنده‌های دیگر به او می‌گفتند و نصیحتش می‌کردند که چرا این قدر به خودت رنج می‌دهی و از ترس تمام شدن آبها تشنگی را تحمل می‌کنی، به گوشش می‌رفت که نمی‌رفت. وقتی به آب می‌رسید، یک قلپ بیشتر نمی‌خورد و می‌ترسید اگر یک دل سیر آب بخورد و شکمی از عزا در آورد، آب دریاچه تمام بشود. سال‌های سال پرنده‌های آب خوار، کم‌‌تر از آن چه که نیاز داشتند، آب نوشیدند و روز به روز ضعیف‌تر و ناتوان‌تر شدند و تعدادشان کم و کم‌تر شد.

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

پرنده‌ی قصه‌ی ما که می‌دید تعداد هم نوعانش سال به سال کمتر می‌شود، به فکر چاره افتاد؛ اما به جای این که به همه بگوید هر چقدر که دل‌تان می‌خواهد آب بخورید تا زنده بمانید، به پرنده‌های دیگر گفت: «از این به بعد باید باز هم کمتر آب بخوریم. من فکر می‌کنم که نگرانی تمام شدن آب باعث مرگ و میر همنوعان ما شده است؛ اگر کمتر آب بخوریم، نگرانی کم‌تر می‌شود.» یکی از پرنده‌ها گفت: «کاش کاری می‌کردیم که پرندگان و خزندگان و موجودات دیگر هم کمتر آب بخورند. آن‌ها که مثل ما فکر نمی‌کنند؛ می‌ترسم با این زیاده روی که در آب خوردن دارند، روزی برسد که آن‌ها تمام آبهای دنیا را خورده باشند و ما پرندگان آب خوار از تشنگی بمیریم.»

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

پرنده‌ی قصه‌ی ما گفت: «گل گفتی. از فردا راه می‌افتیم و به همه‌ی موجودات زنده التماس می‌کنیم که مثل ما رعایت کنند و کمتر آب بنوشند.»

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

کلاغی که روی شاخه‌ی درختی نشسته بود و حرف‌های آن‌ها را می‌شنید، به میان پرنده‌ها پرید و گفت: «شما یک عمر کم می‌خورید که مبادا روزی دچار کم آبی بشوید و مجبور باشید کم آب بنوشید؛ به همین دلیل روز به روز از تعدادتان کم‌تر می‌شود. قصه‌ی شما مثل قصه‌ی آن آدم‌هایی است که یک عمر گدایی می‌کنند، که یک روز به گدایی نیفتند.» به هر حال پرنده‌ها به حرف‌های کلاغ توجهی نکردند؛ به همین دلیل امروزه نسل‌شان از زمین برچیده شده و دیگر پرنده‌ای به نام پرنده‌ی آب خوار وجود ندارد.

ضرب المثل / یک عمر گدایی میکند که یک روز به گدایی نیفتد

کاربرد ضرب المثل : از آن روزگار به بعد وقتی به کسی می‌رسیم که پول دارد و از ترس فقیر شدن خرج نمی‌کند یا به کسی که یک عمر چشمش به دست این و آن است تا پولی بگیرد و فقط پس انداز کند، می‌گوییم: «یک عمر گدایی می‌کند، که یک روز به گدایی نیفتد.»



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.2 از 5 (12 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی